شرح معنی بیت و مضمون قطعه
این شعر به مقامها و نواهای موسیقی ایرانی در دوران کهن اشاره دارد. شاعر میگوید مطرب گاه آهنگِ «کوه بیستون» و «گنج بادآور» را مینوازد و گاه پردههای موسیقی مانند «سلمک» و «عشاق» را اجرا میکند. «گنج بادآور» در اینجا هم کنایه از گنجینهای افسانهای و تاریخی از دوران ساسانی است (گنجی که باد آورد و بدون تلاش به دست خسرو پرویز رسید) و هم نام یکی از لحنها و پردههای موسیقی باستانی باربد است که در خسرو و شیرین نظامی و متون تاریخی موسیقی به آن اشاره شده است.
واژهشناسی و ریشهیابی (واژههای پیشااسلامی)
- گنج: واژهای ایرانی باستان (مادی یا پارسی باستان)، اوستایی ganza- (به معنای انبار، خزانه)، که بعدها به زبانهای غربی و عربی نیز راه یافته است.
- بادآور: ترکیبی از «باد» (واژه ایرانی، اوستایی vāta-) و «آور» (اسم فاعل از آوردن، پهلوی āvartan). در اساطیر، گنج بادآور به گنجی اطلاق میشد که کشتی حامل آن بدون پارو و با نیروی باد به سواحل ایران رسیده بود.
- کوه: واژهای ایرانی میانه (پهلوی کوهْ، اوستایی kaofa- به معنای برآمدگی و تپه).
- بیستون (بیستون): برگرفته از پهلوی بغستان (جایگاه خدایان)، که در پارسی باستان به صورت Bagastāna آمده است. بخش اول آن یعنی بغ ریشه در ایرانی باستان دارد.
- سلمک: نام پردهای در موسیقی، که ریشه در موسیقی دوره اسلامی و ایرانی دارد اما برخی ریشههای آن را به واژههای کهنتر موسیقی نسبت میدهند.
- عشاق: واژهای عربی (جمع عاشق) است، اما در دستگاههای موسیقی سنتی ایران جایگاه ویژهای یافته و از اصطلاحات کهن موسیقی ایرانی-اسلامی است.
نگارش واژگان منتخب به خط پهلوی (کتیبهای / کتابی)
در خط پهلوی کتابی (پارسیک)، واژگان کلیدی این قطعه به صورت زیر نگاشته میشوند:
- گنج (Ganj): 𐭫𐭭𐭢 (GNZ)
- باد (Bād): 𐭡𐭠𐭣 (BĀD)
- کوه (Kōh): 𐭪𐭥𐭧 (KWḤ)
////////////
گنج بادآورد. [ گ َ ج ِ وَ ] (اِ مرکب) نام نوایی است که مطربان زنند. (فرهنگ اسدی) (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). نام نوایی و لحنی هست از جمله سی لحن باربد. گویند چون این گنج به دست خسروپرویز افتاد، باربد این لحن را ساخت و نواخت . (برهان). نام نوایی است از مصنفات باربد مطرب . (جهانگیری ). نام نوایی است از نواهای باربد.(فرهنگ رشیدی ). نام لحن شانزدهم است از سی لحن ساخته ٔ باربد مطرب خسروپرویز. (فرهنگ نظام) :
گاه کوه بی ستون و گنج بادآور زنند
گاه دست سلمکی و پرده ٔ عشرا برند.
ضمیری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 62 و حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).
چو یاد از گنج بادآورد راندی [ باربد]
ز هر یادی لبش گنجی فشاندی.
نظامی (خسرو و شیرین).
نواسازی که بودش باربد نام
نوائی ساخت آنرا انگبین دام
نهاد از زخمه چون برزد تمامش
نوائی گنج بادآورد نامش.
امیرخسرو دهلوی (از فرهنگ جهانگیری).
