مُرغوا فال بد بود [چنانکه ابو طاهر خسروانی گوید: نفرین کند بمن بردارم بآفرین مروا کنم بدو، بردارد بمرغوا].
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «مُرغوا» در لغت فرس اسدی
مدخل: مُرغوا — فال بد بود.
شاهد ابوطاهر خسروانی:
نفرین کند بمن، بردارم بآفرین مروا کنم بدو، بردارد بمرغوا
۱. معنی بیت و شرح واژگان
این بیت بر تقابل دو واژهٔ «مُروا» و «مُرغوا» استوار است که در لغت فرس بهترتیب به معنی فال نیک و فال بد آمدهاند.
مصراع نخست، با توجه به ضبط موجود، از کسی سخن میگوید که نفرین را به آفرین پاسخ میدهد یا نفرین را به آفرین بدل میکند. در مصراع دوم، شاعر همین تقابل را با دو اصطلاح مربوط به فال و پیشگویی بیان میکند: «مروا کردن» یعنی فال نیک زدن و «مرغوا کردن» یعنی فال بد زدن.
ترجمهٔ معنایی و محتاطانهٔ بیت چنین است:
«اگر کسی مرا نفرین کند، من به او آفرین میگویم؛ من دربارهٔ او فال نیک میزنم، اما او دربارهٔ من فال بد میزند.»
این ترجمه با معنای دو واژه سازگار است، ولی برای تعیین دقیق رابطهٔ دو مصراع و فاعل هر فعل، مقابله با نسخهٔ معتبر دیوان ابوطاهر خسروانی لازم است؛ بهویژه آنکه در نقل حاضر، نشانهگذاری و فاصلهگذاری ممکن است در فهم نحوی بیت اثر گذاشته باشد.
۲. بررسی تاریخی واژههای «مروا» و «مرغوا»
مُروا
فال نیک
معنی و کاربرد: فال نیک، دعای خیر، نیکسگالی و خوشیمنی.
این واژه در لغتنامههای فارسی در برابر «مرغوا» قرار گرفته است. تقابل آن دو نشان میدهد که با اصطلاحی از فرهنگ عامه و سنت فالگیری روبهرو هستیم، نه صرفاً صفتی برای خوب و بد.
مُرغوا
فال بد
معنی و کاربرد: فال بد، بدیُمنی و بدسگالی؛ در برابر «مروا».
از کاربرد این واژه در شاهد ابوطاهر خسروانی میتوان دریافت که در روزگار او، این اصطلاح برای مخاطبان شعر قابل فهم بوده است؛ اما این امر بهتنهایی قدمت آن را به دورهٔ پیش از اسلام نمیرساند.
آیا این دو واژه پیشااسلامیاند؟
در اینجا باید میان سه موضوع تفاوت گذاشت:
1. قدمت مفهوم: باور به فال نیک و بد در ایران پیش از اسلام نیز وجود داشته است.
2. قدمت واژه: وجود یک مفهوم در روزگار باستان، دلیل آن نیست که اصطلاح فارسیِ ثبتشده برای آن نیز از همان روزگار باشد.
3. ریشهشناسی: برای انتساب «مروا» و «مرغوا» به فارسی باستان، فارسی میانه یا یک زبان ایرانی دیگر، باید صورتهای مستند و قواعد تحول آوایی در دست باشد.
با اطلاعات موجود، نمیتوان این دو واژه را با اطمینان به یک واژهٔ مشخص در فارسی باستان یا پهلوی بازگرداند. همچنین، صرف وجود پسوند یا پایانۀ «ـوا» برای تعیین ریشهٔ ایرانی باستان کافی نیست. احتمال تعلق این اصطلاحات به واژگان کهن ایرانی ارزش بررسی دارد، ولی هنوز در حد فرضیه است.
۳. واژگان پیشااسلامیِ احتمالی در بیت
در جدول زیر، میان واژههایی که ریشهٔ تاریخی آنها روشنتر است و واژههایی که انتسابشان به دورهٔ باستان اثبات نشده، تفاوت گذاشتهام.
واژه | معنی | ارزیابی تاریخی |
|---|---|---|
نفرین | دعای بد، بدخواهی | واژهای فارسی با ساخت و کاربرد تاریخی؛ صورت دقیق باستانیِ آن نیازمند بررسی جداگانه است. |
آفرین | ستایش، دعای خیر | از واژگان دیرپای ایرانی؛ برای تعیین صورت دقیق پیشااسلامی باید شواهد تاریخی و ریشهشناختی بررسی شود. |
بَر در «بمن» | حرف اضافه، به | کاربرد فارسیِ تاریخی؛ صورتهای مشابه در زبانهای ایرانی کهن باید بر پایهٔ نقش دستوری سنجیده شوند. |
کُنَد | انجام دهد | فعل فارسی؛ از نظر ریشهشناختی با خانوادهٔ ایرانیِ فعل «کردن» ارتباط دارد. |
بِدو | به او | ترکیب حرف اضافه و ضمیر؛ صورتِ ثبتشده در این بیت فارسی است. |
مُروا | فال نیک | قدمت احتمالی اصطلاح نیازمند سند مستقل است. |
مُرغوا | فال بد | ریشه و صورت باستانیِ مستند آن فعلاً روشن نیست. |
نکتهٔ مهم این است که «نفرین» و «آفرین» را نباید تنها به دلیل ظاهر کهن یا تقابل معناییشان، مستقیماً به یک صورت معین در کتیبههای هخامنشی یا متون پهلوی تبدیل کرد. این کار به شواهد زبانشناختی نیاز دارد.
