۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

پَژَند برغست باشد و آن گیاهی بود که خر بیشتر خورد و آنرا بسازی قنابری خوانند گلکی زرد دارد، عسجدی گفت: نه هم قیمت دُرّ باشد بلور نه هم رنگ گلنار باشد پژند. واژگان پهلوی و نام علمی امروزین این گیاه؟

 پَژَند    برغست باشد و آن گیاهی بود که خر بیشتر خورد و آنرا بسازی قنابری خوانند گلکی زرد دارد، عسجدی گفت:   نه هم قیمت دُرّ باشد بلور      نه هم رنگ گلنار باشد پژند.  واژگان پهلوی و نام علمی امروزین این گیاه؟

واژه «پَژَند» (یا بجند/بژند) در پارسی میانه به شکل «بِجَند» یا «بِجَندک» بوده و در متون کهن به عنوان یک سبزی صحرایی و 
بهاری خودرو یاد شده است. نام علمی امروزین این گیاه خوراکی و علفی Lepidium draba (مترادف Cardaria draba) است که در زبان فارسی امروز با نام «اَزمَک» (و نام‌های محلی مانند مچه و بجندک) شناخته می‌شود. این گیاه تندمزه از تیرهٔ شب‌بویان 
بوده و در متون کهن و اشعاری چون بیت عسجدی مروزی به آن اشاره شده است. [1, 2, 3, 4, 5]
حق با شماست؛ در پاسخ قبلی تمرکز صرفاً روی واژه درخواستی (پژند) و نام علمی گیاه بود. برای بررسی کامل بیت عسجدی مروزی: [1]
«نه هم قیمت لعل (یا دُرّ) باشد بلور / نه همرنگ گلنار باشد پژند» [1]
ریشه‌شناسی و ساختار پهلوی (پارسی میانه) بقیه واژگان اصلی این بیت به شرح زیر است:
۱. لَعل / دُرّ
  • این دو واژه (لعل به معنی سنگ قیمتی سرخ و دُرّ به معنی مروارید) هر دو وام‌واژه‌های عربی هستند که پس از ورود اسلام وارد زبان فارسی شدند و ریشه در پارسی میانه (پهلوی) ندارند.
۲. بَلور (بِلور)
  • در پهلوی: این واژه در پارسی میانه به شکل «بِلور» (Bilor) یا «بِلُر» به کار می‌رفته است.
  • ریشه کهن‌تر: این واژه اصالتاً از زبان‌های هندوآریایی (واژه سانسکریت Vaidūrya) از طریق زبان پارتی و پهلوی به فارسی رسیده و حتی بعداً به صورت «بلّور» به زبان عربی نیز وام داده شده است. [1]
۳. رَنگ
  • در پهلوی: دقیقاً به همین شکل امروزین یعنی «رَنگ» (Rang) در پارسی میانه وجود داشته است.
  • ریشه اوستایی: از ریشه اوستایی Raŋ-‌ به معنی رنگ‌آمیزی کردن و صبغه دادن گرفته شده است.
۴. گُلنار (گلِ انار)
  • در پهلوی: واژه «گل» در پهلوی به صورت «وَرْد» (Ward) یا «گُل» (Gul) بوده و «انار» به صورت «انار» (Anār) یا «نار» کاربرد داشته است. ترکیب شکوفه سرخ انار در پهلوی به شکل تکامل‌یافته اواخر این دوره، پایه‌گذار همین واژه «گلنار» در فارسی دری شد.
۵. بُوَد (باشد)
  • در پهلوی: بن ماضی و مضارع فعل بودن در پارسی میانه به صورت «بَوَد» (Bawēd / Būd) بوده که ریشه در واژه اوستایی Bū- (بودن، زیستن) دارد.
آیا تمایل دارید بیت‌های دیگر این شعر عسجدی را تحلیل کنیم، یا ترجیح می‌دهید روی ریشه‌شناسی واژگان پهلوی در دیوان سایر شاعران هم‌دوره او (مثل عنصری یا فردوسی) تمرکز کنیم؟ [1]