۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

کاچار آلات باشد از آن خانه و هر چیز، نجیبی گوید: اکنون سور است و مردم آید بسیار کار شگرف است و صحن ساخته کاچار

 کاچار  آلات باشد از آن خانه و هر چیز، نجیبی گوید:

 اکنون سور است و مردم آید بسیار

 کار شگرف است و صحن ساخته کاچار

مطلوب است  شرح معانی این قطعه و  لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟   

   معنی و مفهوم بیت

«کاچار» در اینجا به معنی اسباب، ساز و برگ، آلات، و ادوات خانه و زندگی آمده است. شاعر می‌گوید: اکنون هنگام جشن و سرور است و مهمانان و مردم بسیار می‌آیند؛ کار بزرگ و مهمی در پیش است و حیاط خانه با اسباب و لوازم لازم آماده و آراسته شده است.

ریشه شناسی و واژه‌شناسی (پیشا اسلامی)

  • کاچار (Kāčār / Kāčāl): ریشه در زبان‌های ایرانی میانه (مانند پارتی یا پهلوی ساسانی) دارد و به معنای ابزار، سازوبرگ خانه، مال و منال، یا اسباب و اثاثیه آمده است. در برخی فرهنگ‌ها نیز به معنای آماده‌سازی و سامان دادن به کارها ثبت شده است.

  • سور (Sūr): واژه‌ای اصیل ایرانی از زبان پارسی میانه (sūr) به معنای جشن، مهمانی، و شادی است که در پارسی باستان نیز ریشه‌های کهن دارد.

  • شگرف (Šagraf): از واژه‌های کهن ایرانی است که در زبان‌های ایرانی میانه به معنای بزرگ، عظیم، عجیب، و کار بزرگ به کار رفته است.

  • صَحْن (Sahn): واژه‌ای عربی (حیاط، میان‌سرا) که در شعر فارسیِ پس از اسلام برای جایگزینی یا همراهی با واژه‌های کهن نشسته است.

نگارش واژگان منتخب به خطوط پیشا اسلامی

1. خط پهلوی کتابی (سیسانی / کتیبه‌ای)
در خط پهلوی (که برای نوشتن پارسی میانه به کار می‌رفت)، واژه‌ها غالباً به صورت هزوارش یا با املای تاریخی نوشته می‌شدند:

  • واژه سور (Sūr): 𐭎𐭅𐭫 (swl / sūr)

  • واژه کار (Kār): 𐭪𐭠𐭫 (kār)

2. خط پارسی باستان (خط میخی هخامنشی)
برای واژگانی که ریشه در دوران باستان دارند (مانند کار و سور)، شکل احتمالی نگارش با خط میخی پارسی باستان به شرح زیر است:

  • کار (Kār): 𐎣𐎠𐎼 (k-a-r)

  • سور (Sūr): 𐎿𐎢𐎼 (s-u-r)

                  

/////////////////

کاچار. (اِ) آلات باشد از آن خانه و هر چیز. (لغت فرس اسدی). آلات هر چیز باشد. (اوبهی). اسباب خانه را گویند. (جهانگیری). آلات و ادوات و ضروریات و مایحتاج خانه را گویند از هر چیز که باشد. (برهان):
اکنون سور است و مردم آید بسیار
کار شگرف است و صحن ساخته کاچار.

نجیبی.


تا میان بسته اند پیش امیر
در تک و تاز کار و کاچارند.

ناصرخسرو.


نگه کن شگفتی بمستان بستان
که هریک چه بازار و کاچار دارد!

ناصرخسرو.


اصل جنبش چرا نگوئی چیست؟
چون نجوئی که این چه کاچار است؟

ناصرخسرو.


در طلب آنچه نیاید بدست
زیر و زبر کردی کاچار خویش.

ناصرخسرو.


این دیو هزیمتی است زینجادر
منگر تو بدانکه ساخت کاچاری .

ناصرخسرو (دیوان ص 469).


و رجوع به کاچال شود.