روهینا شمشیر جوهردار را گویند. سنائی گوید: به نزد چون تو بی جنسی چه دانایی چه نادانی به دست چون تو نامردی چه نرم آهن چه روهینا.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
روهینا — شرح مدخل لغت فرس اسدی و بررسی تاریخی و زبانشناختی
مدخل: روهینا؛ شمشیر جوهردار را گویند.
سنایی میگوید:
به نزد چون تو بیجنسی چه دانایی چه نادانی به دست چون تو نامردی چه نرمآهن چه روهینا
۱. معنی واژه و شرح بیت
روهینا در این مدخل نام نوعی شمشیر است که به سبب جوهردار بودن تیغه، از شمشیرهای معمولی متمایز میشده است. «جوهردار» در اینجا به تیغهای گفته میشود که در فولاد آن نقشها و رگههای موجمانند پدیدار است؛ این نقشها در فولادهای سنتی مرغوب، از جمله فولادهای موسوم به دمشقی، دیده میشدند.
در بیت سنایی، شاعر دو نوع آهن یا شمشیر را در برابر یکدیگر قرار میدهد:
نرمآهن: آهن نرم؛ در تقابل با فولاد سخت و شمشیر مرغوب.
روهینا: شمشیر جوهردار و ظاهراً مرغوب و گرانبها.
معنی بیت چنین است:
«در برابر کسی چون تو که از گوهر انسانی بیبهره است، دانایی و نادانی چه تفاوتی دارد؟ و در دست کسی چون تو که مردانگی ندارد، شمشیر نرمآهن باشد یا شمشیر جوهردار، چه تفاوتی میکند؟»
تعبیر «بیجنس» در اینجا به معنی بیاصلونسب یا فاقد گوهر و سرشت شایسته است؛ و «نامرد» نیز به معنی کسی است که شایستگی و دلیری لازم را ندارد. مقصود سنایی این است که ابزار گرانبها در دست شخص ناشایسته، امتیاز و برتری واقعی پدید نمیآورد.
نکتهٔ ادبی بیت، تقابل میان ارزش ذاتی ابزار و شایستگی دارندهٔ آن است: شمشیر هرقدر مرغوب باشد، اگر در دست کسی باشد که مردانگی ندارد، تفاوتی در نتیجه ایجاد نمیکند.
۲. آیا روهینا واژهای پیشااسلامی است؟
در اینجا باید میان سه موضوع فرق گذاشت: قدمت احتمالی واژه، قدمت فن ساخت فولاد جوهردار، و قدمت شواهد مکتوب خود واژه.
در لغتنامهٔ دهخدا، ذیل «روهینا»، چند شاهد شعری از دورهٔ اسلامی نقل شده است؛ از جمله شواهد مسعود سعد سلمان، سنایی، سیف اسفرنگ، عثمان مختاری و خاقانی. فرهنگها همچنین «روهینا» را با «روهنی» و «روهنا» مرتبط دانستهاند.
برای مقابله با این شواهد، میتوان به مدخل روهینا در لغتنامهٔ دهخدا و روهینا در فرهنگ معین رجوع کرد.
اما در منابعی که در این بررسی در دست داریم، شاهد مستندی از کاربرد خود واژهٔ «روهینا» در کتیبههای هخامنشی، متون اوستایی یا نوشتههای پهلوی به دست نمیآید. بنابراین نمیتوان صرفاً از روی معنای آن، واژه را ایرانی باستان یا پهلوی دانست.
این احتیاط به معنای رد ریشهٔ باستانی آن نیست؛ فقط میان احتمال ریشهشناختی و سند تاریخی تمایز میگذارد.
۳. واژههای ایرانی و انیرانی در بیت سنایی
روهینا
واژهای با کاربرد تاریخی در فارسی به معنی فولاد جوهردار و، بهطور خاص، شمشیر ساختهشده از چنین فولادی. ریشهٔ دورتر آن هنوز برای ما قطعی نیست. ارتباط آن با واژهای هندی یا زبان دیگری از شبهقاره، بدون یافتن صورتهای همریشه و شواهد تاریخی، صرفاً فرضیه خواهد بود.
آهن
واژهای ایرانی با پیشینهٔ کهن. در فارسی میانه صورت āhan برای آن شناخته شده است. این واژه را میتوان در بحث تاریخی زبانهای ایرانی بررسی کرد؛ ولی صورت فارسی میانه بهتنهایی ثابت نمیکند که صورت خاص «آهن» در این بیت دقیقاً از چه مرحلهای به فارسی رسیده است.
