۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

سیار کشکینه بود، دقیقی گوید: روستایی زمین چو کرد شیار گشت عاجز که بود بس ناهار برد حالی زنش از خانه بدوش گرده چند و کاسه ای دو سیار.

 سیار  کشکینه بود، دقیقی گوید:

 روستایی زمین چو کرد شیار 

 گشت عاجز که بود بس ناهار  

  برد حالی زنش از خانه بدوش

گرده چند و کاسه ای دو سیار

مطلوب است  شرح معانی این قطعه و  لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟

         شرح و معنی قطعه


این بیت‌ها از ابیات منتسب یا منسوب به «ابومنصور محمد بن احمد دقیقی طوسی» (شاعر بزرگ قرن چهارم) است که در آن‌ها به یکی از رسم‌ها یا غذاهای سنتی یا وضعیت معیشتی روستاییان اشاره دارد.

  • روستایی زمین چو کرد شیار: هنگامی که دهقان و روستایی زمین کشاورزی خود را شخم زد و خط شیارهای کشت را آماده کرد.

  • گشت عاجز که بود بس ناهار: از فرط کار و گرسنگیِ وقتِ ناهار (یا طولانی بودن زمان کار و سختی آن) ناتوان و درمانده شد.

  • برد حالی زنش از خانه بدوش / گرده چند و کاسه‌ای دو سیار: همسرش بلافاصله مقداری نان (گرده) و یکی دو کاسه از غذایی به نام «سیار» یا «کشکینه» را برای او به مزرعه آورد.

بررسی لغات باستانی و پیشا اسلامی

  • کشکینه (یا کشک و گسکن): غذایی سنتی و مقوی است که از جواندن یا خیساندن کشک با بلغور یا آرد در آب یا دوغ تهیه می‌شود. ریشه این واژه به زبان‌های ایرانی میانه (پهلوی ساسانی یا اشکانی) بازمی‌گردد که پسوند «ـین» یا «ـینه» برای ساخت صفت نسبی یا اسم ابزار/غذا به کار رفته است.

  • ناهار: در اصل «نهاهار» یا «نیهار» در پارسی میانه (پهلوی) به معنای وعده غذایی روزانه یا غذای میان‌وعده نیمه‌روز است که از پیشوند منفی‌ساز یا جهت‌دار و واژه مربوط به خوردن گرفته شده است.

  • گرده: به معنای قرص نانِ گرد. ریشه در پهلوی دارد و صفت فاعلی یا وصفی برای اشیای مدور است.

  • سیار: در اینجا نام نوعی غذا (احتمالاً آش یا خوراک رقیق سنتی) است که ریشه در واژگان کهن ایرانی دارد و امروزه نیز در برخی گویش‌های محلی حفظ شده است.

معادل‌نویسی واژه‌های پارسی با خط پهلوی (کتیبه‌ای / کتابی)

برای نگارش واژه‌های برگزیده این قطعه به خط پهلوی (خط پهلوی کتابی متأخر یا ساسانی)، آوانگیسی و نویسه‌گردانی آن‌ها به شرح زیر است:

  • روستایی (Rōstāgīg): 𐭥𐭫𐭮𐭲𐭠𐭪𐭩𐭪 (ر و س ت ا ک ی ک)

  • زمین (Zamīg): 𐭦𐭬𐭩𐭪 (ز م ی ک)

  • زن (Zan): 𐭦𐭭 (ز ن)

  • خانه (Khānag): 𐭧𐭠𐭭𐭪 (ح ا ن ک / خ ا ن ک)
ناهار به معنی گرسنه و چاشت ناکرده است.

درست است؛ نکته بسیار دقیقی را اشاره فرمودید. در متون کهن و ادبیات پارسی باستان و میانه، واژه «ناهار» (یا به تلفظ دقیق‌تر کهن نه‌هار / نیهار) بر خلاف کاربرد امروزی‌اش که به معنای وعده غذایی نیم‌روز است، در اصل ترکیبی از «نـ» (پیشوند منفی‌ساز) و «هار» (از ریشه اوستایی خار یا خوردن) بوده و به معنای «ناخورده»، گرسنه، و کسی است که هنوز چاشت یا غذایی نخورده است.

در بیت دقیقی نیز منظور از «که بود بس ناهار»، این است که مرد روستایی به خاطر کار سنگین شخم‌زنی، به شدت گرسنه و ناهارنخورده (چاشت‌ناکرده) شده بود و توان خود را از دست داده بود. همسرش نیز با آوردن «گرده و کاسه‌ای دو سیار (کشکینه)» آمد تا این گرسنگی و درماندگی را برطرف کند.

////////////

سیار. (اِ) کشکینه بود. (اوبهی) (ناظم الاطباء). کشکینه و آن نانی باشد که از آرد جو و آرد باقلا و ارزن پزند. (برهان). نانی که از جو و باقلا و گاورس پزند. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج):
روستایی زمین چو کردشیار
گشت عاجز که بود بس ناهار
برد حالی زنش ز خانه بدوش
گرده ای چند و کاسه ای دو سیار.

دقیقی (از لغت فرس اسدی ص 155).


|| اسباب خانه . (ناظم الاطباء). || اسبابی که بدان شراب و یا روغن میفشارند. (ناظم الاطباء).