كتیر سراب بود. یعنی زمین که شورستان بود و سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور آب نماید، منطقی گوید:
چون زمین کتیر کو از دور
همچو آب آید و نباشد آب.
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟ شرح معنای قطعه
- کتیر / کثیر: واژهای که در متون کهن به معنی زمین شورهزار و سخت آمده است. برخی پژوهشگران آن را با ریشههای کهن ایرانی مرتبط دانستهاند، اما به طور مشخص در فرهنگهای لغت فارسی به عنوان زمین بیحاصل و شورهزار ثبت شده است.
- شورستان: ترکیبی از «شور» (پارس میانه: $šōr$ به معنای شور و نمکین) پسوند مکانساز «ستان». ریشه در ایرانی باستان دارد.
- زمین: از پهلوی $zamīg$ و پارسی باستان $zūmā-$ یا مشتقات آن، از ریشه هندواروپایی *gʰem- (زمین، خاک).
- آب: از پهلوی $āb$ و پارسی باستان āp- (اوستایی $āp-$).
- چون: ادات تشبیه در فارسی دری که ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد.
- آب: 𐭠𐭯 (نگارش هزوارش یا املای تاریخی: پیشوند و واژه با حروف $ʾp$)
- زمین: 𐭦𐭬𐭩𐭪 (z-m-y-k)
- شور: 𐭱𐭥𐭫 (š-w-l)
- آب ($āp-$): 𐎠𐎱 (a-p)
- زمین ($zam-$): 𐎫𐎶 (z-m)
//////////
کتیر. [ ک َ / ک ُ ] (اِ) سراب یعنی زمین شورستان که سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور مانند آب نماید. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). سرآب (فرهنگ جهانگیری ). شوره زمینی باشد که در صحراها از دور مانند آب نماید. (برهان ). سرآب و به بای موحده است مرادف کویر نه به تاء. (فرهنگ رشیدی ). سرآب و شوره زمینی که از دور آب نماید. (ناظم الاطباء) :
چون زمین کتیر کو از دور
همچو آب آید و نباشد آب.
در نظر آمد جهان مثل کتیر
می رود عمر گرامی همچو تیر.
|| زمین شوره . (برهان ). زمین شوره و بی ثمر. (ناظم الاطباء). کتیم . رجوع به کتیم شود. || نوعی از قماش . (برهان) (ناظم الاطباء).
