آشنا و آشناه و شِناه شناو باشد که در آب زنند و بعربی سباحت گویند [بوشکور گفت: کسی کاندر آبست و آب آشناست از آب ار چو ز آتش نترسد سزاست.
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح مدخل «آشنا، آشناه، شِناه و شناو» در لغت فرس اسدی
این مدخل از نظر تاریخ زبان فارسی اهمیت دارد؛ زیرا با واژهای سروکار داریم که هم در فارسی کهن به شناکردن مربوط است و هم برای بررسی پیوستگی واژگان ایرانی از دورهٔ پیش از اسلام تا فارسی دری سودمند است. بااینحال، باید میان ریشهٔ تاریخی واژه، صورت ثبتشده در لغت فرس و شیوهٔ فرضی نگارش آن در خط پهلوی تمایز بگذاریم.
۱. ضبط مدخل و معنی بیت
متن لغت فرس:
آشنا و آشناه و شِناه. شناو باشد که در آب زنند و به عربی سباحت گویند.
بوشکور گفت:
کسی کاندر آبست و آب آشناست از آب ار چو ز آتش نترسد سزاست.
معنی واژهها:
آشنا، آشناه، شِناه و شناو: صورتهای واژگانی که مؤلف لغت فرس برای مفهوم شناکردن یا شناوری در آب آورده است. ضبطهای متفاوت را باید بر اساس نسخهها و تحول آوایی بررسی کرد؛ نمیتوان بیدرنگ همهٔ آنها را صورتهای کاملاً همارز و همزمان دانست.
شناو: در توضیح اسدی، شناکردن و حرکت در آب است؛ معادل عربیِ «سباحت» که مصدرِ شناکردن و شناوری است.
آب آشنا: کسی که با آب و شناکردن آشناست؛ در اینجا، شناگری که آب را میشناسد و در آن مهارت دارد.
ترجمهٔ روان بیت:
«کسی که در آب است و شناگری میداند، اگر از آب همانقدر نترسد که از آتش نمیترسد، سزاوار است.»
مقصود شاعر این است که فرد آشنا به شنا، به سبب مهارت و تجربهٔ خود، میتواند با آب با اطمینان بیشتری روبهرو شود. البته بیت لزوماً نمیگوید که آب برای شناگر بیخطر است؛ بلکه بر اثر شناخت و مهارت در رویارویی با آن تأکید میکند.
نکتهٔ ادبی نیز آن است که «آب آشناست» در کنار «آندر آبست» نوعی تکرار هنرمندانه دارد: یک بار حضور در آب و بار دیگر آشنایی و مهارت در آن مطرح میشود.
۲. ریشهشناسی و جایگاه واژه در زبانهای ایرانی
برای این مدخل، بهتر است سه صورت را از یکدیگر جدا کنیم:
صورت | بررسی زبانشناختی |
|---|---|
شناو | صورت مهم در توضیح اسدی؛ احتمالاً صورتی کهن یا گویشی مرتبط با شناکردن است. برای تعیین ریشهٔ دقیق آن به شواهد مستقل نیاز داریم. |
شِناه | ضبطی که ممکن است بازتاب تفاوت آوایی یا گویشی باشد؛ بدون مقابلهٔ نسخهها نمیتوان صورت اصلی را قطعی دانست. |
آشنا / آشناه | در فارسی امروز، «آشنا» عمدتاً به معنی شناختهشده و مأنوس است. در این مدخل، باید معنای خاص و مرتبط با آب را جداگانه بررسی کرد و آن را بیدلیل با واژهٔ رایج «آشنا» یکی نگرفت. |
آیا این واژه پیشااسلامی است؟
از نظر کلی، واژگان مربوط به شناکردن و حرکت در آب میتوانند پیشینهای بسیار کهن داشته باشند؛ اما کهنبودن احتمالی یک واژه با اثبات حضور همان صورت در فارسی باستان یا فارسی میانه یکسان نیست.
برای اثبات پیشینهٔ پیشااسلامیِ «شناو» باید نمونهای مستقل از یکی از منابع زیر پیدا شود:
کتیبههای فارسی باستان؛
متون اوستایی؛
متون فارسی میانهٔ زرتشتی یا مانوی؛
واژهنامهها و متون سغدی یا دیگر زبانهای ایرانی میانه.
