حمل جیهند حمل جیهند از قهرمانان بلوچ است که بخاطر صیانت وطن خویش از یوغ استعمار پرتغالی ها پرچم استکبار ستیزی برافراشت و نهایتا به شهادت رسید.
به گفته پیران زمانگ و داستانهای مکتوب حمل بر بسیاری از قسمت های ساحلی بلوچستان حکومت میکرده و از طریق لنج های خود که در حوزه خلیج فارس و آفریقا به تجارت مشغول بوده اند، امرار معاش میکرده و به رتق و فتق امور می پرداخته است. تاریخ زندگی حمل همزمان با دوران حکومت شاه طهماسب صفوی بر ایران بوده است.
پرتغالی ها اولین استعمارگرانی بودند که از راه دریا وارد منطقه بلوچستان شدند. آنها ابتدا در لباس تاجر وارد منطقه شدند. در پی ثبیت جایگاه، پرتغالی ها نقاب از صورت افکنده و چهره استعمارگری خود را نشان دادند. در پی زیاده خواهی های آنها و ریختن خون مردم، موجی از نارضایتی و انزجار در میان مردم نسبت به پرتغالیها به وجود آمد. حمل پس از آگاهی از موضوع با بسیج مردم به مقابله با پرتغالی ها برخواست و دست آنها را از دریای مکران کوتاه کرده و حوزه نفوذشان را در خلیج فارس محدود کرد.
پرتغالی ها با عنایت به هرج و مرج و بلبشوی حاکم بر کشور طی قراردادی با شاه طهماسب صفوی به نفوذ خود بر خلیج فارس رسمیت بخشیدند. در ماده چهارم این قراداد پرتغالی ها متعهد شدند در صورت تمایل شاه طهماسب برای حمله به بلوچستان با افراد و تسلیحات از وی حمایت کنند.
به دنبال اخراج پرتغالی ها از منطقه و کنسل شدن تجارت پرتغالی ها در دریای مکران سایه ای از آرامش و امنیت تمام منطقه را فراگرفت. حمل که از پاک بودن دریا اطمینان یافته بود، در یکی از روزها به همراه تعداد قلیلی از افراد و بدون تجهیزات و تسلیحات لازم به دریا میزند تا در حوزه نفوذ خود به سیاحت و تفریح بپردازد. گفته میشود طوفانی ناگهانی لنج حمل را از مسیر منحرف کرده و آنها در مسیر گشت دریایی پرتغالی ها قرار میدهد.
پرتغالی ها پس از اطمینان از اینکه حمل را در چنگال خود گرفته اند به دنبال چاره میگردند تا با نرم کردن حمل، از او برای رسیدن به اهداف استعماری خود استفاده کنند؛ در نتیجه دو راه را پیش روی حمل قرار میدهند. پیشنهاد میکنند یا با یکی از زنان پرتغالی ازدواج کند یا مرگ را برگزیند. پور جیهند به جای تن دادن به این ذلت و همکاری با پرتغالی ها برای نیل به اهداف استعماریشان گزینه دوم را انتخاب کرده و در نبردی نا برابر به شهادت میرسد
یک گروه از نخبگان دینی در کشورهای عربی راجع به اصالت احادیث که رقم آن از دویست هزار فراتر است تحقیق کردند. ایلال رشید بدنبال قدیمی ترین نسخه کتابهای بجای مانده از صحیح بخاری بود او قدیمی ترین نسخه را پیدا کرد کتابی که فقط شصت صفحه بود و در پایان نوشته بود این تمام احادیثی بود که من جمع کردم . او سالها تحقیق کرد متوجه شد بیش از یازده هزار حدیث در قرن های متمادی به نسخه های اولیه کتاب صحیح بخاری افزوده شده است کتابی نوشت بنام صحیح بخاری پایان اسطوره و مدعی شد نود درصد احادیث کتاب فعلی صحیح بخاری مخالف قرآن است و یا سند ضعیف دارد. این کتاب در جهان عرب جنجالی شد . محمد بن سلمان علمای سنی جهان اسلام را جمع کرد و گفت ظرف شش ماه باید جواب این کتاب را بدهید . نتیجه اجتماع علمای سنی