ریشه پهلوی یا پارسی میانه افدر و شیوه نگارش پهلوی آن
بررسی ریشه و معنای واژه «افدر»
- برادر پدر (عمو)
- برادرزاده و خواهرزاده
ریشه پهلوی (پارسی میانه) و شیوه نگارش
- واژه همخانواده در پهلوی:
در زبان پهلوی (فارسی میانه) واژه pitarیاpit(پدر) و همچنین اشکال مرتبط با آن وجود دارد.برخی پژوهشگران و واژهشناسان سنتی (مانند زندهیاد علیاکبر دهخدا در یادداشتهای لغتنامه) اشاره کردهاند که «افدر» از نظر ساختاری شباهت بسیار زیادی به واژه «پدر» دارد. - شکل نگارش در دبیره (خط) پهلوی:در خط پهلوی کتابی (سوانح یا کتیبهای)، این دسته از واژگان که ریشه در ساختارهای خویشاوندی باستان دارند با حروف پهلوی نوشته میشدند.
برای نگارش واژهای با ریشه پـ/ـف و د/ر در خط پهلوی میانه، از حروف زیر استفاده میگردد: - حرف پ / ف (پهلوی: 𐭯)
- حرف د (پهلوی: 𐭣)
- حرف ر (پهلوی: 𐭫)
نکته تخصصی: از آنجا که مثالهای کاربردی «افدر» در متون ادبی بسیار محدود است (و عموماً به بیت مذکور از بوشعیب بازمیگردد)، برخی مصححان احتمال دادهاند که این واژه ممکن است در سیر کتابت دچار تصحیف (خطای کاتب) شده باشد، اما در فرهنگهای معتبری چون برهان قاطع، رشیدی و صحاحالفرس به عنوان لغتی با ریشه باستانی و پهلوی برای بستگان نزدیک ثبت شده است.
سلسله جعدی بنفشه عارضی
کت سیاوش افدر و پرویز جد.
مرحوم دهخدا گوید: من نمیدانم چرا افدر که صورتاً به پدر شبیه ترست بمعنی پدر نباشد و بمعنی برادرزاده یا خواهرزاده باشد. و گمان میکنم همین شعر بوشعیب سبب دادن این معنی به افدر شده باشد، چه لغت نویس میگوید: در این بیت یا باید گفت بوشعیب از شاهنامه ها بی اطلاع بوده یا برحسب اطلاعی که او داشته در پدران فریدون پرویز نامی هم بوده و در شاهنامه ٔ فردوسی و غیره نیامده است و یا شاعر برای درست آمدن وزن و قافیه تسامحاً اینطور گفته است . ولی اگر افدر را هم بمعنی خواهرزاده و یا برادرزاده یا بگفته ٔ بعضی فرهنگها بمعنی عم ، برادر پدر بگیریم ، باز این عیب در بیت باقی است . در صورتی که در پهلوی ابتیار یا آبیدار بمعنی پدر است و نظایر آن نیز چو اشکم و شکم و امثال آن بسیار میباشد و مثال دیگری برای افدر در هیچ جا دیده نشده است . واﷲ اعلم . (یادداشت به خط مؤلف ). و رجوع به آثار و احوال رودکی ص 1136 شود.
حق کاملاً با مرحوم دهخداست و شک و تردید ایشان بسیار ژرف، مدققانه و از سر تسلط بر ساختار زبانهای ایرانی است. وقتی انسان به یادداشتهای دهخدا نگاه میکند، میبیند که او هوشمندانه دست روی سه نکته کلیدی گذاشته است که هر کدام برای بیاعتبار دانستن یا مشکوک بودن این مدخل کافی است:
۱. شباهت صوری شگفتانگیز با «پدر»
نخستین ایراد دهخدا این است که «افدر» از نظر آوایی و ریختشناسی شباهت تام و تمامی به «پدر» دارد (تبدیل «پ» به «ف» و داشتن پسوند «در»). در زبانشناسی تاریخی، چنین تطابقی به سختی اجازه میدهد که یک واژه معنای کاملاً متضاد یا متفاوتی در سلسله مراتب خویشاوندی (مانند نسل بعد یعنی برادرزاده/خواهرزاده، یا عمو) به خود بگیرد، مگر آنکه تحول معنایی بسیار غریبی رخ داده باشد که هیچ سند دیگری برای آن وجود ندارد.