گوهر و جوهردار
«گوهر» واژهای ایرانی با پیشینهٔ کهن است. «جوهردار» نیز از خانوادهٔ واژگانی «جوهر» و پسوند فارسی «ـدار» ساخته شده است. در این بیت، جوهر به معنای نقش و رگههای نمایان در فولاد است، نه صرفاً سنگ قیمتی.
دانایی، نادانی، دست، نرم، بیجنس و نامرد
اینها در بافت بیت واژهها یا ترکیبات فارسیاند. «نامرد» و «بیجنس» در اینجا کاربرد اخلاقی و ارزشی دارند، نه معنای فنی آهنگری. برای تعیین صورت دقیق پیشااسلامی هر یک، باید جداگانه ریشهشناسی و شواهد زبانهای ایرانی کهن بررسی شود.
نتیجهٔ این بخش: واژههای ایرانیِ دارای پیشینهٔ شناختهشده را باید از واژههایی چون «روهینا» که ریشهٔ دورترشان هنوز روشن نیست، جدا کرد. همچنین، انیرانی بودن یک واژه را نمیتوان صرفاً از نام یک کالای وارداتی یا از شهرت آن در هند نتیجه گرفت.
۴. این واژهها را در روزگار هخامنشیان چگونه مینوشتند؟
در اینجا سه دستگاه نوشتاری را باید از هم جدا کنیم.
الف. خط میخی پارسی باستان
خط کتیبههای داریوش و خشایارشا، خطی ویژه با نشانههای هجایی و چند نشانهٔ واژهای بود. این خط برای فارسی باستان به کار میرفت، نه برای فارسی دری سنایی.
اگر «روهینا» در روزگار هخامنشیان وجود داشته باشد، برای بازسازی صورت آن باید نخست صورت کهن واژه و تلفظ تاریخی آن معلوم باشد. تبدیل مستقیم حروف «ر و ه ی ن ا» به چند نشانهٔ میخی، بدون این اطلاعات، بازسازی زبانشناختی محسوب نمیشود.
ب. خط پهلوی ساسانی
در دورهٔ ساسانی، زبان فارسی میانه به خط پهلوی نوشته میشد. این خط از نظر خواندن و بازسازی واژهها دشوار است؛ زیرا بسیاری از حروف شکلهای نزدیک به هم دارند و برخی واژهها نیز با هزوارش نوشته میشوند.
اگر واژهٔ «روهینا» در یک متن پهلوی وجود داشت، میبایست صورت مستند آن را در نسخه یا کتیبه بررسی کرد. فعلاً نمیتوان برای آن املای پهلویِ تاریخی و اثباتشده عرضه کرد.
ج. زبان و خط در روزگار کرتیر
کرتیر، موبد بانفوذ دورهٔ ساسانی، از شخصیتهایی است که کتیبههایش برای شناخت فارسی میانه و اصطلاحات دینی و سیاسی اهمیت دارد. با این حال، نمیتوان واژهای را فقط به این دلیل که در زمان ساسانیان احتمالاً شناخته بوده، به واژگان کتیبههای او افزود.
دربارهٔ «روهینا» هنوز چنین شاهدی نداریم.
۵. آیا میتوان «روهینا» را به خط پهلوی بازنویسی کرد؟
میتوان برای نمایش آموزشی، آوانویسی فرضی ساخت؛ اما باید آن را از املای تاریخی مستند جدا نگه داشت.
برای نمونه، در یک پژوهش زبانشناختی میتوان صورت فارسی دری را بهصورت آوانویسی rūhinā ثبت کرد. این آوانویسی لاتینی فقط تلفظ پیشنهادی واژه را نشان میدهد؛ نه املای پهلوی است و نه صورت پارسی باستان.
برای ارائهٔ صورت واقعی در خط پهلوی، لازم است یکی از این دو مورد به دست آید:
1. شاهدی از واژه در متن فارسی میانه یا کتیبهای ساسانی؛
2. صورت کهنِ قابل دفاعی که بر اساس قواعد آوایی زبانهای ایرانی بتوان آن را به فارسی میانه بازگرداند.
بدون یکی از این دو، نوشتن رشتهای از حروف پهلوی و معرفی آن بهعنوان املای «روهینا» گمراهکننده خواهد بود.
۶. اگر نوشیروان، بزرگمهر یا مؤید موبدان این بیت را مینوشتند، چه میشد؟
در این پرسش باید میان زبان گفتار و زبان نوشتار فرق بگذاریم.