این شد که ادعاهای ایلال رشید تقریبا درست است و هفتاد درصد احادیث صحیح بخاری با قرآن منافات دارد و نقل و زنجیره نقل احادیث به افراد غیر موثق می رسد . از جمله نتایج این بود که طبق قرآن حجاب اجباری نیست، مشروب در اسلام فی نفسه مجازات ندارد و میگساری و دایم الخمر بودن عملی شیطانی دانسته شده است اما خوردن کم آن حرام نیست. سنگسار زناکار را رد کردند و گفتند حکم قرآنی ندارد و چندین مورد دیگر را که تا حالا حرام دانسته میشد رد کردند و گفتند حرام ها و مجازاتها در قرآن از پنج مورد فراتر نرفته است. و مجازات ها باید طبق قانون عرفی و مطابق عقل و عرف باشد. اینگونه بود که دست بن سلمان را برای اصلاحات دینی در عربستان آزاد گذاشتند.
یک شعبه ای از دین اسلام وجود دارد بنام مسلمان قرآنی شاخه قرآنی های جدید بطور کامل احادیث را رد می کنند و می گویند احادیث دویست سال بعد از پیامبر در دوره خلفای مستبد عباسیان نوشته شده و هیچ اعتباری ندارد مگر احادیثی که صد درصد مطابق آیه قرآن باشد آنها اعتقاد دارند نود درصد احادیث جعلی است و حتی در تضاد آشکار با قرآن. مذهب قرآنی اعتقاد دارد تمام آیات قرآن اعتبار یکسان دارد اما بعضی صریح و شفاف و کامل تر است. آنها آیات محکم را آیات گوهری و سنگ محک می دانند مثلا آیه لا اکراه فی الدین را یکی از آیات گوهری می دانند که هر آیه یا حدیثی باید بر مبنای اکراه در دین نیست سنجیده شود . آنها معتقدند حقه بزرگ درباریان و اسلام حکومتی این هست که اصلی بنام ناسخ و منسوخ جعل کرده اند و می گویند بعضی آیه های مدنی آیه های مشابه مکی را باطل کرده است . این حقه اسلام عباسی است برای بی اعتبار کردن ۲۷۰ آیه رحمانی قرآن . مثلا در قرآن حکم زناکار هفتاد ضربه شلاق است اما آخوندهای عباسی خراسانی که بیشتر مذهب برمکی بخاری داشتند با استناد به خرافه ای بنام حدیث بز می گویند حکم زنا کار سنگسار هست . آیه آن وجود داشته ولی طبق حدیث از عایشه این آیه را بز خورده است . مسلمانان قرآنی اینگونه احادیث را تمام ساختگی و توهین به قرآن می دانند و می گویند حلال و حرام در قرآن از هفت مورد بیشتر نیست و حتی نوشیدن شراب به اندازه کم حرام نیست . میسر معرب از میگساری است و نه اینکه میسر نام شراب باشد بلکه عمل افراط است و میگساری زشت و مکروه است . مسلمانان قرآنی ترجمه و تفسیر بسیار متفاوتی از قرآن ارایه می کنند که با حقوق بشر و حقوق مدنی امروزی سازگار است. آنها رجم را ترجمه کرده اند به اینکه دزد و یا زناکار را در قدیم در ایوان دادگاه یا در میدان محاکمه می کردند اگر قاضی حکم رجم می داد یعنی اخراج و تبعید و شاکیان مجرم می توانستند با سنگ دنبال او کنند و او را از شهر بیرون کنند به این عمل رجم می گفتند. از نظر آنها بسیاری از واژگان قرآنی اشتباه ترجمه شده است مثلا بریدن دست چپ و پای راست، ترجمه غلط واژه من خلاف است . خلاف واژه آرامی است به معنی شمشیر . نه به معنی برعکس. یعنی مجرم و قاتل را هنگام قصاص با شمشیر تیز (خلاف) بکشید نه با چوب و سنگ. احمد صبحی منصور و رشید ایلال مراکشی معروف ترین مفسران و قرآنی ها هستند که احادیث را مردود می دانند و دین را از حکومتداری و دولتداری جدا می دانند.
