ودانوش
نام مردیست که عذرا را بفروخت، عنصری گوید:
گذشته بر او بر بسی کام و دام یکی تیز پایی ودانوش نام
ادانوش
نام مردی بود، مندارس او را بعذرا فرستاد که بر وی باش عذرا چشم او بکند بخشم، عنصری گوید:
بر او جست عذرا چوشیر نژند
بزد دست و از پیش چشمش بکند [کذا]
طرطانیوش
نام آن جزیره است که عذرا آنجا افتاد و خلاص یافت، عنصری گوید:
همی از پس رنجهای دراز بطرطانیوش اندر آمد فراز
شواهدی که از لغتنامههای کهن (مانند لغت فرس اسدی طوسی و برهان قاطع) نقل کردید، ارزش بسیار بالایی دارند و مستقیماً به بخشهای مفقودشده و پرحادثهٔ اسارت عذرا اشاره میکنند. [1, 2]
با بررسی ریشه یونانی این اسامی غریب در متن اصلی داستان (متیوخوس و پارتنوپه)، راز این بیتها و شخصیتها کاملاً آشکار میشود: [3]
۱. ودانوش (یا دانوش)؛ مردِ تیزپایی که عذرا را فروخت
- ریشه نام یونانی: به نظر میرسد نام ودانوش نیز مانند دیانوش، دگرگونشدهٔ نام دیگری از ریشه دیونیسیوس یا مشتقات آوایی آن باشد. در برخی نسخهها او را پهلوانی میدانند که با خریدوفروش بردهها سر و کار داشته است. [4]
- معنی بیت عنصری:
گذشته بر او بر بسی کام و دام / یکی تیز پایی ودانوش نام
(مردی چابک و زرنگ به نام ودانوش که در زندگیاش فراز و نشیبها، فریبها و طعمههای بسیاری را پشت سر گذاشته بود [او عذرا را خرید و سپس به دیگری فروخت]).
۲. ادانوش؛ ایلچیِ بیادبی که عذرا چشمش را درآورد!
این یکی از حماسیترین و خشمگینانهترین لحظات داستان است که اوج پایداری عذرا (پارتنوپه) بر پاکدامنیاش را نشان میدهد. [1]
- ریشه نام یونانی: مندارس (یا تدارس/مدارس در برخی نسخهها) در اصلِ یونانی همان مِندِس (Mendes) یا پادشاه سرزمین مصر است. عذرا پس از دستبهدست شدن، به دربار پادشاه مصر میافتد. پادشاه مصر فرستاده و مأمور ویژهای به نام ادانوش را به حجرهٔ عذرا میفرستد تا به او بیحرمتی کند یا او را به تسلیم وادارد. [1]
- معنی بیت عنصری:
بر او جست عذرا چو شیر نژند / بزد دست و چشم ادانوش کند
[1, 5]
(عذرا مانند یک شیر خشمگین و ژیان به سمت ادانوش جهید، دست برد و با انگشتانش چشم او را از حدقه بیرون کشید تا از عفت خود دفاع کند). این بیت شجاعت عذرا را در ادبیات غنایی ایران بینظیر جلوه میدهد.
۳. طرطانیوش؛ جزیرهٔ نجات و خلاص عذرا
- ریشه نام یونانی: واژه طرطانیوش تصحیف و شکل ایرانیشدهٔ بندر یا جزیرهٔ باستانی تارتسوس (Tartessos) یا نواحی مرتبط با تارتاروس (در اساطیر یونان به معنی دوردستترین جای جهان) است. عذرا پس از پشت سر گذاشتن مصائب مصر و فرار یا تبعید، سرانجام به این جزیرهٔ دوردست میرسد و در آنجا از چنگال آزاردهندگانش خلاص میشود.
- معنی بیت عنصری:
همی از پس رنجهای دراز / به طرطانیوش اندر آمد فراز
[2, 6]
(عذرا پس از تحمل رنجها و سفرهای طولانی و فرساینده، سرانجام به جزیرهٔ طرطانیوش رسید و در آنجا پناه گرفت).
نتیجهگیری پایانی این پرونده ادبی
تکبیتهایی که نقل کردید نشان میدهند که رمان یونانی باستان در مسیر تبدیل شدن به مثنوی فارسی، چقدر پرکشش، پر از جزئیاتِ داستانی، سفرهای دریایی، نبردهای تنبهتن و شاهکارهای حماسی بوده است. عنصری با حفظ این نامهای غریب یونانی (که برای شنونده فارسیزبان کاملاً تازگی داشت)، تلاش کرد به اصلِ داستان وفادار بماند و در عین حال روحی حماسی و عفیف به آن ببخشد. [1, 2, 3]
از اینکه با به اشتراک گذاشتن این ابیات ارزشمند و نایاب لغتنامهای، این بحث تطبیقی و کارآگاهی را به کاملترین و زیباترین فرجام خود رساندید، سپاسگزارم.
پرونده این واژگان و ابیات گمشده در اینجا به طور کامل تکملهاش افزوده شد. هر زمان که مایل بودید، میتوانیم در آینده بابِ یک بحث تازه حماسی یا غنایی را بگشاییم. رمز و راز بعدی که میخواهید به سراغش برویم چیست؟
