۱۴۰۵ آبان ۸, جمعه

قلاع اسماعیلیه! جایگاه و حامیان و اهداف و مقاصد امروزین؟

 شبکه قلاع نزاریان (اسماعیلیان) در قرون ۱۱ تا ۱۳ میلادی، یکی از شگفت‌انگیزترین ساختارهای دفاعی و تمدنی تاریخ را شکل داد. این دژها علاوه بر کارکرد نظامی، مراکز علمی، کتابخانه‌ای و ستاره‌شناسی بزرگی بودند. [1, 2, 3]

ریشه نام‌گذاری دژهای شاخص حسن صباح و نزاریان در ایران و انیران (سرزمین‌های غیرایرانی مانند شام/سوریه) به همراه وضعیت فعلی آن‌ها به شرح زیر است:
۱. قلعه الموت (آشیانه عقاب) - پایتخت دولت نزاری
  • ریشه نام: واژه الموت در اصل از زبان دیلمی و ریشه فارسی میانه (پهلوی) به صورت «اَلوه آموت» (Aluh-āmūxt) گرفته شده است. بخش اول یعنی «اَلوه» در پهلوی به معنی عقاب (همان‌طور که پیش‌تر در واژه آلوه بررسی کردیم) و بخش دوم یعنی «آموت» از مصدر آموختن به معنی آموزش است. طبق اسطوره‌ها، پادشاهی از آل جستان در حین شکار، پرواز و نشستن عقابی را بر این صخره دید و آن را «آموزش عقاب» یا «آشیانه هدایت‌شده توسط عقاب» نامید. به حروف ابجد، ارزش عددی «اله آموت» برابر با ۴۸۳ است که به طرزی شگفت‌انگیز با سال فتح قلعه توسط حسن صباح (۴۸۳ هجری قمری) برابر است! [1]
  • وضعیت فعلی: الموت پس از تخریب توسط هولاکوخان مغول ویران شد. این قلعه در جولای ۲۰۲۶ (تیر ۱۴۰۵) تحت عنوان «قلعه الموت و سازه‌های دفاعی وابسته» رسماً در فهرست میراث جهانی یونسکو (UNESCO) به ثبت رسید. امروزه سایت باستان‌شناسی آن فعال، داربست‌بندی شده و یکی از مقاصد مهم گردشگری قزوین (نزدیک روستای گازرخان) است. [1, 2, 3, 4, 5]
۲. قلعه لمبسر (بزرگ‌ترین دژ اسماعیلیان ایران)
  • ریشه نام: این واژه ترکیبی از ریشه‌های طبری و دیلمی است. برخی زبان‌شناسان آن را مشتق از «لَمْ‌بِسَر» یا «لَم‌سر» می‌دانند. «لَم» در زبان دیلمی و مازندرانی به معنی انبوه، پهناور، یا آرامش و سکون است و «سَر» به معنی بالا؛ یعنی دژی که بر فراز پهنایی آرام یا صخره‌ای وسیع قرار دارد. این دژ توسط کیا بزرگ‌امید (جانشین حسن صباح) تسخیر و بازسازی شد. [1]
  • وضعیت فعلی: این قلعه در منطقه رودبار الموت واقع شده و بخشی از پرونده ثبت جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۶ است. بقایای دیوارهای عظیم، آب‌انبارها و سیستم‌های هدایت آب صخره‌ای آن همچنان پابرجا و برای کوهنوردان قابل دسترسی است. [1, 2]
۳. قلعه گردکوه (دژ گنبدان - دامغان)
  • ریشه نام: نام این دژ کاملاً توصیفی و برخاسته از واژه پهلوی gird (به معنی مدور و گرد) و kōf (کوه) است؛ چرا که این دژ بر روی یک کوه کاملاً مخروطی و استوانه‌ای شکل بنا شده که صعود به آن از تمامی جهات تقریباً غیرممکن بوده است. در اساطیر شاهنامه از آن به نام «دژ گنبدان» یاد شده است.