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی ما را ز سر بریده می ترسانی ما گر زسر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن دامن زبساط عافیت برچیدن در دست سر بریدهٔ خود بردن در یک یک کوچه کوچهها گردیدن
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی مارا ز سر بریده می ترسانی ما گر زسر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
هرجا که نگاه می کنم خونین است از خون پرنده ای گلی رنگین است در ماتم گل پرنده می موید و گل از داغ دل پرنده داغ آجین است فانوس هزار شعله اما در باد می سوزد و سرخوش است و چین واچین است یعنی که به اشک و مویه خود گم نکنی از عشـق هر آنچه می رسد شیرین است
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی مارا ز سر بریده می ترسانی ما گر زسر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم
در آتش و خون پرنده پر خواهد زد بر بام بلند خانه پر خواهد زد امشب که دوباره ماه بالا آمد می آید و باد پشت در خواهد زد یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد صد جنگل صبح در هوا می شکفد خورشید به شاخهها شرر خواهد زد
سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی مارا ز سر بریده می ترسانی ما گر زسر بریده می ترسیدیم در محفل عاشقان نمی رقصیدیم....
شعر این ترانه ی زیبا رو شاعری به اسم «محمّد اصفهانی» با الهام از شعر یک ترانۀ عصر مشروطیت (تصنیف عاشقانۀ آفتاب به سر درخت ناربندان ...تصنیفی که گرچه مضمونی عاشقانه دارد، امّا بدون تردید از اوضاع سیاسی عصر مشروطیت هم تأثیر پذیرفته) و با تکرار شاه بیت اون ترانۀ قدیمی بعنوان موتیف (ترجیع بند) ترانۀ جدید سروده و «هومن دپارس» برای اجرای اون توسط «داریوش اقبالی» آهنگ مناسب و شنیدنی ساخته
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط |
این هفته، عراقچی وزیر امور خارجه ایران به چین سفر کرد. این سفر پس از آن انجام شد که آقای عراقچی همه کشورهای منطقه را که برخی در اندازه یکی از جزایر ایران بودند در ماه های گذشته پیمود تا به حساب خود و حکومت ایران آنها را از همکاری با اسرائیل برحذر دارد یا به حمایت از "جبهه مقاومت" تشویق کند. شکست این سفرها از روز نخست اشکار بود زیرا پشت جبهه ایران، که خود را محور جبهه مقاومت می انگاشت، از نظر رضایت مردم و بویژه وضع اسفناک اقتصادی ایران بسیار ضعیف است. همین پشت جبهه ضعیف اجازه نداد که ایران بتواند با قدرت از همپیمانانش درمنطقه دفاع کند. اگر راس نظام نگاه تخیلی و خوش خیالانه به غرب و نظام جهانی نداشت، نخستین سفر عراقچی باید به چین می بود تا ابتدا پشت جبهه داخلی خود را تقویت کند که کار به اینجایی که اکنون کشیده است نکشد.
در طی همین چند ماه وضع اقتصادی کشور، چه براثر کارشکنی های داخلی، چه به دلیل سپرده شدن سرنوشت مردم به سرمایه داری تجاری و بانک های خصوصی و صادرکنندگان مواد خام، و چه بر اثر توهم نظام نسبت به غرب به شکلی سریع و اسفناک سقوط کرده است و روزبروز شمار کسانی که نمی توانند حداقل یا متوسط سطح زندگی خود را حفظ کنند و امیدی هم به بهبود اوضاع ندارند افزوده می شود. در حالیکه اگر یک راهبرد صحیح و روشن توسعه همکاری های نظامی و اقتصادی با روسیه و چین در طی سال های گذشته در پیش گرفته شده بود اکنون بسیاری از این دشواری ها می توانست وجود نداشته باشد.
