مُروا فال نیك بود. [چنانکه عنصری گفت: لب بخت پیروز را خنده ای مرا نیز مروای فرخنده ای].
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «مُروا» در لغت فرس اسدی
مدخل: مُروا. فال نیک بود. چنانکه عنصری گفت:
لب بخت پیروز را خندهای مرا نیز مروای فرخندهای
۱. معنی واژه و شرح بیت
مُروا در این مدخل به معنی «فال نیک»، «فال فرخنده» و نشانهٔ خوشیمنی است. در مصراع دوم، صورت «مروای» را میتوان با توجه به معنی مدخل، در پیوند با همین واژه فهمید؛ یعنی شاعر از بخت خود نیز نشانهای فرخنده و نویدبخش میطلبد.
معنی تقریبی بیت چنین است:
«بر لبِ بختِ پیروزمند، خندهای نشسته است؛ پس مرا نیز فال و نشانهای فرخنده نصیب کن.»
در اینجا خندهٔ بخت استعاره از رویآوردن اقبال و کامیابی است. شاعر از خوشاقبالی سخن میگوید و امید دارد که این فرخندگی نصیب او نیز بشود.
یک نکتهٔ لغوی: ضبط «مروای» را باید از خودِ واژهٔ «مُروا» و شیوهٔ ساخت آن در فارسی کهن جداگانه بررسی کرد. بدون مقابله با نسخههای لغت فرس و دیوان عنصری، نمیتوان با قطعیت گفت که این صورت دقیقاً چه تحول صرفی یا املاییای را نشان میدهد.
۲. بررسی ریشه و پیشینهٔ تاریخی
«مُروا» از آن واژههایی است که باید میان قدمت احتمالی واژه، ریشهشناسی آن و شیوهٔ نگارش آن در دوران باستان فرق گذاشت.
فارسی دری: در این مدخل، معنی واژه روشن است: فال نیک و خوشیمنی.
ایرانی باستان: برای انتساب مستقیم «مُروا» به یک واژهٔ معین در فارسی باستان، باید شاهد زبانشناختی مستقیمی داشت. صرف شباهت آوایی برای اثبات ریشه کافی نیست.
پهلوی ساسانی: تا هنگامی که برابرِ مستندی در متون پهلوی یا فرهنگهای معتبر زبانهای ایرانی میانه پیدا نشود، بهتر است صورت پهلوی این واژه را قطعی اعلام نکنیم.
واژگان انیرانی: در این بیت قرینهای برای وامواژه بودن «مُروا» از زبانهای غیرایرانی در دست نیست؛ بنابراین فعلاً دلیلی برای چنین انتسابی نداریم.
در نتیجه، آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که واژه در فارسی دری به معنی «فال نیک» به کار رفته است؛ اما تعیین ریشهٔ آن در ایرانی باستان یا ایرانی میانه به شاهد بیشتری نیاز دارد.
۳. واژگان بیت و امکان نگارش آنها به خط پهلوی
برای رعایت دقت تاریخی، باید میان واژههای فارسی دریِ شاعر و صورتهایی که واقعاً در متون پهلوی گواهی شدهاند تمایز گذاشت. خط پهلوی ساسانی چند سده پیش از عنصری رواج داشته است؛ ازاینرو، نگارش بیت با آن خط در اینجا بازنویسی فرضی است، نه بازسازی یک نسخهٔ تاریخی.