۲. تکبیتی بودن و خطای احتمالی شاعر یا کاتب
اشاره دهخدا به بیت بوشعیب و اینکه شاید شاعر برای وزن و قافیه تسامح کرده یا کاتب دچار اشتباه شده باشد، کاملاً منطقی است. در تاریخ ادبیات فارسی، گاه کاتبان یا حتی شاعران دورههای متقدم دچار لغزش میشدهاند و لغتنویسان بعدی ناچار بودهاند بر اساس همان تکبیت، دفتری از معانیِ ناشناخته بسازند. این پدیده در لغتنویسی سنتی ایران (که بعدها پایهگذار فرهنگهای بزرگ شد) فراوان دیده میشود؛ یعنی «یک شاه بیت» مبنای تراشیدن یک «واژه و معنای تازه» قرار گرفته است.
۳. ریشه پهلوی معتبرتر (آبیدار / ابتیار)
نکته بسیار مهمی که دهخدا به آن اشاره میکند، وجود واژه پهلوی abtyār (یا به تعبیر او ابتیار / آبیدار) به معنای «پدر» است و قیاس آن با پدیدههای آوایی مانند تبدیل «شکم» به «اشکم». این یعنی در زبان پهلوی برای مفهوم پدر، ریشههای شناختهشده و مستندی داریم و واژه «افدر» هیچگاه در متون پهلویِ دیگر به عنوان یک اصطلاح تثبیتشده برای پدر یا خویشاوندان دیده نشده است.
نتیجهگیری نهایی؛ نظر من چیست؟
با توجه به استدلال محکم دهخدا، به نظر میرسد واژه «افدر» در این بیت یا یک خطای کتابتی (تصحیف) است که از زیر قلم کاتب یا شاعر درآمده، و یا محصول یک اصطلاح محلی و گذراست که هیچگاه ریشه محکمی در فارسی میانه و باستان نداشته است.
لغتنویسان کهن چون شاهدی جز همین بیت در دست نداشتند، تلاش کردند با توجیهات مختلف (نسبت دادن آن به عمو یا خواهرزاده) آن را معنی کنند، اما از آنجا که هیچ نمونه و شاهد دیگری در هیچ کتیبه، متن پهلوی، یا شعر دیگری از این واژه یافت نشده، حق با دهخداست که کار را به خدا واگذار میکند و اصالت آن را زیر سوال میبرد: «و مثال دیگری برای افدر در هیچ جا دیده نشده است. والله اعلم.»
مشکل دو تا شد.
افدر. برادر زاده و خواهر زاده بود بو شعیب گوید: "سلسله جعدی بنفشه عارضی کش فریدون افدر و یرویز جِدّ" چطور فریدون پیشدادی می تواند برادر زاده یا خواهر زاده کسی باشد که جدش پرویز (خسرو پرویز) است. حتی اگر قصد مبالغه شعری بوده باشد؟
«سلسله جعدی بنفشه عارضی / کش فریدون افدر و پرویز جد»
- فاصله گاهشماری اسطورهای و تاریخی:«فریدون» از شاهان پیشدادی و اسطورهای ایران باستان است، در حالی که «خسرو پرویز» از شاهان ساسانی است و قرنها (بلکه هزارهها) میان این دو فاصله وجود دارد.
اینکه فریدون بخواهد «برادرزاده یا خواهرزاده» کسی باشد که خسرو پرویز «جدّ» اوست، از نظر تاریخی و تبارشناسی یک محالِ آشکار است و حتی با مبالغههای شاعرانه نیز توجیهپذیر نیست، زیرا رابطه نسبی میان دو شخص در سلسله اعقاب و انساب باید منطق طولی داشته باشد. - سردرگمی لغتنویسان در توجیه ناممکنها:همانطور که خودِ دهخدا با تردید اشاره کرده بود، لغتنویسان متقدم چون معنای واژه «افدر» را نمیدانستند، ناچار شدند از روی همین یک بیتِ مبهم، معنیِ «برادرزاده/خواهرزاده» یا «عمو» را برای آن بتراشند؛
غافل از اینکه قرار دادن نام فریدون در کنار خسرو پرویز و نسبت دادن چنین خویشاوندیِ عجیبی به آنها، کل این ساختار را از بیپایه و اساس بودن عیان میکند.
