قُسطا پسر لوقا و ایشان دو حکیم اند از یونان [دقیقی گفت: و آن حرفها خطای کتاب او گویی حروف دفتر قسطا شد] مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «قُسطا» در لغت فرس اسدی
مدخل: قُسطا پسر لوقا و ایشان دو حکیماند از یونان.
شاهد دقیقی:
و آن حرفها خطای کتاب او گویی حروف دفتر قسطا شد
۱. معنی مدخل و شرح بیت
قُسطا در این مدخل، نام قُسطا بن لوقا، دانشمند و مترجم یونانیتبار سدهٔ نهم میلادی است. نام او در منابع عربی به صورت «قُسطا بن لوقا» و در منابع لاتینی به صورت Costa ben Luca نیز ضبط شده است. او در قلمرو علمی جهان اسلام، بهویژه در پزشکی، فلسفه، ریاضیات و ترجمهٔ آثار یونانی، شهرت داشت.
لوقا نیز در عبارت لغت فرس، پدر قسطا است؛ بنابراین، مراد از دو حکیم یونانی، قسطا و پدر اوست، نه دو شخصی که نام هر دو قسطا باشد.
در بیت دقیقی، شاعر از خطاهای موجود در کتابی سخن میگوید و میگوید که گویی حروف آن کتاب به حروف دفتر قسطا تبدیل شده است. این تعبیر ظاهراً کنایهای از آشفتگی، نادرستی یا دشواری فهم نوشته است؛ گویی نوشته چنان پر از خطاست که نمیتوان آن را بهآسانی خواند یا درست فهمید.
بااینحال، برای تعیین دقیق مقصود دقیقی باید دانست که «کتاب او» به کدام کتاب یا شخص اشاره میکند و آیا در نسخههای دیگر بیت اختلاف ضبط وجود دارد یا نه. از خود این بیت بهتنهایی نمیتوان نتیجه گرفت که قسطا واقعاً کتابی با حروف ناخوانا یا سرشار از خطا داشته است.
۲. قسطا بن لوقا از نظر تاریخ علم
قُسطا بن لوقا البعلبکی
عالم و مترجم مسیحی، حدود ۸۲۰ تا ۹۱۲ میلادی
قسطا در بعلبک زاده شد و به زبان و دانش یونانی آشنایی داشت. آثار فلسفی و پزشکی یونانی را به عربی ترجمه کرد و خود نیز در علوم طبیعی و ریاضی نوشتههایی داشت. نام او در تاریخ انتقال دانش یونانی به جهان اسلام اهمیت دارد.
اما دربارهٔ عبارت لغت فرس، باید یک نکته را از تاریخ عمومی علم جدا کنیم: اینکه لغت فرس او را پسر لوقا میخواند، روشن است؛ ولی اینکه بیت دقیقی به کدام اثر یا خطای علمی او اشاره دارد، بدون یافتن شاهدهای دیگر قطعی نیست.
۳. بررسی واژههای بیت از نظر پیشینهٔ زبانی
در این بیت، باید میان واژههای ایرانیِ کهن، واژههای عربیِ واردشده به فارسی پس از اسلام، و نام خاص یونانیتبار فرق گذاشت.
واژه | خاستگاه و توضیح |
|---|---|
و | حرف پیوند ایرانی، با پیشینه در زبانهای ایرانی کهن. |
آن | ضمیر اشارهٔ فارسی با پیشینهٔ ایرانی. |
حرف / حروف | عربی؛ از واژگان رایج در فارسی دورهٔ اسلامی. |
خطا | عربی؛ به معنی اشتباه و نادرستی. |
کتاب | عربی؛ به معنی نوشته یا اثر مکتوب. |
او | ضمیر فارسی، با پیشینهٔ ایرانی. |
گویی | ساخت فارسی از «گفتن»، با ریشهٔ ایرانی. |
دفتر | واژهای با پیشینهٔ ایرانی؛ در فارسی میانه نیز صورتهای همریشه یا نزدیک به آن مطرحاند. بااینحال، صورت و تاریخ دقیق تحول واژه باید جداگانه بررسی شود. |
شد | از فعل ایرانی «شدن»؛ دارای پیشینهٔ ایرانی کهن. |
قسطا | نام خاصی که از مسیر زبانهای یونانی و سریانی به عربی و سپس فارسی رسیده است. |
لوقا | نام خاص مسیحی، متناظر با یونانی Loukas و صورتهای سریانی و عربی آن. |
نکتهٔ مهم: «حرف»، «حروف»، «خطا» و «کتاب» واژههایی هستند که در فارسی پس از اسلام رواج یافتهاند. بنابراین، نباید آنها را بیواسطه واژگان فارسی باستان شمرد. در مقابل، «آن»، «و»، «او» و «شد» از نظر تبار زبانی ایرانیاند؛ اما صورت امروزی آنها لزوماً همان صورت فارسی باستان نیست.