در حال حاضر، صرفِ نقل اسدی و بیت بوشکور برای تعیین یک صورت قطعی در فارسی باستان یا پهلوی کافی نیست. بنابراین، بهتر است این مدخل را فعلاً واژهای ثبتشده در فارسی دری کهن، با ریشهشناسیِ نیازمند بررسی بیشتر بدانیم.
از سوی دیگر، «سباحت» در توضیح اسدی واژهای عربی است که فقط برای روشنکردن معنی آمده است؛ حضور آن هیچ دلیلی بر عربیبودن اصل واژههای «شناو» و «شناه» نیست.
۳. اگر واژه را به خط پهلوی مینوشتند، چه شکلی داشت؟
در این بخش باید میان بازسازی خطی و گواه تاریخی تفاوت بگذاریم.
بازسازی آزمایشیِ «شناو»
آوانویسی فرضی: šnāw
𐭱𐭭𐭠𐭥
این رشته، نمایش تقریبی حروف پهلوی برای آوانویسیِ š-n-ā-w است؛ نه املای مستند این واژه در یک متن پهلوی.
این بازسازی صرفاً برای نشاندادن امکان تقریبیِ نمایش صداها با حروف پهلوی است. از آن نمیتوان نتیجه گرفت که ایرانیان دورهٔ ساسانی واقعاً «شناو» را به همین شکل نوشتهاند. در خط پهلوی، شکل حروف، املای تاریخی، قراردادهای نوشتاری و گاه هزوارشها بر صورت نوشتاری تأثیر میگذاشتند.
همچنین، اگر مقصود از «خط پهلوی» خط کتیبهایِ دورهٔ ساسانی باشد، باید آن را از خط پهلوی کتابی که در نسخههای متون زرتشتی به کار رفته است، جدا کرد.
۴. نوشیروان، بزرگمهر، مؤبدان و کرتیر چگونه مینوشتند؟
در پاسخ به این پرسش باید چهار موقعیت تاریخی را از هم متمایز کنیم:
نوشیروان و بزرگمهر: در روزگار ساسانی میزیستند. اگر واژهای با این صورت در زبان رایج آنان وجود داشت، نگارش آن تابع سنت نوشتاری فارسی میانه و خط متداول در موقعیت مورد نظر بود؛ اما شاهد مستقیمی نداریم که آنان این واژه را نوشته باشند.
مؤبدان: در سنت دینی زرتشتی، زبان و خط متن اهمیت داشت. صورت واژه در یک متن اوستایی، پهلوی کتابی یا کتیبهٔ رسمی الزاماً یکسان نمیبود.
کرتیر: کتیبههای او از منابع مهم شناخت زبان و خط کتیبهایِ فارسی میانهاند؛ بااینحال، تا هنگامی که نمونهای مستند از این واژه در کتیبههای او نیافتهایم، نسبتدادن املایی معین به کرتیر درست نیست.
بوشکور، سرایندهٔ بیت: چون او به دورهٔ پس از اسلام تعلق دارد، نمیتوان فرض کرد که در سرودن بیت به خط پهلوی مینوشته است. صورت مورد نظر او را باید در سنت فارسی دری و خط نسخهایِ مربوط به انتقال شعر بررسی کرد، نه اینکه بدون شاهد آن را به خط ساسانی برگردانیم.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. در لغت فرس، «آشنا، آشناه، شِناه و شناو» برای مفهوم شناکردن و شناوری در آب ثبت شدهاند.
2. بیت بوشکور دربارهٔ مهارت و آشنایی شناگر با آب است و تقابل آب و آتش برای تأکید بر بیباکی و تجربه به کار رفته است.
3. واژهٔ عربی «سباحت» در این مدخل معادل توضیحی است، نه شاهدی بر منشأ عربی واژه.
4. پیشینهٔ ایرانی و احتمال قدمت واژگان مرتبط با شناکردن قابل بررسی است، اما انتساب قطعیِ صورت «شناو» به فارسی باستان یا فارسی میانه، بدون شاهد متنی مستقل، موجه نیست.
