شکیش. جوالی که از دوخ کنند، منجیک گوید:
دو کشّش بود مانند دو نعلین
دهانش چون شکیشی پر ز سرگین
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
۱. شرح مدخل «شَکیش» در لغت فرس
شَکیش: جوالی که از دوخ کنند.
منجیک گوید:
دو کشّش بود مانند دو نعلین دهانش چون شکیشی پر ز سرگین
در این مدخل، اسدی طوسی «شکیش» را به معنای جوالی یا کیسهای میداند که از پارچه یا بافتهای دوخته باشند. جوال در فارسی کهن کیسهای بزرگ و خشن بود که برای حمل و نگهداری مواد گوناگون، از جمله کاه و غله و سرگین، به کار میرفت.
در بیت منجیک، شاعر تصویری هجوآمیز و احتمالاً عامیانه میسازد: چیزی یا کسی را به دو کشّش همانند دو نعلین تشبیه میکند و دهانش را به جوالی مانند میسازد که از سرگین پر شده است.
البته مصراع نخست از نظر ضبط و معنی اندکی مبهم است؛ بهویژه ترکیب «دو کشّش». بدون مقابله با نسخههای دیگر دیوان منجیک یا نسخههای معتبر لغت فرس، نباید در ضبط آن دست برد. همچنین روشن نیست که «دو کشّش» به دو بند، دو تسمه یا دو بخش کشیده و باریک اشاره دارد.
۲. بررسی واژگان بیت از نظر تاریخی و ریشهشناختی
شکیش
واژهای کمکاربرد در فارسی کهن، با معنای صریحِ «جوال دوختهشده» در لغت فرس. برای آن فعلاً نمیتوان با اطمینان ریشهای در فارسی باستان یا فارسی میانه تعیین کرد. شباهت ظاهری واژه به واژگان دیگر، بهتنهایی دلیل خویشاوندی تاریخی نیست.
دورهٔ کهن
نامعلوم
ریشهٔ اثباتنشده
جوال
واژهای با سابقه در فارسی و زبانهای منطقه؛ در فارسی تاریخی به کیسهای بزرگ برای حمل بار گفته میشود. برای تعیین مسیر دقیق وامگیری و صورت ایرانی پیشین آن، بررسی فرهنگهای ریشهشناختی لازم است. نمیتوان آن را بیدلیل واژهای فارسی باستان شمرد.
دورهٔ کهن
نامطمئن
احتمال وامواژه
دوختن
فعلی ایرانی با سابقهٔ کهن در خانوادهٔ زبانهای ایرانی. برای تعیین صورت دقیق فارسی باستان یا فارسی میانه باید صورتهای مستند همان زبانها را بررسی کرد؛ نمیتوان صورت فارسی امروز را مستقیماً به خط پهلوی منتقل کرد و آن را بازسازی تاریخی نامید.
دورهٔ کهن
ایرانی
ریشهٔ تاریخی محتمل
دو، مانند، نعلین، دهان، پُر، سرگین
این واژگان از نظر ساختمان و کاربرد به فارسی و خانوادهٔ ایرانی تعلق دارند، اما قدمت و صورت تاریخی هر یک یکسان نیست. «نعلین» نیز در این بیت صورت تثنیه یا شکل ادبیِ مربوط به «نعل» است و نباید صرفاً از ظاهر آن، صورت فارسی باستان استنتاج کرد.
طبقهبندی
ترکیبی
نیازمند بررسی جداگانه
در این بیت واژهای که بتوان با اطمینان آن را انیرانی دانست، مشخص نیست. همچنین حضور واژههای ایرانی در یک بیت از منجیک، بهخودیخود اثبات نمیکند که تمام آن واژگان از دورهٔ پیش از اسلام به همان صورت وجود داشتهاند.
۳. آیا میتوان این واژهها را به خط پهلوی نوشت؟
برای پاسخ دقیق باید میان سه موضوع فرق گذاشت:
1. واژهٔ فارسی در متن منجیک: این صورت در زبان فارسی پس از اسلام ثبت شده است.
2. بازسازی فارسی میانه: اگر برای واژهای همریشهای مستند در فارسی میانه پیدا شود، میتوان صورت تاریخی آن را با شواهد زبانشناختی بازسازی کرد.
3. نگارش با خط پهلوی: حتی اگر صورت واژهای در فارسی میانه معلوم باشد، نگارش آن به خط پهلوی نیازمند تعیین صورت واژگانی، شیوهٔ املایی و گاه هزوارش است. خط پهلوی همیشه تطابق یکبهیک با تلفظ نداشته است.
بنابراین، برای «شکیش» فعلاً نباید یک صورت پهلوی ساختگی ارائه کرد. چنین کاری ظاهر پژوهشی دارد، اما بدون شاهد کتیبهای، متنی یا تطبیق ریشهشناختی، اعتبار علمی ندارد.
نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
این شخصیتها به دورهها و بافتهای تاریخی متفاوت تعلق دارند و نمیتوان شیوهٔ نگارش همه را یکسان فرض کرد:
کرتیر: کتیبههای او از شواهد مهم زبان و خط ایرانی در دورهٔ ساسانیاند و برای بررسی فارسی میانه و خط کتیبهای پهلوی اهمیت دارند.
نوشیروان و بزرگمهر: برای تعیین اینکه هر واژه را دقیقاً چگونه مینوشتند، به متن یا شاهد تاریخی مشخص نیاز داریم؛ نسبتدادن یک املای معین به آنان بدون چنین شاهدی درست نیست.
مؤید موبدان: اگر مقصود شخصی با این عنوان در سنت تاریخی یا روایی معینی است، باید هویت و مأخذ موردنظر روشن شود تا بتوان شیوهٔ نگارش او را بررسی کرد.
منجیک: چون بیت در سنت ادبی فارسی پس از اسلام نقل شده، صورت ثبتشدهٔ «شکیش» را باید نخست در بافت زبان فارسی و نسخههای لغت فرس و آثار مربوط به منجیک بررسی کرد؛ نه اینکه آن را بیواسطه به خط ساسانی برگردانیم.
۴. نتیجهٔ نهایی این مدخل
معنای «شکیش» در لغت فرس روشن است: جوال یا کیسهای دوختهشده. بیت منجیک نیز بر پایهٔ همین معنا تصویری هجوآمیز میسازد، هرچند ضبط و تفسیر مصراع نخست نیازمند بررسی نسخهای است.
از نظر تاریخی، هنوز شاهد کافی برای تعیین ریشهٔ پیشااسلامی «شکیش» یا بازسازی صورت فارسی باستان یا فارسی میانهٔ آن نداریم. پس در ثبت پژوهشی این مدخل بهتر است سه مورد جداگانه درج شود:
معنی مستند در فارسی کهن: جوال دوختهشده.
ریشهشناسی پیشااسلامی: نامعلوم؛ نیازمند شاهد مستقل.
صورت پهلوی: فعلاً بازسازینشده؛ نباید صورت فرضی را بهعنوان املای تاریخی عرضه کرد.
گام بعدیِ سودمند، مقابلهٔ ضبط «شکیش» با نسخهها و چاپهای معتبر لغت فرس و جستوجوی صورتهای همریشه در فرهنگهای فارسی میانه و ایرانی میانهٔ شرقی است. این بررسی میتواند روشن کند که با واژهای ایرانیِ کهن، واژهای منطقهای یا صورتی با منشأ نامعلوم روبهرو هستیم.
/////////////
بررسی مدخل «شَکیش» در لغت فرس
متن مدخل:
شکیش. جوالی که از دوخ کنند، منجیک گوید:
دو کشّش بود مانند دو نعلین دهانش چون شکیشی پر ز سرگین
۱. معنی واژه و شرح بیت
شَکیش به معنی جوالی است که از پارچه یا بافتی دوخته شود و برای حمل بار به کار رود. در این بیت، منجیک با تشبیهی هجوآمیز، چیزی را وصف میکند که دو بخش یا دو لنگهٔ آن به نعلین میماند و دهانهاش پر از سرگین است.
در مصراع نخست، ضبط «دو کشّش» نیازمند احتیاط است؛ ممکن است واژه در نسخه یا در انتقال متن دچار دگرگونی شده باشد. بدون مقابله با نسخه یا چاپ معتبر نمیتوان آن را با اطمینان تصحیح کرد. همچنین باید دید «دو نعلین» وصف شکل جوال است یا تشبیهی برای دو بخش آن.
۲. بررسی زبانی و ریشهشناختی
«شکیش» در این مدخل واژهای مربوط به ابزار و لوازم زندگی روزمره است. چنین واژگانی ممکن است از لایههای کهن زبان فارسی به میراث رسیده باشند، اما صرف حضورشان در لغت فرس برای اثبات پیشااسلامی بودنشان کافی نیست.
برای تعیین ریشهٔ آن باید چند احتمال را از یکدیگر جدا کرد:
واژهای ایرانی: ممکن است صورت تحولیافتهٔ واژهای در فارسی میانه یا یکی دیگر از زبانهای ایرانی میانه باشد.
واژهای محلی یا حرفهای: ممکن است نامی رایج میان بافندگان، دوزندگان یا باربران بوده باشد.
واژهای با ریشهٔ نامعلوم: تا یافتن شاهد مستقل، این احتمال نیز باید باز بماند.
در حال حاضر، صورت «شکیش» را نمیتوان با اطمینان به واژهای مشخص در فارسی باستان یا فارسی میانه پیوند داد.
