۱۴۰۵ مهر ۲۸, سه‌شنبه

بَبغا طوطك بود، منجك [كذا] گوید: ای ساخته بر دامن ادبار تنزل غماز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل.

 بَبغا   طوطك بود، منجك [كذا] گوید:   ای ساخته بر دامن ادبار تنزل     غماز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل.

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج  بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی.  نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان  این بیت را با  حروف پهلوی  به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟

شرح مدخل «بَبغا» در لغت فرس اسدی

مدخل: بَبغا. طوطک بود، منجک [كذا] گوید:

ای ساخته بر دامن ادبار تنزل غمّاز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل

۱. معنی واژه و شرح بیت

بَبغا در این مدخل به معنی «طوطی» است و صورت دیگری از واژهٔ «ببغاء» به شمار می‌رود. واژهٔ طوطک نیز صورت کوچک‌شده یا تصغیر «طوطی» است؛ بنابراین اسدی طوسی در این مدخل، بَبغا را با واژه‌ای هم‌معنی توضیح می‌دهد.

در بیت منسوب به منجک، شاعر شخصی را خطاب می‌کند که بر دامن ادبار و فرومایگی نشسته یا به آن گرفتار شده است. او را از دو جهت به پرندگان تشبیه می‌کند:

  • غمّاز چو ببغایی: مانند طوطی، رازنگهدار نیست و سخن دیگران را آشکار می‌کند؛ «غمّاز» در اینجا به معنی سخن‌چین و افشاکنندهٔ راز است.

  • پرگوی چو بلبل: مانند بلبل، بسیار سخن می‌گوید؛ در این سیاق، پرگویی بیشتر نکوهش است تا ستایش.

پس مضمون بیت چنین است: ای کسی که در فرومایگی و بدبختی فروافتاده‌ای، هم مانند طوطی افشاگر و سخن‌چینی و هم مانند بلبل پرگویی.

در مصراع نخست، ترکیب «بر دامن ادبار تنزل» اندکی دشوار است؛ برای تعیین دقیق‌تر ساختمان نحوی و ضبط اصلی آن، مقابله با نسخهٔ معتبر دیوان منجک سودمند خواهد بود.

۲. بررسی ریشه‌شناختی «بَبغا»

صورت‌های این واژه را باید از هم تفکیک کرد:

صورت

توضیح

بَبغا

صورت ثبت‌شده در لغت فرس

ببغاء

صورت عربی‌شده و رایج در فرهنگ‌نویسی

طوطی

نام رایج پرنده در فارسی

طوطک

صورت ثبت‌شده در شرح اسدی

«ببغاء» در عربی نیز به معنی طوطی است. بااین‌حال، تعیین ریشهٔ نهایی واژه و مسیر انتقال آن به فارسی نیازمند شواهد تاریخی و تطبیقی بیشتری است. صرف شباهت صورت‌ها برای انتساب قطعی آن به زبان ایرانی باستان یا زبانی انیرانی کافی نیست.

۳. واژگان ایرانی و انیرانیِ پیشااسلامی

در این بیت، می‌توان میان واژه‌های دارای سابقهٔ کهن و واژه‌هایی که ریشه‌شناسی آنها هنوز نیازمند بررسی است، تمایز گذاشت.

واژه

معنی در بیت

ارزیابی تاریخی

بَبغا

طوطی

ریشهٔ نهایی و مسیر ورود آن به فارسی نیازمند بررسی تطبیقی است.

بلبل

پرندهٔ خوش‌آواز

نامی کهن در فارسی؛ برای اثبات صورت دقیق آن در فارسی باستان باید شاهد مستقل داشت.

غمّاز

سخن‌چین، افشاگر

واژه‌ای عربی؛ صورت امروزی آن را نباید بی‌دلیل واژه‌ای پهلوی شمرد.

پرگوی

بسیارگو

ترکیبی فارسی از «پر» و «گوی»؛ اجزای آن را باید جداگانه بررسی کرد.

ادبار

بدبختی، روی‌گردانی بخت

واژه‌ای عربی.

تنزل

فرودآمدن، فروافتادن

واژه‌ای عربی.

