سنار. [ س َ / س ِ ] (اِ) تنک آبی از دریا که تهش نمایان بود و گل داشته باشد تا کشتی در آن بند شود وبایستد و نگذرد و بیم شکستن دهد. (برهان ). موضعی است از بحر که آبش تنک باشد و تهش گل بوده و بیم آن باشد که کشتی در آنجا بند شود. (آنندراج) :
برود اندرون شد همی بی سنار.
نه در کناره مر او را پدید بود گذر
نه در میانه مر او را پدید بود سنار.
دمان همچنان کشتی مارسار
که لرزان بود مانده اندر سنار.
یکی مرده ماهی همان روزگار
برافکنده موجش بسوی سنار.
گهی بد همانجا بدریا کنار
گرفته ز دریا کنارش سنار.
|| (ص ) شخص عاشق و گرفتار. (برهان ). عاشق . (جهانگیری).
بررسی ریشه و املای واژه سَنار (به معنای آبگرفتگی کمعمق و گلآلود در دریا که کشتی در آن به گل مینشیند و بیم شکستن آن میرود) در متون کهن و ادبیات فارسی نشاندهنده نکات زیر است:
۱. ریشه و تحول واژهشناختی (Etymology)
اصالت باستانی:
این واژه از واژگان کهن ایرانی است که پیشینه آن به دورههای پیش از اسلام و زبانهای ایرانی میانه (پهلوی/پارتی) بازمیگردد. اگرچه در فرهنگهای لغت متأخر مانند برهان قاطع و آنندراج ضبط شده، اما کاربرد فراوان آن در شعر شاعران قرن چهارم و پنجم هجری (مانند ابوشکور بلخی، فرخی سیستانی، عنصری و اسدی طوسی) گواه بر ریشه داری آن در بدنه زبان فارسی دری و تداوم واژگان زبانهای ایرانی میانه است.
برخی ریشهشناسان این واژه را مرتبط با ساختارهای جغرافیایی و دریانوردی ایرانیان باستان در پهنههای آبی (مانند خلیج فارس یا رودخانههای بزرگ و باتلاقهای ساحلی) میدانند.
۲. املای پهلوی و فرم نوشتاری
در املای سنتی و خط پهلوی (کتیبهای و کتابی)، واژگان با حروف صامت آرامیبنیاد نگاشته میشدند و مصوتهای کوتاه معمولاً نوشته نمیشدند.
این واژه در قالب خط پارسی میانه به صورت
snʾlیاsnʾrقابل بازسازی است؛چرا که در دبیره پهلوی، حرف «ل» و «ر» در بسیاری از موارد به واسطه اشتراک در برخی ویژگیهای نوشتاری یا تحولات آوایی نزدیک به هم تلفظ یا نوشته میشدند (کما اینکه در برخی متون کهن به صورت «مارسار» نیز در قافیه با سنار آمده است). در املای فارسی نیز با حروف «سین، نون، الف، راء» (سنار) نوشته میشود و در برخی منابع با فتحه بر روی سین اول (سَنار) یا کسره (سِنار) ضبط شده است.
۳. کاربردهای دیگر در لغتنامهها
علاوه بر معنای اصلی آن (تنکابِ دریا و محل به گل نشستن کشتی)، در فرهنگهای لغت به معنای دوم یعنی «شخص عاشق و گرفتار» نیز اشاره شده است که احتمالاً برگرفته از مفهوم استعاریِ «به گل نشستن و در بند افتادن» در گرداب عشق است.
