رَش. رخش را گویند، و نیز روزی است از ماه پارسیان که آن را رش خوانند، خسروی گوید:
می سوری بخواه کامد رش مطربان پیش دار و باده بکش
و آنکه رخش گویند دقیقی گوید:
ای زین خوب زینی یا تخت بهمنی ای بارهٔ همایون شبدیز یا رشی
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
بررسی مدخل «رَش» در لغت فرس اسدی
در این مدخل با دو معنی روبهرو هستیم که باید نخست از یکدیگر جدا شوند: رَش به معنی رخش یا اسب خوشرنگ و نامآور، و رَش بهعنوان نام روزی از ماه در گاهشماری ایرانی. این دو معنی ممکن است از نظر تاریخی و ریشهشناختی به دو واژهٔ متفاوت تعلق داشته باشند؛ بنابراین، نباید صرفاً به دلیل یکسانی صورت نوشتاری آنها، خویشاوندیشان را مسلم گرفت.
۱. شرح عبارت لغت فرس و معنی ابیات
الف) «رش» به معنی روزی از ماه پارسیان
اسدی مینویسد:
رَش. رخش را گویند، و نیز روزی است از ماه پارسیان که آن را رش خوانند، خسروی گوید:
می سوری بخواه کامد رش مطربان پیش دار و باده بکش
معنی بیت:
«شراب سرخ و میِ سوری بخواه، که روز رَش فرا رسیده است؛ نوازندگان را پیش آور و باده بنوش.»
در اینجا شاعر فرارسیدن روزی معین را در تقویم ایرانی بهانهٔ بادهنوشی و موسیقی قرار داده است. «می سوری» را میتوان شراب سرخ یا شرابی به رنگ گل سوری دانست؛ «مطربان پیش دار» یعنی نوازندگان را حاضر کن و «باده بکش» یعنی باده بنوش.
این بیت شاهدی بر آشنایی شاعر با نام روزهای ماه ایرانی است؛ اما بهتنهایی ثابت نمیکند که شاعر یا خود واژهٔ «رش» به دورهٔ پیش از اسلام تعلق دارد.
ب) «رش» به معنی رخش
اسدی سپس میگوید:
و آنکه رخش گویند، دقیقی گوید:
ای زین خوب زینی یا تخت بهمنی ای بارهٔ همایون شبدیز یا رشی
معنی کلی بیت، با توجه به ضبط موجود، چنین است:
«ای اسب، آیا زین زیبای تو را باید زین دانست یا تخت بهمنی؟ و آیا تو اسبی فرخنده و همایون، چون شبدیز، هستی یا رَشی؟»
در مصراع دوم، شاعر اسب را با شبدیز، اسب مشهور خسرو پرویز، مقایسه میکند. «باره» به معنی اسب و مرکب است. «تخت بهمنی» نیز ظاهراً تشبیهی برای شکوه و زیبایی زین است.
بااینحال، در ضبط این بیت باید احتیاط کرد: بدون مقابله با نسخههای معتبر و چاپهای انتقادی، نمیتوان مطمئن بود که «رشی» دقیقاً همین صورت را داشته یا چه تمایز معنایی ظریفی میان «رشی» و «شبدیز» در نظر شاعر بوده است. شاهد اسدی نشان میدهد که این واژه در سنت لغوی به معنی رخش یا نوعی اسب فهمیده شده است، اما جزئیات معنای آن هنوز نیازمند بررسی است.
۲. لایهٔ ایرانی و پیشااسلامی واژگان
در این بررسی باید میان سه موضوع فرق بگذاریم: قدمت خود واژه، قدمت معنایی که در لغت فرس برای آن ثبت شده، و قدمت شاهد شعری.