۴. این واژهها را به خط پهلوی چگونه میتوان نوشت؟
در این بخش باید میان دو کار تفاوت بگذاریم:
1. بازسازی تاریخی: یافتن صورت مستند یک واژه در فارسی باستان یا فارسی میانه و سپس ارائهٔ املای آن در خط مربوط.
2. بازنویسی فرضی: تبدیل تلفظ یک واژهٔ فارسی نو به نشانههای خط پهلوی، بدون اینکه شاهد تاریخی مستقیمی برای آن صورت وجود داشته باشد.
برای این مدخل، روش نخست فقط در مورد واژههایی امکانپذیر است که سابقهٔ تاریخی و صورت کهن آنها مستند باشد. دربارهٔ واژههای عربیِ «حرف»، «خطا» و «کتاب»، نمیتوان املای پهلویِ پیشااسلامی ارائه کرد، زیرا این کاربردهای فارسی به دورهٔ اسلامی تعلق دارند.
پیشنهاد برای واژههای ایرانی
واژه در بیت | رویکرد مناسب برای بررسی تاریخی |
|---|---|
آن | بررسی صورتهای ضمیر اشاره در فارسی میانه و مقایسه با فارسی باستان |
و | بررسی صورتهای کهن حرف پیوند در زبانهای ایرانی |
او | بررسی ضمایر شخصی در فارسی میانه و فارسی باستان |
شد | بررسی ریشه و صورتهای کهن فعل «شدن»؛ نه انتقال مکانیکی املای امروزی به پهلوی |
دفتر | بررسی جداگانهٔ ریشهشناسی و شواهد فارسی میانه؛ سپس تعیین اینکه آیا املای پهلویِ مستند برای صورت موردنظر وجود دارد یا خیر |
قسطا | بررسی صورت نام در منابع یونانی، سریانی و عربی؛ نه ساختن یک املای پهلوی و معرفی آن بهعنوان صورت تاریخی |
در مورد «دفتر» نیز باید محتاط بود: ایرانیبودن یا داشتن پیشینهٔ کهن برای یک واژه، بهخودیخود ثابت نمیکند که صورت دقیق آن در فارسی باستان یا در نوشتههای عصر ساسانی وجود داشته است.
۵. اگر نوشیروان، بزرگمهر، مؤبدان یا کرتیر این بیت را مینوشتند، چه میشد؟
اینجا یک تفاوت تاریخی اساسی وجود دارد.
نوشیروان و بزرگمهر به دورهٔ ساسانی تعلق دارند؛ در آن زمان زبان اداری و ادبی ایرانیِ مورد بحث، فارسی میانه بود.
کرتیر نیز از شخصیتهای دینی مهم دورهٔ ساسانی است و کتیبههای او به زبان فارسی میانه و با خطهای کتیبهای آن دوره نوشته شدهاند.
دقیقی شاعر دورهٔ اسلامی است و بیت او به فارسی نو تعلق دارد؛ واژگان عربیِ آن نیز با فضای زبانی پس از اسلام سازگارند.
بنابراین، اگر منظور این باشد که خودِ دقیقی بیتش را به خط پهلوی مینوشت، این کار را میتوان بهعنوان یک تمرین بازسازی خطی تصور کرد؛ اما اگر منظور آن باشد که نوشیروان، بزرگمهر یا کرتیر همین بیت را به همان صورت مینوشتند، پاسخ تاریخی منفی است: آنان پیش از سرودهشدن این بیت میزیستند و واژگان و ساخت زبانی آن متعلق به دورهٔ آنان نیست.
همچنین خط پهلوی یک شیوهٔ نوشتاری واحد و بیتغییر نبود؛ خط کتیبهای پهلوی، خط کتابی پهلوی و صورتهای دیگر آن تفاوت داشتند. ازاینرو، حتی در بازسازی فرضی نیز باید روشن کرد کدام نوع خط منظور است.
۶. نتیجهٔ نهایی مدخل قسطا
معنی مدخل: قسطا، پسر لوقا، دانشمند و حکیم یونانیتبار است که در انتقال دانش یونانی به جهان اسلام نقش داشت.
