۱۴۰۵ آبان ۷, پنجشنبه

گَبرَخ مرقع را گویند.

 گَبرَخ  مرقع را گویند.  واژگان پهلوی؟

واژه گَبرَخ از کلمات بسیار کهن، نایاب و اصیل جامه و پوشاک ایرانی است که در کتاب لغت فرس اسدی طوسی ثبت شده است. بررسی ریشه‌شناختی و پیوند این عبارت با زبان پهلوی (فارسی میانه) نشان می‌دهد: [1] (https://rhyming.ir/dakho/words/270577), [2] (https://borzinmehr.blogfa.com/post/62/-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DA%AF%D8%A8%D8%B1-)

• گَبرَخ: ریشه این واژه به کلمه «گبر» (gabr/gabr-g) در فارسی میانه (پهلوی) برمی‌گردد که در اصل به معنی «خفتان، زره و صدره جنگی» بوده است. پسوند «ـَخ» (-ax) در اینجا پسوند نسبی، شباهت یا ابزارساز است. در میدان‌های جنگ کهن، لایه‌های زیرین یا رویین خفتان و زره را به صورت لایه به لایه، تکه‌دوزی شده و بسیار ضخیم (مطبق) می‌دوختند تا مانع نفوذ تیر و شمشیر شود. از همین رو، این جامهٔ پاره‌پاره و تکه‌دوزی‌شده شباهت ساختاری عجیبی به «مرقع» (جامه وصله‌دار و دلق صوفیان) داشته است. اسدی طوسی اشاره می‌کند که گبرخ جامه یا آستری پینه‌دار بوده که صوفیان آن را به عنوان دلق و جنگاوران آن را در زیر خفتان و زره خود می‌پوشیده‌اند.

• گویند (گفتن): این فعل بازمانده مستقیم واژه پهلوی gōwatan یا guftan (ماده مضارع: gōw-) به معنی سخن گفتن و بیان کردن است. [1] (https://abadis.ir/fatofa/%D9%85%D8%B1%D9%82%D8%B9/), [2] (https://borzinmehr.blogfa.com/post/62/-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DA%AF%D8%A8%D8%B1-)

نکته درباره واژه «مرقع»:

واژه مرقع ریشه پهلوی ندارد. این کلمه یک اسم مفعول از باب تفعیل در زبان عربی (از ریشه ر-ق-ع به معنی پینه زدن و تکه چسباندن) است. نویسندگان فرهنگ‌های کهن پس از اسلام، برای تفهیم معنای واژه فراموش‌شده و پهلوی «گبرخ»، از معادل عربی و ملموس زمان خود یعنی «مرقع» یا جامهٔ وصله‌دار صوفیان استفاده کرده‌اند. [1] (https://abadis.ir/fatofa/%D9%85%D8%B1%D9%82%D8%B9/), [2] (https://borzinmehr.blogfa.com/post/62/-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%98%D9%87-%DA%AF%D8%A8%D8%B1-)

اگر تمایل دارید، می‌توانیم درباره موضوعات زیر بیشتر گفتگو کنیم:

• ریشه‌یابی واژگان کهن مربوط به پوشاک و زره‌های جنگی در زبان پهلوی (مثل خفتان، جوشن، گبر)

• بررسی شواهد شعری کهن در لغت فرس اسدی طوسی برای واژه گبرخ

• نحوه تغییر معنایی واژه «گبر» از خفتان جنگی به معنای دیگر آن در دوره‌های بعدی تاریخ ایران