۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه


گفتگو با علی مطهری

تقسیم مردم به انقلابی و غیر انقلابی

نگاهی غلط به جامعه است!

 
 
 

 

بخش هائی از تازه ترین مصاحبه تفصیلی علی مطهری در باره انتخابات 1400 و بسیاری از مسائل روز ایران:

 

من رایزنی با اعضای شورای نگهبان نداشتم ولی ملاقاتی با یکی از اعضای شورا داشتم که ایشان هم از این وضعیت ناراحت بود. امید من این است که شورای نگهبان رویه خود را تغییر بدهد و مثل مجلس یازدهم رفتار نکند. من این امید را دارم و این احتمال را می دهم که مقام رهبری تذکری به شورای نگهبان برای تغییر رویه داشته باشند.

گروه فرقان هم (عامل ترور آیت الله مطهری) خودشان را انقلابی می‌دانستند و بقیه را غیر انقلابی! کار درستی نیست که مردم را به انقلابی و غیر انقلابی تقسیم کنیم در حالی‌که ما باید برعکس رفتار کنیم و فکر کنیم همه انقلابی هستند و همه طرفدار انقلاب و جمهوری اسلامی هستند. نباید مرتبا دایره انقلاب را محدود کنیم. رفتار امام و نوع رهبری امام را ببینید که جوانان قبل از انقلاب را چطور وارد دایره انقلاب کردند.

 ما باید با کل دنیای شرق و غرب و همسایگان خود روابط خوبی داشته باشیم. این افکار بسیار غلط است که برخی ترویج می کنند و فکر می کنند اگر رابطه ما با آمریکا برقرار شود انقلاب تمام می شود. مگر انقلاب آمده است که امریکا را نابود کند؟! انقلاب یک انقلاب اسلامی است. ما هدفی داشتیم که کشور اسلامی نمونه ای درست کنیم تا بقیه کشورهای اسلامی دنیا به آن نگاه کنند. این می شود صدور انقلاب. ما امروز در دنیا در حال انزوا هستیم و این روش خوبی نیست. افکار غلطی وارد انقلاب شده که باید آنها را اصلاح کنیم.

ما باید حتی با کنگره آمریکا لابی داشته باشیم. چرا اسرائیل و عربستان لابی دارند و ما نداریم؟ این همه ایرانی متخصص در آمریکا هستند و برخی پست های مهمی در آن کشور دارند. جز اسرائیل که کشوری جعلی است باید با بقیه کشورهای دنیا رابطه خوب داشته باشیم. باید بین کشورهای دنیا رقابت تجاری ایجاد کنیم و طرف های مختلفی داشته باشیم تا آنچه را که به نفع ملت ایران است انتخاب کنیم.

ظریف برای برخی تلخ است چون ایشان فردی موثر است. ایشان برجام را پیش برد و راهی را برای کشور باز کرد و راه نجات باز کرد وگرنه ما ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بودیم و زمینه جنگ با ما فراهم شده بود و مجوز قانونی از سوی سازمان ملل برای جنگیدن با ما داده می‌شد. آقای ظریف این راه را بست.

بخشی از نظام نمی خواست برجام ادامه پیدا کند و زمینه خروج ترامپ از برجام را فراهم کردند و ما دچار آن تحریم های کمرشکن شدیم. این فکری غلط در میان برخی افراد است که فکر می کنند ما همچنان نباید ارتباطی با غرب و دنیا داشته باشیم و خودمان باشیم و خودمان و کسانی که مثل ظریف این راه را باز می کنند مورد مخالفت قرار می گیرند. البته مخالفت ها همیشه در مقابل آدم های موثر است. اگر آقای ظریف فردی موثر نبود با او مخالفت نمی شد. البته اکثریت قاطع مردم این ها را درک می کنند و کسانی که این حرف ها را می زنند عده قلیلی هستند.

اگر کسی انتقادی به نظام دارد و حتی اگر نظری مخالف نظر مقام رهبری دارد به این معنی نیست که او مخالف انقلاب است و باید از قطار انقلاب پیاده شود. ما خیلی ها را به همین بهانه ها از قطار انقلاب پیاده کردیم. آن بلاها را بر سر آقای هاشمی آوردیم و این بلاها را بر سر آقای خاتمی آوردیم. هیچ حکم قانونی و حکمی از دادگاه هم وجود ندارد و به یکباره اعلام می شود ایشان ممنوع التصویر است. یا آقای موسوی و کروبی که به نتیجه انتخابات 88 معترض بودند و روال به صورتی پیش رفت که اعتراض قانونی آنها محلی نداشت، چون از قبل اعلام شد انتخابات به درستی برگزار شده است. شاید ایرادی به آنها وارد باشد ولی مجازات آن ده سال حصر خانگی نیست.

 حملاتی که به آقای روحانی می شود، این همه حمله و این ها را خائن و غربی دانستن کارهای غلطی است. باید خدمات افراد را ببینیم. حتی این مطالب در مورد آقای احمدی نژاد هم صدق می‌کند. نمی توانیم بگوییم ایشان هم امروز باید از قطار انقلاب پیاده بشود اشتیاق به پیاده کردن همه از قطار انقلاب کار درستی نیست و باید از منتقد و مخالف استقبال کنیم و اجازه بدهیم، همه حرفشان را بزنند.

