۱۴۰۵ شهریور ۱۱, چهارشنبه

لاله سار نام مرغی است خوش آواز، خطیری گوید: پراکنده با مشکدم سنگ خوار خروشان بهم شارك و لاله سار. سار صورتی.

 لاله سار نام مرغی است خوش آواز، خطیری گوید:

  پراکنده با مشکدم سنگ خوار

 خروشان بهم شارك و لاله سار



در فرهنگ‌ها و متون کهن لغت‌شناسی فارسی (مانند حاشیه‌ها و نسخ قدیمی لغت‌نامه‌ها و جنگ‌های شعر)، لاله سار (یا چنان‌که برخی نسخ آورده‌اند لاله سر) به عنوان مرغی خوش‌آواز با سری به رنگ سرخ یا گلگون توصیف شده است. در بیت مذکور از خطیری نیز نام این پرنده در کنار «شارک» (که نوعی مرغ مینا یا سار سیاه‌رنگ سخن‌گوست) آمده است.

نام علمی و تطبیق امروزی:
در میان دسته‌بندی‌های علمی پرندگان ایران و خانواده‌ی ساران (Sturnidae)، گونه‌ای که مشخصه ظاهری برجسته‌ای شبیه به این توصیف داشته باشد سار صورتی (نام علمی: Pastor roseus یا نام قدیمی‌تر Sturnus roseus) است.

  • ویژگی‌ها: این پرنده از خویشاوندان نزدیک سار معمولی است، گله‌های بزرگ تشکیل می‌دهد، پروازی سریع دارد و در ادبیات و نام‌گذاری عامیانه، رنگ بدن و سر و گردن آن (که در برخی آمیزه‌های رنگی پروازی یا در گویش‌های محلی به سرخی و گلگون تعبیر شده) با نام‌هایی نظیر لاله سار یا سار صورتی مطابقت پیدا می‌کند.

  • همچنین با توجه به هم‌نشینی نام آن با «شارک» (مینا/سار) در بیت شعر مورد نظر، مشخص است که این پرنده پیوند نزدیکی با خانواده‌ی ساران داشته است.
////////////////////
لاله سار نام مرغی است خوش آواز، خطیری گوید:
 پراکنده با مشکدم سنگ خوار
خروشان بهم شارك و لاله سار
مطلوب است  شرح معانی این قطعه و  لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟                        

شرح و معنی ابیات
این قطعه بیتی است از شعرای متقدم یا شعری منسوب به متقدمان (که خطیری از آن یاد کرده) و در آن به توصیف طبیعت و پرندگان خوش‌آواز پرداخته شده است.

  • لاله سار: نام مرغی خوش‌آواز و غزل‌خوان است که در ادبیات کهن گاه به زیبایی آواز و رنگ‌ولعابش اشاره شده است.

  • شارک: همان مرغ مینا یا سار است که پرنده‌ای تقلیدگو و خوش‌آواز است.

  • مشکدم سنگ خوار: پرنده‌ای یا توصیفی مربوط به جانوران کوهستان که خوارکننده سنگ و ساکن کوهساران مشکین‌دم یا خوشبوست.

  • معنی کلی بیت: پرندگان کوهستانی سنگ‌خوار و مشک‌دم در کنار هم پراکنده‌اند، و شارک و لاله سار با یکدیگر خروشان و نغمه‌خوان به سر می‌برند.

بررسی لغات و ریشه‌شناسی (پیشااسلامی)

  • لاله سار: مرکب از «لاله» (احتمالاً معرب یا مرتبط با ریشه‌های کهن ایرانی) و پسوند «سار» به معنای دارنده یا شباهت (در پارسی میانه -sāl یا پسوند نسبت و شباهت). خود واژه سار به عنوان نام پرنده ریشه کهن ایرانی دارد.

  • شارک: معرب «شاریق» یا همان «سار / مینا» در زبان‌های ایرانی میانه (پهلوی: šārak یا پارسی باستان / اوستایی ریشه‌های مرتبط با پرندگان سخنگو).

  • سنگ خوار: ترکیبی کاملاً پارسی؛ «سنگ» (در پهلوی sang) و «خوار» (از ریشه پهلوی xwar-, اوستایی xvar- به معنی خوردن).

