قُزدارنام شهری است در حد هند، نجیبی گوید:
هر چه بعالم دغا و مسخره بوده است.
از حد فرغانه تا بغزنی و قزدار
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
شرح معانی قطعه
این بیت طنزگونه و هجوآمیز، جغرافیای گستردهای از جهان اسلامِ سنتی را در بر میگیرد و به انتقاد یا تمسخر اخلاقی مردمان آن دیار میپردازد. شاعر (نجیبی) با زبانی گزنده بیان میکند که تمامی افراد فریبکار، دغاباز، دلقک و مسخرهطبع عالم، از مرزهای دوردست فرغانه (در آسیای میانه) گرفته تا غزنی (در افغانستان کنونی) و قزدار (در جنوب بلوچستان/پاکستان امروزی)، گرد هم آمده و این محدوده پهناور را انباشتهاند.
بررسی لغات و ریشههای پیشااسلامی
- فرغانه (Fergana): نام ناحیهای باستانی و تاریخی در آسیای میانه (دره فرغانه). ریشه این نام به زبانهای ایرانی باستان و سغدی بازمیگردد که به معنای «دره فراخ» یا منطقهای دارای شکوه و آبادی است.
- غزنی (Ghazni): شهری باستانی که ریشه نام آن به دوران پیش از اسلام و زبانهای ایرانی باستان (پهلوی یا زبانهای باستانی آریایی شرق فلات) میرسد و احتمالاً با واژههای مرتبط با گنج، دژ یا آبادی استحکامیافته پیوند دارد.
- قزدار (Khuzdar): شهری تاریخی در بلوچستان که ریشه نام آن در زبانهای ایرانی باستان یا بومیان کهن منطقه ریشه دارد. پسوند «دار» پسوندی است فارسی برای دارندگی و مکان.
- جهان/عالَم: واژه «جهان» از پارسی میانه (jahān) و پارسی باستان (gāθa- یا ریشههای اوستایی gātu- به معنای جایگاه و هستی) به یادگار مانده است.
- دغا: واژهای که در زبانهای ایرانی برای فریب و نیرنگ بهکار میرود و ریشهای کهن در زبانهای ایرانی میانه دارد.
نگارش واژگان منتخب به خط پهلوی (کتابی / ساسانی)
- جهان (Jahān): 𐭩𐭧𐭠𐭭 (چون خط پهلوی الفبای صامتمحور است، به صورت yhʾn نوشته میشود).
- دغا (Daghā - فریب): 𐭣𐭢𐭠 (به صورت dgʾ ثبت میشود).
- شهر (Shahr): 𐭱𐭧𐭥 (به صورت šḥr نوشته میشود).
کدام بخش از این جغرافیای تاریخی یا ریشهشناسی واژگان را تمایل دارید بیشتر بررسی کنیم؟
/////////////
قزدار. [ ق ُ ] (اِخ ) شهری است در حدود هندوستان. (برهان). از نواحی هند است، و آن را قصدار نیز خوانند، و تا بُست هشتاد فرسنگ فاصله دارد. مردم آن عموماً صالح اند و دارای عادات و اخلاق پسندیده هستند. جماعتی از محدثان به این ناحیه منسوبند. (از معجم البلدان ) (اللباب فی تهذیب الانساب ). رجوع به قزداری شود.
تصحیح جغرافیایی و تاریخی
منطقه قزدار (یا قصدار) برخلاف پندار مؤلف برهان قاطع در داخل مرزهای هند قرار ندارد، بلکه از توابع ایالت تاریخی سند یا همان بلوچستان امروزی (در جنوب غربی پاکستان) به شمار میرفته است. در متون جغرافیانویسان مسلمان دوره اسلامی مانند ابن حوقل، مقدسی و استخری، قزدار مرکز و پایتخت ناحیه تورجان یا توران در مرز میان زابلستان، سند و کرمان ذکر شده است.
فاصله تا بست
مسافت هشتاد فرسنگی میان قزدار و بست (شهر تاریخی در نزدیکی لشکرگاه کنونی در جنوب افغانستان) با توجه به مسیرهای کاروانی و کوهستانی آن روزگار، تخمینی کاملاً درست و منطقی برای طی طریق بین این دو مرکز مهم حکومتی در حوزه مرزی شرقی تمدن ایرانی-اسلامی است.
نامهای دیگر و شکل نوشتاری
- قصدار: شکل معرب یا ضبط کاتبانه نام قزدار است که در برخی نسخ خطی قدیمی کتب لغت و جغرافیا به کار رفته است.
- توران: نام کلانتری که قزدار در آن واقع بوده و نباید با تورانِ شاهنامه در اساطیر ایرانی (مواقع ماوراءالنهر) اشتباه گرفته شود.