نوشیروان و بزرگمهر: اگر مقصود ثبت مفهومی مانند آهن مرغوب یا شمشیر فولادی در زمان ساسانیان باشد، باید از واژگان مستند فارسی میانه استفاده کنیم؛ نه اینکه واژهٔ فارسی دریِ «روهینا» را بیدلیل به آن دوره منتقل کنیم.
مؤید موبدان و کرتیر: برای این اشخاص نیز همین قاعده برقرار است. کتیبهها و متون همدورهٔ آنان معیار بازسازیاند، نه شباهت ظاهری واژههای فارسی امروز به صورتهای احتمالی باستانی.
سنایی: شاعر سدهٔ پنجم و ششم هجری است. اگر نسخهای از بیت او را به خط پهلوی بنویسیم، در واقع متن فارسی دریِ سنایی را با خطی متعلق به دورهای بسیار قدیمتر بازنویسی کردهایم. چنین کاری میتواند تمرینی برای آوانگاری باشد، ولی متن اصیل تاریخی سنایی محسوب نمیشود.
۷. نتیجهٔ نهایی مدخل «روهینا»
1. معنی: فولاد جوهردار و شمشیر ساختهشده از آن؛ در بیت سنایی، نماد سلاح مرغوب و ارزشمند.
2. مفهوم بیت: ارزش ابزار بهتنهایی کافی نیست؛ شایستگی و سرشت دارندهٔ آن اهمیت دارد.
3. ریشهشناسی: فارسی بودن کاربرد واژه در متون تاریخی روشن است، اما خاستگاه دورتر و پیشینهٔ پیشااسلامی آن با شواهد فعلی اثبات نشده است.
4. نگارش باستانی: برای «روهینا» صورت مستند پارسی باستان یا پهلوی در اختیار نداریم؛ بنابراین نباید صورت ساختگی را به نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر نسبت داد.
5. پیشنهاد برای ادامهٔ پژوهش: مدخلهای «روهینا»، «روهنا» و «روهنی» باید در فرهنگهای تاریخی با یکدیگر مقابله شوند؛ بهویژه با توجه به شواهد مسعود سعد، سنایی و خاقانی و توضیحات فرهنگ جهانگیری، برهان و انجمنآرا. شاید بررسی تاریخ انتقال فن فولاد جوهردار از هند به ایران بتواند سرنخ ریشهشناختی فراهم کند، ولی این مسیر تا یافتن شاهد زبانی مستقل، همچنان فرضیه باقی میماند.
////////////
روهینا — شرح مدخل لغت فرس
مدخل: روهینا؛ شمشیر جوهردار را گویند.
شاهد سنایی غزنوی:
به نزد چون تو بیجنسی چه دانایی چه نادانی به دست چون تو نامردی چه نرمآهن چه روهینا
۱. معنی واژه و شرح بیت
روهینا در لغت فرس به معنی شمشیر جوهردار آمده است؛ یعنی شمشیری که در فولاد آن نقشها و رگههایی پدیدار است و به سبب کیفیت فولاد و نمای جوهریِ تیغه ارزشمند شمرده میشود.
در بیت سنایی، شاعر مخاطب خود را به سبب بیاصالتی یا فرومایگی نکوهش میکند. میگوید نزد کسی چون تو که قدر و تمیز ندارد، دانایی و نادانی تفاوتی نمیکند؛ و در دست کسی چون تو که مردانگی ندارد، چه آهن نرم و معمولی باشد و چه شمشیر جوهردار و گرانبها، تفاوتی نیست.
مقصود مصراع دوم این است که ارزش ابزار به دست کسی که شایستگی استفاده از آن را ندارد، به کار نمیآید. «نرمآهن» در برابر «روهینا» قرار گرفته است: یکی آهن معمولی یا کمکیفیت و دیگری شمشیری مرغوب و جوهردار.
۲. جوهردار بودن شمشیر یعنی چه؟
در اصطلاح شمشیرسازی سنتی، «جَوهر» به نقشها و رگههایی گفته میشد که در سطح فولاد تیغه دیده میشدند. این نقشها ممکن بود از ساختار لایهای فولاد، شیوهٔ آهنگری و جوشدادن لایهها یا ویژگیهای دیگر فلز پدید آیند. بنابراین «شمشیر جوهردار» الزاماً به معنای شمشیری نیست که روی آن سنگ قیمتی نشانده باشند؛ مراد، عمدتاً کیفیت و نقشِ خود فولاد است.
