کاچار آلات باشد از آن خانه و هر چیز، نجیبی گوید:
اکنون سور است و مردم آید بسیار
کار شگرف است و صحن ساخته کاچار
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
معنی و مفهوم بیت
- کاچار (Kāčār / Kāčāl): ریشه در زبانهای ایرانی میانه (مانند پارتی یا پهلوی ساسانی) دارد و به معنای ابزار، سازوبرگ خانه، مال و منال، یا اسباب و اثاثیه آمده است. در برخی فرهنگها نیز به معنای آمادهسازی و سامان دادن به کارها ثبت شده است.
- سور (Sūr): واژهای اصیل ایرانی از زبان پارسی میانه (sūr) به معنای جشن، مهمانی، و شادی است که در پارسی باستان نیز ریشههای کهن دارد.
- شگرف (Šagraf): از واژههای کهن ایرانی است که در زبانهای ایرانی میانه به معنای بزرگ، عظیم، عجیب، و کار بزرگ به کار رفته است.
- صَحْن (Sahn): واژهای عربی (حیاط، میانسرا) که در شعر فارسیِ پس از اسلام برای جایگزینی یا همراهی با واژههای کهن نشسته است.
- واژه سور (Sūr): 𐭎𐭅𐭫 (swl / sūr)
- واژه کار (Kār): 𐭪𐭠𐭫 (kār)
- کار (Kār): 𐎣𐎠𐎼 (k-a-r)
- سور (Sūr): 𐎿𐎢𐎼 (s-u-r)
/////////////////
کاچار. (اِ) آلات باشد از آن خانه و هر چیز. (لغت فرس اسدی). آلات هر چیز باشد. (اوبهی). اسباب خانه را گویند. (جهانگیری). آلات و ادوات و ضروریات و مایحتاج خانه را گویند از هر چیز که باشد. (برهان):
اکنون سور است و مردم آید بسیار
کار شگرف است و صحن ساخته کاچار.
تا میان بسته اند پیش امیر
در تک و تاز کار و کاچارند.
نگه کن شگفتی بمستان بستان
که هریک چه بازار و کاچار دارد!
اصل جنبش چرا نگوئی چیست؟
چون نجوئی که این چه کاچار است؟
در طلب آنچه نیاید بدست
زیر و زبر کردی کاچار خویش.
این دیو هزیمتی است زینجادر
منگر تو بدانکه ساخت کاچاری .
و رجوع به کاچال شود.