5. رشتهٔ حروف پهلویِ 𐭱𐭭𐭠𐭥 را میتوان صرفاً بهعنوان بازسازی آزمایشیِ آواییِ «شناو» عرضه کرد؛ نباید آن را املای تاریخیِ اثباتشده دانست.
حاصل پژوهش: این مدخل شاهدی ارزشمند برای واژگان فارسی دری کهن و تاریخ واژگان مربوط به شناکردن است؛ اما برای بردن آن به دورهٔ پیشااسلامی، گام بعدی یافتن همریشهای مستند در فارسی میانه، اوستایی یا دیگر زبانهای ایرانی است.
///////////
شرح مدخلهای «آشنا، آشناه و شِناه» در لغت فرس اسدی
مدخل: آشنا و آشناه و شِناه. شناو باشد که در آب زنند و به عربی «سباحت» گویند. بوشکور گفت:
کسی کاندر آبست و آبآشناست از آب ار چو ز آتش نترسد سزاست
این مدخل از نظر تاریخ واژگان فارسی اهمیت دارد، زیرا اسدی چند صورت را برای مفهومی مربوط به شنا کردن ثبت کرده است.
۱. معنی واژهها
اسدی «آشنا»، «آشناه» و «شِناه» را به معنی شناو آورده است؛ یعنی شنا کردن یا حرکت کردن در آب. واژهٔ عربی «سباحت» نیز به معنی شنا کردن است.
در بیت بوشکور، «آبآشنا» صفت کسی است که با آب و شنا کردن آشنایی دارد؛ یعنی شناگر یا کسی که در آب مهارت دارد.
۲. شرح بیت بوشکور
کسی کاندر آبست و آبآشناست از آب ار چو ز آتش نترسد سزاست
معنای بیت چنین است:
«کسی که در آب است و شنا کردن میداند، سزاوار است که از آب نترسد، همانگونه که از آتش نمیترسد.»
مقصود شاعر این است که کسی که با چیزی آشنا و در آن ماهر است، نباید مانند فرد ناآشنا از آن بیم داشته باشد. البته مصراع دوم اندکی فشرده و از نظر معنایی نامتعارف است: آشنایی با آب لزوماً به معنی نترسیدن از آن نیست؛ شاعر در اینجا بر مهارت و تسلط شناگر تأکید میکند.
۳. بررسی صورتهای «آشنا»، «آشناه» و «شِناه»
این سه صورت را نباید بیدرنگ سه واژهٔ مستقل با ریشههای جداگانه شمرد.
آشنا در ترکیب «آبآشنا» به معنی آشنا با آب و شناگر است.
آشناه ممکن است صورت دیگری از همین واژه در ضبط لغوی یا سنت نسخهنویسی باشد.
شِناه صورت کوتاهتر یا متفاوتی است که اسدی در کنار آن دو ثبت کرده است؛ برای تعیین نسبت دقیق آن با «آشنا» به شواهد بیشتری نیاز داریم.
از نظر فارسی امروز، «شنا» و «شنا کردن» همچنان در همین حوزهٔ معنایی به کار میروند. اما نمیتوان تنها بر اساس شباهت این صورتها نتیجه گرفت که همهٔ آنها از یک صورت باستانی معین پدید آمدهاند.
۴. خاستگاه ایرانی و پیشااسلامی
واژهٔ فارسی «شنا» از نظر ساخت و معنی در خانوادهٔ واژگان ایرانی قابل بررسی است، اما برای بازسازی دقیق تاریخ آن باید صورتهای همریشه در زبانهای ایرانی میانه و کهن بررسی شوند.
در این مدخل، شاهد بوشکور وجود کاربرد واژه را در شعر فارسی کهن تأیید میکند؛ ولی بهتنهایی نشان نمیدهد که صورت «شِناه» دقیقاً در فارسی میانه یا فارسی باستان چگونه بوده است.
همچنین باید میان «آشنا» به معنی آگاه و آشنا با چیزی و کاربرد خاص آن در ترکیب «آبآشنا» به معنی شناگر فرق گذاشت. ممکن است معنی دوم از گسترش معناییِ معنی نخست پدید آمده باشد، اما این توضیح هنوز جای بررسی تاریخی دقیقتر دارد.