نگارش واژه‌های پارسی باستان به خط پهلوی (کتابی / ساسانی)
از آنجا که خط «پارتی» یا «پهلوی ساسانی» خطی است که برای زبان‌های ایرانی میانه (پهلوی و پارتی) استفاده می‌شده و خط «پارسی باستان» خط میخی بوده است، واژه‌های کلیدی این قطعه به خط پهلوی ساسانی (کتابی) بدین گونه نگاشته می‌شوند:

  • مرغ (مُرغ): 𐭬𐭥𐭫𐭪𐭠 (m-w-l-k-‘ / mōrx)

  • سنگ: 𐭮𐭭𐭪 (s-n-k / sang)

  • خوار (خورنده): 𐭧𐭥𐭠𐭫 (ḥ-w-‘-l / xwār)

در سیستم خط پهلوی کتابی، واژه‌ها غالباً با املای تاریخی آرامی (هزوارش) یا به صورت صمیمی با حروف پهلوی ساسانی نوشته می‌شوند. خط پهلوی از راست به چپ خوانده می‌شود و دارای حروف پیوسته و ناپیوسته است.

//////////////

سار صورتی پرنده‌ای با ۲۱ سانتیمتر طول، اما با منقار زرد و کوتاه‌تر است که اندکی خمیدگی در نیم نوک بالا دیده می‌شود.  

سار صورتی

همشهری آنلاین: این پرنده از لحاظ شکل ظاهری و حرکاتش شبیه سار معمولی است، گرچه پروازشان اندکی با هم متفاوت است، سر، گردن و جلو سینه، بال‌ها، پوشپرهای زیرین دمگاه ودمش سیاه براق است و کاکل مشخصی دارد که درفصل زاد و ولد در پرنده نر بلندتر است.  

رنگ پر و بال پرنده بالغ در فصل بهار براق‌تر و درخشان‌تر است و در فصل پائیز و زمستان کدرتر و رنگ صورتی وسیاه، اندکی در هم ادغام می‌شوند و حد فاصل رنگ‌ها زیاد مشخص نیست. پرنده‌ای است اجتماعی، رفتارش شبیه سار و اغلب همراه آن دیده می‌شود، بخصوص هنگامیکه در اطراف گله‌های گاو، مشغول تغذیه است.  

پرنده جوان (بدون تاج سر) از جوجه‌های سار به واسطه ساختمان منقار زرد رنگ بی‌رنگی جلو چشم روتنه خاکستری- قهوه‌ای کمرنگ، دمگاه سفید خاکستری و زیر تنه ی سفید چرکی‌اش متمایز می‌شود.  

جوجه سار با پرهای قهوه‌ای تیره منقار مستقیم و سیاه و خط جلو چشم تیره دیده می‌شود. پرنده‌ای اجتماعی است، حتی در هنگام تولید مثل واغلب با سارها به خصوص در اطراف گله‌های گاو درحال تغذیه دیده می‌شود.  

صدای این پرنده شبیه سار است و هنگامی که به صورت گروهی در حال تغذیه است آوازش آهنگین‌تر از سارها همراه با ملودی‌ها مرکب و نوت‌های دلنشین تر شینده می‌شود.  

سار صورتی از در فصل زاد و ولد بیشتر از حشراتی چون ملخ و سنجاقک ودیگربند پایان و نرم تنان تغذیه می‌کند و برای تکمیل رژیم غذایی از دانه‌ها و طیف وسیع تری از میوه‌ها از جمله گیلاس، زردآلو، خرما و حتی فلفل نیز تغذیه می‌کند.  

این پرنده در مناطق جوار کشتزارها و زمین‌های زراعیت، صخره‌های مرتفع و مناطق شیبدار و کوهستان‌های مرتفع به سر برده و در سوراخ دیوارها و شکاف سنگ‌ها یا لابلای توده‌های چوب به صورت گروهی تولید مثل می‌کند.  

در ایران تابستان‌ها فراوان و به صوتر مهاجر عبوری درهمه جا دیده می‌شود.  

.این پرنده در زمره پرندگان حمایت شده است بنابراین، باید ممنوعیت صید و شکار آن همچنان حفظ شود.  

