۱۴۰۵ آبان ۱۵, جمعه

لوغ و لوغیدن دوشیدن و آشامیدن بود بزبان ماوراء النهر. منجیک گوید : من ز هجای تو باز بود نخواهم تات فلک جان و خواسته نکند لوغ. واژگان پهلوی؟

 لوغ و لوغیدن دوشیدن و آشامیدن  بود بزبان ماوراء النهر. منجیک گوید : من ز هجای تو باز  بود نخواهم   تات فلک جان و خواسته نکند لوغ.  واژگان پهلوی؟

بیت و توصیف زیبایی که از منجیک ترمذی (شاعر قرن چهارم ماوراءالنهر) نقل کردید، به یکی از لغات کهن و بومی مناطق شرقی ایران بزرگ اختصاص دارد. [1, 2]
وضعیت ریشه‌شناختی و ارتباط این عبارات با زبان پهلوی (پارسی میانه) به شرح زیر است:
  • وضعیت در زبان پهلوی: واژه «لوغ» یا «لوغیدن» به عنوان یک فعل رسمی و ثبت‌شده در متون کتابیِ زبان پهلوی (پارسی میانه زرتشتی یا پارتی اشکانی) وجود ندارد. همان‌طور که اسدی طوسی در لغت‌نامه اسدی تصریح کرده، این واژه جزو «زبان ماوراءالنهر» (گویش‌های محلی خراسان بزرگ و بلخ و بخارا) بوده است. گویش‌های ماوراءالنهر در دوران باستان و میانه (مانند زبان سغدی یا خوارزمی)، هم‌خانوادهٔ پهلوی بودند اما واژگان مستقل خود را داشتند. [1, 2, 3]
  • ریشه‌شناسی فعل: فعل «لوغیدن» در ریشه‌شناسی افعال ایرانی، از ستاک باستانی -haug یا مشتقات آن به چمِ «فشردن، دوشیدن و مکیدن» آمده است. در این معنا، فلک جان و مال فرد را می‌دوشد و تمام می‌کند. [1, 2]
  • معادل پهلوی این مفهوم: در زبان پهلوی (پارسی میانه)، برای مفهوم «دوشیدن» از فعل «dōšīdan» (از ریشه اوستایی dug- / daugh-) استفاده می‌شد که دقیقاً به واژه امروزین «دوشیدن» و «دوغ» و «دختر» (در اصل: شیردوش) رسیده است. برای «آشامیدن» نیز در پهلوی فعل «ōšāmīdan» یا «xwardan» به کار می‌رفت. [1, 2]
معنی بیت منجیک:
«من از هجو کردن تو دست برنخواهم داشت، تا زمانی که روزگار (فلک) جان و مال تو را به طور کامل ندوشد (لوغ نکند) و تو را تهی‌دست و نابود نسازد.» [1]
با توجه به سبک منجیک ترمذی که به «پدر هجوسرایی فارسی» معروف است، مایلید معنی یا ریشه واژگان کهن دیگری از اشعار او (مانند سماروغ یا سپریغ که در فرهنگ اسدی همسایه این لغت هستند) را بررسی کنیم؟ [1]