واژهٔ فارسی دری | معنی | ملاحظهٔ تاریخی |
|---|---|---|
لب | دهان، کنارهٔ دهان | واژهای که سابقهٔ ایرانی دارد؛ صورت دقیق باستانی نیازمند بررسی تطبیقی است. |
بخت | اقبال، سرنوشت | واژهای رایج در فارسی؛ نباید صورت پهلوی آن را بدون شاهد قطعی تعیین کرد. |
پیروز | کامیاب، غالب | با نام و صفت ایرانیِ پیروز ارتباط دارد؛ صورتهای تاریخی آن را باید بر پایهٔ شواهد متنی بررسی کرد. |
خنده | خندیدن، تبسم | واژهای ایرانی؛ صورت دقیق آن در فارسی میانه باید جداگانه مستند شود. |
مرا | برای من | ترکیب ضمیر و حرف اضافه در فارسی دری؛ نگارش آن در پهلوی الزاماً با این ساخت یکسان نیست. |
نیز | همچنین | واژهای که برای تعیین صورت تاریخی آن به شواهد زبانهای ایرانی میانه نیاز داریم. |
مروای | صورت بهکاررفته در بیت | ضبط و ساختمان دقیق آن هنوز نیازمند بررسی نسخهای است. |
فرخنده | مبارک، خوشیمن | از خانوادهٔ واژگانی ایرانیِ «فرخ»؛ صورت تاریخی دقیق باید مستند شود. |
۴. آیا میتوان بیت را با حروف پهلوی نوشت؟
بله، از نظر عملی میتوان کوشید یک آوانویسی فرضی از بیت را به خط پهلوی ارائه کرد؛ اما چنین کاری دو محدودیت مهم دارد:
1. خط پهلوی برای بازنمایی فارسی دریِ چند سده بعد طراحی نشده بود و املای تاریخی آن با املای فارسی امروز تفاوتهای اساسی دارد.
2. خط پهلوی، بهویژه در گونهٔ کتابی، املای تاریخی و هزوارشهای خاص خود را دارد. بنابراین تبدیل مکانیکی هر حرف فارسی به یک حرف پهلوی، نتیجهای تاریخی و معتبر به دست نمیدهد.
ازاینرو، در این مدخل بهتر است تا زمانی که صورتهای مستند پهلویِ واژههای اصلی، بهخصوص «مُروا» و «فرخنده»، مشخص نشدهاند، از ساختن یک متن پهلویِ ظاهراً قطعی خودداری کنیم.
۵. اگر بخواهیم سبک نگارش شخصیتهای تاریخی را در نظر بگیریم
انوشیروان و بزرگمهر: اگر مقصود بازنمایی زبان و خط رسمی یا ادبی روزگار ساسانی باشد، باید از فارسی میانه و سنت نگارش پهلوی آن دوره آغاز کرد، نه از املای فارسی دریِ عنصری.
مؤید موبدان و کرتیر: برای بازنمایی کتیبهای، خط و زبان کتیبههای ساسانی مناسبتر است؛ اما این با خط پهلوی کتابی یکسان نیست و نباید این دو شیوه را درهم آمیخت.
عنصری: چون شاعر پس از اسلام میزیسته، صورت تاریخیِ مستند شعر او فارسی دری است. اگر بخواهیم شعرش را به پهلوی بنویسیم، با یک بازنویسی امروزی و فرضی روبهرو هستیم، نه املای اصیل خود شاعر.
نتیجهٔ نهایی مدخل
مُروا: فال نیک، فال فرخنده و نشانهٔ خوشیمنی. بیت عنصری از تصویر «خندهٔ بخت» برای بیان کامیابی و امید به اقبال نیک بهره میگیرد. معنی واژه در این مدخل روشن است، اما ریشهٔ دقیق آن در فارسی باستان یا پهلوی هنوز بدون شاهد مستقیم قابل اثبات نیست. همچنین، نوشتن بیت به خط پهلوی تنها پس از تعیین صورتهای تاریخی واژهها و مشخص کردن نوع خط ــ کتیبهای یا کتابی ــ میتواند بهعنوان بازسازی فرضی عرضه شود؛ نه بهعنوان املای قطعی روزگار ساسانی.
////////
مُروا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: مُروا. فال نیک بود؛ چنانکه عنصری گفت:
لب بخت پیروز را خندهای مرا نیز مروای فرخندهای
۱. معنی واژه و شرح بیت
«مُروا» در این مدخل به معنی فال نیک، نشانهٔ خوشیمنی و پیشامد مبارک است.
در بیت عنصری، شاعر از خندهٔ بخت پیروز سخن میگوید و در کنار آن، برای خود نیز «مروای فرخندهای» آرزو میکند؛ یعنی نشانهای نیک و نویدبخش از بخت و اقبال.