معنی بیت دقیقی: شاعر برای بیان نادرستی یا آشفتگی نوشتهای میگوید که گویی حروف آن به حروف دفتر قسطا بدل شده است؛ ولی مصداق دقیق این کنایه بدون شاهدهای بیشتر روشن نیست.
نتیجهٔ زبانشناختی: در بیت، واژههای ایرانیِ کهنی مانند «و»، «آن»، «او» و «شد» در کنار واژههای عربیِ دورهٔ اسلامی مانند «حرف»، «حروف»، «خطا» و «کتاب» آمدهاند. «قسطا» و «لوقا» نیز نامهای خاص با پیشینهٔ یونانی و انتقال از مسیر زبانهای دیگرند.
نتیجهٔ مربوط به خط پهلوی: نمیتوان همهٔ واژههای بیت را بهصورت تاریخی و مستند به خط پهلوی برگرداند. برای واژههای ایرانی باید نخست صورت کهن آنها را با شواهد زبانشناختی تعیین کرد؛ برای واژههای عربی و نامهای خاص نیز باید از ساختن املای فرضی و معرفی آن بهعنوان املای واقعی روزگار ساسانی پرهیز کرد.
////
قُسطا — شرح مدخل لغت فرس
مدخل: قُسطا؛ پسر لوقا، و ایشان دو حکیماند از یونان.
شاهد دقیقی:
و آن حرفها خطای کتاب او گویی حروف دفتر قسطا شد
۱. معنی واژه و شرح بیت
قُسطا در این مدخل نام حکیمی یونانی است که در سنت علمی و پزشکیِ جهان اسلام با نام قُسطا بن لوقا شناخته میشود. او را در منابع عربی معمولاً قُسطا بن لوقا البعلبکی میخوانند و از دانشمندان مسیحیِ سدهٔ نهم میلادی، در روزگار عباسیان، به شمار میآورند.
در بیت دقیقی، شاعر میگوید نوشتهها یا سخنان شخص مورد بحث چنان خطا دارد که گویی حروف دفتر قسطا شده است. به نظر میرسد نام این حکیم در اینجا برای اشاره به کتابی علمی یا متنی دشوار و آمیخته به اصطلاحات علمی آمده باشد؛ اما اینکه دقیقی دقیقاً به کدام کتاب قسطا اشاره میکند، از همین بیت بهتنهایی معلوم نمیشود.
باید توجه داشت که بیت بهصراحت نمیگوید نوشتههای قسطا خطا بوده است؛ تشبیه ممکن است ناظر به دشواری خواندن، نامأنوسبودن حروف یا نوعی طعنهٔ ادبی باشد. برای تعیین مقصود دقیق، سیاق شعر و ضبط نسخهها اهمیت دارد.
۲. قسطا بن لوقا چه کسی بود؟
قُسطا بن لوقا
حدود سدهٔ نهم میلادی
دانشمند مسیحیِ یونانیزبان یا وابسته به سنت علمی یونانیـسریانی که در محیط علمیِ عباسیان فعالیت داشت. آثار و ترجمههای منسوب به او در پزشکی، فلسفه و علوم طبیعی در انتقال دانش یونانی به زبان عربی نقش داشتند.
در اینجا یک نکتهٔ تاریخی مهم است: قسطا را میتوان از نمایندگان سنت علمی یونانی دانست، اما تعبیر «از یونان» در لغت فرس لزوماً به این معنا نیست که او در سرزمین یونانِ جغرافیایی زاده شده بود. منابع زندگینامهای او را معمولاً با بعلبک در شام مرتبط میدانند.
لوقا در نام او نام پدر است؛ «قسطا بن لوقا» یعنی قسطا، پسر لوقا. عبارت لغت فرس که «ایشان دو حکیماند از یونان» میگوید، احتمالاً نام قسطا و لوقا را در شمار حکیمان آورده است؛ ولی نباید بدون شاهد مستقل نتیجه گرفت که هر دو به یک اندازه شهرت تاریخی یا آثار شناختهشده داشتهاند.
۳. پیشینهٔ نام قسطا
نام عربیِ قُسطا معمولاً بازتاب نامی یونانی در سنت انتقال نامها به زبانهای سریانی و عربی دانسته میشود. بااینحال، برای تعیین صورت یونانیِ دقیق آن باید به ضبطهای تاریخیِ نام در منابع یونانی، سریانی و عربی مراجعه کرد؛ شباهت ظاهری به یک نام یونانی بهتنهایی برای اثبات صورت اصلی کافی نیست.