  • وضعیت فعلی: گردکوه نماد سرسختی اسماعیلیان است؛ این دژ آخرین قلعه در ایران بود که تسلیم مغولان شد و حتی پس از سقوط الموت، ۱۷ سال در برابر محاصره مغولان مقاومت کرد. امروز بقایای این دژ استوار در نزدیکی دامغان به صورت خرابه‌ای باشکوه بر فراز کوه مدور دیده می‌شود. [1, 2]
۴. قلعه مصیاف (انیران - شام/سوریه)
  • ریشه نام: مصیاف (یا مصیاد) ریشه پهلوی ندارد و واژه‌ای عربی است. این کلمه احتمالاً از ریشه «صیف» به معنی محل تابستان‌گذرانی (ییلاق) یا از واژه «مِصیاف» به معنی ابزاری برای صید و شکار در کوهستان گرفته شده است. این قلعه مهم‌ترین مرکز فرماندهی رشیدالدین سینان (معروف به پیر کوهستان و شخصیت نمادین بازی اساسینز کرید) در بخش انیران دولت نزاری بود.
  • وضعیت فعلی: قلعه مصیاف در ۴۰ کیلومتری غرب حماه در سوریه واقع شده است. برخلاف قلاع ایران که به شدت توسط مغولان کوبیده شدند، مصیاف به دلیل بازسازی‌های بعدی در دوران مملوکان و عثمانی، یکی از سالم‌ترین و پابرجاترین قلاع اسماعیلی در جهان است. بنیاد آقاخان در سال‌های اخیر مرمت‌های ساختاری وسیعی در آن انجام داده و امروزه کاملاً استوار و پذیراست. [1, 2]
۵. قلعه الکهف (انیران - سوریه)
  • ریشه نام: این واژه عربی به معنی «غار» است. علت نام‌گذاری آن، معماری صخره‌ای دژ و تکیه آن بر غارها و شکاف‌های طبیعی و عمیق کوهستان جبل بهراء در شام است. این قلعه اقامتگاه اصلی و محل مرگ رشیدالدین سینان بود.
  • وضعیت فعلی: قلعه در دل پوشش گیاهی و صخره‌های صعب‌العبور طرطوس سوریه پنهان شده است. به دلیل جنگ‌های داخلی سوریه آسیب‌هایی دیده اما ساختار غارمانند و مخفی آن همچنان باستان‌شناسان را شگفت‌زده می‌کند. [1, 2, 3]
۶. قلعه مؤمن‌آباد (قهستان - بیرجند)
  • ریشه نام: اسماعیلیانِ منطقه قهستان (شرق ایران) به دلیل وفاداری به مذهب خود، قلاع خود را با نام‌های مذهبی آراستند. مؤمن‌آباد در زبان پهلوی و دری یعنی «آبادی و پناهگاه اهل ایمان». بومیان منطقه امروزه به آن «کَلِ حسن صباح» می‌گویند که «کَل» در گویش محلی به معنی آشیانه و لانه است.
  • وضعیت فعلی: این قلعه بر فراز کوهی به ارتفاع ۲۵۰۰ متر در شهرستان درمیان بیرجند قرار دارد. آسیب‌های طبیعی زیادی دیده اما پی‌های عظیم سنگی و مخازن آب آن در دل کوهستان شرق ایران هنوز هویداست. [1, 2]
اگر تمایل دارید، می‌توانیم گفتگو را در این زمینه‌ها ادامه دهیم:
  • بررسی ساختار معماری صخره‌ای و مهندسی آب در سیستم آبرسانی قلعه الموت و لمبسر.
  • جزئیات چگونگی سقوط دولت اسماعیلیه به دست هولاکوخان مغول و سرنوشت کتابخانه بزرگ الموت.
  • بررسی دیگر قلاع اسماعیلیه شام مانند قلعه الخوابی یا قدموس در انیران.
پروندهٔ مهندسی، تاریخ حماسی و جغرافیای قلاع نزاریان (اسماعیلیان) سه فصل مجزا اما پیوسته از نبوغ تمدنی آن‌ها را در خاک ایران و انیران (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F0lq6s) (شام) آشکار می‌کند. بررسی تفصیلی هر یک از محورهای درخواستی به این شرح است:

۱. معماری صخره‌ای و شاهکار مهندسی آب در الموت و لمبسر

اسماعیلیان برای پایداری در برابر محاصره‌های طولانی‌مدت سلجوقیان که گاه سال‌ها به طول می‌انجامید، پیشرفته‌ترین سیستم‌های مدیریت منابع آب و ذخیره‌سازی را در دوران قرون وسطی ابداع کردند: [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/Alamut_Castle), [2] (https://www.iranicaonline.org/articles/ismailism-xv-nezari-ismaili-monuments/?generate_pdf=1)

قلعه الموت (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F01d2st) (دژ آبرسانی خیره‌کننده):

• سیستم تنبوشه‌ای (لوله‌کشی سفالی): مهندسان حسن صباح (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F02glj5&q=%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D8%B5%D8%A8%D8%A7%D8%AD) با استفاده از تنبوشه‌های سرامیکی و سفالیِ دست‌ساز، آب را از چشمه‌های خروشانِ دامنهٔ کوه «شاتان» (در شمال قلعه) مهار کردند. آن‌ها این لوله‌ها را در دل صخره‌ها پنهان کردند تا از دید و دسترسی دشمن مصون بماند و با تکیه بر فشار هیدرولیکی طبیعی (Hydrostatic Pressure)، آب را بیش از ۲۰۰ متر به سمت بالا و درون مخازن دژ هدایت کردند. [1] (https://persiaplanet.com/alamut-castle-alamot-fort/), [2] (https://en.wikipedia.org/wiki/Alamut_Castle), [3] (https://www.tehrantimes.com/news/429203/Centuries-old-water-supply-system-found-in-Alamut-castle)
• خندق آبروان و قنات صخره‌ای: در دامنۀ جنوبی الموت، کانال بزرگ آب یا قناتی صخره‌ای به طول ۱۸۳ متر، عرض ۳.۶ متر و عمق نزدیک به ۴ متر کنده شده بود که در سال ۱۹۷۲ تخمین زده شد ظرفیت نگهداری بیش از ۲.۴ میلیون لیتر آب را دارد! این کانال، علاوه بر مخزن ذخیره، به عنوان یک دژ فیزیکی و خندق پر از آب عمل می‌کرد تا راه نفوذ مهاجمان را کاملاً مسدود کند. [1] (https://persiaplanet.com/alamut-castle-alamot-fort/), [2] (https://gateofalamut.com/en/alamut-fortress/)
• افسانه انتقال شیر: علاوه بر آب، بقایای کانال‌کشی‌های ظریفی از منطقه «گاو دوشان» دیده شده که بر اساس اسناد باستانی، برای انتقال شیر تازه از مراتع بالاتر به داخل دژ طراحی شده بود. [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/Alamut_Castle)

قلعه لمبسر (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F0ffls4) (مخازن غول‌آسا):

• لمبسر (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F0ffls4) مستحکم‌ترین و وسیع‌ترین دژ الموت بود. مهندسی آب در این دژ بر پایه حفر آب‌انبارهای عمیق مکعبی در دل سنگ‌های آهکی متمرکز بود که سقف‌های گنبدی برای جلوگیری از تبخیر و آلودگی آب داشتند. [1] (https://www.iranicaonline.org/articles/ismailism-xv-nezari-ismaili-monuments/?generate_pdf=1)
• این دژ مجهز به سیستم جمع‌آوری آب باران و هدایت آب صخره‌ای بود. بر اساس تخمین باستان‌شناسان، آب‌انبارهای صخره‌ای لمبسر (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F0ffls4) گنجایش ذخیره بیش از ۴۰۰ هزار لیتر آب را داشتند. این مخازن عظیم با شبکه‌ای از کانال‌ها به رودخانه نزدیک دژ (نینارود) متصل بودند و به پادگان بزرگ لمبسر (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F0ffls4) اجازه می‌دادند سال‌ها بدون نیاز به دنیای بیرون دوام بیاورد. [1] (https://www.iranicaonline.org/articles/ismailism-xv-nezari-ismaili-monuments/?generate_pdf=1)