///////////

مشکدم . [ م ُ دَ / دُ ] (اِ مرکب ) نام مرغکی سیاه رنگ و خوش آواز. (انجمن آرا) (آنندراج ) (جهانگیری ). جانوری باشد سیاه رنگ در غایت خوش آوازی . (برهان ). مرغی است سیاه رنگ و خوش آوازه . (فرهنگ رشیدی ). مرغی سیاه رنگ در غایت خوش آوازی . (ناظم الاطباء) :
همه جویباران پر از مشکدم
بسان گل تازه شد می به خم.

فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج 7 ص 2153).


پراکنده با مشکدم سنگخوار
خروشان به هم سارک و لاله سار.

اسدی (از فرهنگ رشیدی).

///////////////

سنگخوار. [ س َ خوا / خا ] (اِ مرکب ) نام مرغی است کوچک و سیاه رنگ و کاکل دارد که سنگریزه میخورد و به عربی قطاة خوانند. (برهان ). نام مرغی است که سنگ ریزه غذای آن باشد و معرب آن سنگخوارج است . (جهانگیری ). نام مرغی است که به عربی آنرا قطاة خوانند و گویند: سنگ میخورد. و جوزاالقطاة، دانه ای است شبیه به کاکنج وچون بخوردن آن بسیار حریص است به این اسم موسوم شده است . (آنندراج ). قطاة. (دهار). کُدری . اسفرود. سفرود. خیزاب . ماریه . غضاره . (یادداشت بخط مؤلف ). بترکی باقری قره گویند. (یادداشت بخط مؤلف):
پراکنده با مشک دم سنگخوار
خروشان بهم سارک و لاله سار.

اسدی.

////////////////

شارک . [ رَ ] (اِ) مرغی است خوش آواز و کوچک . (لغت فرس). مرغکی است خوش آواز و کوچک . گویند هزار داستان است . (معیار جمالی ). مرغکی است کوچک و خوش آواز و او را هزارداستان نیز گویند. (اوبهی ). نام جانوری است مشهور که شار نیز گویند. (فرهنگ جهانگیری ). مرغکی باشد کوچک و خوش آواز سیاه و در تحفه گوید که او را هزاردستان نیز گویند. (فرهنگ سروری ). پرنده ای است سیاه و مانند طوطی سخن گوید و بعضی گویند پرنده ای است سیاه و کوچک و آن را هزارداستان نیز خوانند و بعضی دیگر گفته اند مرغی است کوچک و خوش آواز که آواز او را به صدای چهارتاره تشبیه کرده اند و قید سیاه و سفید نکرده اند. (برهان ) مرغ معروف خوش آواز و در تحفه گوید: او را هزارداستان نیز گویند. (فرهنگ رشیدی ). نام طایر سیاهرنگ که به هندی مَینا گویند. (غیاث ). جانور ساروک سخنگو است . (الفاظ الادویه ). در تحفة الاحباب بمعنی هزاردستان آمده . (شعوری ج 2 ص 125). مرغی است که تنها در هندوستان یافته شود. (دزی ج 1 ص 715 از لطائف ثعالبی و فرهنگهای فارسی ). مرغی سیاه است با خالهای خاکستری و مانند طوطی سخن گوید و هم آواز خواند. شارو. شار. سارو. سارج . سحرور. شحرور. طرقه . توکا : و اندر دشتها و بیابانهای وی [ هندوستان ] جانوران گوناگون اند چون پیل و گرگ و طاوس و کرکری و طوطک و شارک و آنچه بدین ماند. (حدود العالم چ تهران ص 41).
پراکنده با مشکدم سنگخوار
خروشان بهم شارک و لاله سار.

خطیری.



الا تا در آیند طوطی و شارک
الا تا سرایند قمری و ساری.

زینبی.



ماند ورشان بمطرب کوفی
ماند شارک بمقری بصری .

منوچهری.


کبک ناقوس زن و شارک سنتور زنست
فاخته نای زن وبط شده طنبور زنا.

منوچهری.


شارک چو مؤذن بسحر حلق گشاده
آن ژولک (ژورک ) و آن صعوه از آن داده اذان را.

سنائی.


شارک ز تو مطرب چمن گشت
هندوی چهارتاره زن گشت.

خاقانی.


چون شارک هست روغنی تن
هرگز ملخی نرنجد از من .

خاقانی (تحفة العراقین).


اگر شاهین زبون گردد ز شارک
کله کلمرغ را زیبد بتارک

امیرخسرو (از فرهنگ جهانگیری).