ستایش. مدح بود، بوشکور گفت:
بررسی مدخل «ستایش» در لغت فرس اسدی
۱. شرح و معنی بیت بوشکور
متن مدخل:
ستایش. مدح بود، بوشکور گفت:
ستایش خوش آمدش بر یک هنرنکوهش نیایدش خود ز هیچ در
این بیت را باید در پیوند با مدخل پیشین، یعنی «نکوهش»، خواند؛ زیرا شاعر دو مفهوم متقابلِ ستایش و نکوهش را در برابر هم قرار داده است.
معنی به فارسی امروز:
ستایش و تحسین، برای کسی که صاحب هنری است، خوشایند است؛ و نکوهش و سرزنش، بههیچروی از او خوش نمیآید.
در مصراع نخست، «بر یک هنر» به احتمال زیاد به معنای «به سبب یک هنر» یا «در خصوص هنری» است؛ یعنی کسی که هنر و فضیلتی دارد، از ستودهشدن خشنود میشود. در مصراع دوم، «ز هیچ در» ظاهراً به معنای «از هیچ سو» یا «به هیچ وجه» است. بااینحال، چون ضبط بیت را از روی متن فرهنگ نقل کردهایم و نسخههای دیگر را در اختیار نداریم، بهتر است این تفسیر را قطعی ندانیم.
از نظر ساختار معنایی، بیت بر این تقابل استوار است:
ستایش: تحسین و مدح؛
نکوهش: سرزنش و عیبجویی.
۲. بررسی واژگان از دیدگاه تاریخی و ریشهشناختی
ستایش
واژهای ایرانی از خانوادهٔ فعل «ستودن»، به معنای مدحکردن و تحسینکردن است. برای آن در فارسی میانه، صورتهای همخانواده با ریشهٔ ایرانیِ باستانِ *stauda- و ریشهٔ فعلیِ هندواروپاییِ *steh₂-، به معنای ایستادن، ستودن یا بزرگداشتن، مطرحاند؛ اما بازسازی دقیق مسیر تاریخی این اسم نیازمند بررسی فرهنگهای ریشهشناختی است.
خوش
واژهای ایرانی و کهن، از خانوادهٔ واژگانیِ مربوط به خوبی و خشنودی. این واژه در فارسی میانه نیز سابقه دارد و از واژگان بنیادی زبانهای ایرانی است.
آمدن
فعل ایرانی و کهن، با پیشینه در زبانهای ایرانی باستان و میانه. «آمدش» در این بیت به معنای «برای او آمد» یا در بافت جمله، «خوشایندش بود» فهمیده میشود.
یک
عددی با ریشهٔ ایرانی باستان؛ از نظر تاریخی با صورت اوستاییِ aēva- و صورتهای ایرانی دیگر در حوزهٔ اعداد قابل مقایسه است. صورت دقیق واژه در مراحل مختلف تحول فارسی باید جداگانه بررسی شود.
هنر
واژهای ایرانی با سابقهٔ کهن. معنای آن در فارسی امروز، مهارت و فضیلت است؛ در کاربردهای تاریخی نیز میتواند بر توانایی، شایستگی و خصلت برجسته دلالت کند.
نکوهش
واژهای ایرانی، ساختهشده از خانوادهٔ «نکوهیدن»؛ به معنای عیبگرفتن و سرزنشکردن. تقابل آن با «ستایش» در بیت روشن است.
هیچ
واژهای ایرانی، از خانوادهٔ واژههای نفی و بیمقداری در زبانهای ایرانی. در اینجا در ترکیب «ز هیچ در» نقش تأکیدی دارد.
نتیجهٔ زبانی: در واژگان اصلی این بیت، واژهای که بتوان با اطمینان آن را وامواژهای انیرانی دانست، دیده نمیشود. «مدح» در نثر توضیحیِ فرهنگ، واژهای عربی است؛ اما جزو خود بیت بوشکور نیست.
۳. «ستایش» در دورههای ایرانی باستان و میانه
باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم:
1. ریشهٔ کهن واژه: ممکن است واژه یا خانوادهٔ آن به دورهٔ ایرانی باستان برسد.
2. صورت فارسی میانه: صورت تاریخیِ واژه در فارسی میانه لزوماً با «ستایش» امروزی یکسان نبوده است.
3. املای پهلوی: حتی اگر صورت فارسی میانه را بدانیم، نوشتن آن با خط پهلوی مستلزم تعیین صورت تاریخی و قواعد املایی همان دوره است.
برای مفهوم «ستایش»، در زبانهای ایرانی باستان خانوادهٔ ریشههای مربوط به ستودن و بزرگداشتن سابقهای کهن دارد. بااینحال، نباید صورت فارسی نوِ «ستایش» را بدون واسطه به زمان هخامنشیان یا کتیبههای ساسانی منتقل کرد.
