پَرَند حریر ساده بود، فرخی گفت: چون پرند بیدگون بر روی پوشد مرغزار پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار [او عنصری راست: پری زادگان رزم را دل پسند بپولاد پوشیده چینی پرند]. واژگان پهلوی؟
دو بیتی که آوردید، از زیباترین تصویرسازیهای بهاری (فرخی) و حماسی (عنصری) هستند که تقابل مفاهیمی چون لطافت پارچه و سختی پولاد را نشان میدهند. واژههای «پَرَند» و «پَرنیان» هر دو ریشههای اصیل و کهن در زبانهای ایرانی باستان دارند. [1, 2]
ریشهشناسی پهلوی (پارسی میانه) واژگان کلیدی این دو بیت به شرح زیر است:
۱. پَرَند (پرن / فرند)
- در پهلوی: این واژه در پارسی میانه به شکل «پَرَن» (Paran) یا «پَرَنْد» (Parand) به معنی حریر ساده، تنک و بدون نقش بوده است.
- ریشه کهنتر: این واژه با واژه اوستایی Parana- (پر، بال یا پوشش پر مانند) و همچنین واژه «پروین» (دسته ستاره مرتعش) همخانواده است که حس سبکی و درخشندگی را تداعی میکند. [1]
۲. پَرنیان
- در پهلوی: در پارسی میانه به شکل «پَرنیان» (Parniyān) یا «پَرْنون» به کار میرفته و برعکس پرند، معمولاً به حریر چینی منقش، رنگارنگ و طرحدار اطلاق میشده است. (در بیت فرخی نیز دقیقاً به همین دلیل صفت «هفترنگ» برای پرنیان آمده است). [1, 2, 3]
۳. بیدْگون
- در پهلوی: ترکیبی است از «بید» (Bēd) که در پهلوی نام همین درخت بوده (ریشه اوستایی Vaēti-) + پسوند صفتساز پهلوی «گون» (Gōn) به معنی رنگ و مانند. «بیدگون» یعنی به رنگ برگ بید، سبز روشن. [1]
۴. مُرغْزار
- در پهلوی: جزو اول واژه یعنی «مرغ» در پهلوی به شکل «مَرْوْ» (Marw) یا «مَرْغ» به معنی نوعی گیاه و سبزه خودرو (چمن) بوده است (نه پرنده). جزو دوم یعنی «زار» (Zār) پسوند کثرت پهلوی است. مرغزار یعنی جایی که سبزه و چمن فراوان دارد.
۵. پُولاد (فولاد)
- در پهلوی: در پارسی میانه به صورت «پُولاوَد» (Pōlāwad) یا «پُولاد» (Pōlād) به معنی آهن سخت و آبداده بوده است. این واژه بعدها به صورت «فولاد» به زبان عربی وام داده شد. [1]
۶. رَزم
- در پهلوی: در پارسی میانه دقیقاً به شکل «رَزم» (Razm) به معنی جنگ و پیکار بوده که مستقیماً از واژه اوستایی Razman- (آرایش جنگی، صف لشکر) برداشته شده است.
۷. دِلپَسند
- در پهلوی: هر دو واژه ریشه پهلوی دارند؛ «دِل» (Dil) در پهلوی به شکل Dil یا Dird بوده و «پسند» بن مضارع از مصدر پهلوی «پسندیدن» (Pasandīdan) به معنی پذیرفتن و خوش آمدن است.
آیا مایلید تفاوت ظریف کاربرد «چینی پرند» (حریر ساده چین) و «رومی پرند» (حریر ساده روم) را در شاهنامه و دیوان شعرا بررسی کنیم؟