درباره انتخابات من با خود کاندیداها دیداری نداشتم، ولی آقای لاریجانی چون داماد ما هستند من دو هفته پیش ایشان را دیدم؛ ولی ملاقات انتخاباتی و سیاسی نداشتیم. سیاسیون چیزی نمی‌گویند و ابراز نمی کنند و فضا را ارزیابی می کنند. من اطلاعی ندارم که ایشان می خواهند بیایند یا نه؟

گفتگوی اخیری که بین ایران و عربستان انجام شده طلیعه خوبی است که نشان می دهد که ما به سمت عقلانیت حرکت می‌کنیم. باید این ها را گسترش بدهیم و به نتیجه برسانیم.

از بین کاندیداها و افرادی که امروز مطرح هستند افرادی را برای برخی وزارتخانه‌ها و معاون اولی مناسب می دانم ولی نمی خواهم اسم ببرم. به طور کلی عقیده دارم باید از همه نیروهای اصلح استفاده کرد. چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، چه خارج از این دو و چه شیعه و چه سنی را باید به کار گرفت

 


سخنرانی بی پرخاش رهبر

خلاف انتظار مخالفان بود!

رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته طی سخنانی درباره مسائل روز ایران، از جمله مذاکرات وین، سردی فضای انتخابات 1400 و مصاحبه جنجالی ظریف نظرات خود را بیان کرد.

او برخلاف انتظار رسانه های فارسی زبان خارج از کشور و مافیاهای بهم تنیده مخالف دولت در داخل کشور بهای چندانی به مصاحبه ظریف نداد، چنان که آب سرد روی سر هر دو گروه ریخت. رسانه های فارسی زبان خارج از کشور فورا و جا بجا در میان جملات رهبر جمهوری اسلامی اسم ظریف و مصاحبه او را اضافه کردند، درحالیکه در خود سخنرانی از این خبرها بود و آنها خود روغن روی حلیم ریختند!

خامنه ای که آشکارا خرسند از نتایج مذاکرات وین و لغو تحریم ها و مذاکرات درحال انجام با عربستان و کشورهای خلیج فارس بود، در باره مصاحبه ظریف که از نظر ما یک مانور همآهنگ شده برای موفقیت در هر دو مذاکره وین و منطقه بود، تنها گفت:

«نباید حرفی بزنیم که این معنا را تداعی کند که حرف آنها را تکرار کنیم؛ چه درباره شهید سلیمانی و نیروی قدس. برنامه‌های سیاست کشور انواع برنامه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی ، نظامی و مناسبات دیپلماسی است. همه با هم باید تلاش کنند، اینکه یک بخش، بخش دیگری را نفی کند خطای بزرگی است و نباید این خطا از مسئولان جمهوری اسلامی سر بزند. نیروی قدس بزرگترین عامل موثر در جلوگیری از دیپلماسی انفعالی در منطقه غرب آسیا است. غربی ها اصرار دارند که سیاست خارجی کشور متمایل به آنها و زیر پرچم آنها باشد آنهم به شکل تبعیت.  شما می بینید که جمهوری اسلامی با چین ارتباط برقرار می‌کند آنها عصبانی می‌شوند، با روسیه ارتباط سیاسی یا اقتصادی برقرار می‌کند آنها ناراحت می‌شوند، با همسایگان می‌خواهیم ارتباط بگیریم، آنها وارد می‌شوند و همسایگان ما را زیر فشار قرار می دهند و مانع می‌شوند.

بنده موارد متعددی از کشورهای عربی و کشورهای همسایه سراغ دارم که مسئولان عالی رتبه آنها حتی می‌خواستند به ایران سفر کنند، آمریکایی‌ها رفتند مانع شدند تا آنها سفر نکنند. یعنی با هرگونه تحرک دیپلماسی ما آنها مخالفند بنابراین ما نمی‌توانیم در برابر خواست آنها منفعل عمل کنیم. همه بدانند که سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی‌شود. سیاست خارجی در همه جای دنیا مربوط به مجامع بالادستی وزارت خارجه است و مسئولان عالی رتبه کشور هستند که سیاست خارجی را تعیین می کنند. البته وزارت خارجه نیز در این امر مشارکت دارد ولی اینطور نیست که سیاست خارجی تابع وزارت خارجه باشد.»

پس از سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی، ظریف نیز در اینستاگرام پیامی را منتشر کرد و در آن نوشت که «این سخنان ختم کلام است». معنای پیام ظریف جز این نیست که سفره ای را که علیه من و دولت پهن کرده بودید جمع کنید و اجازه بدهید مردم سر سفره لغو تحریم ها و تغییر سیاست های منطقه ای بنشینند. در آینده نزدیک تغییر برخی تاکتیک ها و کاهش حضور نظامی سپاه قدس در منطقه را نیز شاهد خواهیم بود. فصل دیپلماسی در پناه قدرت نظامی فرا رسیده است!