۵. نگارش در خط پهلوی و دیگر خطوط پیشااسلامی
برای تعیین املای این واژهها در خط پهلوی یا فارسی باستان، به صورتهای مستند در متون همان دورهها نیاز است. در حال حاضر، صورت دقیق و قابلاتکایی برای «آشنا»، «آشناه» یا «شِناه» در متون پیشااسلامی نمیتوانم معرفی کنم.
ازاینرو، نوشتن صورتهای فرضی با خط پهلوی یا میخی و معرفی آنها بهعنوان املای تاریخی درست نیست. بهتر است فعلاً صورتهای ثبتشده در لغت فرس را بهعنوان شواهد فارسی کهن حفظ کنیم و بازسازی پیشااسلامی را تا یافتن شاهد معتبر باز بگذاریم.
نتیجهٔ نهایی مدخل
«آشنا»، «آشناه» و «شِناه» در لغت فرس به معنی شناو، یعنی شنا کردن یا حرکت در آب آمدهاند. بیت بوشکور از «آبآشنا» به معنی شناگر یا کسی که با آب و شنا آشنایی دارد استفاده میکند. پیوند معنایی این صورتها با «شنا»ی فارسی امروز روشن است؛ اما تعیین ریشهٔ دقیق و صورت تاریخی آنها در فارسی باستان یا پهلوی، بدون شاهد مستقل، هنوز امکانپذیر نیست.
///////
آشنا. [شْ / شِ] (اِ) آشناه. شنا. شناو. شناه. شناوری. سباحت. آببازی:
آشنا ورزمی ز اشک دو چشم اگرم چشم آشنا باشد.
مسعودسعد.
هر وهم که هست کی تواند در بحر مدیحت آشنا کرد؟
مسعودسعد.
مانند زنگئی که بر آتش همی طپد زلفش در آب دیده همی کرد آشنا.
معزی.
در چشمهٔ وزارت و در بحر مملکت ماند به آشنای پدر آشنای تو.
معزی.
از تو بودم به آستانهٔ خواجه عارف معرفت وز تو کردم در فرات نعمت او آشنا.
سنائی.
غرقهٔ دریای حیرت خواستی گشتن ولیک آشنائی ما برونت آورد از او بیآشنا.
سنائی.
بر سر دریا چو از کاهی کمم در آشنا با گهر در قعر دریا آشنائی چون کنم؟
سنائی.
بیگانه باد با تو غم و آشنا طرب در بحر لهوباد و طرب آشنای تو.
سوزنی.
با علم آشنا شو و از آب بر سر آی کز آب بر سر آمدن از علم آشناست.
کمال.
هر دو بحری آشناآموخته هر دو جان بیدوختن بردوخته.
مولوی.
آن سکون سابح اندر آشنا به ز جهد اعجمی با دست و پا.
مولوی.
هیچ دانی آشنا کردن؟ بگو گفت: نی، از من تو سباحی مجو.
مولوی.
همچو کنعان کآشنا میکرد او که نخواهم کشتی نوح عدو.
مولوی.
کاشکی او آشنا ناموختی تا طمع در نوح و کشتی دوختی.
مولوی.
دلت را با غم عشقش به معنی آشنائی ده که تن را آشنا کردن نمیشاید در این دریا.
سلمان.
- مردِ آشنا؛ سباح:
تا دل من در هوای نیکوان شد آشنا در سرشک دیده گردانم چو مرد آشنا.
رودکی.
- آشنا ورزیدن؛ آشنا کردن. سباحت.
|| در غالب فرهنگها به کلمهٔ آشنا معنی شناور و سابح دادهاند و بیت ابوشکور را مثال آوردهاند:
کسی کاندر آبست و آب آشناست از آب ار چو زآتش بترسد رواست.
و این بیشبهه غلط است؛ چه در این بیت، آشنا به معنی عارف و شناساست و با ترکیب با آب، معنی عارف به شنا و دانندهٔ شناوری داده است و کلمهٔ آشنا بانفراده به معنی شناور و سباح نیامده است.