البته از واژهٔ «روهینا» بهتنهایی نمیتوان روش ساخت یا ترکیب فلزی دقیق این شمشیر را تعیین کرد. برای این کار باید شواهد مستقل تاریخی دربارهٔ اصطلاحات فلزکاری بررسی شود.
۳. ریشهشناسی و پیشینهٔ پیشااسلامی
صورت روهینا از نظر ظاهری ممکن است آدمی را به یاد نامها و واژههای هندی یا ایرانیِ کهن بیندازد؛ اما شباهت آوایی بهتنهایی برای تعیین ریشه کافی نیست.
در زبان سانسکریت، واژهٔ rohiṇa و صورتهای نزدیک به آن وجود دارند، ولی وجود چنین واژهای بهخودیخود ثابت نمیکند که «روهینا» در لغت فرس از سانسکریت گرفته شده یا در فارسی به معنی شمشیر جوهردار بوده است. برای اثبات این پیوند باید صورتهای تاریخیِ واژه، معنیهای ثبتشده و مسیر انتقال آن بررسی شوند.
در حال حاضر، بدون شاهد زبانشناختی مستقیم، نمیتوان با اطمینان گفت «روهینا» واژهای اصیل ایرانی، وامواژهای هندی یا بازماندهای از اصطلاحی پیشااسلامی است.
۴. نگارش به خط پهلوی یا دیگر خطوط باستانی
برای نوشتن «روهینا» به خط پهلوی یا میخی فارسی باستان، نخست باید تلفظ و ریشهٔ تاریخی آن روشن شود. در نبود شاهدی از کاربرد این واژه در متون پهلوی، اوستایی یا کتیبههای باستانی، ساختن املایی به آن خطوط صرفاً بازنویسی فرضیِ صورت فارسی نو خواهد بود.
ازاینرو، فعلاً نمیتوان صورت مستندی برای «روهینا» به خط پهلوی یا فارسی باستان عرضه کرد. این محدودیت به معنی ناممکن بودن وجود تاریخی واژه نیست؛ تنها نشان میدهد که مدرک کافی برای بازسازی املای آن نداریم.
نتیجهٔ نهایی مدخل
روهینا در لغت فرس به معنی شمشیر جوهردار است. سنایی با مقابلهٔ «نرمآهن» و «روهینا» میگوید که در دست شخص ناشایست، ابزار معمولی و شمشیر مرغوب تفاوتی ندارند؛ ارزش ابزار به شایستگیِ بهکاربرنده وابسته است.
معنی واژه در این شاهد روشن است، اما ریشهشناسی آن هنوز قطعی نیست. وجود واژههای همشکل یا نزدیک در زبانهای دیگر، از جمله سانسکریت، برای اثبات خاستگاه آن کافی نیست؛ و تا یافتن شاهد تاریخیِ مستقیم، نسبتدادن آن به زبان ایرانی باستان یا ارائهٔ صورت پهلویِ قطعی موجه نخواهد بود.
////////////////
روهینا. (اِ) به معنی روهنی است که آهن و فولاد جوهردار باشد و آنچه از آن سازند، روهنی گویند، نه روهنایی؛ و روهینیا بدو یا حطی هم به نظر رسیده است. (انجمن آرا) (از برهان) (آنندراج).
جنسی از پولاد قیمتی که بغایت پرآب بود. (شرفنامهٔ منیری) (غیاث اللغات) (از فرهنگ جهانگیری). آهن گوهردار. (فرهنگ سروری):
نعل اسبان شد آنچه ریماهن تیغ شاهان شد آنچه روهینا.
مسعودسعد.
ترا رسولان باشند تیرهای خدنگ جواب نامه بود تیغهای روهینا.
مسعودسعد.
دل دوزد نوک نیزهٔ خطی جان سوزد حد تیغ روهینا.
مسعودسعد.
به نزد چون تو بیجنسی چه دانایی چه نادانی به دست چون تو نامردی چه نرمآهن چه روهینا.
سنایی.
آب گردد ز خجلت از نطقش گوهر اندر مسام روهینا.
سیف اسفرنگ.
وآن هوا را که بود چون شب دیجور از گرد پر کواکب کند از گوهر آن روهینا.
عثمان مختاری.
وزپی تعظیم سکهاش را ز روهینای هند شاه چین را چینیان دیهیم و کرکر ساختند.
خاقانی.
بلارک روهینا را گوهر بسیار بزرگ باشد... و بلارک شاهی و روهینا در... سازند. (معرفة الجوهر). و رجوع به روهنا شود.
|| گوهر شمشیر. (از انجمن) (از آنندراج). گوهر آهن. (فرهنگ سروری).