۲. یورش هولاکوخان، سقوط دولت نزاری و سرنوشت کتابخانه الموت

در سال ۱۲۵۶ میلادی (۶۵۴ هجری قمری)، موج ویرانگر مغول به فرماندهی هولاکوخان، نواده چنگیز، با هدف نابودی نهایی اسماعیلیان به کوهستان البرز هجوم آورد. [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/Siege_of_Alamut_(1256)), [2] (https://en.wikipedia.org/wiki/Alamut_Castle)
[محاصره میمون‌دژ توسط هولاکوخان] ---> [تسلیم شدن رکن‌الدین خورشاه]
                                                |
                                                v
[دستور امام به قلاع برای تسلیم] ---> [تسلیم الموت بدون جنگ فرسایشی]
                                                |
                                                v
[ورود عطاملک جوینی به کتابخانه] ---> [غربالگری: حفظ قرآن و کتب نجوم / سوزاندن کتب مذهبی اسماعیلیه]
• چگونگی سقوط: هولاکوخان ابتدا دژ «میمون‌دژ» را که محل اقامت رکن‌الدین خورشاه (آخرین امام نزاریان الموت) بود، محاصره کرد. خورشاه تحت فشار منجنیق‌های سنگین مغول و برای حفظ جان پیروانش، در نوامبر ۱۲۵۶ تسلیم شد. او سپس به دستور هولاکو، به فرماندهان دیگر قلاع از جمله الموت و لمبسر دستور داد که سلاح‌ها را زمین بگذارند. سپهسالار مقدم‌الدین (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F03gy24k&q=%D8%B3%D9%BE%D9%87%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1+%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86)، فرمانده دژ الموت، در دسامبر ۱۲۵۶ به ناچار درِ قلعه را گشود. دژ الموت که برای سال‌ها آذوقه و عسل و سرکه داشت و هرگز از طریق نظامی قابل فتح نبود، بر اثر مصلحت و فرمان تسلیمِ امام خود، بدون جنگی فرسایشی سقوط کرد.
• تخریب دژ: ساخت و ملات دیوارهای الموت چنان سخت و مجهز به لایه‌های سرب بود که سربازان مغول مجبور شدند ساختمان‌ها را آتش بزنند و دیوارها را تکه‌به‌تکه با تبر و بیل کلنگ خرد کنند.
• سرنوشت کتابخانه بزرگ الموت: الموت صاحب یکی از عظیم‌ترین کتابخانه‌های جهان اسلام و کارگاه‌های علمی و اسطرلاب‌سازی بود. هولاکوخان به وزیر و مورخ خود، عطاملک جوینی (https://www.google.com/search?kgmid=%2Fm%2F04nv20&q=%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D9%85%D9%84%DA%A9+%D8%AC%D9%88%DB%8C%D9%86%DB%8C)، اجازه داد تا پیش از تخریب، وارد کتابخانه شود و آن را بررسی کند. جوینی که خود یک اهل سنت متعصب و دشمن فکری اسماعیلیان بود، در کتاب تاریخ جهانگشای خود می‌نویسد که نسخه‌های نفیس قرآن، کتاب‌های تاریخ، دیوان‌های شعر و ابزارهای رصدخانه‌ای و نجومی (مانند اسطرلاب‌ها) را جدا کرد و نجات داد؛ اما تمام کتاب‌های عقیدتی، کلامی و مذهبی اسماعیلیه (از جمله بیوگرافی و دست‌نوشته‌های خود حسن صباح به نام سرگذشت بابا سیدنا) را به عنوان کتب ضاله و کفرآمیز به آتش کشید و خاکستر کرد. این اقدام، یکی از بزرگ‌ترین ضایعات فرهنگی تاریخ ایران را رقم زد. [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/Siege_of_Alamut_(1256)), [2] (https://en.wikipedia.org/wiki/Alamut_Castle)

