دوران جنگ سرد و شکلگیری جنبش غیرمتعهدها (NAM)، صحنه تقابل شدیدی میان رهبران استقلالطلب جهان سوم و قدرتهای غربی (به ویژه ایالات متحده، بریتانیا و فرانسه) بود. این قدرتها، سیاست موازنه مثبت و ملیگرایی اقتصادی رهبران غیرمتعهد را تهدیدی برای منافع استعماری و سرمایهداری خود میدانستند. [1]
در ادامه، سرنوشت رهبرانی که نام بردید و نقش دستگاههای اطلاعاتی غربی در حذف یا تضعیف آنها آورده شده است:
۱. محمد مصدق (ایران - ۱۹۵۳)
- رویداد: سرنگونی در کودتای ۲۸ مرداد.
- نقش غرب: نخستین عملیات رسمی سرنگونی مخفیانه توسط سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (MI6) موسوم به «عملیات آژاکس». دلیل اصلی آن، ملی شدن صنعت نفت ایران و هراس غرب از الگوبرداری سایر کشورهای جهان سوم بود. مصدق پس از کودتا محاکمه، ۳ سال زندانی و تا پایان عمر در احمدآباد تبعید و تحت نظر بود. [1]
۲. پاتریس لومومبا (کنگو - ۱۹۶۱)
- رویداد: دستگیری، شکنجه و ترور وحشیانه.
- نقش غرب: لومومبا قهرمان استقلال کنگو و متمایل به جنبش غیرمتعهدها بود. هراس بلژیک و آمریکا از ملی شدن معادن غنی اورانیوم و مس کنگو سبب شد که CIA (با دستور مستقیم رئیسجمهور آیزنهاور) و دستگاه اطلاعاتی بلژیک طرح حذف او را کلید بزنند. او توسط شورشیان تحت حمایت غرب دستگیر، تیرباران و پیکرش در اسید حل شد. بلژیک دههها بعد رسماً به خاطر نقش خود عذرخواهی کرد. [1, 2, 3, 4]
۳. سوکارنو (اندونزی - ۱۹۶۵)
- رویداد: سرنگونی تدریجی در یک کودتای خونین و اقامت اجباری.
- نقش غرب: سوکارنو میزبان کنفرانس تاریخی باندونگ (بنیان جنبش غیرمتعهدها) بود. CIA سالها برای بدنام کردن یا ترور او تلاش کرد. در سال ۱۹۶۵، با بهرهبرداری از یک حادثه مشکوک، ژنرال سوهارتو (مهره متمایل به غرب) قدرت را به دست گرفت. این دگرگونی سیاسی به قتلعام سیستماتیک نزدیک به یک میلیون نفر از متمایلان به چپ و کمونیستها در اندونزی منجر شد. سوکارنو تا پایان عمر در حصر خانگی ماند. [1, 2]
۴. احمد بن بلا (الجزایر - ۱۹۶۵)
- رویداد: سرنگونی در کودتای نظامی داخلی.
- نقش غرب: بن بلا، رهبر کاریزماتیک انقلاب الجزایر و از ارکان ضدامپریالیستی غیرمتعهدها، توسط وزیر دفاع خود، هواری بومدین، سرنگون شد. اگرچه این کودتا عمدتاً داخلی بود، اما کشورهای غربی (به ویژه فرانسه و آمریکا) که از حمایتهای بن بلا از جنبشهای آزادیبخش آفریقا خشمگین بودند، از این تغییر قدرت استقبال کردند و فوراً دولت جدید را به رسمیت شناختند. بن بلا سالها در زندان و حصر خانگی سپری کرد.
۵. اس. دبلیو. آر. دی. باندارانایکه (سیلان/سریلانکا - ۱۹۵۹)
- رویداد: ترور توسط یک راهب بودایی تندرو.
- نقش غرب: باندارانایکه سیاست خارجی سیلان را به سمت غیرمتعهدها سوق داد، پایگاههای نظامی بریتانیا را تعطیل کرد و بخشهایی از اقتصاد را ملی ساخت. ترور او ظاهر داخلی داشت (توسط محافل مذهبی و تجاری متضرر از سیاستهایش)، اما اسناد افشا شده و تحلیلهای تاریخی نشان میدهند که شبکه مخفی ناتو و نفوذ اطلاعاتی غرب در بیاستقرار کردن دولت او و تحریک عوامل ترور بیتأثیر نبودهاند. پس از او، همسرش سیریماوو باندارانایکه راه او را ادامه داد و نخستین نخستوزیر زن جهان شد. [1, 2, 3]
۶. جمال عبدالناصر (مصر)
- رویداد: وی با وجود توطئههای پرشمار، در قدرت باقی ماند و در سال ۱۹۷۰ بر اثر سکته قلبی درگذشت.