همچنین باید میان دو موضوع فرق گذاشت:
نام شخص: قسطا، نامی که در منابع علمی عربی ثبت شده است.
صورت اصلی پیشااسلامی: صورت یونانی یا سریانیِ نام، که باید با شاهد تاریخی تعیین شود.
ازآنجاکه قسطا بن لوقا در سدهٔ نهم میلادی میزیست، نام او در سنت علمیِ اسلامی عمدتاً از راه زبانهای یونانی، سریانی و عربی به ما رسیده است؛ بنابراین نمیتوان آن را صرفاً به سبب حضور در لغت فرس، واژهای ایرانی یا بازماندهای از فارسی باستان شمرد.
۴. آیا میتوان نام قسطا را به خط پهلوی یا فارسی باستان نوشت؟
برای این نام، سه حالت باید از هم جدا شود:
نوع نگارش | ارزیابی |
|---|---|
صورت عربیِ تاریخی | قسطا بن لوقا؛ صورت شناختهشده در سنت علمی عربی |
صورت یونانی یا سریانی | نیازمند بررسی ضبط مستند نام در منابع همان زبانها |
بازنویسی فرضی با خط پهلوی یا میخی فارسی باستان | ممکن است از نظر فنی آوانویسی شود، اما شاهدی نیست که این نام واقعاً در آن خطوط نوشته شده باشد |
از آنجا که قسطا بن لوقا شخصیتی متعلق به دوران اسلامی است، نوشتن نام او با خط پهلوی تنها در صورتی از نظر تاریخی موجه خواهد بود که نمونهای از کاربرد آن در متنی پهلوی یا دلیلی مشخص بر چنین نگارشی پیدا شود. در غیر این صورت، باید آن را بازنویسی فرضیِ یک نام خارجی دانست، نه املای تاریخی.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
قُسطا در لغت فرس نام قسطا بن لوقا، دانشمند و پزشک وابسته به سنت علمی یونانیـسریانی در سدهٔ نهم میلادی است. دقیقی در بیت خود از «دفتر قسطا» یاد میکند و آن را در تشبیهی مربوط به خطاهای نوشته یا دشواری فهم آن به کار میبرد؛ اما بدون سیاق کامل شعر نمیتوان مقصود طعنهآمیز بیت را قطعی دانست.
این نام از مسیر سنت علمی یونانی، سریانی و عربی شناخته شده است و شاهدی برای ایرانیبودن ریشهٔ آن یا ثبت تاریخیاش به خط پهلوی و فارسی باستان در دست نیست. برای تکمیل بحث، مهمترین پرسش پژوهشی این است که آیا در منابع قدیم، نام قسطا یا عنوان کتابی از او بهصراحت در ارتباط با بیت دقیقی آمده است یا نه.
////////
قسطا. [قُ] ۞ (اِخ) ابن لوقا بعلبکی. فیلسوف و ریاضیدان رومیالاصل است. وی در زبان یونانی با فصاحت سخن میگفت و عربی را نیکو میدانست و بسیاری از کتابهای قدیمی را ترجمه کرد و به تألیفات چندی پرداخت، از جمله:
۱- الفلاحة الیونانیة، چاپشده. ۲- ثلاث مقالات فی رفع الاجسام الثقیلة، چاپشده. ۳- المرایا المحرقة. ۴- الاوزان و المکاییل. ۵- الفصل بین الروح و النفس، خطی. ۶- الفردوس، فی التاریخ. ۷- العمل بالکرة الفلکیة، خطی، یا این همان کتاب «الاکر» خطی است که آن را از تاوذیوس ترجمه کرده و ثابت بن قره آن را اصلاح و تحریر نموده است. ۸- المطالع، خطی، و آن را از انسقلاوس نقل کرده است و کندی آن را اصلاح و تحریر کرده است. ۹- رسالهٔ ذات الکرسی الافاقی، خطی، دربارهٔ فلک. ۱۰- رسالة فی اختلاف الناس فی سیرهم و اخلاقهم، خطی. ۱۱- رسالة فی تدبیر الابدان فی السفر، خطی. ۱۲- البلغم و علله، خطی. ۱۳- رسالة فی علل الشعر، خطی. ۱۴- العمل بالاسطرلاب، خطی. ۱۵- هیاءة الافلاک، خطی.
