كانا ابله بود. [چنانکه رودکی گفت: من سخن گویم تو کانایی کنی هر زمانی دست بر دستت زنی].
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
لغت فرس: کانا — شرح لغوی، ریشهشناسی و نگارش پیشااسلامی
مدخل: کانا. ابله بود. چنانکه رودکی گفت:
من سخن گویم تو کانایی کنی هر زمانی دست بر دستت زنی
۱. معنی مدخل و شرح بیت
کانا در این مدخل به معنی «ابله، نادان و کمخرد» آمده است. اسدی طوسی این واژه را با شاهدی از رودکی، شاعر سدهٔ چهارم هجری، ثبت کرده است.
معنی بیت، با توجه به ضبط موجود، چنین است:
«من سخن میگویم و تو ابلهی میکنی؛ هر بار دست بر دست خود میزنی.»
«دست بر دست زدن» در اینجا میتواند نشاندهندهٔ حیرت، درماندگی یا رفتاری از سر نادانی باشد؛ اما بدون مقابله با نسخههای دیگر و بافت کامل شعر، نمیتوان یکی از این معانی را قطعی دانست.
نکتهٔ مهم آن است که کانا را نباید بیدلیل با واژههای مشابه در زبانهای دیگر یکی دانست. برای تعیین ریشهٔ آن باید صورتهای کهن و همریشههای احتمالی در زبانهای ایرانی بررسی شوند.
۲. ریشهشناسی و پیشینهٔ تاریخی
از نظر تاریخی، باید میان سه مسئله فرق گذاشت:
گواهی لغت فرس: معنای «ابله» و انتساب شاهد به رودکی.
ریشهشناسی تاریخی: تعیین اینکه کانا از کدام واژهٔ ایرانی میانه یا کهن پدید آمده است.
شباهت آوایی: یافتن واژههایی در زبانهای دیگر که از نظر صدا شبیه کانا هستند، اما لزوماً همریشه نیستند.
در حال حاضر، بدون شاهد مستند از فارسی میانه، پارتی، اوستایی یا فارسی باستان، نمیتوان برای کانا ریشهای پیشااسلامی را با اطمینان تعیین کرد. همچنین نمیتوان صرفاً از معنای «ابله» نتیجه گرفت که این واژه در فارسی باستان یا پهلوی نیز دقیقاً به همین صورت وجود داشته است.
۳. نگارش کانا در خطوط پیشااسلامی
در این بخش باید میان بازسازی فرضی و صورت تاریخیِ مستند تفاوت بگذاریم.
الف) خط پهلوی کتابی
برای واژهٔ فارسی میانهای که صورت تاریخی آن kānā باشد، میتوان دربارهٔ شیوهٔ بازنمایی آواهای آن در خط پهلوی تحقیق کرد؛ اما فعلاً مدرکی نداریم که خودِ واژهٔ «کانا» با این معنا در متون پهلوی ثبت شده باشد. بنابراین ارائهٔ یک رشتهٔ پهلوی بهعنوان املای قطعی آن درست نیست.
ب) خط کتیبهای فارسی میانه
خط کتیبهای فارسی میانه، که در کتیبههای شاهان ساسانی و شخصیتهایی چون کرتیر به کار رفته، با خط پهلوی کتابی تفاوتهایی دارد. برای نوشتن این واژه در آن خط نیز ابتدا باید وجود تاریخی و صورت آوایی آن احراز شود.
ج) خط فارسی باستان
فارسی باستان خط میخی ویژهٔ خود را داشت. چون برای وجود واژهٔ کانا در فارسی باستان شاهد شناختهشدهای در اختیار نداریم، ساختن املای میخی برای آن صرفاً یک بازسازی فرضی خواهد بود، نه صورت اصیل و گواهیشده.
۴. نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر چگونه مینوشتند؟
از نظر تاریخی، باید این شخصیتها را از یکدیگر جدا کرد:
نوشیروان و بزرگمهر: به دورهٔ ساسانی تعلق دارند. برای بازسازی نگارش واژگان در محیط فرهنگی آنان، خط پهلوی کتابی و سنتهای نوشتاری فارسی میانه موضوع بررسیاند.
کرتیر: موبد بلندپایهٔ دورهٔ ساسانی است و کتیبههای او از منابع مهم شناخت فارسی میانهٔ کتیبهایاند.
رودکی: شاعر فارسیزبان سدهٔ چهارم هجری است؛ یعنی پس از اسلام. صورت واژگان شعر او را باید در چارچوب فارسی دری و سنت نسخهنویسی آن دوره بررسی کرد، نه اینکه املای پهلوی را مستقیماً به او نسبت دهیم.
اگر مقصود این باشد که کاتبان یا موبدان ساسانی واژهای هممعنا با «ابله» را چگونه مینوشتند، باید نخست معادل مستند آن واژه در فارسی میانه پیدا شود. نمیتوان بدون چنین معادلی، صورت «کانا» را به قلم آنان نسبت داد.