مثلا هم اکنون برق در برخی مناطق ایران تا روزانه پنج ساعت قطع می شود. در حالیکه در خبرها امده است که چین با سرمایه گذاری ۱۱ میلیارد دلاری در حال ساخت بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان است که سالانه ۴۵۰ میلیون کیلووات برق یعنی بیش از مصرف کل ایران برق تولید می کند. با ۱۱ میلیارد دلار سرمایه گذاری می شد امروز مشکل برق نداشته باشیم ولی درست ده سال پیش در سال ۱۳۹۴ زمانی که در جریان سفر رئیس جمهور چین به ایران پیشنهاد امضای قرارداد ۲۵ ساله سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران مطرح شد زمین و زمان را مسئولان بالا و پایین نظام و رسانه های خارجی و داخلی به هم دوختند تا ایران را از امکان اجرای این پیشنهاد محروم کنند و مانع از آن پیشرفت و جهش فنی و زیرساختی شوند که نتیجه نخست آن در معیشت و رفاه و خوش بینی مردم نسبت به آینده ظاهر می شد. سرمایه داران تجاری به وحشت افتادند که با امدن چین پروژه های دولتی اجرا می شود و دست آنها از بازی با ارز و آوردن اجناس بنجل از چین محدود می شود. برخی دیگر گفتند ما خودمان بهتر از چین راه اهن و جاده می زنیم و نیروگاه درست می کنیم، بهتر از چین اسکله می سازیم. کارشناسان اقتصادی متوهم مدعی شدند اگر چین بیاید صنایع داخلی نابود می شود، کارگران چینی می ایند در ایران بجای کارگران ایرانی کار می کنند و کارگر ایرانی بیکار می شود. سیاستمداران خوش خیال یادشان افتاد که امریکا تازه برجام را امضا کرده و اگر چین بیاید دیگر آنها به ما کمک و در ایران سرمایه گذاری نمی کنند و اروپایی ها دیگر به ما کالا نمی دهند که به دست طبقه متوسط غرب زده ای بدهیم که فقط جنس اروپایی را می پسندد و ...
با همین استدلال ها مانع از سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران شدند و برای توبیخ چین و نشان دادن چراغ سبز به امریکا هشت سال به چین سفیر نفرستادند و تا همین امروز هم یک نفر دارای اختیارات تام برای پیشبرد راه های اجرایی این سرمایه گذاری در ایران وجود ندارد.
سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران انجام نشد و هیچکدام از آن وعده های بزرگی که چین گویا مانع از تحقق آن بود هم به حقیقت نپیوست. نه راه اهنی ساخته شد، نه خطوط قطاری برقی شد، نه کارخانه و صنعت داخلی راه افتاد، نه اسکله و بندری ایجاد شد، نه نیروگاهی ساخته شد، امریکا و اروپا هم به ایران چیزی ندادند؛ بلکه آن را با خیال راحت بیش از قبل هم تحریم کردند، کارگر چینی هم به ایران نیامد بجای آن کارگر افغان ده برابر آنچه ادعا می شد از چین خواهد آمد وارد کشور شد و جای کارگر ایرانی را در مشاغل خرد در شرایط ناتوانی اقتصاد کشور در پرداخت دستمزدهای بالا گرفت و ...