۴. آیا میتوان بیت را با حروف پهلوی نوشت؟
میتوان برای آن بازنویسی آزمایشی در خط پهلوی پیشنهاد کرد، اما باید روشن باشد که این کار بازسازی تاریخیِ قطعی نیست.
برای نمونه، اگر منظور ما نگارش در روزگار ساسانی باشد، لازم است ابتدا صورتهای فارسی میانهٔ واژههای «ستایش»، «خوش»، «آمدن»، «هنر» و «نکوهش» را مشخص کنیم. سپس باید قواعد نگارش پهلوی کتابی یا کتیبهای را به کار ببریم. این دو شیوه نیز کاملاً یکسان نیستند.
در پهلوی کتابی، افزون بر دشواری تشخیص حروفی که شکل مشابه دارند، مسئلهٔ هزوارشها نیز مطرح است؛ یعنی واژههایی که به صورت آرامی نوشته میشدند، اما هنگام خواندن معادل ایرانی آنها ادا میشد. ازاینرو، تبدیل مستقیم حروف فارسی امروز به حروف پهلوی، روش تاریخی معتبری نیست.
برای این مدخل، بدون تثبیت صورتهای فارسی میانه و مراجعه به شواهد مکتوب، ارائهٔ یک سطر پهلوی بهعنوان املای قطعی «ستایش خوش آمدش بر یک هنر...» گمراهکننده خواهد بود.
۵. نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
این بخش به تفاوت دورههای تاریخی مربوط میشود.
شخص یا دوره | شیوهٔ نوشتن احتمالی |
|---|---|
نوشیروان، پادشاه ساسانی | در محیط رسمی ساسانی، فارسی میانه و خط پهلوی کتیبهای یا گونههای مرتبط با سنت نوشتاری ساسانی کاربرد داشت. |
بزرگمهر حکیم | اگر در محیط درباری ساسانی مینوشت، فارسی میانه و خط متناسب با آن محیط محتمل بود؛ اما نوشتهای از او که املای این بیت را نشان دهد در دست نیست. |
مؤید موبدان | بدون تعیین دقیق هویت تاریخی و متن موردنظر، نمیتوان شیوهٔ املایی مشخصی به او نسبت داد. |
کرتیر | کتیبههای شناختهشدهٔ او به فارسی میانه و خط پهلوی کتیبهایاند؛ اما این کتیبهها شاهدی برای املای مستقیم واژههای فارسی نوِ بیت بوشکور نیستند. |
بوشکور | اگر بیت از اوایل دورهٔ اسلامی باشد، صورت واژگان و شیوهٔ نوشتن آن باید بر پایهٔ سنت فارسی نو و نسخههای متأخر بررسی شود، نه با فرض اینکه شاعر به خط پهلوی مینوشته است. |
نکتهٔ اساسی این است که کهنبودن ریشهٔ یک واژه، بهمعنای وجود همان صورت نوشتاری در دورهٔ هخامنشی یا ساسانی نیست. همچنین، خط پهلوی کتیبهایِ کرتیر را نباید با خط پهلوی کتابیِ نسخههای متأخر یکی گرفت.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل
«ستایش» واژهای ایرانی و همخانواده با «ستودن» است؛ «نکوهش» نیز ایرانی است و معنای مقابل آن را میرساند.
«خوش»، «آمدن»، «یک»، «هنر» و «هیچ» نیز در شمار واژگان ایرانیاند و برای بیشتر آنها پیشینهٔ تاریخی در زبانهای ایرانی وجود دارد.
«مدح» در توضیح فرهنگ، واژهای عربی است و معادل معنایی «ستایش» به شمار میرود.
بیت بوشکور مفهومی روشن دارد: انسانِ برخوردار از هنر، ستایش را خوش میدارد و از نکوهش ناخشنود میشود.
برای نگارش پهلوی این بیت، نخست باید صورتهای تاریخیِ فارسی میانه بازسازی شوند؛ نوشتن مستقیم واژههای فارسی امروز با حروف پهلوی، بهتنهایی بازسازی تاریخی محسوب نمیشود.
بنابراین، در این مدخل میتوان با اطمینان از ایرانیبودن خانوادهٔ اصلی واژگان سخن گفت، اما برای عرضهٔ املای پهلویِ واژهبهواژه، هنوز به شواهد واژهنامهای و صورتهای مستند فارسی میانه نیاز داریم.
بررسی مدخل «ستایش» در لغت فرس اسدی
متن مدخل:
«ستایش. مدح بود، بوشکور گفت:
۱. معنی و شرح بیت
معنی واژهٔ «ستایش» در لغت فرس، مدح، آفرین گفتن و به نیکی یاد کردن است؛ در برابر آن، «نکوهش» به معنی سرزنش و بدگویی قرار دارد.