۴. اگر این بیت را به خط پهلوی مینوشتند، چه میشد؟
پرسش شما دو بخش دارد: یکی بازسازی صورت واژهها در زبانهای باستانی، و دیگری نوشتن همین واژههای فارسی به خط پهلوی. این دو کار یکسان نیستند.
خط پهلوی، بهویژه پهلوی کتابی، در نوشتار بسیاری از واژهها از املاهای تاریخی، نشانههای چندارزشی و هزوارشها بهره میبرد. ازاینرو، نمیتوان هر واژهٔ فارسی دری را بدون بررسی، به یک صورت پهلوی قطعی تبدیل کرد.
سه شیوهٔ متفاوت که باید از هم جدا بمانند
الف. فارسی باستان: بازسازی واژه در زبان هخامنشی و، در صورت امکان، نوشتن آن با خط میخی فارسی باستان.
ب. فارسی میانه: یافتن برابر تاریخی در فارسی میانه و بررسی صورت آن در خط پهلوی کتیبهای یا کتابی.
ج. فارسی دری با خط پهلوی: بازنویسی تقریبیِ واژههای شعر ابوطاهر خسروانی با خطی که برای زبان دیگری ساخته و به کار گرفته میشد. این کار آزمایشی است، نه املای تاریخیِ اثباتشده.
برای دو واژهٔ محوری این مدخل، یعنی «مروا» و «مرغوا»، فعلاً صورت پهلویِ مستندی که بتوان آن را با اطمینان عرضه کرد، در اختیار نداریم. ساختن چند نویسهٔ پهلوی و معرفی آنها بهعنوان املای نوشیروان یا بزرگمهر، بهجای پاسخ تاریخی، صورتسازیِ بیسند خواهد بود.
۵. نوشیروان، بزرگمهر، موبد مؤید و کرتیر چگونه مینوشتند؟
این شخصیتها به دورهها و بافتهای تاریخی متفاوت تعلق دارند؛ بنابراین باید میان آنان تمایز گذاشت.
نوشیروان و بزرگمهر: اگر مقصود نگارش در دربار ساسانی باشد، باید فارسی میانه و سنت نوشتاری آن دوره را مبنا قرار داد. بااینحال، نمیدانیم که آنان برای «مروا» و «مرغوا» دقیقاً چه املایی به کار میبردند.
موبد مؤید: بدون شناسایی دقیق شخص و دورهٔ مورد نظر، نمیتوان سبک املایی ویژهای به او نسبت داد.
کرتیر: کتیبههای او از شواهد مهم فارسی میانهٔ کتیبهایاند. اما وجود یک واژه در فارسی دریِ چند قرن بعد، بهخودیخود اثبات نمیکند که کرتیر نیز آن را میشناخته یا نوشته است.
ابوطاهر خسروانی: چون او شاعر دورهٔ اسلامی است، ضبط اصلی شعرش متعلق به سنت نوشتاری فارسی است. بازنویسی شعر او با خط پهلوی، آزمایشی در تاریخ خط خواهد بود، نه بازسازی نسخهٔ اصلی شاعر.
نتیجهٔ نهایی مدخل
«مُرغوا» در لغت فرس اسدی به معنی فال بد است و در شاهد ابوطاهر خسروانی در تقابل با «مُروا»، یعنی فال نیک، قرار میگیرد. بیت، از تقابل نفرین و آفرین و نیز بدسگالی و نیکسگالی بهره میبرد.
از نظر تاریخ زبان، کهن بودن باور به فال نیک و بد را میتوان از قدمت اثباتشدهٔ خود این دو اصطلاح جدا کرد. در حال حاضر، نمیتوان برای «مروا» و «مرغوا» برابرهای قطعی فارسی باستان یا پهلوی عرضه کرد، و نسبت دادن املای معینی به نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر نیز بدون شاهد مستند درست نیست.
