سِند حرامزاده بود، منجیك گوید: ای سند چو استر چه نشینی تو بر استر چون خویشتنی را نکند مرد مُسَخَّر]. واژگان پهلوی؟
بله، بیت زیبایی که نقل کردید از منجیک ترمذی (شاعر قرن چهارم هجری) است که در لغت فرس اسدی طوسی برای تبیین واژه شنیع و کهن «سِند» نقل شده است. [1]
ریشه پهلوی (فارسی میانه) واژگان کلیدی این بیت به شرح زیر است:
- استر (Mule): در زبان پهلوی (فارسی میانه) به همین صورت astar (یا ashtar) به کار میرفته و ریشه در واژگان کهن آریایی دارد.
- مرد (Man/Human): در زبان پهلوی به صورت mart یا mard (از ریشه اوستایی mereta به معنی فانی/مرگپذیر) بوده است.
- مسخر (Subdued): این واژه پهلوی نیست؛ بلکه یک وامواژه عربی (از ریشه س-خ-ر) است که به شعر فارسی دری وارد شده است.
نکته تاریخی درباره واژه «سِند»:
در متون کهن پارسی و پهلوی، واژه سِند (با کسره س) به معنی «بچه سرراهی»، «کوییافت» یا «حرامزاده» به عنوان دشنام به کار میرفته است. این واژه را نباید با ایالت و رود «سَند» (Sindu در پهلوی/برگرفته از سانسکریت) اشتباه گرفت. منجیک در این بیت هجوآمیز میگوید: «ای حرامزاده، تو که خودت فرومایه و مثل استر هستی، چرا بر استر سوار شدهای؟ چرا که یک مرد عاقل، همنوع و همجنس خود را مطیع و مسخر خویش نمیکند.» [1, 2, 3]
در متون کهن پارسی و پهلوی، واژه سِند (با کسره س) به معنی «بچه سرراهی»، «کوییافت» یا «حرامزاده» به عنوان دشنام به کار میرفته است. این واژه را نباید با ایالت و رود «سَند» (Sindu در پهلوی/برگرفته از سانسکریت) اشتباه گرفت. منجیک در این بیت هجوآمیز میگوید: «ای حرامزاده، تو که خودت فرومایه و مثل استر هستی، چرا بر استر سوار شدهای؟ چرا که یک مرد عاقل، همنوع و همجنس خود را مطیع و مسخر خویش نمیکند.» [1, 2, 3]