واژه | معنی و خاستگاه احتمالی | ملاحظات تاریخی |
|---|---|---|
رَش | نام روزی از ماه ایرانی | احتمال ارتباط با نام روز «رَشن» مطرح است؛ اما صورت کوتاه «رش» را نباید بیدلیل با آن یکی دانست. |
رَخْش | اسب، اسب نامآور یا اسب خوشرنگ | واژهای ایرانی است؛ پیوند آن با ریشههای ایرانی به معنی درخشیدن یا روشن بودن محتمل، اما نیازمند شاهد ریشهشناختی مستقل است. |
می | شراب | واژهای ایرانی با سابقهٔ کهن در زبان فارسی؛ برای تعیین صورت دقیق آن در فارسی باستان یا میانه باید به شواهد همان دوره رجوع کرد. |
سوری | سرخ، گلگون یا منسوب به گل سوری | واژهای فارسی؛ در این ترکیب احتمالاً بر رنگ یا نوع شراب دلالت دارد. |
مطرب | نوازنده و رامشگر | واژهای عربی، از خانوادهٔ «طرب». |
باده | شراب | واژهای ایرانی و از واژگان دیرپای شعر فارسی. |
زین | زین اسب | واژهای ایرانی؛ صورت دقیق تاریخی آن باید جداگانه بررسی شود. |
تخت | تخت و جایگاه نشستن | واژهای با پیشینهٔ ایرانی؛ صورتهای تاریخی و تحول آوایی آن باید جداگانه مستند شوند. |
بهمن | نام ایرانی و نام یکی از روزها و ماههای تقویم ایرانی | در این بیت ظاهراً صفت یا نامی اسطورهای ـ شاهانه در ترکیب «تخت بهمنی» است؛ مقصود دقیق بدون بررسی بیشتر قطعی نیست. |
باره | اسب و مرکب | واژهای فارسی با کاربرد کهن در شعر. |
همایون | فرخنده و مبارک | واژهای ایرانی در این کاربرد؛ برای تعیین صورت دقیق فارسی میانه باید شواهد مستقل بررسی شود. |
شبدیز | نام اسب خسرو پرویز | نام خاص ایرانی در روایتهای مربوط به خسرو و شیرین و در سنت ادبی فارسی. |
این جدول دربارهٔ خاستگاه احتمالی واژگان است، نه اثبات اینکه همهٔ آنها عیناً در فارسی باستان یا کتیبههای هخامنشی وجود داشتهاند. برای چنین اثباتی، باید صورت مستند هر واژه در متون باستانی یا میانه ارائه شود.
۳. آیا «رَش» همان «رَشْن» است؟
این پرسش از مهمترین مسائل این مدخل است.
در گاهشماری زرتشتی، رَشن نام یکی از ایزدان مرتبط با راستی و داوری و نیز نام روز هجدهم ماه است. صورت فارسی میانهٔ نام را معمولاً به شکل Rašn یا صورتهای آوانویسی نزدیک به آن بازمیشناسند.
ازاینرو سه احتمال را باید از یکدیگر جدا کرد:
1. «رش» صورت کوتاهشده یا ضبط متفاوت «رشن» باشد.
2. «رش» صورت مستقل و محلی نام روز بوده باشد.
3. در انتقال نسخهای یا در سنت لغوی، صورت واژه دگرگون شده باشد.
در حال حاضر، صرف عبارت اسدی برای انتخاب قطعی یکی از این سه احتمال کافی نیست. برای داوری بهتر باید صورتهای ثبتشده در فرهنگهای تاریخی دیگر و شواهد مربوط به نام روزهای ماه در متون فارسی میانه مقابله شوند.
۴. نگارش احتمالی در خط پهلوی
در این بخش لازم است میان بازسازی آوایی و ضبط تاریخی مستند فرق بگذاریم.
الف) نام روز «رشن»
صورت آوانویسیشدهٔ فارسی میانه: Rašn
صورت تقریبی حروف در خط پهلوی کتابی، با خوانش راست به چپ:
𐭥𐭱𐭭
این نمایش، بازسازی تقریبی حروف برای r-š-n است؛ نه ادعای نقل مستقیم از یک سند پهلوی. برای اثبات املای تاریخی این نام باید به متن پهلوی مشخص و شیوهٔ نگارش همان متن رجوع کرد.
ب) «رَش» به معنی رخش
برای این معنی، ابتدا باید معلوم شود که صورت تاریخی واژه واقعاً raš بوده است یا اینکه «رش» در لغت فرس صورتی از «رخش» است. اگر واژهٔ مورد نظر raχš یا raxš بازسازی شود، نوشتن آن با حروف پهلوی مسئلهای جدا از نوشتن raš خواهد بود.
بنابراین، تا وقتی این تمایز حل نشده، ارائهٔ یک املای قطعی پهلوی برای «رش = رخش» درست نیست.
چرا نباید این صورتها را بیقیدوشرط «خط پارسی باستان» بنامیم؟
خط میخی پارسی باستان، خط پهلوی و خط اوستایی سه نظام نوشتاری متفاوتاند:
پارسی باستان: خط میخی ویژهٔ کتیبههای هخامنشی.
پهلوی: نظامهای نوشتاری ایرانی میانه، بهویژه پهلوی کتیبهای و پهلوی کتابی.