ساخته

پرورده، آراسته یا ساخته‌شده

واژه‌ای فارسی با سابقهٔ ساخت‌واژی ایرانی.

دامن

کنارهٔ جامه؛ در ترکیب، کنایه از دامان و حوزهٔ گرفتاری

واژه‌ای فارسی با سابقهٔ کهن؛ صورت دقیق باستانی آن نیازمند بررسی زبان‌شناختی است.

نکتهٔ مهم آن است که کهن‌بودن یک مفهوم یا حضور یک واژه در شعر فارسی، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همان واژه در فارسی باستان نیز وجود داشته است.

۴. واژه‌ها در خط پهلوی و دیگر خطوط پیشااسلامی

در این بخش باید میان دو کار تفاوت بگذاریم:

  1. بازسازی تاریخیِ صورت واژه در فارسی باستان یا فارسی میانه؛

  2. نوشتن تقریبیِ واژه‌ای فارسی در خط پهلوی، صرفاً برای نمایش شکل نوشتاری.

این دو کار یکسان نیستند. خط پهلوی عمدتاً برای نوشتن زبان فارسی میانه به کار می‌رفت و برای بازنمایی دقیق همهٔ واژه‌های فارسی دریِ روزگار منجک طراحی نشده بود.

بَبغا و طوطک

برای این دو صورت، بدون یافتن شاهدی در متون فارسی میانه یا اسناد پیشااسلامی، نمی‌توان املای تاریخیِ پهلوی را با اطمینان تعیین کرد. هر صورت پهلوی پیشنهادی در این مرحله باید «بازنویسی فرضی» خوانده شود، نه املای مستند ساسانی.

بلبل

وجود نام پرنده در فارسی دری، به‌تنهایی مجوز نمی‌دهد که صورتی معین از آن را به فارسی باستان یا پهلوی نسبت دهیم. برای این کار باید صورت‌های ایرانی میانه و هم‌ریشه‌های احتمالی در زبان‌های ایرانی دیگر بررسی شوند.

غماز، ادبار و تنزل

این واژه‌ها در شکل حاضر عربی‌اند. اگر کسی بخواهد آنها را با حروف پهلوی بنویسد، حاصل صرفاً آوانویسی یا بازنویسی یک واژهٔ عربی در خطی دیگر خواهد بود؛ چنین کاری گواه وجود آنها در زبان یا خط ساسانی نیست.

۵. نوشیروان، بزرگمهر، مؤید موبدان و کرتیر چگونه می‌نوشتند؟

اگر مقصود، شیوهٔ نوشتن در روزگار ساسانی باشد، باید میان شخصیت‌های مورد اشاره و دورهٔ تاریخی آنها فرق گذاشت:

  • نوشیروان و بزرگمهر: در چارچوب فرهنگی و اداری فارسی میانه، نوشتن واژه‌های ایرانی با خط پهلوی متناسب با زبان آن روزگار بود. اما نمی‌توان فرض کرد که آنان الزاماً واژهٔ دریِ «ببغا» را با همان تلفظ و همان معنی می‌شناختند.

  • مؤید موبدان: اگر منظور شخصیتی با این عنوان در روایات ادبی است، برای نسبت‌دادن املای معینی به او باید نخست هویت تاریخی و دورهٔ مورد نظر روشن شود.

  • کرتیر: کتیبه‌های او از مهم‌ترین شواهد زبان و خط فارسی میانهٔ دورهٔ ساسانی‌اند. بااین‌حال، کتیبه‌های کرتیر شاهدی برای املای واژهٔ «ببغا» به دست نمی‌دهند؛ مگر آنکه نمونه‌ای مستند از آن در کتیبه یا متنی هم‌دوره پیدا شود.

  • منجک: چون شاعرِ مورد استناد لغت فرس به دورهٔ پس از اسلام تعلق دارد، زبان و خط زمان او را نباید با زبان و خط کتیبه‌های ساسانی یکسان گرفت. در صورت فرضیِ بازنویسی شعر او به خط پهلوی، با انتقال متن از یک دورهٔ زبانی به دوره‌ای دیگر روبه‌رو هستیم، نه با بازسازی املای تاریخیِ خود شاعر.

