بالا جنیبت بود، فردوسی گوید: بفرمود تا اسب را زین نهند ببالای او زین زرین نهند.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «بالا» در لغت فرس اسدی
مدخل: بالا؛ جنیبت بود.
شاهد فردوسی:
بفرمود تا اسب را زین نهند ببالای او زین زرین نهند
۱. معنی واژه و شرح بیت
در این مدخل، «بالا» به معنی جنیبت آمده است. جنیبت در فارسی تاریخی به اسب اضافی یا اسبی گفته میشد که همراه اسب اصلی میبردند؛ معمولاً آن را برای تعویض اسب یا برای سواری شخصی دیگر آماده نگه میداشتند. این واژه در متون تاریخی و نظامی کاربرد داشته است.
اما در بیت فردوسی، نکتهای مهم وجود دارد: اگر «بالا» را به معنای جنیبت بگیریم، عبارت «ببالای او» را باید با توجه به کاربرد خاص این واژه در متن و روایت فهمید. در خوانش معمول فارسی امروز، «بالای او» معنای «بر قامت او» یا «بر پشت او» را به ذهن میآورد؛ بنابراین نباید بدون بررسی بافت کامل داستان، معنای لغتنامهای «بالا» را بیچونوچرا بر بیت تحمیل کرد.
معنی سادهٔ بیت:
فرمان داد که اسب را زین کنند و زینی زرین بر اسبِ مورد نظر بگذارند.
برای تعیین اینکه در این شاهد، «بالا» دقیقاً نام اسب جنیبت است یا در ترکیبی با معنای دیگری آمده، مراجعه به ابیات پیش و پس آن در شاهنامه و مقابلهٔ نسخهها ضروری است.
۲. بررسی تاریخی و ریشهشناختی واژگان
در این بیت باید میان سه دسته تمایز بگذاریم: واژههای بهارثرسیده از زبانهای ایرانی کهن، واژههایی که صورت کنونیشان در فارسی میانه یا فارسی نو شکل گرفته، و واژههای عربی یا دیگر زبانها. همچنین «کهن بودن ریشه» لزوماً به معنی وجود همان صورت دقیق در فارسی باستان نیست.
واژهٔ بیت | توضیح تاریخی و زبانشناختی |
|---|---|
بالا | واژهای فارسی با پیشینهٔ ایرانی؛ معنای دقیق آن در این مدخل، یعنی «جنیبت»، نیازمند بررسی شواهد فرهنگنویسی و بافت شاهنامه است. |
جنیبت | واژهای عربی، مرتبط با «جنب» و مفهوم همراهبردن چیزی در کنار چیز دیگر؛ نباید آن را واژهای اصیل از فارسی باستان دانست. |
اسب | واژهای بسیار کهن و ایرانی. با اوستایی aspa- و فارسی باستان asa- سنجیدنی است. این از روشنترین نمونههای میراث واژگانی ایرانی در بیت است. |
زین | واژهای کهن در فارسی، با صورتهای نزدیک در زبانهای ایرانی میانه؛ برای تعیین صورت دقیق و ریشهٔ نهایی آن باید شواهد مستقل بررسی شود. |
زرین | ساختهشده از «زر» و پسوند نسبت «ـین». واژهٔ «زر» با خانوادهٔ واژگانی ایرانی مربوط به طلا و درخشش سنجیدنی است؛ برای نمونه، اوستایی zaranya- و فارسی باستان daraniya- به معنای زرین/طلا. |
بفرمود | از «فرمودن»، فعل فارسی با پیشینهٔ ایرانی؛ صورت صرفشدهٔ آن به فارسی نو تعلق دارد. |
نهند | صورت فعلی از «نهادن»؛ فعلی که پیشینهٔ آن به دورههای کهن زبانهای ایرانی بازمیگردد، ولی این صورت صرفی مشخص، فارسی نو است. |
تا، را، او، ـَش | واژهها و عناصر دستوری فارسیاند؛ صورت دقیق و کاربرد امروزی آنها را نباید مستقیماً به فارسی باستان منتقل کرد. |
۳. چگونه میتوان این بیت را با خط پهلوی بازنمایی کرد؟
در اینجا باید یک تمایز مهم را رعایت کنیم: بازنویسی یک بیت فارسی نو با خط پهلوی، با بازسازی یک متن واقعی از روزگار ساسانی یکسان نیست.