عکس: خامنه ای در بازگشت از سخنرانی تلویزیونی در هوای بارانی تهران

 

قلندر. { ق َ ل َ دَ { (ص ، اِ) قلندر* بر وزن سمندرعبارت از ذاتی است که از نقوش و اشکال عادتی و آمال بی سعادتی مجرد و باصفا گشته باشد و به مرتبه روح ترقی کرده و از قیود تکلفات رسمی و تعریفات اسمی دامن وجود خود را از همه درچیده و از همه دست کشیده به دل و جان از همه بریده و طالب جمال و جلال حق شده و بدان حضرت رسیده و اگر ذره ای به کونین و اهل آن میلی داشته باشد از اهل غرور است نه قلندر و فرق میان قلندر و ملامتی و صوفی آن است که قلندر تجرید و تفرید به کمال دارد و در تخریب عادات و عبادات کوشد و ملامتی آن را گویند که کِتم عبادت از غیر کند و اظهار هیچ خیر و خوبی نکند و هیچ شر و بدی را نپوشد و صوفی آن است که اصلاً دل او بخلق مشغول نشود و التفات بِرَّد و قبول ایشان نکند و مرتبه ٔ صوفی از هر دو بلندتر است زیرا که ایشان با وجود تجرید و تفرید مطیع و پیرو پیغمبرانند و قدم بر قدم ایشان می نهند. (برهان).  در دائرة المعارف لاروس آمده است: اول کس که نام قلندر بر خویش نهاد یوسف نامی از بکتاشیان بود و او را به علت خشونتی که در طبع داشت بکتاشیان از خویش براندند یوسف در مائه چهاردهم م. خود بانی طریقه و سلسله ای گشت با سُنَن و آدابی بغایت صَعب و از جمله آنکه قلندران یعنی پیروان طریقت او بایستی دائم باپای برهنه در سفر باشند و نان خویش از خواهندگی و سؤال بدست کنند.  پس از او رفته رفته سنت های نهاده او متروک ماند تا آنجا که قلندران میگفتند کَبایر مَعاصی را با روح کاری نباشد و اثر سیئات از جسم تجاوز نتواند کرد و حتی از پاکیزگی و نظافت و استعمال آب تن زدند و از اینرو مردم از آنان نفرت و کراهت می نمودند و کار آنان برای تحصیل رزق به شعبده بازی و بُلعَجَبی کشید (از لاروس به اختصار).  لغت نویسان مغرب {زمین} چون بیشتر معلومات اسلامی خویش را بتوسط ترکان گرفته اند و آنان نیز هیچوقت افق اطلاعات و دائرة ٔ معلوماتشان از آسیای صغیر تجاوز نکرد این است که اَوَّلِ قلندر و نام قلندر را از یوسف نامی )بوده و یا برساخته) گمان برده اند.  قلندر را به همه ٔ صفات ممتازه ٔ آن در شعرهای سعدی و حافظ و پاره ای شعرای دیگر میتوان یافت پیش تر از مائه چهاردهم م. و ازینرو اِعتماد و اِعتدادی به این افسانه نیست. صاحب تاج العروس مینویسد: قلندر کَسَمَندَر لقب جماعَة من قدماء الشیوخ العجم و لااَدری معناهُ:  
تا حضرت عشق را نَدیمیم
درکوی قلندران مُقیمیم .

خاقانی .


پسر کو میانِ قلندر نشست
پدر گو زِ خیرش فروشوی دست .

؟


-
قلندرمشرب؛ که بر آیین قلندران بُوَد.
-
قلندروار؛ بسان قلندر:  
نه امید از دوستان دارم نه بیم از دشمنان
تا قلندروار شد در کوی عشق آیین من .

سعدی .


-
امثال:
از قلندر هویی از خرس مویی.
شب دراز است وقلندر بیکار{بیدار!}
قلندر دیده گوید
مثل عروس قلندره؛ بی لباس کافی برای پوشانیدن همه ٔ بدن مثل قلندر.
- راهِ  قلند؛ راهی است از موسیقی. (یادداشت مؤلف). آهنگی است در موسیقی. رجوع به آهنگ شود || زر خالص. (لاروس). دهخدا.

 

از غذاها هرچه درشت و ناخوش مزه و خشک و سخت و بسیار چربو نبود... زود گوار تر باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی)

:
جوری حرف نزنیم که گویی سیاست‌های کشور را قبول نداریم

رهبر معظم انقلاب با بیان اینکه سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی‌شود، فرمودند: نباید حرف‌هایی درباره شهید سلیمانی و نیروی قدس بزنیم که تداعی کننده سخن دشمنان باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در یک سخنرانی زنده تلویزیونی با مردم سخن گفتند.

اهم فرمایشات رهبر معظم انقلاب به شرح زیر است:

-مساله امامت با ترازوهای عرفی ما قابل اندازه‌گیری نیست. برخی بزرگان به مفاهیم عالی امامت دست پیدا کردند اما این مساله از دسترس فهم ما خارج است.

-با قطع نظر از این رتبه معنوی بالا، امیرالمومنین (ع) بر اساس معیارهای دنیایی هم یک شخصیت بی‌نظیر است.

-عدالت امیرالمومنین گسترده، بی‌اغماض و بدون هیچ ملاحظه‌ای و زهد و بی‌اعتنایی به دنیای نزد آن بزرگوار نیز بی‌نظیر است.