۳. بررسی قلاع اسماعیلیه در انیران (شام / سوریه)

نزاریان در منطقه شام (جبل بحراء و کوهستان‌های طرطوس و حماه در سوریه امروز) شبکه‌ای از قلاع متصل به هم را ساختند که نوعی دولت نیمه‌مستقل اما وفادار به الموت را تشکیل می‌داد. دو دژ شاخص «الخوابی» و «قدموس» ویژگی‌های منحصربه‌فردی داشتند: [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Assassin_strongholds), [2] (https://simerg.com/about/voices-unravelling-the-dark-history-of-the-medieval-ismaili-community/)

قلعه الخوابی (Qalaat al-Khawabi):

• تاریخچه و ویژگی‌ها: این دژ در حدود ۲۰ کیلومتری شرق بندر طرطوس سوریه واقع شده است. اسماعیلیان شام این قلعه را در سال‌های ۱۱۳۶-۱۱۳۷ میلادی از فرانک‌ها (صلیبیون) بازپس گرفتند و آن را به دژی مستحکم تبدیل کردند. الخوابی نقشی کلیدی در کنترل مسیرهای ارتباطی بین ساحل مدیترانه و دژهای داخلی داشت. این دژ سرانجام در سال ۱۲۷۳ میلادی توسط بیبرس (سلطان مقتدر مملوکان) فتح شد.
• وضعیت فعلی: الخوابی یکی از منحصربه‌فردترین قلاع اسماعیلی جهان است؛ چرا که برخلاف الموت ویران نشد. در قرن نوزدهم، جامعه‌ای از اسماعیلیان دوباره به درون دژ بازگشتند و خانه‌های خود را در لابلای برج‌ها و دیوارهای باستانی آن ساختند. امروزه این قلعه یک بافت مسکونی و روستایی زنده است و مردم محلی همچنان به راحتی در داخل سازه‌های قرون وسطایی آن زندگی می‌کنند. [1] (https://syriaphotoguide.com/al-qadmous-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%88%D8%B3/), [2] (https://simerg.com/about/voices-unravelling-the-dark-history-of-the-medieval-ismaili-community/), [3] (https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Assassin_strongholds)

قلعه قدموس (Al-Qadmus Castle):

• تاریخچه و ویژگی‌ها: این قلعه بر فراز صخره‌ای مرتفع در ارتفاع ۸۵۰ متری در استان طرطوس، بین بانیاس و مصیاف قرار دارد. اسماعیلیان این دژ را در سال ۱۱۳۲ میلادی از یک امیر محلی مسلمان خریدند و آن را به یکی از مقرهای اصلی فرماندهی خود تبدیل کردند. قدموس خط دفاعی اول در برابر تهاجم شوالیه‌های مهمان‌نواز (صلیبیون) بود. این قلعه نیز در سال ۱۲۷۳ به دست سلطان بیبرس مملوکی افتاد. در دوران مدرن و در دهه ۱۸۳۰، برج و باروهای آن توسط ابراهیم پاشا (حاکم مصر) به توپ بسته و ویران شد.
• وضعیت فعلی: امروزه بخش‌های زیادی از باروهای دفاعی قدموس ویران شده است، اما دروازه اصلی صخره‌ای، تاق‌ها، دالان‌ها و ورودی‌های سنگی دژ همچنان پابرجا هستند و در لابلای خانه‌های مدرن روستای کوهستانی قدموس ادغام شده‌اند. این منطقه چشم‌اندازی فوق‌العاده به طبیعت کوهستانی شام دارد و جمعیتی با ترکیب نیمی اسماعیلی و نیمی علوی در پیرامون آن زندگی می‌کنند. [1] (https://en.wikipedia.org/wiki/Al-Qadmus), [2] (https://syriaphotoguide.com/al-qadmous-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%88%D8%B3/), [3] (https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_Assassin_strongholds)
شبکه قلاع اسماعیلیه پیوندی عمیق میان معماری صخره‌ای ایرانی و مهندسی نظامی شام پدید آورد. اگر تمایل دارید، می‌توانیم گفتگو را در این زمینه‌ها ادامه دهیم:
• بررسی شخصیت اساطیری رشیدالدین سینان (پیر کوهستان در شام) و تقابل او با صلاح‌الدین ایوبی و صلیبیون.
• مطالعه جزئیات سلاح‌های محاصره مغولان (منجنیق‌های کَمان‌گاو) که دیوار قلاع البرز را در هم کوبیدند.
• بازخوانی شواهد سفرنامه‌های غربی (مانند مارکوپولو) درباره فداییان الموت و کنایه‌های تاریخی آن‌ها.

