۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

چُغد کوچ باشد و گروهی عام کُنگُر خوانند، فردوسی گفت: چنین گفت داننده دهقان سُغد که بر ناید از خایه باز چغد. واژگان پهلوی؟

 چُغد    کوچ باشد و گروهی عام کُنگُر  خوانند، فردوسی گفت:   چنین گفت داننده دهقان  سُغد                    که بر ناید از خایه  باز چغد.  واژگان پهلوی؟

این مدخل از کتاب لغت فرس اسدی طوسی، یکی از نمونه‌های عالی برای بررسی پدیده‌های ریشه‌شناختی و مبادلات زبانی میان زبان‌های ایرانی است. فردوسی در این بیت ضرب‌المثلی و پندآموز، بر اصالت نژادی و دگرگون‌ناپذیری ذات پدیده‌ها تأکید می‌کند. [1, 2]
بررسی ریشه‌شناختی واژگان پهلوی (فارسی میانه) این متن و تحلیل معنایی آن به شرح زیر است:
۱. یک کشف شگفت‌انگیز زبانی: وام‌واژه‌های «سُغدی»
بسیاری از پژوهشگران زبان‌های باستانی (مانند دکتر زهره زرشناس) اشاره کرده‌اند که دو واژه کلیدی این بیت، یعنی «چُغد» و «سُغد» در اصل واژگان اصیل زبان سُغدی (یکی از مهم‌ترین زبان‌های ایرانی شرقی هم‌دوره با پهلوی) هستند که به شعر فردوسی راه یافته‌اند: [1, 2]
  • چُغد: این واژه در زبان سُغدی به صورت čayōt یا čuyd به معنی جغد (بوم) بوده است. این کلمه در گذر زمان به صورت «چغو» و «چغد» وارد فارسی دری شد و امروزه با تبدیل واج چ/ج به صورت «جغد» تلفظ می‌شود. [1, 2]
  • سُغد: نام سرزمین باستانی و متمدن سغدیان (در فرارودان، حول سمرقند و بخارا) است. فردوسی با آوردن واژه «دهقان سغد»، آگاهانه یک ضرب‌المثل بومی را از زبان مردم همان خطه نقل می‌کند. [1, 2]

۲. ریشه‌شناسی سایر واژگان پهلوی (فارسی میانه):
  • کُونگُر / کُونگُره: اسدی طوسی ذکر می‌کند که عامه مردم به چغد (جغد)، «کنگر» می‌گویند. این واژه در زبان پهلوی به صورت kungar یا kungarag به معنی «دندانهٔ حصار، کنگرهٔ قصر یا ویرانه» بوده است. دلیل اینکه عامه مردم به جغد «کنگر» می‌گفتند، مجازِ مکان و مکین است؛ زیرا جغد همیشه بر بالای کنگره‌های قصرها و حصارهای ویران‌شده می‌نشیند.
  • داننده (دانستن): این صفت فاعلی بازمانده از ماده مضارع پهلوی dān- (مصدر dānistan) به معنی آگاهی و آگاهی داشتن است.
  • دهقان: این واژه تاریخچه طبقاتی مهمی دارد. در زبان پهلوی به صورت dehgān یا dahīgān به معنی «مالک زمین، اشراف‌زاده محلی و پاسدار فرهنگ ایرانی» بوده است (نه به معنی کشاورز امروزی). فردوسی خود یک دهقان‌زاده بود و فرهنگ باستان را از همین طبقه گرفت.
  • خایه: این واژه بدون تغییر آوایی، دقیقاً از واژه پهلوی xāyag (با ریشه باستانی هندواروپایی) به معنی تخم پرندگان به فارسی دری رسیده است.
  • باز: این واژه برای پرنده شکاری شاهین، دقیقاً به همین صورت یعنی bāz در زبان پهلوی به کار می‌رفته است. [1, 2, 3]

۳. معنا و مفهوم ضرب‌المثل فردوسی:
«چنین گفت داننده دهقان سُغد / که بر ناید از خایهٔ باز، چغد» [1, 2]
(نکته: در برخی از نسخه‌های تصحیح‌شده شاهنامه، مصرع دوم به صورت «که بر ناید از خانهٔ باز، چغد» نیز ضبط شده است). [1, 2]
معنای بیت:
«آن مرد خردمند و اصیلِ اهل سرزمین سغد این‌گونه پند داد: هرگز از تخمِ یک پرندهٔ شکاری و باابهت مانند باز، جوجهٔ جغدی شوم و ویرانه‌نشین بیرون نمی‌آید (یا: در آشیانه و خانهٔ یک بازِ بلندپرواز، جغد جایی ندارد).» [1, 2]
این بیت کنایه از اهمیت نژاد، ذات، اصالت و تربیت است؛ یعنی از انسان‌های بزرگ، اصیل و نیکوسرشت، رفتار زشت و پست سر نمی‌زند و هر کسی در نهایت به اصل و ذات خود بازمی‌گردد.
در صورت تمایل، می‌توانیم گفتگو را در این زمینه‌ها ادامه دهیم:
  • بررسی تفاوت و ویژگی‌های زبان سُغدی در مقایسه با زبان پهلوی (فارسی میانه).
  • ریشه‌یابی جایگاه و معنای واژه «دهقان» در شاهنامه فردوسی و دگرگونی آن در تاریخ.
  • کالبدشکافی مدخل یا واژه کهن دیگری از لغت‌نامه اسدی طوسی برای ریشه‌یابی پهلوی.