-ما هم از لحاظ شخصی باید به امیرالمومنین اقتدا کنیم و هم از جنبه حکومت‌داری. باید همین روش، خصوصیت، عدالت، شجاعت و زهد امیرالمومنین را در عمل و رفتار خودمان رعایت کنیم که خیلی در این زمینه عقب هستیم.

-در معرفی شخصیت امام علی (ع) یک مرحله اما مت است اما امامت به معنای ریاست دین و دنیا نیست.

-شهید سلیمانی را تهدید کرده بودند که تو را می‌کشیم، آن شهید بزرگوار به دوستانش گفته بود من را تهدید می‌کنند به چیزی که در کوه و بیابان دنبال آن می‌گردم.

-شهید مطهری هم تولید فکر می‌کرد و هم نشر فکر می‌کرد و آرام نمی‌نشست و آرام و قرار هم نداشت. ایشان دائم در فکر بود و دغدغه داشت تا فکر درست و متقن و عمقی را میان مخاطبان خود نشر دهد. او یک جهاد نرم افزاری را در طول سالیان متمادی شروع کرده بود و با امواج مهاجم روبرو می‌شد.

-آن شهید مسئولیت شناس و تکلیف گرا بود. هرگز بیکار نماند. میراث علمی پیشینیان در اختیارش بود و اندوخته‌های بسیاری را به آن افزوده بود.

-او همه ظرفیت‌های علمی و فکری را به مرحله مورد نیاز جامعه نزدیک می‌کرد یعنی اولویت‌های جامعه معیار تلاش او بود. او معیارهای جامعه را خوب تشخیص می‌داد.

همه در قبال جامعه معلمان مکلفیم

-جامعه ارزشمند معلمین ما باید این رویه را در چارچوب‌های خود قرار دهند. باید دغدغه معلمین این باشد که از فکر مخاطب خودشان صیانت کنند همانطور که شهید مطهری این کار را می‌کرد.

-امروز امکان آموزش به صورت گسترده وجود دارد که در گذشته این مقدار امکانات فراهم نبود. این امکان در اختیار معلمین است. معلمان هم یک بخش مهمی از این امکانات هستند.

-بنابراین معلمان افسران جوان سپاه پیشرفت کشور هستند. معلمان باید این نقش حیاتی و مهم را باور کنند. تعداد زیادی از معلمان امروز ما جوان هستند. البته معلمان سالخورده‌ای هستند که تلاش کردند و دل از معلمی نمی‌کَنند.

-در کشور ما در کمتر زمانی جوانان و نوجوانان ما این‌طور مورد تهاجم فکری و اخلاقی قرار داشتند. البته در زمان پهلوی این تهاجم از سوی مسئولین حکومت بود ولی امروز از سوی دشمنان خارجی انجام می‌گیرد.

-معلمان باید کاری کنند که ریزش‌ها نزدیک به صفر شود و رویش‌ها افزایش یابد.

-ما مسئولیت‌های اصلی و مهمی نسبت به معلمین داریم. بالا بردن شأن معلمی از وظایف ماست و این باید به فرهنگ عمومی تبدیل شود.

-از نقش ستودنی معلمین در دوران بیماری همه گیر تقدیر می‌کنم که بهترین خدمات آموزشی را ارائه دادند و امر آموزش را تعطیل نکردند.

کسانی که کارخانه‌ها را به تعطیلی کشاندند، بدانند که این خیانت به کشور و ضربه به تولید است

-دست کارگر دستی است که خداوند و پیامبر این دست را دوست دارند. پیامبر دست کارگر را بوسید. جامعه کارگری حق بزرگی بر همه افراد جامعه دارند. در یک اقتصاد مستقل و تولید محور، کارگر نقش اصلی را ایفا می‌کند. تولید وابسته به کارگر است.

-در جمهوری اسلامی حق کارگران بیش از جاهای دیگر است. از اول تشکیل نظام، بدخواهان تلاش کردند جامعه کارگری را مقابل نظام قرار دهند اما این جامعه در مقابل این جریان ایستاد و در دوران دفاع مقدس حضور پیدا کرد.

-پشتیبانی از تولید، پشتیبانی و حمایت از کارگران است. البته حمایت از کارگر در واقع حمایت از ثروت ملی است. این ثروت ملی برای کشور آبرو و اقتدار ایجاد می‌کند. حمایت از کارگر فقط این نیست که هر سالی پایه حقوقی آنها را به تناسب تورم بالا ببریم اما حمایت‌های دیگری هم وجود دارد.

-مساله مهارت آموزی کارگران یکی از انواع حمایت‌ها است. باید سطح مهارت و تخصص کارگران را بالا ببریم. مساله بیمه و بهداشت و درمان هم در حمایت از کارگران مهم است. امنیت شغلی هم یکی از انواع حمایت از قشر کارگر است. باید برای مساله مسکن کارگران فکر اساسی کرد. البته شنیدم در این زمینه بودجه‌ای در نظر گرفته شده است. ایجاد روابط منطقی میان کارگر، دولت و کارآفرین هم یکی از انواع حمایت‌ها از کارگران است.