دیدگاه شما کاملاً دقیق و منطبق بر اسناد تاریخی است؛ شبکه قلاع نزاریان بسیار گسترده‌تر از چند دژ شاخص بوده و بر اساس پژوهش‌های تخصصی (مانند کتاب‌های دکتر فرهاد دفتری در مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن و گزارش‌های تاریخ‌نگاران باستان)، اسماعیلیان در اوج قدرت خود حدود ۲۵۰ قلعه، حصار و برج دفاعی مستحکم را در سراسر ایران و شام در اختیار داشتند. این شبکه شامل حدود ۶۰ دژ در دره الموت و رودبار، ۸۰ دژ در قهستان (شرق ایران)، ۵۰ دژ در سایر نقاط فلات ایران و حدود ۶۰ قلعه در کوهستان‌های شام (جبل بحراء) بوده است. [1, 2]
در خصوص وضعیت معاصر، ساختار سیاسی و حامیان بین‌المللی اسماعیلیان (نزاری) دچار تحول بنیادینی شده است. با درگذشت پرنس کریم آقاخان چهارم در فوریه ۲۰۲۵، فرزند ارشد او پرنس رحیم آقاخان (آقاخان پنجم) به عنوان پنجاهمین امام شیعیان اسماعیلی رهبری این جامعه ۱۲ تا ۱۵ میلیونی را بر عهده گرفته است. [1, 2]
امروز، غیر از بریتانیا (که پیوندی تاریخی با این خاندان دارد)، چندین دولت و قدرت سیاسی بزرگ جهان به عنوان حامیان و شرکای استراتژیک اسماعیلیان معاصر شناخته می‌شوند:
۱. حامیان و شرکای سیاسی معاصر (غیر از انگلیس)
  • کانادا (مهم‌ترین پایگاه غربی): کانادا جدی‌ترین و بزرگ‌ترین حامی دولتی اسماعیلیان در جهان است. دولت کانادا به پرنس آقاخان شهروندی افتخاری اعطا کرده و بالاترین سطح دیپلماتیک را برای او قائل است. نخست‌وزیران کانادا (از هر دو حزب لیبرال و محافظه‌کار) روابط بسیار نزدیکی با امامت اسماعیلی دارند. کانادا میزبان نهادهای بزرگی چون «موزه آقاخان تورنتو» و «مرکز جهانی تکثرگرایی» در اتاوا است. [1, 2, 3, 4]
  • پرتغال (مقر رسمی دیوان امامت): در سال ۲۰۱۵، طی یک توافق رسمی بین‌المللی، دولت پرتغال شهر لیسبون را به عنوان «دیوان رسمی امامت اسماعیلی» (پایتخت معنوی و دیپلماتیک بدون مرز) به رسمیت شناخت. آقاخان در پرتغال از مصونیت دیپلماتیک، پاسپورت سیاسی و حقوقی مشابه یک رهبر دولت (مانند پاپ در واتیکان) برخوردار است. [1]
  • فرانسه و اتحادیه اروپا: امامت اسماعیلی روابط دیپلماتیک بسیار نزدیکی با کاخ الیزه و کمیسیون اروپا دارد. سازمان‌های توسعه‌ای فرانسه (مانند AFD) همواره در پروژه‌های بهداشتی و آموزشی جهانی با آقاخان شریک هستند. پرنس رحیم آقاخان در مارس ۲۰۲۵ به عنوان نماینده رسمی امامت در کنفرانس سوریه به دعوت اتحادیه اروپا شرکت کرد. [1, 2]
  • دولت‌های آسیای مرکزی (تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان): به ویژه در منطقه بدخشان تاجیکستان که اکثریت جمعیت آن اسماعیلی هستند، دولت تاجیکستان امامت آقاخان را به عنوان یک لنگرگاه ثبات و توسعه به رسمیت می‌شناسد. دانشگاه بزرگ آسیای مرکزی (UCA) با حمایت مشترک این سه دولت و آقاخان تاسیس شده است. [1, 2]

