یَشار سیم کوفت بود، فرخی گوید:
هنوز پادشه هندوان بطبع نکرد
رکاب او را نیکو بدست خویش یشار
مطلوب است شرح معانی این قطعه و لغات پیشا اسلامی، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان این قطعه بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی؟
معنای بیت و واژهشناسی
بیت مورد نظر از فرخی سیستانی به توصیف قدرت و فتوحات سلطان محمود غزنوی و انقياد پادشاهان هند میپردازد. مقصود شاعر این است که «هنوز پادشاه هندوان رام نشده و سر به طاعت فرود نیاورده بود تا اینکه رکاب شاه (محمود) را به دست خود به عنوان خراج، هدیه یا نشان بندگی (یشار) آراست یا تقدیم کرد.»
یشار (یا یشار سیم) در متون کهن به معنای باج، خراج، هدیه گرانبها، پیشکش، و سیم و زرینبهایی است که مغلوبان به فاتحان میپرداختند. این واژه ریشهای کهن در زبانهای ایرانی باستان یا میانه دارد.
بررسی لغات باستانی و پیشااسلامی
- یشار (Yišār): واژهای اصیل ایرانی و پیشااسلامی است. در زبان پهلوی (فارسی میانه) و سغدی به معنای باج، خراج، ساو و مالیات به کار رفته است. ریشه آن احتمالا به زبانهای ایرانی باستان (مانند اوستایی یا مادی) بازمیگردد.
- سیم (Sīm): در اصل از زبانهای ایرانی باستان (پهلوی: sīm، اوستایی: سئیما- به معنای نقره) گرفته شده و پیش از ورود اسلام نیز در زبانهای ایرانی رایج بوده است.
- پادشه / پادشاه (Pādšah): از زبان پارسی میانه (pādšāh)، مشتق از پارسی باستان (pāti-xšāyaθiya به معنای فرمانروای محافظ یا پادشاه توانا).
نگارش واژگان به خط پهلوی (کتابی / فسرده)
خط پهلوی ساسانی برای نگارش واژگان فارسی میانه استفاده میشده است. صورت احتمالی نگارش این واژگان بدین شرح است:
- یشار (به پهلوی: 𐭩𐭱𐭠𐭫 / yšʾl)
- سیم (به پهلوی: 𐭮𐭩𐭬 / sīm)
- پادشاه (به پهلوی: 𐭯𐭠𐭕𐭪𐭲𐭠𐭧 / pʾdxšʾh یا شکل کتیبهای آن)
آیا مایل هستید ریشه شناسی دقیقتر واژه یشار در متون سغدی و پهلوی بیشتر بررسی شود؟
///////////
نقره کوب . [ ن ُ رَ / رِ ] (ن مف مرکب ) سیم کوفت . نقره کوفت . یشار. مفضض . مرصع به نقره . با میخ های سیمین آذین شده .(یادداشت مؤلف ). || (نف مرکب ) که نقره بر چیزی کوبد. که اشیاء را با قطعات نقره زینت دهد.