دولت‌ها باید برنامه‌ریزی درستی در زمینه ایجاد اشتغال داشته باشند. ایجاد اشتغال برکات سیاسی و اجتماعی هم دارد. کار و اشتغال برای نسل جوان مایه نشاط و سرحال بودن است. بیکاری بستر فساد، بدبینی، اعتیاد و انحرافات امنیتی است.

-من باید هشداری بدهم به کسانی که کارخانجات را به تعطیلی کشاندند. آنهایی که برای منافع خودشان کارخانه را می‌گیرند و برای استفاده از زمین کارخانه کارگر را اخراج می‌کنند و سپس زمین را تبدیل به ساختمان می‌کنند. این کار خیانت است، برخی قصد خیانت ندارند اما بدانند این کار یک خیانت است.

انتخابات را با حرف‌های فریبنده نباید خراب کرد

-انتخابات یک فرصت مهم است و نباید مردم را از انتخابات دلسرد کرد. انتخابات را با حرف‌های بیهوده و وعده‌های فریبنده و بدون پشتوانه نباید خراب کرد. آنهایی که می‌خواهند وارد شوند فکر کنند و کار ارائه بدهند.

-هیچ چیز دیگر جای انتخابات را برای اقتدار و استحکام پایه‌های کشور نمی‌گیرد. حضور مردم چیزی است که با وجود آن هیچ قدرتی نمی‌تواند کشور را تکان دهد.

-خدشه کردن در انتخابات، غلط است. از اول انقلاب تا امروز انتخابات‌ها سالم برگزار شده است. تخلفاتی بوده است اما در نتیجه انتخابات تاثیری نداشته است.

-برخی انتخابات را قبول دارند که نتیجه انتخابات چیزی باشد که آنها می‌خواهند، اگر مطلوب آنها درآمد انتخابات را سالم می‌دانند و اگر مطلوب ندانند انتخابات را متهم می‌کنند و گاهی مثل ۸۸ اغتشاش راه می‌اندازند. این متهم کردن‌ها بی انصافی و آن اغتشاشات جرم است.

-اظهارات برخی کسانی که وارد میدان انتخابات می‌شوند خوب نیست، اینها حرف‌های فریبنده است و پشتوانه فکری و برنامه‌ای ندارد. برخی بدون اینکه امکانات کشور را بدانند ادعاهایی می‌کنند. برخی حرف‌هایی از عده‌ای صادر می‌شود که گویی قانون اساسی را قبول ندارند. کسانی که می‌خواهند کاندیدا شوند باید به اسلام و رای مردم و قانون اساسی معتقد باشند.

نیروی قدس بزرگترین عامل موثر در جلوگیری از دیپلماسی انفعالی در منطقه غرب آسیاست

-از برخی مسئولین حرف‌هایی شنیده شد که مایه تعجب است. شنیدیم که برخی اظهارات را رسانه‌های دشمن پخش کردند و متاسف هستیم از این اتفاق. برخی از این حرف‌ها، تکرار حرف‌های دشمنان ماست. آمریکا از نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه ناراحت بود و از شهید سلیمانی و نیروی قدس ناراحت بودند به دلیل نفوذ جمهوری اسلامی.

-ما نباید حرفی بزنیم که این معنا را تداعی کند که حرف دشمنان را تکرار می‌کنیم، چه درباره نیروی قدس و چه شهید سلیمانی.

-نیروی قدس بزرگترین عامل موثر در جلوگیری از دیپلماسی انفعالی در منطقه غرب آسیا است و سیاست عزت‌مدار جمهوری اسلامی را تحقق بخشیده است. غربی‌ها تمایل دارند که سیاست خارجی زیر پرچم و تمایل آنها باشد.

-سیاست خارجی در هیچ جای دنیا در وزارت خارجه تعیین نمی‌شود، سیاست خارجی در همه جای دنیا در مجامع بالا دستی کشور تعیین می‌شود. البته وزارت خارجه مشارکت دارد ولی این‌طور نیست که تصمیم گیری تابع وزارت خارجه باشد، وزارت خارجه مجری است.

-نباید طوری حرف بزنیم که گویی سیاست‌های کشور را قبول نداریم. باید حواسمان باشد که دشمن را شاد نکنیم.

کد خبر 5203027

 

شُست باید لفظ را تا نَعت او گوئی بدان
پُخت باید زر را تا تاج را درخور شود

عنصری

 

۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۱, شنبه

محور اصلی در گردهمایىِ شما باید اولاً شخصیت فکری و هویت روشنفکری مرحوم مطهری و نقش او در جریان فکری و روشنفکری اسلامی در کشور باشد - که این بسیار مهم است - ثانیاً تلاش شود این جریان تداوم پیدا کند و متوقف نشود؛ چون ما همیشه به مطهری نیاز داریم. در شخص شهید مطهری نمیشود متوقف شد.
خبرگزاری میزان - بنا به اعلام پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR، حضرت آیت الله خامنه‌ای در دیدار اعضای کنگره‌ی حکمت مطهر بیاناتی ایراد فرمودند که در این مجال به مناسبت سالروز شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری بازخوانی می‌شود.