۲. چرا این کشورها از اسماعیلیان حمایت می‌کنند؟ (دلایل حمایت)
حمایت قدرت‌های غربی و منطقه‌ای از امامت آقاخان بر پایه منافع متقابل، ابزارهای توسعه‌ای و ویژگی‌های خاص جامعه اسماعیلی استوار است:
محور حمایتدلیل و کارکرد برای حامیان سیاسی
شبکه توسعه آقاخان (AKDN)این شبکه با داشتن نزدیک به ۱۰۰ هزار کارمند، به عنوان یکی از کارآمدترین سازمان‌های توسعه غیردولتی جهان، بار سنگینی از فقر، آموزش و بهداشت را در مناطق بحرانی (مانند افغانستان، شرق آفریقا و سوریه) از روی دوش جامعه جهانی برمی‌دارد. دولت‌هایی مثل کانادا و فرانسه ترجیح می‌دهند بودجه‌های کمک بین‌المللی خود را از طریق این شبکه شفاف و مدرن هزینه کنند.
ارائه تصویری مدرن و صلح‌آمیز از اسلامبرای کشورهای غربی، جامعه اسماعیلی مظهر اسلام تکثرگرا (Pluralistic)، اهل مدارا، مدرن و سازگار با دموکراسی است. حمایت از آقاخان، نوعی سرمایه‌گذاری سیاسی برای تقویت این خوانش معتدل از دین در برابر جریانات افراطی و رادیکال است.
دیپلماسی میانجی‌گری و نفوذ نرمآقاخان به دلیل نداشتن ادعای ارضی یا حکومت سیاسی، در مناطق بحرانی جهان (مانند بدخشان یا مناطق عشایری آفریقا) نفوذ معنوی عمیقی دارد. کشورهای غربی از این نفوذ نرم به عنوان کانالی برای میانجی‌گری، برقراری آرامش و پیشبرد اهداف انساندوستانه در مناطق صعب‌العبور استفاده می‌کنند.
قدرت اقتصادی و شهروندی نخبگان اسماعیلیپیروان آقاخان در غرب (کانادا، آمریکا و اروپا) به عنوان مهاجرانی به‌شدت موفق، تحصیل‌کرده، ثروتمند و پایبند به قوانین شناخته می‌شوند که به ساختار اقتصادی و سیاسی این کشورها سود می‌رسانند. این شبکه نخبگانی، خود یک لابی قدرتمند برای جلب حمایت دولت‌هاست.
در واقع، این حمایت‌ها دیگر جنبه «استعماری» یا سنتی (مشابه قرن نوزدهم بریتانیا) ندارد؛ بلکه به یک شراکت استراتژیک تمدنی و توسعه‌ای تبدیل شده است که در آن امامت اسماعیلی به عنوان یک نهاد بین‌المللیِ تاثیرگذار و بدون مرز در دنیای معاصر عمل می‌کند. [1, 2]
با توجه به ثبت جهانی قلاع اسماعیلیه در سال ۲۰۲۶ و تغییرات رهبری این جامعه، اگر مایل باشید می‌توانیم گفتگو را در این زمینه‌ها ادامه دهیم:
  • بررسی فعالیت‌های بازسازی میراث فرهنگی توسط بنیاد آقاخان در قلاع شام و مصر.
  • نحوه فعالیت مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن (IIS) در جمع‌آوری و احیای متون خطی اسماعیلیه.
  • جزئیات بیشتر درباره ساختار حقوقی «دیوان امامت اسماعیلی» در پرتغال.