- نقش غرب: ناصر پس از ملی کردن کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، با تجاوز نظامی مشترک بریتانیا، فرانسه و اسرائیل مواجه شد. سازمانهای اطلاعاتی غرب (به ویژه بریتانیا) بارها طرحهایی برای ترور یا مسموم کردن او طراحی کردند که همگی شکست خوردند. او تا پایان عمر به عنوان نماد ناسیونالیسم عربی و از بنیانگذاران اصلی جنبش غیرمتعهدها باقی ماند. [1]
۷. یوسیپ بروز تیتو (یوگسلاوی)
- رویداد: او نیز از ترورها جان سالم به در برد و تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۰ رهبر یوگسلاوی بود.
- نقش غرب و شرق: تیتو بنیانگذار اصلی جنبش غیرمتعهدها در بلگراد (۱۹۶۱) بود. او به دلیل ایستادگی در برابر استالین، مورد خشم شوروی بود و جوخههای ترور شوروی بارها برای قتل او تلاش کردند. غرب نیز اگرچه به دلیل شکاف او با مسکو گاهی از او حمایت تاکتیکی میکرد، اما همواره از رهبری او بر جبهه سوم جهان که مانع سلطه کامل سرمایهداری در اروپا میشد، واهمه داشت. [1]
دیگر قربانیان بزرگ جنبش غیرمتعهدها و ضدامپریالیستی:
- سالوادور آلنده (شیلی - ۱۹۷۳): رئیسجمهور سوسیالیست و متمایل به غیرمتعهدها که در کودتای خونین ژنرال پینوشه با حمایت همهجانبه CIA و دولت نیکسون سرنگون شد و در کاخ ریاستجمهوری جان باخت. [1]
- توماس سانکارا (بورکینافاسو - ۱۹۸۷): ملقب به «چه گوارای آفریقا»؛ رهبری که وامهای بینالمللی را رد کرد و به دنبال خودکفایی بود. او در کودتایی با پشتیبانی مستقیم فرانسه و ترور میدانی توسط همپیمان سابقش (بلز کومپائوره) کشته شد. [1]
- سیلوانوس المپیو (توگو - ۱۹۶۳): نخستین رئیسجمهور توگو که قصد داشت پول ملی مستقل چاپ کند و از فرانک آفریقایی تحت کنترل فرانسه خارج شود. او در کودتایی با هدایت سرویسهای اطلاعاتی فرانسه ترور شد. [1]
- کس دیگری از قلم نیفتاده؟
- فهرست رهبران مستقل، ضدامپریالیست و اعضای برجسته جنبش غیرمتعهدها که توسط سازمانهای اطلاعاتی غرب یا متحدانشان حذف یا سرنگون شدند، بسیار طولانیتر است. چندین چهره کلیدی دیگر در این مسیر قربانی توطئههای بینالمللی شدند:۱. موديبو كيتا (مالی - ۱۹۶۸)
- سرنوشت: سرنگونی در کودتا و مرگ مشکوک در زندان.
- نقش غرب: کیتا از بنیانگذاران جنبش غیرمتعهدها، حامی سرسخت قوام نکرومه و برنده جایزه صلح لنین بود. او تلاش کرد اقتصاد مالی را از سلطه استعماری فرانسه خارج کند و پول ملی مستقلی چاپ کرد. در سال ۱۹۶۸، در کودتایی نظامی به رهبری موسی ترائوره (که چراغ سبز کشورهای غربی به ویژه فرانسه را داشت) سرنگون شد و پس از ۹ سال زندان انفرادی، به شکل مشکوکی مسموم شد و درگذشت.
۲. خارکلو بین هورتیخا / خاکوبو آربنز (گواتمالا - ۱۹۵۴)- سرنوشت: سرنگونی در کودتا و تبعید.
- نقش غرب: آربنز یک رهبر ملیگرا بود که میخواست اصلاحات ارضی بزرگی را به نفع دهقانان فقیر اجرا کند. این کار منافع شرکت آمریکایی «یونایتد فروت» (United Fruit Company) را به خطر انداخت. سازمان CIA با اجرای «عملیات PBSuccess» یک ارتش مزدور راه انداخت، پایتخت را بمباران کرد و آربنز را مجبور به استعفا و تبعید نمود. این اقدام گواتمالا را به دههها جنگ داخلی خونین کشاند. [1]
۳. عمر توریخوس (پاناما - ۱۹۸۱)- سرنوشت: ترور از طریق سقوط مشکوک هواپیما.