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

آقایان علما و اساتید محترم! خیلی خوش آمدید. جلسه‌ی بسیار خوبی است. من مطالبی را عرض میکنم؛ اگر بعد آقایان افاداتی داشتند، من آماده‌ام استفاده کنم.

این کار و تجلیل از مرحوم شهید آیةاللَّه مطهری (رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه) بلاشک یکی از حسنات صدا و سیماست. ایشان حق بزرگی دارند و این کار بخشی از حق‌شناسییی است که وظیفه‌ی همه‌ی ماست. البته در همایش‌ها و تجلیل‌هایی که به این صورت انجام میگیرد، بحث‌های جانبىِ مفیدی هم میشود - بحث‌های علمی و فلسفی و ... - که آن‌ها هم مغتنم است؛ لیکن به‌نظر من محور اصلی در گردهمایىِ شما باید اولاً شخصیت فکری و هویت روشنفکری مرحوم مطهری و نقش او در جریان فکری و روشنفکری اسلامی در کشور باشد - که این بسیار مهم است - ثانیاً تلاش شود این جریان تداوم پیدا کند و متوقف نشود؛ چون ما همیشه به مطهری نیاز داریم. در شخص شهید مطهری نمیشود متوقف شد.
 
بر پایه‌ی پیشرفت‌های فکری و نوآوری‌های او باید جامعه و مجموعه‌ی فکرىِ اسلامی ما به نوآوری‌های دیگری دست پیدا کند. ما احتیاج داریم مطهری‌هایی برای دهه‌ی ۸۰ و ۹۰ داشته باشیم؛ چون نیاز‌های فکری روزبه‌روز و نوبه‌نو وجود دارد. درباره‌ی هویت فکری و روشنفکرىِ شهید مطهری و نقشی که این مرد بزرگ در زمان خود ایفا کرد، به نظر من تاکنون تعریف جامعی ارائه نشده است. البته روی کتاب‌های ایشان کار شده - کار‌های شایسته‌یی هم انجام گرفته - لیکن باید کاری را که مرحوم شهید مطهری در سال‌های دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ در محیط فکری این کشور انجام داد، شناخت. ایشان با قوّت فکری و اندیشه‌ی قوی و صائب خود وارد میدان‌هایی شد که تا آن‌وقت هیچ‌کس در زمینه‌ی مسائل اسلامی وارد این میدان‌ها نشده بود؛ و با تفکراتی که آن روز در کشور رایج شده بود - افکار وارداتىِ ترجمه‌یىِ غربی و شرقی - یا میرفت رایج شود، خود را وارد یک چالش علمىِ عمیق و وسیع و تمام نشدنی کرد. ایشان، هم در جبهه‌ی مقابله‌ی با مارکسیست‌ها به یک جهاد بسیار هوشمندانه دست زد، و هم در جبهه‌ی مقابله‌ی با تفکرات غربی و لیبرالیست‌ها وارد میدان شد.
 
این نقش، بسیار مهم است؛ هم جرئت و اعتماد به نفسِ لازم میخواهد، هم قدرت فکری و اجتهاد در زمینه‌های گوناگون را لازم دارد، هم یقین و ایمان قاطع میخواهد؛ این مرد بزرگ همه‌ی این‌ها را با هم داشت؛ هم عالم بود، هم بسیار مؤمن بود، هم به ایمانِ خود یقین داشت، و هم اعتماد به نفس داشت؛ این‌ها لازم است.
 
در سابقه‌ی تاریخی ما افکار وارداتی وجود دارد؛ منتها نه با این وسعت، با این شیوع و با این امکان تأثیرگذاری. تاریخ ما از این‌گونه رگه‌های فکرىِ ناسالمی که وارد تفکرات علمی ما شده - چه در فقه ما، چه در فلسفه‌ی ما، چه در کلام ما - پُر است؛ لیکن در دوره‌ی جدید که ارتباطات گسترش پیدا کرد، حرف‌های نوبه‌نو - با جاذبه‌هایی که به‌طور طبیعی دارد - مرتباً وارد فضای فکری جامعه شد و به یک مواجهه‌ی صحیح و علمی ایجاد نیاز کرد.
 
ما در میدان بودیم و میدیدیم؛ بعضی از مواجهه‌هایی که آن‌وقت صورت میگرفت، علمی نبود؛ مقابله‌ی متعصبانه و از روی اعتقاد بود؛ اما نخوانده و نفهمیده، حرفی را رد میکردند؛ نمیدانستند چیست؛ گوشه‌یی از یک حرف وسیع را میگرفتند و آن را مشمول جنگ خودشان قرار میدادند و با آن درمیافتادند و مقابله میکردند. این، تحجر و توقف و مقابله‌ی غیرعلمی را تداعی میکرد. یک عده تحت‌تأثیر جاذبه‌های افکار نو و وارداتی، مجذوب این‌ها میشدند و سعی میکردند اسلام و فکر اسلامی و دین را با این‌ها تطبیق کنند؛ منتی هم سر دین میگذاشتند که ما اسلام را جوان‌پسند و مردمی و قابل قبول کرده‌ایم! گاهی اوقات کاسه‌ی از آش داغ‌تر هم میشدند و چند قدم هم جلوتر از صاحبان این فکر‌ها پیش میرفتند، برای این‌که نبادا متهم به مرتجع بودن و این حرف‌ها شوند که این را هم ما در مواردی دیدیم.
 