اوستایی: خطی که برای ثبت دقیقتر آواهای زبان اوستایی به کار رفته است.
اگر بخواهیم صورت یک واژه را به دورهٔ هخامنشی نسبت دهیم، نمیتوانیم صرفاً صورت فارسی نو آن را به حروف میخی برگردانیم و نتیجه را صورت تاریخی واژه معرفی کنیم. نخست باید خود واژه در فارسی باستان مستند باشد یا بازسازی زبانشناختی آن دلایل روشنی داشته باشد.
۵. نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
در پاسخ به پرسش شما باید میان اشخاص و دورههای تاریخی تفاوت گذاشت.
کرتیر: از چهرههای دینی و سیاسی روزگار ساسانی بود و کتیبههای پهلوی به او و فعالیتهایش مربوطاند. صورتهای مستند کتیبهای میتوانند برای بررسی زبان و خط روزگار او شاهد باشند.
نوشیروان و بزرگمهر: به دورهٔ ساسانی تعلق دارند؛ اما برای نسبتدادن املای مشخص یک واژه به آنان، شاهد مستقیم لازم است. نمیتوان صرفاً از جایگاه تاریخی آنان، املای خاصی را به ایشان نسبت داد.
مؤید موبدان: اگر مقصود شما شخصی معین در سنت تاریخی یا کتیبهای است، باید هویت و دورهٔ او روشن شود تا بتوان شیوهٔ نگارش را دقیقتر بررسی کرد.
دقیقی و خسروی: ابیات نقلشده در لغت فرس در سنت شعر فارسی قرار دارند. حتی اگر واژهای در آنها ریشهای پیشااسلامی داشته باشد، این امر به معنای آن نیست که خود شاعران آن را با خط پهلوی مینوشتند. شعر فارسی پس از اسلام عموماً با خط فارسیِ برگرفته از خط عربی نوشته میشد.
در نتیجه، میتوان صورتهای احتمالی ایرانی میانه را بازسازی کرد، اما نباید آنها را بیمدرک به خط یا دستخط یکی از این اشخاص نسبت داد.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل «رش»
1. لغت فرس دو کاربرد برای «رش» ثبت میکند: نام روزی از ماه ایرانی و واژهای به معنی «رخش».
2. بیت خسروی با نام روز و رسم بادهنوشی و موسیقی ارتباط دارد؛ بیت منسوب به دقیقی، اسب را با شبدیز و شکوه اسبهای نامآور مقایسه میکند.
3. ایرانیبودن «می»، «باده»، «باره» و شماری دیگر از واژگان این ابیات با پیشینهٔ زبان فارسی سازگار است؛ اما قدمت دقیق هر واژه باید بر پایهٔ شواهد تاریخی جداگانه سنجیده شود. «مطرب» عربی است.
4. ارتباط «رش» تقویمی با «رشن» فارسی میانه احتمال مهمی است، ولی بدون مقابلهٔ منابع نمیتوان آن را قطعی دانست.
5. در مورد «رش» به معنی «رخش»، باید نخست رابطهٔ دو صورت و ریشهٔ تاریخی آنها روشن شود؛ سپس میتوان دربارهٔ نگارش پهلوی سخن گفت.
پیشنهاد پژوهشی برای این مدخل: مهمترین کار، مقابلهٔ «رش» و «رشن» در فرهنگهای تاریخی و متون تقویمی ایرانی است. این مقایسه میتواند روشن کند که با یک صورت کوتاهشده، یک ضبط متفاوت یا دو واژهٔ مستقل روبهرو هستیم.
///////////
بررسی مدخل «رَش» در لغت فرس اسدی
متن مدخل دو معنی برای «رَش» ثبت میکند: نخست، نام روزی از ماه در گاهشماری ایرانی؛ دوم، نام یا صفتی برای اسب، به معنی «رخش». برای فهم دقیق مدخل باید این دو معنی را جداگانه بررسی کرد.
۱. شرح معنی نخست: نام روزی از ماه
می سوری بخواه کامد رَش مطربان پیش دار و باده بکش
معنی بیت: شراب سرخ بخواه که روز «رَش» فرا رسیده است؛ نوازندگان را پیش آور و باده بنوش.
«سوری» در اینجا به معنای سرخ و احتمالاً وصف شراب سرخ است. «کامد» صورت کوتاهشدهٔ «که آمد» است و «باده بکش» به معنی باده بنوش یا بادهگساری کن.
