انجوخ چین گرفتن بود روی و تن را [و] آنچه بدین ماند، رودکی گوید: شدم پیر بدینسان و تو هم خود نه جوانی مرا سینه پر انجوخ و تو چون چفته کمانی].
این مدخل از واژهنامههای کهن (مانند لغت فرس اسدی طوسی) به واژهٔ بسیار ظریف و فصیح «انجوخ» اختصاص دارد که نمونهای عالی از واژگان اصیل دورهٔ سامانی است و با شاهدی از پدر شعر فارسی، رودکی سمرقندی، استوار شده است.
ریشهشناسی پهلوی (فارسی میانه) این مدخل و تحلیل بیت به شرح زیر است:
۱. ریشهشناسی پهلوی (فارسی میانه) واژگان کلیدی
- انجوخ: این واژه در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت anjūx یا hanjūx به معنی چین و چروک پوست، تاه خوردن یا مچاله شدن بوده است. ریشهٔ قدیمیتر آن به کارکرد «فشردن، منقبض کردن یا کشیدن» بازمیگردد. این واژه در متون قرون چهارم و پنجم هجری بسیار رایج بوده اما بعدها جای خود را به واژهٔ «آژنگ» یا «چین و چروک» داده است.
- پیر: در زبان پهلوی دقیقاً به صورت pīr با همین معنای سالخورده و سالدیدار به کار میرفته است.
- سینه: در پهلوی به صورت sēn یا sēnag تلفظ میشد (که حرف «گ» پایانی آن در فارسی دری به های غیرملفوظ تبدیل شده است).
- چفته: از فعل پهلوی čaftan یا xaftan به معنی خم شدن و کج شدن گرفته شده است. در پهلوی čaftag به معنی خمیده، منحنی و گوژپشت است.
- کمان: در پهلوی به شکل kamān رواج داشته و از ابزارهای اصیل جنگاوری ایرانیان بوده است.
۲. معنی و کالبدشکافی بیت رودکی سمرقندی
رودکی در این بیت، با لحنی افسوسبرانگیز و فیلسوفانه، خطاب به خود (یا پیرامون خود) از گذر بیرحمانهٔ زمان و فرسودگی جسم سخن میگوید:
شدم پیر بدینسان و تو هم خود نه جوانی / مرا سینه پر انجوخ و تو چون چفته کمانی
- تو هم خود نه جوانی: رودکی خطاب به اندام یا مخاطب خود میگوید که روزگار جوانی هر دوی ما سپری شده است.
- سینه پر انجوخ: یعنی تمام پوست سینه و اندام من بر اثر پیری چین و چروک برداشته و طراوتش را از دست داده است.
- چفته کمانی: به دگرگونی قامت اشاره دارد؛ پشتم مانند یک کمانِ خمیده، گوژ و کج شده است.
معنی روان بیت:
«من اینگونه پیر و سالخورده شدهام و تو نیز دیگر رنگی از جوانی نداری؛ سینهٔ من پر از چین و چروکهای پیری گشته و قامت تو (یا من) مانند یک کمانِ خمیده، کج و دولا شده است.»
«من اینگونه پیر و سالخورده شدهام و تو نیز دیگر رنگی از جوانی نداری؛ سینهٔ من پر از چین و چروکهای پیری گشته و قامت تو (یا من) مانند یک کمانِ خمیده، کج و دولا شده است.»
تصویرسازی رودکی با واژهٔ «چفتهکمان» بسیار دقیق است. آیا مایلید واژههای کهن دیگری را که در اشعار رودکی برای توصیف پیری و گذر عمر به کار رفتهاند (مانند دندان فروریخته یا خضاب) بررسی کنیم، یا واژهٔ بعدی دستنویس خود را میفرستید؟