- نقش غرب: توریخوس رهبری چپگرا و عضو جنبش غیرمتعهدها بود که با ایستادگی در برابر واشنگتن، آمریکا را مجبور کرد قرارداد بازگرداندن مالکیت کانال پاناما به مردم این کشور را امضا کند. او همچنین با سیاستهای اقتصادی ریگان مخالفت جدی داشت. در ژوئیه ۱۹۸۱، هواپیمای او به طرز مرموزی منفجر شد. جان پرکینز (نویسنده کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی) بعدها افشا کرد که توریخوس توسط مأموران سازمان CIA (به وسیله بمب ساعتی در ضبطصوت هواپیما) ترور شد زیرا مانع منافع شرکتهای بزرگ آمریکایی بود.
۴. جیمی رولدوس آگیلرا (اکوادور - ۱۹۸۱)- سرنوشت: ترور از طریق سقوط مشکوک هواپیما.
- نقش غرب: رولدوس، رئیسجمهور ملیگرا و اصلاحطلب اکوادور، تنها چند ماه پیش از عمر توریخوس، در مه ۱۹۸۱ در یک سانحه هوایی مشابه کشته شد. او سیاستهای نفتی جدیدی را برای کوتاه کردن دست غولهای نفتی آمریکا تصویب کرده بود و آشکارا از جنبشهای آزادیبخش آمریکای لاتین حمایت میکرد. اسناد و تحلیلهای اطلاعاتی نشان میدهند که مرگ او نیز یک ترور سازمانیافته توسط سازمان CIA بود تا الگوی استقلال نفتی در منطقه سرکوب شود.
۵. مکتوم نگوآبی (کنگو برازاویل - ۱۹۷۷)- سرنوشت: ترور مسلحانه.
- نقش غرب: نگوآبی رهبری ضدامپریالیست در آفریقا بود که مواضع تندی علیه استعمار نوین فرانسه و حضور شرکتهای غربی در منطقه داشت. او در مارس ۱۹۷۷ توسط یک گروه مسلح ترور شد. اگرچه عاملان مستقیم داخلی بودند، اما محققان تاریخی و اسناد بعدی رد پای سرویسهای اطلاعاتی فرانسوی را در پشت پرده این ترور به دلیل هراس از گسترش تفکر نان تراز (غیرمتعهد) در مرکز آفریقا تایید کردند.
۶. فرانسیسکو کامانیا (جمهوری دومینیکن - ۱۹۷۳)- سرنوشت: ترور و اعدام صحرایی.
- نقش غرب: او رهبر جنبش مشروطهخواهان دومینیکن بود که در سال ۱۹۶۵ علیه حکومت نظامیان دستنشانده غرب قیام کرد. این قیام با تهاجم نظامی مستقیم آمریکا (به دستور لیندون جانسون) سرکوب شد. کامانیا پس از سالها تلاش برای سازماندهی مقاومت علیه دیکتاتوری تحت حمایت آمریکا، در سال ۱۹۷۳ دستگیر و بلافاصله به دستور ژنرالهای وابسته به آمریکا اعدام شد.
دو رهبر بزرگ که اشاره کردید اما زاویه متفاوتی داشتند:- استپان باندرا (اوکراین): برخلاف دیگر نامهایی که ذکر کردید، باندرا پیوندی با جنبش غیرمتعهدها، ناصر یا مصدق نداشت. او یک ناسیونالیست تندرو و فاشیست اوکراینی در جریان جنگ جهانی دوم بود که در مقاطعی با آلمان نازی همکاری کرد و با اتحاد جماهیر شوروی جنگید. او در سال ۱۹۵۹ در مونیخ توسط سازمان اطلاعاتی شوروی (KGB) و با سیانور ترور شد، نه توسط سرویسهای غربی.
- اندیره گاندی (هند - ۱۹۸۴): او فرزند جواهر لعل نهرو (از بنیانگذاران جنبش غیرمتعهدها) و خودش رهبر مقتدر این جنبش بود. او نه در کودتای غربی، بلکه توسط دو تن از محافظان شخصی خودش که از فرقه «سیک» بودند ترور شد؛ این ترور در واکنش به دستور او برای حمله نظامی به «معبد طلایی» (مقدسترین مکان سیکها) رخ داد. با این حال، هندوستان در دوران او همواره هدف فشارهای شدید سیاسی و اقتصادی بلوک غرب بود. [1, 2]
