گَلوند چون مرسله باشد از گوز و انجیر و مانند آن، طیان گفت: خواجه ما ز بهر گُنده پسر کرد از خایه شتر گلوند. شرح بیت و واژگان پهلوی؟
این بیت تند، هجوآمیز و هزلآلود از طیّان ژاژخای (شاعر هزلپرداز اواخر قرن چهارم هجری) است که اسدی طوسی در لغت فرس آن را به عنوان شاهد برای واژه کهن و کمیاب «گَلوند» آورده است. [1, 2]
۱. ریشه پهلوی (فارسی میانه) واژگان کلیدی بیت
- گَلوند (Garland/String/Necklace): در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت galwand یا gariw-band (برگرفته از gariw به معنی گردن/گریبان + band به معنی بند و ریسمان) بوده است. در لغت فرس تصریح شده که گلوند ریسمانی است که چیزهایی مانند گردو (گوز)، انجیر یا خرما را به آن میکشند و مانند گلوبند یا مرسله (گردنبند) درست میکنند.
- خواجه (Master/Lord): واژه خواجه در پهلوی به صورت xwadāg یا xwadāy (به معنی ک someخدا، سرور، یا بزرگ خانه) بوده که بعدها در فارسی دری به «خواجه» تبدیل شد.
- پسر (Boy/Son): در زبان پهلوی به صورت pus یا pusar (برگرفته از واژگان کهن ایرانی) به کار میرفته است.
- شتر (Camel): در زبان پهلوی به صورت uštar (برگرفته از اوستایی uštra) ضبط شده است.
۲. شرح و مفهوم بیت
«خواجهٔ ما ز بهرِ گُنده پسر / کرد از خایهٔ شتر گَلوند»
- معنی تحتاللفظی: خواجه و ارباب ما، برای آن پسرِ تنومند و درشتهیکل (گُنده پسر)، از بیضههای شتر یک گردنبند و بندِ پیوسته (گَلوند) درست کرد!
- شرح و کنایه هجوی: طیّان ژاژخای به خاطر سرودن هجویات بیپروا و مضحک مشهور است. در فرهنگ عامه و طب سنتی ایران باستان، اندامهای شتر (به ویژه خایه یا کوهان آن به دلیل طبع بسیار گرم) نمادی از افزایش مفرط نیروی شهوانی یا درمان سردمزاجی تلقی میشد. طیّان در این بیت با لحنی تمسخرآمیز و بیادبانه (هزل)، خواجه را ریشخند میکند که برای سوگلی یا غلامِ تنومند خود (گُنده پسر)، گلوندی (رشتهای به هم پیوسته) از خایه شتر آویزان کرده است تا یا نوعی تعویذ و مایه تقویت او باشد یا کنایهای افراطی از شهوترانی و حماقت خواجه در باج دادن به آن پسر باشد.
آیا مایلید واژههای مجهول دیگری از بخش هجویات و اصطلاحات عامیانه خراسانی را در لغت فرس اسدی طوسی ریشهیابی کنیم؟
آری.
بسیار عالی! در ادامه به سراغ یکی دیگر از لغات بسیار عجیب، تند و بیپروای بخش هجویات لغت فرس اسدی طوسی میرویم. این بیت از منجیک ترمذی (شاعر هجوسرای قرن چهارم) در شرح واژه کهن و فراموششده «کُندوش» آورده شده است.
منجیک میگوید:
«ببینی آن سَبُکمایه کُندوش را
که از گُندِ پیران مکد جوش را»
۱. ریشه پهلوی (فارسی میانه) واژگان کلیدی
- کُندوش (Gourmand / Parasite / Sneak): این واژه در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت kundūš ضبط شده است. در فرهنگهای کهن مانند لغت فرس، کُندوش به معنی «آدم طفیلی، فرومایه، شکمباره یا کسی که برای لقمهای نان دست به هر کار پستی میزند» تعریف شده است.
- پیران (Elders/Old men): واژه «پیر» در زبان پهلوی به صورت pīr (به معنی سالخورده و فرتوت) به کار میرفته است.
- جوش (Juice / Froth): در پهلوی به صورت jōš (اسم مصدر از jōšīdan به معنی غلیان و غوطهور شدن) بوده است. در اینجا شاعر به صورت استعاری و زشت آن را به کار برده است.
۲. شرح و مفهوم بیت
منجیک ترمذی که در سرودن هجویات ویرانگر همتای طیّان ژاژخای بود، در این بیت شخص فرومایهای را به شدیدترین شکل ممکن رسوا و تحقیر میکند:
- معنی تحتاللفظی: تو آن آدم سبکسر، طفیلی و فرومایه (کُندوش) را خواهی دید که برای ارضای طمع یا حقارت خود، حتی از اندام پیرمردهای فرتوت نیز مایه میمکد!
- کنایه هجوی: شاعر با استفاده از تصاویر بسیار عریان و شنیع، نهایت ذلت، مفعول بودن و آویزان بودن یک فرد طفیلی را به تصویر میکشد؛ کسی که برای بقا و گذران زندگی، تن به کثیفترین و پستترین رفتارهای جنسی با پیرمردان میدهد. این بیت مظهر «ژاژخایی» و هجو عریان سبک خراسانی در قرن چهارم است.
در لغت فرس اسدی طوسی، واژههای هجوی زشت دیگری مثل «پِشکل»، «غندّه» یا «گند» نیز با ابیات مشابهی از شعراء شرح داده شدهاند. آیا مایلید یکی دیگر از این دست ابیات تند صریح را بررسی کنیم، یا ترجیح میدهید به سراغ اصطلاحات طنزآمیز درباره زنان و مردان تنبل در آن دوران برویم؟