۳. صورت پهلوی و خطهای ایران باستان
برای بازسازی این واژه در خط پهلوی، نخست باید ریشه و تلفظ تاریخی آن روشن شود. خط پهلوی بهتنهایی راهگشا نیست؛ زیرا در آن بسیاری از واکهها نوشته نمیشوند و یک رشتهٔ نوشتاری ممکن است چند خوانش داشته باشد.
ازاینرو، پیشنهاد یک صورت پهلوی قطعی برای «شکیش» در وضع کنونی، حدس خواهد بود، نه بازسازی علمی. همچنین هنوز شاهدی نداریم که این واژه در فارسی باستان یا فارسی میانه به همین معنی وجود داشته باشد.
۴. اهمیت شاهد منجیک
شاهد منجیک برای تاریخ واژه اهمیت دارد، زیرا کاربرد آن را در شعر فارسی کهن نشان میدهد. بااینحال، باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت:
قدمت کاربرد واژه در فارسی؛
ایرانی بودن ریشهٔ آن؛
تعلق آن به دورهٔ پیش از اسلام.
این سه الزاماً بر هم منطبق نیستند.
نتیجهٔ نهایی: در لغت فرس، «شکیش» نام نوعی جوال یا کیسهٔ باربری است. شاهد منجیک کاربرد این واژه را در فارسی کهن تأیید میکند، اما ریشهٔ تاریخی و صورت احتمالی آن در فارسی میانه یا خط پهلوی هنوز روشن نیست. برای پیشبرد این مدخل، مهمترین گام مقابلهٔ ضبط «دو کشّش» و بررسی صورتهای دیگر واژه در فرهنگهای تاریخی فارسی است.
بررسی «کَش» و ارتباط احتمالی آن با «شَکیش»
۱. معنی «کَش»
در لغتنامه، «کَش» به معنی بغل و زیرِ بغل آمده است. دو شاهدی که نقل کردهاید، این معنی را روشن میکنند.
شاهد فردوسی:
چرا گفت نگرفتمش زیر کش چرا بر کمر کردمش پنجهبش
«زیر کش گرفتن» یعنی کسی را از زیر بغل گرفتن. مصراع دوم نیز ظاهراً از گرفتن شخص به کمر سخن میگوید؛ البته ضبط «پنجه بش» به مقابله با متن معتبر نیاز دارد.
شاهد حافظ:
می به زیر کش و سجادهٔ زهدم بر دوش آه اگر خلق شوند آگه از این تزویرم
در این بیت، «می به زیر کش» یعنی شراب را در زیر بغل پنهان کردن؛ در برابر سجادهٔ زهد که بر دوش است. تقابل میان ظاهر زاهدانه و پنهانکاری، اساس طنز بیت را میسازد.
۲. آیا «کَش» واژهای پیشااسلامی است؟
«کَش» واژهای کهن در فارسی است و کاربرد آن در شعر فردوسی و حافظ، استمرار آن را در زبان ادبی نشان میدهد. اما برای نسبت دادن آن به فارسی باستان یا فارسی میانه، باید همریشهای مستند در زبانهای ایرانی کهن پیدا کرد.
در حال حاضر، بدون شاهد ریشهشناختی مستقل، نمیتوان صورت مشخصی از فارسی باستان یا فارسی میانه را با اطمینان پیشنهاد کرد.
۳. ارتباط «کَش» با «شَکیش»
نکتهٔ مهم در پیوند دادن این مدخل با مدخل پیشین لغت فرس است:
کَش: بغل، زیر بغل.
شَکیش: جوالی که از دوخ کنند.
آیا ممکن است «شکیش» از ترکیب «شَک/شَکّ» با «کَش» ساخته شده باشد، یا بخش پایانی آن با «کَش» ارتباط داشته باشد؟
فعلاً چنین تجزیهای اثبات نشده است. شباهت آوایی بهتنهایی برای اثبات همریشگی کافی نیست؛ بهویژه آنکه معنای «جوال» لزوماً از معنای «بغل» به دست نمیآید.
۴. صورت پهلوی
برای «کَش» نیز باید میان بازسازی واژه در فارسی میانه و نوشتن صورت فارسی نو در خط پهلوی تفاوت گذاشت. تا هنگامی که صورت تاریخی واژه و تحول آوایی آن روشن نشده باشد، ارائهٔ نویسهگردانی پهلوی بهعنوان صورت اصیل ساسانی دقیق نخواهد بود.
نتیجه: این شاهدها معنای «کَش» را بهخوبی تثبیت میکنند، اما هنوز رابطهٔ ریشهشناختی آن با «شَکیش» اثبات نشده است. برای حل این مسئله، توضیح حاشیهٔ دهخدا در نشانهٔ ۞ و نیز ضبطهای دیگر «شکیش» در نسخهها و فرهنگهای کهن میتواند راهگشا باشد.
