۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

كتیر سراب بود. یعنی زمین که شورستان بود و سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور آب نماید، منطقی گوید: چون زمین کتیر کو از دور همچو آب آید و نباشد آب.

 كتیر سراب بود. یعنی زمین که شورستان بود و سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور آب نماید، منطقی گوید:

چون زمین کتیر کو از دور

همچو آب آید و نباشد آب.

مطلوب است  شرح معانی این قطعه و  لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟         شرح معنای قطعه

بیت نقل‌شده تعریفی تمثیلی و منطقی از پدیده «سراب» است. «کتیر» (یا کثیر در برخی نسخ) در لغت به معنای زمین شوره‌زار، سپید و فاقد گیاه است که انعکاس نور خورشید در آن از فاصله دور خطای دید ایجاد می‌کند؛ به گونه‌ای که رهگذر از دور آن را به شکل آب روان می‌پندارد، در حالی که در حقیقت هیچ آبی وجود ندارد. منطقیون و حکما از دیرباز این تمثیل را برای نشان دادن فریبندگی ظاهری جهان مادی و تفاوت میان «پندار» و «واقعیت» به کار برده‌اند؛ یعنی هرآنچه از دور زیبا و فریبنده به نظر می‌رسد، لزوماً حقیقت ندارد.

بررسی لغات و ریشه‌شناسی پیشااسلامی

  • کتیر / کثیر: واژه‌ای که در متون کهن به معنی زمین شوره‌زار و سخت آمده است. برخی پژوهشگران آن را با ریشه‌های کهن ایرانی مرتبط دانسته‌اند، اما به طور مشخص در فرهنگ‌های لغت فارسی به عنوان زمین بی‌حاصل و شوره‌زار ثبت شده است.

  • شورستان: ترکیبی از «شور» (پارس میانه: $šōr$ به معنای شور و نمکین) پسوند مکان‌ساز «ستان». ریشه در ایرانی باستان دارد.

  • زمین: از پهلوی $zamīg$ و پارسی باستان $zūmā-$ یا مشتقات آن، از ریشه هندواروپایی *gʰem- (زمین، خاک).

  • آب: از پهلوی $āb$ و پارسی باستان āp- (اوستایی $āp-$).

  • چون: ادات تشبیه در فارسی دری که ریشه در زبان‌های ایرانی میانه دارد.

نگارش واژگان بر اساس خطوط پیشااسلامی

در خط پهلوی کتابی (متداول در دوره ساسانی)، واژگان کلیدی این قطعه به شرح زیر نگارش می‌شوند (توجه داشته باشید که خط پهلوی از راست به چپ نوشته شده و دارای حروف هم‌نویس است):

  • آب: 𐭠𐭯 (نگارش هزوارش یا املای تاریخی: پیشوند و واژه با حروف $ʾp$)

  • زمین: 𐭦𐭬𐭩𐭪 (z-m-y-k)

  • شور: 𐭱𐭥𐭫 (š-w-l)

در خط پارس باستان (خط میخی کتیبه‌های هخامنشی):

  • آب ($āp-$): 𐎠𐎱 (a-p)

  • زمین ($zam-$): 𐎫𐎶 (z-m)

               

//////////

کتیر. [ ک َ / ک ُ ] (اِ) سراب یعنی زمین شورستان که سپید نماید و در او نبات رسته نبود و از دور مانند آب نماید. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ). سرآب (فرهنگ جهانگیری ). شوره زمینی باشد که در صحراها از دور مانند آب نماید. (برهان ). سرآب و به بای موحده است مرادف کویر نه به تاء. (فرهنگ رشیدی ). سرآب و شوره زمینی که از دور آب نماید. (ناظم الاطباء) :
چون زمین کتیر کو از دور
همچو آب آید و نباشد آب.

منطقی.


در نظر آمد جهان مثل کتیر
می رود عمر گرامی همچو تیر.

حکیم فرزدق (از فرهنگ جهانگیری).


|| زمین شوره . (برهان ). زمین شوره و بی ثمر. (ناظم الاطباء). کتیم . رجوع به کتیم شود. || نوعی از قماش . (برهان) (ناظم الاطباء).