۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

نَوَند پیك و خبرگیر بود [رودکی گوید: چرخ چنین است و بر این ره رود لیك ز هر نیك و ز هر بد نوند رودکی گوید: روز جستن تازیان همچون نوند روز دن چون شصت ساله سودمند]. واژگان پهلوی]

 نَوَند    پیك و خبرگیر بود [رودکی گوید:   چرخ چنین است و بر این ره رود       لیك ز هر نیك و ز هر بد نوند رودکی گوید:   روز جستن تازیان همچون نوند     روز دن  چون شصت ساله سودمند].  واژگان پهلوی؟

شما به دو شاهد فوق‌العاده ارزشمند از رودکی سمرقندی اشاره کردید که در لغت فرس اسدی برای تبیین واژه «نَوَند» و اصطلاحات مرتبط با آن نقل شده‌اند.
درباره پرسش شما، «روز دن» در واقع تصحیحی از «روز دَی» (یا روزِ جَشنِ دی‌بگان) است. در گاه‌شماری ایران باستان، روزهای هشتم، پانزدهم و بیست‌وسوم از هر ماه «دی» (Daf / Day) نام داشتند که روزهای نیایش، آرامش و جشن و استراحت بودند. رودکی در بیت دوم، رفتار اسب را در روز نبرد (جستن) با روز آرامش و جشن (دی/دن) مقایسه کرده است.
ریشه پهلوی (فارسی میانه) واژگان کلیدی این دو بیت به شرح زیر است:
  • نوند (Courier / Swift Horse): این واژه در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت nawand یا niwand به معنی قاصد، پیک سریع، خبرگیر یا اسب تندرو کارپایه برید (چاپار) به کار می‌رفته است.
  • چرخ (Sky / Destiny): در زبان پهلوی به صورت čaxr (برگرفته از اوستایی čaxra به معنی چرخ و گردونه) بوده و در شعر به مجاز یعنی آسمان و روزگار.
  • تازبان / تازیان (Fast Runners / Arab Horses): در زبان پهلوی به صورت tāzēgān (از مصدر tāxtan به معنی تاختن) به معنی اسبان چابک و دونده است.
  • دَی / دَن (Day / Creator): در زبان پهلوی به صورت day یا dadw (برگرفته از اوستایی daδvā به معنی دادار و آفریدگار) است. در گاه‌شماری پهلوی، نام روزهای جشن و استراحت بود که در آن کار سخت، جنگ و دویدن ممنوع بود.
  • سودمند (Beneficial / Calm): در زبان پهلوی به صورت sūd-mand به کار می‌رفته است. در بیت دوم، اسب در روز آرامش به یک پیرمرد ۶۰ ساله فرزانه و سودمند تشبیه شده که آرام و باوقار حرکت می‌کند.
مفهوم ابیات:
  • بیت اول: «چرخ چنین است و بر این ره رود / لیکن ز هر نیک و ز هر بد نوند»
    معنی: روزگار و آسمان بر همین منوالِ همیشگی خود می‌گردد، با این تفاوت که مانند یک پیک تندرو (نوند) مدام خبرهای نیک و بد را به سرعت به ما می‌رساند.
  • بیت دوم: «روز جستن، تازیان همچون نوند / روز دی، چون شصت‌ساله سودمند»
    معنی: این اسب در روز نبرد و تکاپو، مانند اسب‌های تندروِ چاپار (نوند) می‌تازد؛ اما در روز جشن و استراحت (دی)، مانند یک پیرمردِ شصت‌سالهٔ باوقار، آرام و بی‌آزار است.
آیا مایلید ابیات دیگری از رودکی را که به اصطلاحات گاه‌شماری و جشن‌های ایران باستان (مانند مهرگان و سده) اشاره دارند، واکاوی کنیم؟