نتیجهٔ نهایی مدخل

1. بَبغا در لغت فرس اسدی به معنی طوطی است و «طوطک» در توضیح آن آمده است.

2. در بیت منجک، طوطی نماد سخن‌چینی و افشای راز و بلبل نماد پرگویی است؛ هر دو تشبیه در بافت بیت جنبهٔ نکوهشی دارند.

3. «غمّاز»، «ادبار» و «تنزل» واژه‌های عربی‌اند؛ «پرگوی»، «ساخته» و «دامن» ساخت‌ها یا واژه‌های فارسی‌اند. ریشهٔ نهایی «ببغا» و سابقهٔ تاریخی دقیق نام «بلبل» به بررسی تطبیقی بیشتری نیاز دارد.

4. برای بَبغا، طوطک و بلبل، املای پهلویِ تاریخی و مستند در دست نداریم که بتوان با اطمینان به نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر نسبت داد. نوشتن این واژه‌ها با حروف پهلوی، بدون شاهد متنی، تنها بازنویسی فرضی خواهد بود.

در نتیجه، در این مدخل بهتر است معنی واژه و کارکرد ادبی آن را قطعی‌تر بدانیم، اما دربارهٔ ریشهٔ دورتر «ببغا» و صورت پهلوی آن از ارائهٔ بازسازیِ بی‌پشتوانه خودداری کنیم.

////////////////

بَبغا — شرح مدخل لغت فرس اسدی

مدخل: بَبغا؛ طوطی بود. منجک [كذا] گوید:

ای ساخته بر دامن ادبار تنزل غماز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل.

۱. معنی واژه

«ببغا» در این مدخل به معنی طوطی است؛ صورتی که با واژهٔ فارسی امروزِ «ببغاء» و «ببغا» در فرهنگ‌های تاریخی ارتباط دارد. در ضبط‌های گوناگون، صورت‌هایی چون «ببغا»، «ببغاء» و «ببغی» نیز دیده می‌شوند؛ برای تعیین صورت اصیل این مدخل باید شواهد نسخه‌ای را در نظر گرفت.

طوطی در ادبیات فارسی معمولاً نماد سخن‌گویی، پرگویی و تقلید صداست. همین ویژگی در بیت منجک به کار رفته است.

۲. شرح بیت منجک

ای ساخته بر دامن ادبار تنزل غماز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل.

  • ساخته بر دامن ادبار تنزل: خطاب به کسی است که در فرومایگی و بداقبالی فروافتاده یا جایگاه پستی یافته است. ترکیب از نظر نحوی و ضبط نیازمند توجه به نسخه است.

  • غماز چو ببغایی: «غماز» در اینجا به معنی سخن‌چین و کسی است که راز دیگران را آشکار می‌کند. شاعر او را به طوطی تشبیه می‌کند که گفته‌ها را بازمی‌گوید.

  • پرگوی چو بلبل: یعنی مانند بلبل بسیار سخن می‌گوید یا آواز می‌خواند.

در مجموع، شاعر مخاطب را به سبب سخن‌چینی و پرگویی نکوهش می‌کند: همچون طوطی رازها را بازمی‌گوید و همچون بلبل پیوسته در سخن است.

نکتهٔ نسخه‌شناختی: عبارت «ساخته بر دامن ادبار تنزل» از نظر ساختمان و معنی اندکی دشوار است. بهتر است تا هنگام مقابله با نسخه یا چاپ معتبر، آن را بی‌تغییر نگه داریم و در تفسیر آن احتیاط کنیم.

۳. ریشه و خاستگاه واژه

«ببغا» از واژه‌هایی است که احتمال ارتباط آن با واژگانِ نام‌گذاری پرندگان در زبان‌های غیرایرانی مطرح است. نام طوطی در بسیاری از زبان‌ها از راه بازرگانی و تماس فرهنگی جابه‌جا شده است؛ ازاین‌رو، صرف ثبت واژه در فارسی کهن برای اثبات ریشهٔ ایرانی آن کافی نیست.