ایران بدون چین یک دوران طلایی ده ساله را از دست داد، درحالیکه چین در همین دوران چنان بسرعت پیش رفت که طبق آمار نهاد "یونیدو" وابسته به سازمان ملل متحد، سهم چین در تولید صنعت جهانی تا سال ۲۰۳۰ یعنی شش سال دیگر به ۴۵ درصد می رسد. همین امروز واردات امریکا و اروپا از چین به ترتیب ۵۸۰ و ۵۶۲ میلیارد دلار است. در حالیکه صادرات امریکا به چین تنها ۱۷۷ میلیارد دلار است که یکی از منابع اصلی جمع شدن بدهی دهها تریلیون دلاری امریکاست که بخشی از آن را با چاپ دلار بدون پشتوانه و انتقال تورم خود به جهان جبران می کند. امروز تنها بخشی از جهان که در حال پیشرفت، همراه با افزایش سطح زندگی مردم است کشورهای اوراسیا و شرق اسیا هستند. کشورهایی نظیر ویتنام، اندونزی، مالزی، حتی تایلند اکنون دارند از این پویایی اقتصاد شرق آسیا تحت تاثیر نزدیکی و همکاری با چین بیشترین بهره را می برند. در حالیکه از غرب اسیا که ایران در آن قرار دارد به سمت غرب تا اروپا و امریکا همه جا در بحران است و اگر پیشرفتی هم وجود داشته باشد در ثروت طبقات بالاست و در زندگی مردم خود را نشان نمی دهد. ایران بجای آنکه اقتصاد خود را در مسیر اقتصادهای پویای شرق آسیا قرار دهد، همچنان دنبال اقتصادهای در بحران غرب است چرا که مسیر خروج دلارها و ارز سرمایه داری تجاری ایران به سوی بانک های غربی است.
ایران یک دهه طلایی برای پیشرفت های اساسی و پیوستن به قافله اقتصادهای شرق اسیا را از دست داد و در پایان این دهه با اقتصاد ویران، خط فقر نگران کننده، نارضایتی و عدم انسجام داخلی، در وحشت از قدرت هایی است که برای تکه تکه کردن آن دندان تیز کرده اند. چین ستیزان، مرتجعان داخلی، اقتصاددانان کم سواد و پرمدعا، سرمایه داران تجاری و پتروشیمی ها و فولادی ها و صادرکنندگان مواد معدنی و خام داخلی؛ خیالپردازهایی که جهان را هنوز در دوران قدرقدرتی غرب می بینند و منتظر معجزه برجام و به خاک نشستن چین با خنجر ایران نشسته اند، همگی در این خیانت اشکار ملی سهم دارند. با اینحال اگر سفر دیرهنگام عراقچی به چین نشانه درس گیری از این گذشته باشد، هنوز جای امید برای یک ایران واحد با اقتصاد پویا و شکوفان وجود دارد. ولی این نیاز به یک عزم حکومتی و ملی برای بهره گیری از ظرفیت های چین و پیوند زدن کامل ایران به اقتصادهای شرق اسیا دارد که هنوز نشانه ای از آن به چشم نمی خورد.
در فهرستی که بلومبرگ از ثروتمندترین خانوادههای جهان در سال ۲۰۲۴ تهیه کرده، خانواده والتون، مالک سوپرمارکتهای زنجیرهای والمارت، بار دیگر به جایگاه نخست برگشتهاند.
بیش از شش دهه پس از آنکه سم والتون اولین سوپرمارکت خود را افتتاح کرد، وارثان او اکنون به لطف عملکرد چشمگیر سهام این شرکت چندملیتی که ارزش آن امسال ۸۰ درصد افزایش یافت، ثروتمندتر از همیشه هستند.
به گزارش بلومبرگ یکی از نکات مهم و مشترک شرکتهای حاضر در این فهرست، حفظ اتحاد در مالکیت داراییها و حفظ آن با مدیریت مشترک به جای تقسیم اموال است. آنها در بعضی موارد، توافقها و قراردادهای تجاری خاصی تنظیم کردهاند تا یکپارچگی ثروت خانوادگی خود را تضمین کنند.
