شدیار زمین کار کرده که تخم کارند در او، عنصری گوید: بزخم پای ایشان کوه دشت است
بزخم یَشك ایشان دشت شدیار
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
شرح و معنی ابیات
این قطعه شعر که به سبک شعرای حماسی یا تعلیمی کهن سروده شده، به توصیف کار سخت کشاورزان و شخم زدن زمینهای سخت و سنگلاخ با ابزارهای سنتی میپردازد.
- بزخم پای ایشان کوه دشت است: در اثر فشار و ضربات پاهای آنان (یا چهارپایانشان)، زمینهای ناهموار و کوهستانی هموار و مانند دشت مسطح میگردد.
- بزخم یَشک ایشان دشت شدیار: بر اثر ضربه و فشار ابزار شخمزنی (یشک) آنها، دشت و بیابان زیرورو شده و آماده کشت (شدیار) میگردد.
بررسی لغات باستانی و پیشا اسلامی
- شدیار (Shadyār): واژهای کهن به معنای زمین شخمزده، شیارکرده و آماده کشت. ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد.
- یشک (Yeshak): واژهای اصیل و باستانی (احتمالاً ایرانی میانه یا تاتاری/پهلوی) که در متون کهن به نوعی ابزار کشاورزی، گاوآهن یا شاخهای آهنین یا چوبی برای شکافتن زمین و شخم زدن اطلاق میشود.
- کوه و دشت: واژههای اصیل ایرانی (دری/پهلوی) که ریشه در زبانهای باستانی ایرانی دارند.
نگارش واژگان برگزیده به خط پهلوی (کتابی / ساسانی)
خط پهلوی ساسانی (کتابی) خطی است از راست به چپ که برای نوشتن زبان فارسی میانه استفاده میشده است. در اینجا واژگان کلیدی این قطعه به خط و آوانویسی پهلوی برگردانده شدهاند:
- شدیار (Šadyār):
- آوانویسی پهلوی:
šdyʾl - شکل تقریبی: 𐭱𐭣𐭩𐭠𐭫
- یشک (Yešak / Yišk):
- آوانویسی پهلوی:
yšbkیاyšg
- کوه (Kōh):
- آوانویسی پهلوی:
kwp(به صورت هُزوارش نوشته شده و کوه خوانده میشود) - شکل تقریبی: 𐭪𐭥𐭯
- دشت (Dašt):
- آوانویسی پهلوی:
dšt - شکل تقریبی: 𐭣𐭱𐭕