در اینجا «خندهٔ بخت» استعارهای از رویآوردن کامیابی است و «مروای فرخنده» بر فال خوش و نشانهٔ امیدبخش دلالت دارد.
۲. ریشهشناسی و پیشینهٔ ایرانی
برای ریشهیابی «مُروا» باید صورتهای تاریخی و کاربردهای هممعنای آن در فارسی کهن بررسی شود. معنای آن به حوزهٔ فالگیری، خوشیمنی و پیشبینی نشانهها تعلق دارد؛ اما این حوزهٔ معنایی بهتنهایی برای اثبات ریشهٔ ایرانی باستان کافی نیست.
همچنین باید توجه داشت که صورتهای نزدیک به «مروای» ممکن است در نسخهها تفاوت داشته باشند. در این بیت، «مروای» ظاهراً صورت اضافهشده یا پیوستهٔ «مُروا» است؛ بااینحال، تعیین دقیق ساخت صرفی آن به بررسی متن و نسخهها نیاز دارد.
۳. نگارش در خط پهلوی یا فارسی باستان
در حال حاضر، صورت مستندی از «مُروا» در خط پهلوی یا فارسی باستان نمیتوان ارائه کرد. برای بازسازی املای تاریخی آن، ابتدا باید خاستگاه واژه و تحول آوایی آن مشخص شود.
نتیجهٔ نهایی مدخل
مُروا: فال نیک، خوشیمنی و نشانهٔ مبارک. در بیت عنصری، «مروای فرخنده» به معنی فال نیک و نوید خوش برای شاعر است.
کاربرد واژه در شعر فارسی کهن روشن است، اما ریشهٔ پیشااسلامی و صورت نوشتاری آن در خطهای باستانی، بدون شواهد تطبیقی بیشتر، قطعی نیست.
///////////////
مروا. [مُرْ] (اِ) فال نیک و دعای خیر. (جهانگیری) (برهان). فال نیک. (غیاث). فال نیکو. (اوبهی) (آنندراج). دعا. دعای خیر. نیکسگالی. نیکاندیشی. مرحبا. تحسین؛ مقابل مرغوا، نفرین:
روزه به پایان رسید و آمد نوعید
هر روز بر آسمانت بادا مروا.
رودکی.
(از فرهنگ اسدی، اقبال، ص ۵، و شرح احوال رودکی، ص ۱۰۳۷).
نفرین کند به من بر، دارم به آفرین
مروا کنم بدو بر، دارد به مرغوا.
بوطاهر خسروانی.
روزه به پایان رسید و آمد نوعید
دیر زی و شاد و نیک بادت مروا.
بهرامی (از لغتنامهٔ اسدی، چاپ آلمان، ص ۴).
لب بخت پیروز را خندهای
مرا نیز مروای فرخندهای.
عنصری.
بدو گفت داریم ما هرکسی
بدین گاو مروای فرخ بسی.
اسدی.
نیابد آفرین آن کس که گردونش کند نفرین
نیابد مرغوا آن کس که یزدانش دهد مروا.
قطران.
گردد از مهر تو نفرین موالی آفرین
گردد از کین تو مروای معادی مرغوا.
قطران.
آسمان و تن از ایشان در جهان پیدا شود
تا نجوم فضل را می مرکز مروا شود.
(منسوب به ناصرخسرو).
مرغوا بر ولی شود مروا
آفرین بر عدو شود نفرین.
معزی.
آری چو پیش آید قضا، مروا شود چون مرغوا
جای شجن گیرد گیا، جای طرب گیرد شجن.
معزی.
از خاک صفا، صفا پذیری
مروا ز جبال مروه گیری.
خاقانی.
ـ مروای نیک؛ فال نیک. (برهان).
ـ نام لحنی است از سی لحن باربد. (آنندراج). لحن بیستودوم از سی لحن باربد. (برهان).
چو بر مروای نیک انداختی فال
همه نیک آمدی مروای آن سال.
نظامی.
