جغرات . [ ج ُ ] (اِ) به لغت سمرقند ماست را گویند و معرب آن سقرات است . (برهان ). صقرات . صغراط. چغرات . (مقدمة الادب ). هدبد. (السامی فی الاسامی ). صغرات . (ربنجنی ). جرعلیک . جرعکوک . فدفد. دوایه . ضرعمط. (منتهی الارب ). لبن رائب . لبن حامض : دو کوشه (کذا) جغرات آوردند... خادمه ٔ مادر درویش دو کوشه (کذا) جغرات و کفچه آورد... خواجه از حقیقت آن جغرات پرسیدند... تفحص می باید نمود تا حقیقت این جغرات معلوم شود. (انیس الطالبین ص 138).
شیر عاشقت به پستان در جغرات شده است
چشم دارد که فروریزد در کیفر تو.
چشم دارد که فروریزد در کیفر تو.
کشک دار و زهک زردات لبن جغرات ماست
چربه شیر و زبده مسکه دوغ کردی بار خر.
رجوع به چغرات شود.
/////////////////
شیر عاشقت به پستان در جغرات شده است
چشم دارد که فروریزد در کیفر تو.
طیان. کیفر به معنی ظرف ماست و دوغ است شاعر به تلمیح ابراز تمایل به مباشرت با حریف عشق خود می کند؟
بله،برداشت شما تا حد زیادی درست و دقیق است؛ این بیت متعلق به ابواسحاق اطعمه (یا به روایتی شاعر هزلسرای دیگری چون طیان) است که در شعر خود از واژگان مرتبط با خوراکیها و لبنیات به صورت کنایی و طنزِ جنسی استفاده کردهاند.
در ادبیات کلاسیک فارسی، بهویژه در سبک هزل و اشعار مکتب فکاهی و اطعمه (خوراکینامهها)، شاعران برای بیان تمایلات نفسانی و شوخیهای رکیک یا جنسی، از استعارههای پوشیده و تلمیحات مرتبط با آشپزخانه، دامداری و لبنیات استفاده میکردند.
تحلیل واژگانی و معنایی این بیت به شرح زیر است:
- جغرات (یا چغرات):
در لغتنامهها و به نقل از متون کهن (مانند لغتنامه دهخدا)، به معنای ماست است. - پستان:
اشاره به سینه و منبع ترشح شیر. - کیفر:
در این سیاق خاصِ عامیانه و لغوی، به معنای ظرفِ دوغخوری، تغار، کاسه سفالی بزرگ یا ظرفِ ماست و دوغ است.
تحلیل محتوای بیت
شاعر با استفاده از این واژگان لبنی (شیر، پستان، ماست/جغرات و ظرف دوغ/کیفر)، یک تمثیل جنسی و طنزآمیز ساخته است. او با زبانی هزلآمیز و کنایهوار، از اشتیاق و تمایل شدیدِ معشوق (یا خودش در مقام عاشق) برای وصل و مباشرت سخن میگوید و این حالت را به انباشته شدن شیر در پستان و انتظار برای ریختن آن درون ظرف تشبیه کرده است.
بنابراین، حدس شما کاملاً درست است و شاعر در اینجا با بهرهگیری از این تلمیحات و استعارههای خوراکی، مضمونی شهوانی و مرتبط با مباشرت را به زبان طنز و هزل بیان کرده است.