۵. نتیجهٔ نهایی مدخل
1. معنی: کانا در لغت فرس به معنی ابله و نادان است.
2. شاهد: بیت به رودکی نسبت داده شده و مضمون آن سرزنش مخاطبی است که در برابر سخن گوینده رفتاری از سر نادانی نشان میدهد.
3. ریشهشناسی: ریشهٔ پیشااسلامی واژه هنوز با شواهد موجود اثبات نشده است.
4. خط پهلوی و فارسی باستان: تا یافتن شاهدی از زبانهای ایرانی کهن یا میانه، نباید برای کانا املای تاریخی قطعی در این خطوط تعیین کرد.
5. پیشنهاد پژوهشی: برای ادامهٔ بررسی، مهمترین گام یافتن ضبطهای دیگر همین بیت رودکی و بررسی صورتهای «کانا»، «کانایی» و واژههای همخانواده در فرهنگهای تاریخی است. بهویژه باید روشن شود که «کانایی کردن» در فارسی کهن فقط به معنی «ابلهی کردن» بوده یا معنای دقیقتری نیز داشته است.
////////////////
کانا — شرح مدخل لغت فرس اسدی
مدخل: کانا. ابله بود؛ چنانکه رودکی گفت:
من سخن گویم، تو کانایی کنی هر زمانی دست بر دستت زنی.
۱. معنی واژه و شرح بیت
«کانا» در این مدخل به معنی ابله، نادان و کمخرد است.
معنی بیت چنین است: من سخن میگویم، اما تو رفتار نادانانه میکنی و هر بار دست بر دست میزنی.
«دست بر دست زدن» در اینجا میتواند نشانهٔ درماندگی، شگفتی یا رفتاری نابخردانه باشد. با توجه به مصراع نخست، شاعر مخاطب را سرزنش میکند که به جای فهمیدن سخن او، رفتاری از سر نادانی نشان میدهد.
۲. ریشهشناسی و پیشینهٔ ایرانی
برای تعیین ریشهٔ «کانا» باید میان خود واژه و صورتهای نزدیک در زبانهای ایرانی تمایز گذاشت. پایان «ـا» ممکن است بخشی از ساخت تاریخی واژه باشد، اما نمیتوان بدون شواهد آن را پسوندی با کارکرد مشخص دانست.
کاربرد واژه در شعر رودکی نشان میدهد که در فارسی دری کهن رواج داشته است؛ بااینحال، این شاهد بهتنهایی برای اثبات وجود آن در فارسی میانه یا فارسی باستان کافی نیست.
همچنین، شباهت احتمالی آن به واژههای همآوا در زبانهای دیگر، بدون تطبیق آوایی و معنایی، دلیل خویشاوندی نیست.
۳. نگارش در خط پهلوی و فارسی باستان
در حال حاضر، صورت مستندی از «کانا» در خط پهلوی یا فارسی باستان در دست نیست. بنابراین، ارائهٔ املای معین برای آن در این خطها بازسازیای فرضی خواهد بود، نه ضبطی تاریخی.
نتیجهٔ نهایی مدخل
کانا: ابله، نادان و کمخرد. در بیت رودکی، واژه برای سرزنش مخاطبی به کار رفته که در برابر سخن شاعر به جای فهم و پاسخ مناسب، رفتاری نابخردانه نشان میدهد.
ریشهٔ پیشااسلامی و صورت تاریخی این واژه هنوز نیازمند شواهد تطبیقی است.
/////////////////
کانا. (ص) نادان و ابله و احمق و بیعقل. (برهان) (اوبهی) (آنندراج) (ناظمالاطباء) (شعوری، ج ۲، ورق ۲۲۹ الف). چلازه:
خویشتن کانا ساخته بود [از هربن یحیی] چیزهایی کردی که مردمان از آن بخندیدندی. (تاریخ سیستان، ص ۲۶۹).
زن چو این بشنیده شد خاموش بود
کفشگر کانا و مردی لوش بود.
رودکی.
اگرچه گو سروبالا بود
جوانی کند پیر کانا بود.
فردوسی.
که پیر فریبنده کانا بود
اگر چند پیروز و دانا بود.
فردوسی.
چو مهر مهر او خواند شود کانا چو فرزانه
چو کان کین او کاود شود فرزانه چون کانا.
قطران.
نبینی بر گه شاهی مگر غدار بیباکی
نیابی بر سر منبر مگر زراق کانایی.
ناصرخسرو.
ره دین گرد هر که دانا بود
به دهر آن گراید که کانا بود.
اسدی.
مرا تو را خصم دشمن دانا
بهتر از دوستان همه کانا.
سنایی.
نه دمنه چون اسد، نه درمنه چو سنبلهست
هر چند نام بیهده کانا برافکند.
خاقانی.
|| (اِ) چوب بُن خوشهٔ انگور و خرما را نیز گویند.
|| پارهای از خوشهٔ انگور و خرما را گفتهاند. (برهان) (ناظمالاطباء).