فردوسی در حدود چهار قرن پس از سقوط شاهنشاهی ساسانی میزیست. بنابراین اگر بخواهیم تصور کنیم که انوشیروان، بزرگمهر، مؤبدان یا کَرتیر این بیت را مینوشتند، در واقع داریم یک بازسازی فرضی انجام میدهیم؛ زیرا صورتهای صرفی و دستوری فارسی فردوسی عیناً صورتهای فارسی میانه نیستند.
برای واژههای مهم بیت میتوان صورتهای زیر را بهعنوان مبنای مقایسهٔ زبانشناختی در نظر گرفت:
اسب
فارسی نو: asp / asb
فارسی باستان: asa-؛ اوستایی: aspa-
واژهای با ریشهٔ روشن ایرانی و مناسب برای مقایسهٔ تاریخی.
زر
فارسی نو: zar
فارسی باستان: daraniya-؛ اوستایی: zaranya-
این صورتهای کهن، معادلهای تاریخی و ریشهشناختیاند، نه املای مستقیم واژهٔ «زرین» در بیت فردوسی.
آیا میتوان املای پهلوی را با حروف امروزی نوشت؟
بله، اما باید آن را آوانویسی علمی نامید، نه املای قطعی پهلوی. برای نمونه، میتوان صورت فارسی میانهٔ asb/asp را در بحث زبانشناختی مطرح کرد؛ ولی برای تعیین املای دقیق آن در خط پهلوی کتابی یا کتیبهای، باید به صورت ثبتشدهٔ واژه در فرهنگها و کتیبههای معتبر رجوع کرد. یکسانانگاشتن آوانویسی لاتین و حروف واقعی خط پهلوی درست نیست.
همچنین نباید کل بیت را بیتغییر به حروف پهلوی منتقل کرد و سپس آن را نوشتهٔ محتمل بزرگمهر یا کرتیر نامید. برای چنین کاری، ابتدا باید متن را به فارسی میانه بازسازی کرد؛ آن بازسازی نیز ناگزیر فرضی خواهد بود.
۴. نتیجهٔ نهایی مدخل «بالا»
1. در لغت فرس، «بالا» با معنی «جنیبت» ضبط شده است؛ این معنی باید از نظر کاربرد تاریخی و شاهد شعری جداگانه بررسی شود.
2. در بیت فردوسی، واژههای اسب، زین، زرین، فرمودن و نهادن برای بررسی میراث ایرانی و تحول فارسی میانه به فارسی نو اهمیت دارند.
3. «جنیبت» واژهای عربی است و نباید آن را در شمار واژههای ایرانی پیشااسلامی قرار داد.
4. برای نگارش به خط پهلوی، بهتر است نخست واژههای دارای ریشهٔ روشن، مانند «اسب» و «زر»، بررسی شوند و سپس، در صورت وجود شواهد کافی، صورتهای فارسی میانهٔ آنها با خط مناسب بازسازی شوند.
5. در مورد «بالا» به معنای «جنیبت»، تا هنگامی که شاهد مستقل و روشنتری از کاربرد تاریخی آن نیافتهایم، نسبتدادن یک صورت مشخص پهلوی به این معنی احتیاطآمیز نیست.
حاصل پژوهش: این بیت از نظر واژگان ایرانی اهمیت دارد، اما بازسازی املای پهلوی آن باید واژهبهواژه و بر پایهٔ شواهد تاریخی انجام گیرد، نه با تبدیل مکانیکی حروف فارسی به حروف پهلوی.
////////////////
بالا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: بالا؛ جنیبت بود، فردوسی گوید:
بفرمود تا اسب را زین نهند ببالای او زین زرین نهند.
۱. معنی واژه در لغت فرس
در این مدخل، اسدی برای «بالا» معنی جنیبت آورده است. جنیبت در فارسی کهن به اسب یدکی یا اسبی گفته میشد که در کنار اسب اصلی، برای سواری یا تشریفات همراه میبردند؛ گاه اسبِ آمادهای بود که مهتر یا خدمتکار در کنار سوار میکشید.
اما در بیت فردوسی، «ببالای او» بهاحتمال زیاد به معنی بر پشت او یا بر اندام و قامت او است؛ یعنی فرمان داد اسب را زین کنند و زینی زرین بر پشت آن بگذارند. بنابراین، باید میان معنی خاصی که اسدی برای «بالا» ثبت کرده و کاربرد این واژه در بیت فردوسی فرق گذاشت.
۲. شرح بیت
بفرمود تا اسب را زین نهند: فرمان داد اسب را آمادهٔ سواری کنند.
ببالای او زین زرین نهند: زین زرین بر پشت اسب بگذارند.