در بیت منسوب به بوشکور، مصراع نخست میگوید که ستایش و تحسینِ کسی به سبب یک هنر یا فضیلت، برای او خوشایند است. مصراع دوم، با توجه به ضبط موجود، ظاهراً میگوید که نکوهش از هیچ سو به سراغ او نمیآید؛ یعنی او چنان شایسته و برخوردار از هنر است که به جای سرزنش، سزاوار ستایش است.
با این همه، عبارت «خود ز هیچ در» در ضبط ارسالی اندکی نیازمند مقابله با نسخه یا چاپ مأخذ است. اگر مقصود «از هیچ در» به معنی «از هیچ جهت» باشد، معنی بالا پذیرفتنی است؛ اما برای تثبیت متن باید ضبط نسخهای را دید.
۲. بررسی تاریخی و ریشهشناختی «ستایش»
ستایش واژهای ایرانی و از خانوادهٔ واژگانیِ فعل «ستودن» است.
فارسی نو: ستایش، ستودن، ستوده.
فارسی میانه: صورتهای وابسته به فعل «ستودن» در خانوادهٔ واژگانیِ ستایش و تمجید وجود داشتهاند؛ برای تعیین صورت دقیق تاریخی باید به مدخلهای فرهنگهای فارسی میانه مراجعه کرد.
فارسی باستان: برای واژهٔ فارسی نوِ «ستایش» نمیتوان بدون ارائهٔ شاهد زبانشناختی، صورت مستقیمی در فارسی باستان تعیین کرد. ازاینرو، نسبت دادن صورت مشخصی به فارسی باستان در اینجا موجه نیست.
از نظر ساخت واژه، «ستایش» با افزودن پسوند اسمسازِ «ـش» به بنِ فعل «ستایـ» ساخته شده است؛ همان الگویی که در واژههایی مانند «آرایش» و «پالایش» نیز دیده میشود.
۳. آیا «ستایش» واژهای پیشااسلامی است؟
باید میان قدمت ریشهٔ ایرانی واژه و وجود صورت دقیق «ستایش» در متون پیشااسلامی تفاوت گذاشت.
ریشه و خانوادهٔ واژگانیِ این واژه ایرانی است و ساخت آن نیز با الگوهای واژهسازی فارسی سازگار است؛ اما برای اثبات اینکه همین صورت دقیق در فارسی باستان یا فارسی میانه به کار میرفته، باید شاهد متنی مشخص ارائه کرد.
بنابراین، نتیجهٔ محتاطانه این است که «ستایش» واژهای ایرانی است، ولی صورت ثبتشده در لغت فرس را نباید صرفاً بر پایهٔ ریشهٔ آن، عیناً واژهای فارسی باستان یا فارسی میانه شمرد.
۴. نگارش به خط پهلوی
برای بازسازی صورت تاریخی «ستایش» به خط پهلوی، ابتدا باید صورت فارسی میانهٔ مستند آن مشخص شود. نوشتن صورت فارسی نو با حروف پهلوی، بدون تعیین دورهٔ زبانی و قواعد املایی، صرفاً آوانویسیِ امروزی خواهد بود و نباید با املای تاریخی اشتباه گرفته شود.
ازاینرو، در این مدخل فعلاً صورت پهلوی قطعی پیشنهاد نمیکنم.
۵. جایگاه بوشکور
بوشکور از شاعران سدهٔ چهارم هجری و از گویندگان کهن فارسی است که اشعارش در منابع لغوی و ادبی نقل شدهاند. نقل این بیت در لغت فرس، شاهدی بر کاربرد «ستایش» در فارسی شعرِ دورهٔ آغازین ادبیات فارسی است؛ اما بهتنهایی برای تعیین زمان پیدایش واژه کافی نیست.
نتیجهٔ نهایی مدخل
1. معنی: ستایش = مدح، تحسین و به نیکی یاد کردن؛ در برابر نکوهش.
2. ریشهشناسی: واژهای ایرانی از خانوادهٔ «ستودن»، با ساخت اسمسازِ «ـش».
3. لایهٔ پیشااسلامی: ایرانی بودن ریشه پذیرفتنی است؛ اما برای ثبت صورت دقیق در فارسی باستان یا فارسی میانه، شاهد مستقیم لازم است.
4. خط پهلوی: تا زمانی که صورت تاریخیِ مستندی به دست نیاید، ارائهٔ املای پهلوی قطعی درست نیست.
5. متن بیت: ضبط «خود ز هیچ در» بهتر است با مأخذ یا نسخهٔ مورد استفاده مقابله شود تا شرح معنایی بر پایهٔ متن نادرست قرار نگیرد.
