۱۴۰۵ مرداد ۲۸, چهارشنبه

سُپار دیگر. پهلوی: 𐭠𐭫𐭯𐭮 گاوآهن که زمین شکافند، لبیبی گفت: ترا گردن در بسته بیوغ و گرنه نروی راست با سپار .

این سپار به معنی گاو آهن هم پهلوی است؟ سُپار دیگر [1] گاوآهن که زمین شکافند، لبیبی گفت: ترا گردن در بسته بیوغ و گرنه نروی راست با سپار[2] بله، «سُپار» با همین معنای گاوآهن (یا تیغه و آهنِ گاوآهن که زمین را می‌شکافد) ریشه‌ای کهن دارد و در زبان فارسی میانه (پهلوی) نیز به همین شکل یا با اندکی تفاوت وجود داشته است. ریشه و تبارشناسی واژه «سُپار» ریشه پهلوی: این واژه از ریشه ایرانی باستان و فارسی میانه (spārdan / سپاردن) گرفته شده است. در زبان‌های ایرانی میانه، این ریشه علاوه بر معنی امروزی سپردن، معانی دیگری چون فشردن، کوبیدن، شیار زدن و شکافیدن (به‌ویژه زمین) داشته است. ابزار کشاورزی: «سُپار» در واقع اسم ابزار یا اسم مصدر است؛ یعنی وسیله‌ای که زمین را می‌شکافد و جلو می‌برد. تحلیل بیت لبیبی بیتی که ذکر کردید نمونه‌ای بسیار زیبا از کاربرد واژگان اصیل کشاورزی در شعر کهن فارسی است: ترا گردن در بسته بیوغ و گرنه نروی راست با سپار بیوغ: خود واژه «بیوغ» (یا همان یوغ) نیز ریشه‌ای کاملاً کهن و پهلوی (yōġ) دارد که چوب یا ابزاری است روی گردن گاو می‌بندند. سپار: در اینجا دقیقاً به معنای گاوآهن یا تیغه‌ای است که زمین را شیار می‌دهد. هم‌نشینی این دو واژه (بیوغ و سپار) در بیت لبیبی نشان می‌دهد که هر دو از واژگان اصیل و کهن کشاورزی ایرانیان از دوران پهلوی به زبان دری و فارسی کلاسیک منتقل شده‌اند. نگارش پهلوی واژه؟ نگارش این واژه در زبان فارسی میانه (پهلوی ساسانی و کتابی) به صورت spʾl (حروف منفصل: س پ ا ل) یا به شکل آوانویسی‌پژوهشی spār (سپار) است. Abadis در خط پهلوی، حرف «ر» و «ل» اغلب با یک حرف مشترک نوشته می‌شدند و در کتب لغت‌شناسی پهلوی و زبان‌های ایرانی باستان، ریشه فعل «سپاردن» و مشتقات ابزاری آن به صورت spartan یا spūrtan و اسم ابزار آن به صورت دستوری متصل به مفهوم فشردن و شکافیدن زمین آمده است. Abadis منظورم با حروف الفبای پهلوی اشت نگارش واژه «سپار» با حروف الفبای پهلوی کتیبه‌ای (یا کتابی) به صورت زیر است: بازار بزرگ کشاورزی ایران از راست به چپ (خط پهلوی از راست به چپ نوشته می‌شود): 𐭠𐭫𐭯𐭮 (یا با حروف منفصل پهلوی: س • پ • ا • ل/ر) بازار بزرگ کشاورزی ایران در خط پهلوی کتیبه‌ای/کتابی اجزای واژه بدین شکل‌اند: بازار بزرگ کشاورزی ایران س (Samekh / Sadhe بسته به نوع خط پهلوی) بازار بزرگ کشاورزی ایران پ بازار بزرگ کشاورزی ایران ا (Aleph) بازار بزرگ کشاورزی ایران ل / ر (در خط پهلوی، حروف «ر» و «ل» با یک شکل واحد نوشته می‌شوند و تلفظ آن بسته به ریشه واژه «سپار» خوانده می‌شود). بازار بزرگ کشاورزی ایران.

///////////////

گاوآهن . [ هََ ] (اِ مرکب ) آهنی که بر یوغ است . خیش ، آهن جفت ، فدان ، ایمد. سپار؛ مجموع گاو و یوغ و چوب و آهن آن . آهنی باشد که بر سر قلبه نصب کنند و زمین را بدان شیار نمایند و او را آهن جفت و سپار هم خوانند. (برهان ) (جهانگیری ) :
کشاورز و گاوآهن و گاوکوه
کجا در چنین ده کند کارسو.

نظامی (از جهانگیری).


کشاورز برگاو بندد لباد
ز گاوآهن و گاو جوید مراد.

نظامی .


مؤلف قاموس کتاب مقدس آرد: باید دانست که گاوآهن عبرانیان بعینه مثل گاوآهن معمول سوریه بوده است و هنگامی که در تحت اختیار عبودیت فلسطینیان گرفتار آمدندپیل و تبر و تیشه و گاوآهن خود به نزد فلسطینیان برده تیز مینمودند (اول شموئیل 13 - 20) و برزگر هنگام شیار یک دست خود را به خیش گذارده (انجیل لوقا 9:62)منساس را بدست دیگر میگرفت تا بدینواسطه تمام آن تیغه بالتساوی به زمین فرورود و در مشرق زمین بیش از یک جفت برای زراعت استعمال نمی کردند و اکثر اوقات به یک گاو یا الاغ یا شتری اکتفا میکردند چنانکه فعلاً هم معمول است و اهالی صور یوغ برگردن گاو و الاغ جفت کرده میگذاردند بدون اینکه به آیه ای که در (سفر تثنیه 22:10) وارد شده توجه نمایند و بسا میشد که با بیشتر از یک جفت در مزرعه شیار میکردند چنانکه در (اول پادشاهان 19:19) درباره ٔ الیشع و ملازمانش وارد است و چنانکه معلوم است در آن وقت زمین را قبل از آمدن زمستان شیار میکردند تا باران را بخوبی به خود بکشد و اکثر اوقات زمین را دوباره شیار کرده تخم می پاشیدند و خاک بر روی آن برمیگردانیدند.