نبوت و توحید و معاد و مباحث امامت و مباحث فقهی و مباحث اجتماعی و سیاسی اسلام را به سمت مشابهات خودش در مکاتب بیگانه‌ی از اسلام و احیاناً الحادی و بکلی بیگانه‌ی از دین کشاندند و منت هم سر اسلام میگذاشتند که ما آمدیم اسلام را همه‌کس فهم و همه‌کس پسند و در چشم‌ها شیرین کردیم! این هم یک انحراف دیگر بود؛ هر دوی این‌ها انحراف بود.
 
هنر شهید مطهری در آن دوران این بود که با قدرتِ اجتهاد و باانصاف و ادب علمی - چه در زمینه‌ی علوم نقلی، چه در زمینه‌ی علوم عقلی - وسط میدان ایستاد و با این افکار گلاویز شد و آنچه را که تفکر اسلامی بود، روشن، ناب و بیشائبه وسط گذاشت. علیه او خیلی هم حرف زدند و خیلی هم کار کردند؛ اما ایشان این کار را انجام داد. در جریان روشنفکری، این نقش بسیار مهمی است؛ و این شد پایه‌ی تفکرات بعدی جامعه‌ی ما.
 
جریان فکری اسلامی انقلاب و نظام اسلامی ما در بخش عمده‌یی متکی به تفکرات شهید مطهری است
 
بنده اعتقاد راسخ دارم و بار‌ها هم گفته‌ام که جریان فکری اسلامی انقلاب و نظام اسلامی ما در بخش عمده‌یی متکی به تفکرات شهید مطهری است؛ یعنی آن‌ها پایه‌ها و مایه‌های اسلامییی است که ما در تفکرات اسلامی از آن‌ها بهره بردیم و به نظام اسلامی منتهی شد؛ لذا در همان روزگار هم افکار شهید مطهری جایگاه امنی بود برای جوان‌های طالب و عاشق فکر اسلامی که در زیر بمباران شدید تفکرات بیگانه قرار میگرفتند؛ مارکسیست‌ها یکطور، غربگرا‌ها یکطور؛ هم در دانشگاه‌ها وجود داشت، هم در محیط بیرون از دانشگاه‌ها، و هم حتّی در حوزه‌های علمیه.
 
شهید مطهری یک سنگر و یک مأمن برای این افراد شد تا بتوانند خود را زیر سایه‌ی این تفکر عمیق و مستحکم حفظ کنند؛ هم دین خود را حفظ کنند، هم بتوانند دفاع کنند و حرف نو داشته باشند. البته مرحوم مطهری دایره‌ی کارش به حسب ظاهر کوچک بود. همین جلساتی که آقای لاریجانی اشاره کردند، جلسات کوچکی بود؛ این گوشه، آن گوشه، کلاس درسِ فلان دانشکده بود؛ حداکثرش مثلاً جلسه‌یی بود در فلان‌جا با چند صد نفر آدم؛ اما خود ایشان هم یقیناً پیش‌بینی نمیکرد که این جلسات کوچک چه آثار بزرگی باقی خواهد گذاشت.
 
این، جایگاه شهید مطهری است؛ این جایگاه باید درست شناخته و تعریف شود و موارد و مصادیق آن روشن گردد؛ این‌ها باید بیان شود. اگر درباره‌ی متفکران اسلامی، علما و فقهامان این نکته را در نظر بگیریم؛ مثلاً ببینیم نقش ملاصدرا در آن زمان چه بود؛ شخصیت او را محور اصلی هویت علمی او تبیین کنیم، خوب و تأثیرگذار است.
 
البته شیوه‌های هنری جای خود را دارد. به عقیده‌ی من، ما در زمینه‌ی شیوه‌های هنری هنوز مهارت و زبردستی لازم را پیدا نکرده‌ایم تا بتوانیم کاری که میخواهیم، بکنیم. چهره‌های علمی ما که گاهی در فیلم‌ها و سریال‌ها ظاهر میشوند، نمیتوانند آن انطباع و انعکاس را در ذهن بینندگان و مخاطبانِ خود پیدا کنند که آشنایان با این چهره‌ها به آن اعتقاد دارند؛ غالباً چیز دیگری از آب درمی‌آید، که باید در زمینه‌ی کار هنری هم دقت بیشتری صورت بگیرد؛ بنابراین نقش شهید مطهری باید آشکار شود. شهید مطهری پهلوان میدانی بود که کسی وارد آن نشده بود.