در گاهشماری ایرانیِ زردشتی، نام روزهای ماه از جمله نامهای ایزدان و مفاهیم دینی ایرانی برگرفته شده بود. بااینحال، برای تعیین جایگاه دقیق «رَش» در این نظام باید صورت کهن نام و شواهد تقویمی آن را جداگانه بررسی کرد؛ صرف ثبت این نام در لغت فرس، بهتنهایی برای تعیین ریشه و جایگاه تاریخی آن کافی نیست.
۲. معنی دوم: «رَش» به معنی رخش
ای زین خوب زینی یا تخت بهمنی ای بارهٔ همایون شبدیز یا رَشی
این بیت به دقیقی نسبت داده شده است.
معنی و مضمون: شاعر اسب مخاطب را چنان ستوده است که آن را با اسبان نامدار و اسطورهای و نیز با مرکبی درخور پادشاهان مقایسه میکند. «باره» به معنی اسب است؛ «شبدیز» نام اسب خسرو پرویز در روایتهای ایرانی است و «تخت بهمنی» نیز به فضای شاهانه و اسطورهای بیت تعلق دارد.
در مصراع دوم، «رَشی» را اسدی بهعنوان صورتی مرتبط با «رخش» آورده است. از نظر دستوری، این صورت در بافت بیت وصف اسب است؛ اما برای تعیین اینکه «رَشی» صورت گویشی، صورت شعری یا واژهای مستقل بوده، به شواهد نسخهشناختی و فرهنگهای دیگر نیاز داریم.
۳. بررسی ریشهشناختی و پیشینهٔ ایرانی
واژه | ارزیابی تاریخی |
|---|---|
رَش، نام روز | احتمال تعلق به لایهٔ ایرانیِ نامهای تقویمی؛ ریشه و صورت باستانی آن نیازمند اثبات مستقل است. |
رَش / رَشی، به معنی رخش | ارتباط معنایی آن با «رخش» در لغت فرس روشن است؛ اما این ارتباط بهخودیخود ریشهشناسی تاریخی را ثابت نمیکند. |
رخش | واژهای کهن در زبان و ادب فارسی، بهویژه در نام اسب رستم؛ برای بازسازی صورت ایرانی باستان آن باید شواهد زبانشناختی مستقل داشت. |
نکتهٔ مهم این است که نباید تنها بر پایهٔ شباهت آوایی، برای «رَش» صورت فرضی در فارسی باستان یا پهلوی ساخت و آن را صورت مستند تاریخی معرفی کرد.
۴. نگارش به خطهای پیشااسلامی
الف) فارسی باستان
فارسی باستان با خط میخی نوشته میشد. تا هنگامی که صورت تاریخی واژه و ریشهٔ آن روشن نشده باشد، پیشنهاد نویسههای میخی برای «رَش» صرفاً بازسازی فرضی خواهد بود، نه گواهی از کتیبهها.
ب) پهلوی
در پهلوی کتابی، بسیاری از واژهها با املایی نوشته میشوند که الزاماً بازتاب دقیق تلفظ فارسی نو نیست. بنابراین برای نگارش «رَش» یا «رَشی» باید نخست معلوم شود که کدام واژهٔ ایرانی میانه، در صورت وجود، پشت این صورت فارسی قرار دارد. در حال حاضر، ارائهٔ یک املای پهلوی قطعی برای این دو صورت موجه نیست.
ج) خط اوستایی
اگر برای نام روز موردنظر، صورت اوستایی یا صورت مستند در سنت تقویمی زردشتی پیدا شود، میتوان آن را با خط اوستایی نوشت؛ اما نباید نام «رَش» در لغت فرس را بدون اثبات، با نامی مشابه در متون دینی یکی دانست.
نتیجهٔ نهایی
این مدخل از نظر تاریخی دو مسئلهٔ جداگانه پیش مینهد:
1. رَش بهعنوان نام روزی از ماه ایرانی؛ که بررسی آن باید با نامهای روزهای ماه در گاهشماری زردشتی و صورتهای ایرانی کهن آغاز شود.
2. رَش و رَشی بهعنوان نام یا وصف اسب؛ که لغت فرس آن را با «رخش» مرتبط میسازد و بیت دقیقی شاهد کاربرد ادبی آن است.
در بررسی لایههای پیشااسلامی، هر دو معنی ارزش ثبت دارند؛ ولی تا زمانی که شواهد مستقل زبانشناختی یا کتیبهای به دست نیامده، تعیین صورت فارسی باستان یا پهلوی آنها باید باز بماند.
