سِنِمّار یا سِنمار بهمعنای "سیمرغ آفتاب"، نام یک معمار رومی - ایرانی بود که قصر خُوَرنَق (در یکمایلیِ شمال نجف، کشور عراق کنونی، در میانرودان) را به دستور نُعمانِ یکم، پسر امرؤالقیس دوم (معروف به «نعمان اَعوَر»، از شاهان لخم) در حیره برای پذیرایی از یزدگرد اول ساسانی ساخت. گفتهاند که او قصر خورنق را چنان ساختهبود که در ساعات مختلف روز رنگ عوض میکرد: صبح کبودرنگ بود، در نیمروز سفید میشد و هنگام عصر زرد.
باستانی پاریزی درباره وی گفته است که[۱]:
"این مهندس سنمار که من میشناسم بهقول معمارها خورشیدگرا، و «خورکار» بوده -یعنی با نور خورشید در ساختمانهای خود بازی میکرده است- مگر نه این است که در ساعات مختلف روز، نور خورشید، بر ساختمان او رنگهای گوناگون بهوجود میآورده؟"
نعمان، برای آنکه سِنمار کاخی شبیه یا بهتر از آن برای دیگری نسازد، دستور داد تا او را از بالای کاخی که خود ساختهبود به زمین انداختند. ازاینرو، «جزای سنمار» (پاداش سنمار) در عربی ضربالمثل شدهاست؛[۲] چنانکه در اشعار برخی شاعران فارسی، از جمله اسدی طوسی، نیز جلوه کردهاست:
| بخششِ خورشید تام باشد اَز عمر | گر بکُشندم بهسانِ سنجر و سِنمار |
بهرام بیضایی نیز نمایشنامهای به نام مجلس قربانی سنمار دربارهٔ سرگذشت سنمار نوشته است.
منابع
- مدخل سنمار بایگانیشده در ۲۴ دسامبر ۲۰۲۴ توسط Wayback Machine در لغتنامهٔ دهخدا.
منابع
- باستانی پاریزی، محمدابراهیم (۱۳۸۲). کاسه کوزه تمدن. تهران: علم. ص. ۱۰۴. شابک ۹۶۴-۴۰۵-۱۱۱-۴.
- «جزاء سنمار». الحكمة (به عربی). ۲۰۲۱-۰۴-۰۲. بایگانیشده از اصلی در ۱۱ مه ۲۰۲۱. دریافتشده در ۲۰۲۱-۰۵-۱۱.
///////////////
سدیر. [ س ِ / س َ ] (اِخ ) نهری است و گویند قصری است و آن معرب است و اصل آن بفارسی «سه دله » یعنی در آن قبه های متداخل است ، و ابومنصور از قول لیث گوید نهری است به حیره و ابن السکیت بنقل از اصمعی گوید سدیر فارسی است و اصل آن «سه دل » است یعنی در آن سه قبه ٔ متداخل است و همانست که امروز مردم آن را «سدلی » (بکسر اول و دوم و سوم مشدد) گویند. عرب آن را تعریب کرده «سدیر» گفتند. عمرانی گوید سدیر موضعی است معروف به حیره و گوید سدیر نهری است و گویند قصری است نزدیک خورنق که نعمان اکبر آن را برای یکی از ملوک عجم (بهرام پنجم ) اتخاذ کرد. (معجم البلدان ). و رجوع کنید به المعرب جوالیقی صص 187 - 188. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). سدیر و خورنق که ذکر آن در اشعار و اسمار و افواه مشهور است که کوشک بوده است در آنجا نعمان بن منذر جهت بهرام گور ساخته اطلالش برجاست و عمارتی بس عالی بوده است و شاعری در حق او گفته است:
و بنت مجدها قبائل قحطا-
ن و اقوالهابه بهرام جور
و بایوانه الخورنق فیهم
عرفوا رسم مکلهم و السدیر.
نام کوشکی . (منتهی الارب).
مخفف سه دیر است و آن عمارتی بود که نعمان بن منذر بجهت بهرام گور ساخته بود و گویند معرب سه دیر است . (برهان ) (آنندراج ) :
کار جهان به دست یکی کاروان سپرد
تا زو جهان همه چو خورنق شد و سدیر.
آن همه یک دو سه دیر غمدان
نه سدیر است و نه غمدان چه کنم.
بر سدیر خورنق از هر باب
بیتهایی روانه گشت چو آب.
//////////////
سِنمارمردیست که برای نعمان بن منذر سِدیر بساخت و نعمان او را از پشت آن سِدیر بزیر انداخت تا مانند آن جای دیگر بنا نکند، شعر:
بخشش خورشید تام باشدم از عمر
گر بکشندم بسان سنجر (؟) و سنمار
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
شرح معنی قطعه
- سنمار (Sanmār): واژهای با ریشه آرامی/سریانی یا یونانی (از ریشه معماری و سازندگی) که از طریق ادبیات عرب و سپس شعر فارسی وارد زبان شده است و در زمره واژگان دخیلِ سدههای نخستین اسلامی به شمار میرود، اما ریشه در فرهنگ باستانِ میانرودان دارد.
- خورشید (Xورشید / Xuršēd): ریشه در پارسی میانه (Xwaršēd) و اوستایی (Hvarə xšaēta به معنای خورشید تابان). بخش نخست آن «خور» به معنای خورشید و بخش دوم «شید» به معنای درخشان و تابنده است.
- عمر (ʿUmr): واژهای سامی و عربی است که معادل پارسی باستان آن واژگانی چون zrvāna (زمان، روزگار) یا ahyā (زندگی) بوده است.
- خورشید:نگارش به پهلوی: 𐭧𐭥𐭫𐭱𐭩𐭲 (Hwršyt / Xwaršēd)
- عمر (زندگی / زمان):نگارش به پهلوی (با واژه پهلوی میانهی zivišn یا zrvān): 𐭦𐭫𐭥𐭠𐭭 (Zrvān) یا 𐭠𐭩𐭥𐭠𐭭 (در مفهوم زیستن)
(نکته خطی: خط پهلوی خطی است پاره-پیوسته، همآب یا همصدا با حروف غالباً مبهم که واژگان سامی درون متون پهلوی به صورت هزوارش نوشته میشدند، اما واژگان اصیل ایرانی مانند خورشید مستقیماً با حروف نگاشته میشدند.)
///////////
سمنار. [ س ِ ] (اِخ ) نام بنایی بوده رومی که سه دیر و خورنق را او ساخته بود، گویند از نسل سام بن نریمان است و عربان بتقدیم نون بر میم سنمار گویند. (برهان ) (از آنندراج ). معماری که بحکم نعمان بن منذر پادشاه برای بهرام گور قصر خورنق ساخته بود و بعد تمام شدن آن قصر نعمان معمار مذکور را از بالای آن قصر بزیر بیانداخت تا مثلش بجای دیگر نسازد. و به عربی سِنِّمار گویند. (غیاث ) :
سام دستی و نام او سمنار.
کرده شاگردی خرد بدرست
بود سمنارش اوستا و نخست .
/////////////