بلومبرگ که فهرست کامل آن شامل ۲۵ خانواده است، به عنوان نمونهای از این همبستگی خانوادگی و تجاری به مالکان والمارت، برند لوکس هرمس و شرکت داروسازی روش اشاره میکند.
این رسانه همچنین گزارش داده است که اکثر اعضای این فهرست، امسال به لطف سودهای کلان ثبتشده در بازارهای سهام، ثروتمندتر شدهاند.
در اینجا ۱۰ خانواده ثروتمند جهان و خاستگاه ثروت آنها را مرور میکنیم.
۱. خانواده والتون
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،راب، آلیس و جیم والتون ثروت سم والتون، بنیانگذار والمارت، را به ارث برده و آن را افزایش دادند
خانواده: والتون
شرکت: والمارت
ثروت: ۴۳۲ میلیارد دلار
کشور: آمریکا
تعداد نسلها: ۳
خانواده والتون حدود ۴۶ درصد از سهام سوپرمارکتهای زنجیرهای والمارت را در اختیار دارند؛ سهمی که پایه و اساس بزرگترین ثروت خانوادگی جهان را تشکیل میدهد.
سم والتون، بنیانگذار این شرکت، ثروت خود را با برنامهریزی دقیق و هدفمند بین فرزندانش تقسیم کرد تا کنترل خانوادگی داراییها حفظ شود.
۲. خانواده آل نهیان
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،محمد بن زاید آل نهیان، حاکم ابوظبی، عضوی از خانواده میلیاردر آل نهیان است
خانواده: آل نهیان
حوزه فعالیت: صنعت
ثروت: ۳۲۳ میلیارد دلار
کشور: امارات متحده عربی
تعداد نسلها: ۳
خانواده آل نهیان در امارات متحده عربی، ثروت خود را از طریق تجارت نفت به دست آورده است.
شیخ محمد بن زاید آل نهیان، حاکم ابوظبی (یکی از هفت امیرنشین امارات متحده عربی)، ریاست کشور امارات را نیز بر عهده دارد.
۳. خانواده آل ثانی
منبع تصویر،PA Media
توضیح تصویر،تمیم بن حمد آل ثانی، امیر قطر، عضوی از خانواده قدرتمند حاکم است
خانواده: آل ثانی
حوزه فعالیت: صنعتی
ثروت: ۱۷۲ میلیارد دلار
کشور: قطر
تعداد نسلها: ۸
خانواده آل ثانی که حکومت را در قطر در اختیار دارند، ثروت خود را از تجارت در حوزه نفت و گاز کسب کردهاند.
اعضای این خانواده در مناصب برجسته سیاسی حضور دارند و مالک کسبوکارهای بزرگی در صنایع مختلف هستند.
این خانواده بسیار بزرگ است، اما قدرت در چند شاخه اصلی آن متمرکز شده است.
۴. خانواده هرمس
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،اکسل دوما، مدیر اجرایی هرمس، عضوی از این خانواده است
خانواده: هرمس
شرکت: هرمس
ثروت: ۱۷۰ میلیارد دلار
کشور: فرانسه
تعداد نسلها: ۶
نسل ششم این خانواده، که شامل بیش از ۱۰۰ عضو است، مالک شرکت فرانسوی مد لوکس هرمس هستند.
از میان اعضای خانواده که در شرکت مسئولیتهای کلیدی دارند، میتوان به اکسل دوما، مدیر اجرایی آن، اشاره کرد.
۵. خانواده کوک
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،چارلز کوک (در تصویر) و برادرش بیل، از بزرگترین و قدرتمندترین اهداکنندگان به محافظهکاران آمریکا هستند
خانواده: کوک
شرکت: صنایع کوک
ثروت: ۱۴۸ میلیارد دلار
کشور: آمریکا
تعداد نسلها: ۳
برادران کوک -فردریک، چارلز، دیوید و ویلیام- شرکت نفتی فرِد کوک، پدرشان را به ارث بردند، اما پس از بروز اختلاف، تنها چارلز و دیوید در این تجارت باقی ماندند.