گام پژوهشیِ مناسب بعدی آن است که ضبطهای «مروا» و «مرغوا» در لغتنامههای تاریخی و نسخههای لغت فرس مقابله شوند و سپس، در صورت یافتن همریشهای مستند در فارسی میانه یا دیگر زبانهای ایرانی، صورت تاریخی آن جداگانه بازسازی شود. این روش از نظر زبانشناسی تاریخی معتبرتر از ساختن املای پهلوی بر پایهٔ تلفظ فارسی امروز است.
////////
مُرغوا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: مُرغوا. فال بد بود؛ چنانکه ابوطاهر خسروانی گوید:
نفرین کند بمن، بردارم بآفرین مروا کنم بدو، بردارد بمرغوا
۱. معنی واژه و شرح بیت
«مُرغوا» در این مدخل به معنی فال بد، شگون ناخوش و نشانهٔ بدیُمنی است و در برابر «مُروا»، یعنی فال نیک، قرار میگیرد.
در بیت ابوطاهر خسروانی، شاعر میان دو جفت مفهوم تقابل برقرار میکند:
نفرین و آفرین: نفرین، دعای بد؛ آفرین، دعای خیر و ستایش.
مروا و مرغوا: فال نیک و فال بد.
معنی کلی بیت چنین است: او مرا نفرین میکند و من در برابرش آفرین میگویم؛ من برای او فال نیک میگیرم، اما او در برابر من فال بد میگیرد.
به این ترتیب، شاعر ناسازگاری و بدخواهی طرف مقابل را در برابر رفتار نیک خود قرار میدهد.
۲. نسبت «مروا» و «مرغوا»
تقابل این دو واژه از نظر فرهنگنویسی مهم است:
واژه | معنی |
|---|---|
مُروا | فال نیک، خوشیمنی |
مُرغوا | فال بد، بدیُمنی |
این تقابل در شعر ابوطاهر خسروانی شاهد روشنی برای فهم معنای هر دو واژه است. بااینحال، وجود تقابل معنایی لزوماً ثابت نمیکند که یکی از دیگری ساخته شده باشد؛ برای اثبات رابطهٔ اشتقاقی باید ساخت تاریخی واژهها بررسی شود.
۳. ریشهشناسی و پیشینهٔ ایرانی
«مرغوا» واژهای ثبتشده در فارسی کهن است، اما ریشهٔ دقیق آن روشن نیست. برای بررسی خاستگاهش باید صورتهای گویشی و تاریخی و نیز کاربردهای مرتبط با فال و شگون در زبانهای ایرانی میانه را جستوجو کرد.
نباید صرفاً به دلیل وجود «غ» در این واژه، آن را با واژهای دیگر همریشه دانست؛ همچنین تبدیل آن به یک صورت فرضی پهلوی، بدون شاهد تطبیقی، از نظر زبانشناختی معتبر نخواهد بود.
۴. نگارش در خط پهلوی و فارسی باستان
فعلاً صورت مستندی از «مرغوا» در خط پهلوی یا فارسی باستان در دست نیست. برای پیشنهاد چنین صورتی باید ابتدا تلفظ تاریخی و خاستگاه واژه روشن شود.
نتیجهٔ نهایی مدخل
مُرغوا: فال بد و نشانهٔ بدیُمنی؛ در برابر «مُروا»، یعنی فال نیک. بیت ابوطاهر خسروانی تقابل این دو واژه را بهخوبی نشان میدهد و از کاربرد آنها در فارسی دری کهن گواهی میدهد. ریشهٔ پیشااسلامی و صورت نوشتاری باستانی آنها هنوز نیازمند بررسی تطبیقی است.
////////////
مرغوا. [مُغُ / مَغُ] (اِ) فال بد و نفرین. (جهانگیری) (برهان) (آنندراج). بدسگالی. بدخواهی. بداندیشی. تفأل بد از پرواز مرغ؛ مقابل تحسین. مقابل مروا، دعای خیر و آفرین:
گردد از مهر تو نفرین موالی آفرین
گردد از کین تو مروای اعادی مرغوا.
قطران.
یکی را به بزم اندرون فال نیکی
یکی را به رزم اندرون مرغوائی.
قطران.
به دوستان بر از او مرغوا شود مروا
به دشمنان بر از او آفرین شود نفرین.
قطران.
نیابد آفرین آن کس که گردونش کند نفرین
نیابد مرغوا آن کس که یزدانش دهد مروا.
قطران.
مرغوا بر ولی شود مروا
آفرین بر عدو شود نفرین.
معزی.
آری چو پیش آید قضا، مروا شود چون مرغوا
جای شجر گیرد گیا، جای طرب گیرد شجن.
معزی.
ـ مرغوا کردن؛ نفرین کردن:
شاه را گفت مفسدی ز احوال
که کند مرغوا به جان تو زال.
سنایی.
ـ به مرغوا داشتن؛ به حساب نفرین گذاردن. نفرین حساب کردن:
نفرین کند به من بر، دارم به آفرین
مروا کنم بدو بر، دارد به مرغوا.
ابوطاهر خسروانی.