نکته‌ی دوم که خوب است روی آن فکر شود، تداوم این جریان است. ما که نمیتوانیم در شهید مطهری متوقف شویم. درست است که الان هم بعد از بیست‌وپنج سال از شهادت این مرد، کتاب‌های او جزو پُرفروش‌ترین و جذاب‌ترین و مطلوب‌ترین کتاب‌ها برای نسل‌های جویای فکر متین و منطقی اسلام است و الان هم ما واقعاً بدیل و عدیلی برای مجموعه‌ی کتاب‌های شهید مطهری (رضوان‌اللَّه‌تعالیعلیه) نداریم و با این‌که کار‌های خوبی هم شده، بلاشک از لحاظ اهمیت و تأثیرگذاری و جذابیت و اتقان، هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارد؛ لیکن جریان ورود در عرصه‌ی چالش با افکاری که وارد میشود و نقادی علمی و برخورد صحیح با آن‌ها و تفکیک صحیح از سقیم مواد و اجزاء آن‌ها و تبیین فکر اسلامی در زمینه‌ی آن‌ها باید ادامه پیدا کند، و این جزو وظایف مهمی است که وجود دارد.
 
همان‌طور که عرض کردم، ما به مطهری‌هایی در دهه‌های آینده احتیاج داریم. بعد از انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی، فکر اسلامی مورد چالش جدی قرار گرفته است؛ بعد از این هم بلاشک چالش‌های جدیدی را روزبه‌روز برای آن به‌وجود می‌آورند؛ رها که نمیکنند. ما باید در این‌جا خود را آماده کنیم، و میتوانیم. سرمایه‌ی غنی و تمام نشدنییی که امروز از فرهنگ اسلامی در اختیار ماست، در این مصاف امکانات خیلی فراوانی در اختیار ما میگذارد؛ اگر ما اهل استفاده‌ی از این‌ها باشیم. حقیقتاً یک زرادخانه‌ی عظیم فکری و فرهنگی در اختیار ماست؛ اگر بتوانیم از آن درست استفاده کنیم. امروز خوشبختانه فضلای جوانی هستند؛ من میبینم.
 
گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمت‌ها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدان‌ها شوند
 
در حوزه‌ی قم، در تهران، فضلا، علما، افراد صالح، شایسته، از لحاظ علمی، از لحاظ بلند نظری و فکر قوی وجود دارند؛ باید وارد این میدان‌ها شوند و حضور در این میدان‌ها را گسترش دهند. امروز از دوره‌ی فعالیت مرحوم شهید مطهری - یعنی سال‌های دهه‌ی ۴۰ و ۵۰ - نیاز ما بمراتب بیشتر است. آن‌روز نیاز ما یکطور بود، امروز نیاز ما بسیار وسیع‌تر و عمیق‌تر است و لازم است این جریان ادامه پیدا کند. گردهمایی و بزرگداشت شهید مطهری را به این سمت‌ها بکشانید که کسانی تشویق بشوند وارد این میدان‌ها شوند و برای مواجهه‌ی با امواج تبلیغاتی جدید وارداتی در همه‌ی زمینه‌ها آماده شوند؛ در زمینه‌ی فلسفه، در زمینه‌ی کلام، در زمینه‌ی مسائل گوناگون کشور که با مباحث اسلامی سروکار دارد.

امیدواریم خدای متعال همه‌ی ما را موفق بدارد تا حق عظیم این شهید بزرگوار را بجا بیاوریم. من یک وقت دیگر هم شاید به عزیزانِ خانواده‌ی مکرم ایشان که به مناسبت سالگرد، این‌جا خدمتشان رسیده بودیم، گفتم ترتیبی داده شود که کتاب‌های ایشان مثل کتاب‌های سطح در حوزه‌های علمیه، حتماً خوانده شود. بنده از چیز‌هایی که برای صاحبان فکر و کسانی که میخواهند افکار اسلامی را برای مردم بیان کنند - مبلّغان دینی، اهل منبر، سخنگویان دینی - واقعاً لازم میدانم، این است که یک دوره کتاب‌های مرحوم مطهری را بخوانند. شیوه‌یی پیدا کنید که این کتاب‌ها خوانده شود؛ هم در کتاب‌های درسی بیاید، هم در دانشگاه‌ها بیاید. خوشبختانه کتاب‌های ایشان سهل التناول است؛ یعنی نگارشِ خیلی شیرین و خوبی دارد. قلم ایشان از بیانشان خیلی بهتر بود. ایشان میگفتند من از شنیدن سخنرانی‌های خودم اصلاً خوشم نمی‌آید؛ اما نوشته‌های خودم را که میخوانم، خوشم می‌آید. بنده هم البته در این زمینه؛ حق را به ایشان میدادم؛ سخنرانی ایشان آنقدر جذاب نبود که نوشته‌ی ایشان. نوشته‌های ایشان حقیقتاً خیلی شیرین، روان و شیواست؛ لذا هرچه بیشتر این‌ها باید گسترش پیدا کند. علما و فضلا و جوان‌ها - بخصوص طلاب جوان ما - باید یک دوره کتاب‌های شهید مطهری را خوانده باشند؛ که اگر میخواهند کاری بکنند، «من بنی فوق بناء السلفی» باشد؛ یعنی بر اساس آن فکر و روی شانه‌های شهید مطهری بروند ان‌شاءاللَّه قله‌های بالاتری را فتح کنند و پرچم فکر اسلامی را به آن جا‌ها بزنند.

ان‌شاءاللَّه موفق و مؤید باشید. از زیارت شما آقایان خیلی خوشحال شدیم. آماده هستیم اگر بیاناتی بفرمایید، استفاده کنیم.