در اینجا «بالا» را نباید بیدرنگ به معنی «جنیبت» گرفت؛ بافت بیت بیشتر معنای بلندی، قامت یا سطح بالاییِ بدن اسب را میرساند. همچنین ممکن است در ضبط یا تفسیر دقیق مصراع دوم اختلافی وجود داشته باشد و برای داوری قطعی، بررسی نسخه و سیاق کامل داستان سودمند است.
۳. پیشینهٔ ایرانی و زبانهای باستانی
بالا از واژههای کهن ایرانی است و با مفهوم بلندی، بلندی قامت و بخش بالایی چیزی پیوند دارد. صورتهای تاریخی و تطبیقی این خانواده را باید از کاربرد خاص «بالا» به معنی «جنیبت» جدا کرد.
فارسی نو: بالا، به معنی بلندی، قامت و بخش بالایی.
فارسی میانه (پهلوی): صورتهای مرتبط با مفهوم بلندی در منابع زبانشناختی باید جداگانه بررسی شوند؛ بدون شاهد مستقیم، نباید یک صورت پهلوی را بهعنوان املای قطعی این مدخل معرفی کرد.
فارسی باستان: برای صورت دقیق «بالا» با معنی «جنیبت»، شاهد مستقیمی در دست نداریم که بتوان بر پایهٔ آن املای فارسی باستان پیشنهاد کرد.
اوستایی: صرف شباهت معنایی یا آوایی برای نسبتدادن واژه به اوستایی کافی نیست؛ در اینجا صورت اوستاییِ قطعی برای خودِ مدخل ارائه نمیکنم.
از نظر روششناسی، لازم است میان ریشهٔ ایرانیِ واژهٔ بالا و معنی ویژهٔ «جنیبت» در لغت فرس تمایز بگذاریم. ممکن است این معنی، کاربردی محدود یا کهن بوده باشد؛ اما برای اثبات آن باید شواهد مستقل از فرهنگهای دیگر و متون همدوره بررسی شود.
۴. آیا «بالا» را میتوان به خط پهلوی نوشت؟
میتوان برای نمایش آموزشی، صورت فارسی نو را با حروفی از خط پهلوی بهطور تقریبی بازنمایی کرد؛ ولی چنین بازنویسیای شاهد تاریخی بر وجود واژه در متون پهلوی نیست. ازاینرو، بدون یافتن صورت مستند در متن پهلوی یا فرهنگ ریشهشناختی معتبر، نوشتن یک صورت پهلوی و معرفی آن بهعنوان املای زمان انوشیروان یا بزرگمهر درست نخواهد بود.
نتیجهٔ نهایی مدخل
در لغت فرس، «بالا» با معنی «جنیبت» ثبت شده است؛ یعنی احتمالاً اسب یدکی یا اسب همراه. در بیت فردوسی، «ببالای او» ظاهراً به معنی «بر پشت اسب» است و این کاربرد با معنی معمول «بالا» ارتباط معنایی دارد، اما لزوماً همان معنی خاص «جنیبت» نیست. واژهٔ «بالا» پیشینهای کهن در فارسی دارد، ولی برای صورت دقیق آن با معنی جنیبت، شاهد قطعیِ فارسی باستان یا پهلوی و املای مستند پیشااسلامی در اختیار نداریم.
////////////////
بالا. (اِ) اسب جنیبت. (برهان قاطع) (اسدی). اسب کوتل. (هفت قلزم). پالا. پالاده. اسب یدک. (فرهنگ شعوری). اسب کوتل. (غیاثاللغات) (ولف):
ز شمشیر هندی به زرین نیام ز بالای نامی به زرین ستام.
فردوسی.
چو بشنید بهرام، بالای خواست همان جوشن خسروآرای خواست.
فردوسی.
چو او را پیاده بدان رزمگاه بدیدند گردان توران سپاه که پردخت ماند همی جای اوی ببردند پرمایه بالای اوی.
فردوسی.
بجنبید گودرز از جای خویش بیاورد پوینده بالای خویش.
فردوسی.
همه لشکر، کوس و بالا و پیل پذیره فرستاد بر چند میل.
اسدی.
همه لشکر و پیل و بالای خویش به شادی پذیره فرستاد پیش.
اسدی.
هزار اسب بالای پیشش درون به برگستوان و زره گونهگون.
اسدی.
سیاه و خنگ در پیشش دوبالا هم از شب، هم ز بام گیتیآرا.
(ویس و رامین).
