پند. زغن باشد یعنی زاغ گوشت ربای و او را خاد و غلیواج گویند، فرخی گفت: تا نبود چون همای فرخ کرکس همچو نباشد بشبه بازِ خشین پند و جلاب بخاری گوید: چون پند فرومایه سوی جوژه گراید شاهین ستنبه بتذروان كند آهنگ. واژگان پهلوی؟
واژههای «پَند»، «زَغَن»، «خاد» و «غَلیواج» (که همگی به پرنده شکاری لاشهخور و موشگیر یعنی کورکور سیاه یا Zaghan اشاره دارند)، ریشههای کهن و جالبی در پارسی میانه (پهلوی) و زبانهای باستانی ایران دارند. [1, 2]
در ادامه، ریشهشناسی و ساختار پهلوی واژگان کلیدی این دو بیت ارزشمند (از فرخی سیستانی و جلاب بخارایی) بررسی شده است: [1, 2]
۱. واژگان اصلی نام پرنده (زغن، پند، غلیواج)
- پَند (بَند): در زبان پهلوی به صورت «پَند» (Pand) به معنی اندرز و راهکار است، اما استفاده از آن برای نام این پرنده احتمالاً پدیدهای گویشی (ایرانی شرقی یا ماوراءالنهری) است که در آن «پند» دگرگونشده یا همآوای واژهای دیگر در معنی غلیواج بوده است.
- زَغَن: در پهلوی به شکل «زَغَن» (Zagan) یا «زَغ» وجود داشته که به طور کلی به مرغان تیرهٔ کلاغ و بازهای لاشهخور کوچک اطلاق میشده است.
- غَلیواج (غَلیواژ): جزو اول این کلمه یعنی «غَل/کَل» در لهجههای کهن ایرانی (مانند طبری و پهلوی پارت) به معنی موش است. این واژه در پهلوی به صورت ترکیبی برای پرندگان «موشگیر» به کار میرفته است. [1]
- خاد: در پهلوی به صورت «خاد» (Xād) یا «آخاد» ثبت شده و مستقیماً به معنی زغن و پرنده مردهخوار چابک است. [1, 2]
۲. واژگان پهلوی بیت فرخی سیستانی
«تا نبود چون هُمای فرخ کرکس / همچو نباشد به شبهِ بازِ خشین، پند» [1]
- هُما (همای): در پهلوی به شکل «هُماي» (Humāy) خوانده میشد که بازمانده واژه اوستایی Humāya (دارای فرّخندگی و اندیشه نیک) است.
- فَرُّخ: در پهلوی دقیقاً «فَرُّخ» (Farrox) به معنی خجسته و باایمان است که از ریشه «خُوَرْنَه» (فرّ الهی) میآید.
- کَرکَس: در پهلوی به شکل «کَرکاس» (Karkās) بوده که ریشه در واژه اوستایی Karkāsa (مرغ لاشهخور) دارد.
- باز: در پهلوی به صورت «واز» (Wāz) یا «باز» (Bāz) به معنی پرنده شکاری طوافکننده است (از ریشه Vaz- به معنی پریدن).
- خَشین: در پهلوی «خَشین» (Xašīn) یا «اَخشین» به معنی کبود، خاکستریرنگ یا آبی تیره است. «بازِ خشین» یعنی بازِ خاکستریرنگ. [1]
۳. واژگان پهلوی بیت جلاب بخارایی
«چون پند فرومایه سوی جوژه گراید / شاهین ستنبه به تذروان کند آهنگ» [1]
- فرومایه: ترکیبی کاملاً پهلوی است؛ «فْروْد» (Frōd) به معنی پایین و «مایَگ» (Māyag) به معنی اصل و سرمایه. در پهلوی به معنی شخص پست یا موجود بیارزش به کار میرفته است.
- جوژه (جوجه): در پهلوی به شکل «چوژَک» (Čūžag) یا «زوزَک» به معنی بچهٔ مرغ و ماکیان کوچک بوده است.
- شاهین: در پهلوی دقیقاً «شاهین» (Šāhēn) نامیده میشد که صفت منسوب به «شاه» (پرنده شاهانه) است.
- سِتَـنبه: در پهلوی به صورت «اِستَمبَگ» (Astambag) یا «ستَمبَک» به معنی سرکش، مغرور، ظالم و قویجثه به کار میرفته است.
- تَذَرو: در پهلوی به شکل «تَذَرو» (Tazarv) یا «تَدَرو» (قرقاول) بوده که ریشه در واژه اوستایی Taji-bāra (دارای پرواز سریع) دارد.
- آهنگ: در پهلوی به صورت «آهَنج» (Āhanj) یا «آهَنگ» (Āhang) از مصدر Āhanjīdan به معنی کشیدن، قصد کردن و هجوم بردن است. [1]