وی در زمان مقتدربالله عباسی بود و در ارمینیه به سال ۳۰۰ ه.ق. وفات یافت. (طبقات الاطباء، ج ۱، ص ۲۴۴) (اخبار الحکماء، ص ۱۷۳) (جولة فی دور الکتب الامیرکیه، ص ۹۳ و ۹۴) (هدیة العارفین، ج ۱، ص ۸۳۵) (خزائن الاوقاف، ص ۳۳۱) (مختصرالدول، ص ۲۵۹) (اعلام زرکلی، چ ۲، ص ۴۰ و ۴۱).
قسطا نام پسر لوقا است و ایشان دو حکیم بودند در یونان و او کتابی در دین آتشپرستی به نام پدر خود تصنیف کرده بود، و بعضی گویند قسطا نام کتابی است که لوقا تصنیف کرده بود. (برهان).
وی در زمان مأمون عباسی میزیست و زبان عربی و یونانی نیک میدانست. از جمله کتبی که او واسطهٔ ترجمهٔ آن از یونانی بوده، مجسطی و دیگری اقلیدوس الحکمه است. (فرهنگ شعوری).
کتاب اُکر که در زمان احمد بن معتصم بالله عباسی تا شکل خامس از مقالهٔ سوم آن را ترجمه کرده و کتاب مساکن ثاودسیوس در طهران به سال ۱۳۰۴ ه.ق. چاپ سنگی شده است.
کتابهای زیر را قاموس الاعلام ترکی از جمله تألیفات وی نام برده است:
۱- کتاب فی اوجاع النقرس. ۲- کتاب فی الروائح و عللِها. ۳- کتاب جامع فی الدخول الی علم الطب. ۴- کتاب فی النبیذ و شربه فی الولایم. ۵- کتاب فی الاسطقسات. ۶- کتاب فی السحر. ۷- کتاب فی العطش. ۸- کتاب فی القوة و الضعف. ۹- کتاب فی الاغذیه علی طریق القوانین الکلیه. ۱۰- کتاب فی النبض و معرفة الحُمَّیات و ضروب البحرانات. ۱۱- کتاب فی علة الموت فجاءة. ۱۲- کتاب فی معرفة الخدر و انواعه و علله و اسبابه و علاجه. ۱۳- کتاب فی ایام البحران فی الامراض الحادّة. ۱۴- کتاب فی الاخلاط الاربعة و ما تشترک فیه. ۱۵- کتاب فی الکبد و خلقتها و ما یعرض فیها من الامراض. ۱۶- رسالة فی المروحة و اسباب الریح. ۱۷- کتاب فی مراتب کتب الطیبة. ۱۸- کتاب فی تدبیر الابدان فی سفر الحج. ۱۹- کتاب فی دفع ضرر السموم. ۲۰- کتاب فی المدخل الی علم الهندسه. ۲۱- کتاب آداب الفلاسفه. ۲۲- کتاب فی الفرق بین الحیوان الناطق و غیرالناطق. ۲۳- کتاب فی تولد الشعر. ۲۴- کتاب فی الفرق بین النفس و الروح. ۲۵- کتاب فی الحیوان الناطق. ۲۶- کتاب فی الجزء الذی لایتجزی. ۲۷- کتاب فی حرکة الشریان. ۲۸- کتاب فی النوم و الرؤیا. ۲۹- کتاب فی العضو الرئیسی من البدن. ۳۰- کتاب فی البلغم. ۳۱- کتاب فی الدم. ۳۲- کتاب فی المرة الصفراء. ۳۳- کتاب فی المرة السوداء. ۳۴- کتاب فی شکل الکرة و الاسطوانة. ۳۵- کتاب فی الهیاءة و ترکیب الافلاک. ۳۶- کتاب فی حساب التلاقی علی جهة الجبر و المقابلة. ۳۷- کتاب فی العمل بالکرة الکلیرة النجومیة. ۳۸- کتاب السیاسة. ۳۹- کتاب المدخل الی المنطق. ۴۰- شرح مذهب الیونانیین. ۴۱- کتاب فی شکوک کتاب اقلیدس. ۴۲- المدخل الی علم النجوم.
(قاموس الاعلام ترکی).
و رجوع به عیون الانباء و فهرست ابن ندیم و تاریخ الحکماء القفطی شود:
آن حرفهای خط کتاب او گویی حروف دفتر قسطا شد.
دقیقی.
هر کسی چیزی همی گوید ز تیرهرای خویش تا گمان آید که او قسطای بِن لوقاستی.
ناصرخسرو.
به قسطاسی بسنجم راز موبد که جوسنگش بود قسطای لوقا.
خاقانی.