در بررسی ریشه‌شناختی باید صورت‌های تاریخی واژه را در فارسی، عربی و زبان‌های همسایه مقایسه کرد. شباهت «ببغا» با صورت‌های عربیِ «ببغاء» به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که واژه نخست در کدام زبان پدید آمده یا از چه مسیری به فارسی رسیده است.

بنابراین، در وضعیت فعلی بهتر است خاستگاه آن را نامطمئن و نیازمند بررسی تطبیقی بدانیم، نه اینکه بی‌دلیل آن را واژه‌ای اصیل ایرانی یا قطعاً وام‌گرفته از زبانی خاص معرفی کنیم.

۴. آیا واژه پیشااسلامی است؟

ثبت «ببغا» در لغت فرس و کاربرد آن در شعر فارسی کهن، وجود آن را در فارسیِ دورهٔ اسلامی نشان می‌دهد. اما برای اثبات کاربرد همین صورت در دورهٔ پیشااسلامی باید شاهد مستقلی از متون ایرانی باستان یا میانه پیدا شود.

در حال حاضر، صورت مستندی از این واژه با معنی «طوطی» در کتیبه‌های فارسی باستان یا متون پهلوی در اختیار نداریم. بنابراین:

  • فارسی باستان: صورت مستند و قابل اتکایی برای این مدخل در دست نیست.

  • اوستایی: صورت مستندی با این معنی نمی‌توان معرفی کرد.

  • فارسی میانه یا پهلوی: بدون شاهد متنی یا فرهنگ تاریخی معتبر، پیشنهاد املای پهلوی صرفاً حدس خواهد بود.

اگر صورت هم‌ریشه‌ای در زبان‌های ایرانی میانه یا زبان‌های همسایه یافت شود، می‌توان مسیر تاریخی واژه را دقیق‌تر بررسی کرد.

نتیجهٔ نهایی مدخل

ببغا در لغت فرس اسدی به معنی طوطی است. منجک با بهره‌گیری از ویژگی شناخته‌شدهٔ طوطی در بازگویی سخنان، مخاطب را «غماز چو ببغایی» می‌خواند و او را به سخن‌چینی نکوهش می‌کند. از نظر تاریخی، ریشهٔ دقیق واژه و مسیر ورود آن به فارسی هنوز نیازمند بررسی تطبیقی است؛ برای صورت پیشااسلامی آن نیز شاهد مستندی در فارسی باستان، اوستایی یا پهلوی در اختیار نداریم.

/////////////////

ببغاء. [بَ / بَبْ‌بَ] (ع. اِ) بپغا. طوطی. (مهذب الاسماء). طوطک. (فرهنگ اسدی). طوطی سبزپر. (منتهی‌الارب). حرف ثانی را بای فارسی نیز نوشته‌اند. (غیاث‌اللغات). باء دوم را مشدد نیز نوشته‌اند [بَبْ‌بَ] و اصل این کلمه هندی است و فرانسویان از عربی گرفته، پاپگ گفته‌اند. (یادداشت مؤلف).

مرغکی است سبزرنگ به اندازهٔ کبوتر (حمام) که آنچه بشنود، بازگو کند. اصلاً هندی است. منقار آن سرخ‌رنگ است، ولی نوع نوبی آن منقار سیاه دارد. گویند نوعی سپیدرنگ نیز از آن دیده شده است و گویا یکی از نوع سپید آن به معزالدوله ابن بویه هدیه داده بودند که نوک و پای آن سیاه‌رنگ بود و بر سر زائده‌ای پسته‌ای‌رنگ داشت. مرغی تیزفهم است و اصوات را بازگو می‌کند و تلقین‌پذیر است. شاهان و امرا آن را نگاهداری می‌کردند. طعمه را به کمک پای می‌خورد، آن‌سان که انسان با دست خورد. نوع هندی آن برای تعلیم مناسب‌تر از نوع نوبی آن است. (از صبح الاعشی، ج. ۲، ص. ۷۸). و رجوع به طوطی شود:

ای ساخته بر دامن ادبار تنزل غماز چو ببغایی و پرگوی چو بلبل.

منجیک.