شرکت کوک در حوزههای نفت، محصولات شیمیایی، انرژی، مواد معدنی، رایانش ابری، امور مالی، تجارت کالاهای اساسی و سرمایهگذاری، و بسیاری زمینههای دیگر فعالیت دارد.
۶. خانواده آل سعود
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،به گزارش بلومبرگ، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، شخصا داراییهایی به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار را مدیریت میکند
خانواده: آل سعود
حوزه فعالیت: صنعت
ثروت: ۱۴۰ میلیارد دلار
کشور: عربستان سعودی
تعداد نسلها: ۳
ثروت خانواده سلطنتی عربستان از تجارت نفت به دست آمده است. بلومبرگ برآورد ارزش خالص دارایی خانواده سلطنتی را بر اساس مجموع پرداختهایی انجام داده است که تخمین زده میشود اعضای این خانواده طی ۵۰ سال گذشته از دربار سلطنتی، یا همان دفتر اجرایی پادشاه، دریافت کردهاند.
محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی که عملا حاکمیت عربستان را بر عهده دارد، شخصا داراییهایی به ارزش بیش از ۱ میلیارد دلار را مدیریت میکند.
۷. خانواده مارس
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،ژاکلین مارس (در مرکز تصویر) و نوههایش، گریسن ارث و کاترین بورگستالر
خانواده: مارس
شرکت: مارس
ثروت: ۱۳۳ میلیارد دلار
کشور: آمریکا
تعداد نسلها: ۵
شرکت مارس با تولید محصولات معروفی چون اماندامز، میلکی وی و شکلاتهای اسنیکرز شناخته میشود. فروش محصولات مراقبت از حیوانات خانگی نیز اکنون بیش از نیمی از درآمد این شرکت را تشکیل میدهد.
۸. خانواده آمبانی
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،موکش آمبانی رئیس و مدیرعامل شرکت ریلاینس اینداستریز است
خانواده: آمبانی
شرکت: ریلاینس اینداستریز
ثروت: ۹۹ میلیارد دلار
کشور: هند
تعداد نسلها: ۳
موکش آمبانی مدیریت بزرگترین مجتمع پالایش نفت در جهان را بر عهده دارد. او در عمارتی ۲۷ طبقه زندگی میکند که به عنوان گرانترین اقامتگاه خصوصی در جهان شناخته میشود.
او و برادرش ثروت خود را از پدرشان به ارث بردهاند.
۹. خانواده ورتیمر
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،آلن و ژرار ورتیمر مالک شرکت لوکس شنل هستند
خانواده: ورتیمر
شرکت: شَنِل
ثروت: ۸۸ میلیارد دلار
کشور: فرانسه
تعداد نسلها: ۳
آلن و ژرار، برادران ورتیمر، ثروتی را به ارث بردند که پدربزرگشان با حمایت مالی از کوکو شنل، طراح مد، در پاریس دهه ۱۹۲۰ به دست آورده بود.
خانواده آنها مالک خانه مد شانل هستند و علاوه بر آن مالک اسبهای مسابقه و تاکستانهای شرابگیری هم هستند.
۱۰. خانواده تامسون
منبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،دیوید تامسون، رئیس شرکت تامسون رویترز
خانواده: تامسون
شرکت: تامسون رویترز
ثروت: ۸۷ میلیارد دلار
کشور: کانادا
تعداد نسلها: ۳
این خانواده حدود ۷۰ درصد از سهام شرکت تامسون رویترز، ارائهدهنده دادهها و خدمات مالی، را در اختیار دارند.
دارایی ثروتمندترین خانواده کانادا به اوایل دهه ۱۹۳۰ برمیگردد، زمانی که روی تامسون یک ایستگاه رادیویی در انتاریو راهاندازی کرد.