Feed posts
مرگ چنین خواجه نه کاری است خرد
در بحبوحه جنگ ویرانگری که ایران را در چنبر خود گرفته بود یکی از بزرگ ترین- یا شاید بهتر است بگویم یکی از بی همتا ترین - شاهنامه پژوهان ایرانی ، دکتر جلال خالقی مطلق ، ادیب ، زبان شناس ، ایران شناس و شاهنامه پژوه ، چشم از جهان فروبست و در هیاهوی جنگ وبمباران و ویرانی های وطن ، مرگ او چندان مورد توجه قرار نگرفت
بسیاری از دوستداران فرهنگ ایران اورا بزرگترین شاهنامه پژوه همه ادوار میدانند که توانسته است بهترین تصحیح و پیرایش شاهنامه را تا به امروز ارائه کند
استاد جلال خالقی مطلق که در نهم اسفند ۱۴۰۴ در گذشت پنجاه سال از عمر خود را صرف مطالعه و پژوهش در شاهنامه کرد و از او بعنوان تاثیر گذار ترین شخصیت های زبان و ادبیات پارسی یاد میشود
با توجه به اینکه در روزگاران گذشته چاپخانه ای برای چاپ وتکثیر کتاب ها وجود نداشت
وقتی نویسنده ای یا شاعری کتابش را به پایان میرسانید کاتبان وارد میدان شده با دریافت دستمزدی ، دست نویس تازه ای از روی متن اصلی فراهم میکردند
اگرچه برخی از کاتبان چندان خط خوشی هم نداشتند اما مشکل اصلی از آنجا سر بیرون کشید که بعضی از آنها متن را به سلیقه خود تغییر میدادند . مثلا واژگان کهن دیر فهم را با واژگان روز مره دوران خویش جایگزین میکردند
از آن بدتر اینکه اگر کاتبی ذوق شاعرانه ای داشت ابیاتی به متن اصلی می افزود کما اینکه هزاران بیت جعلی برای بسط داستان ها یا عقاید کاتبان وارد شاهنامه میشود که حجم شاهنامه را از ۴۸ هزار بیت به ۵۵ هزار بیت میرساند
بعنوان مثال می بینیم کاتبی که از یورش تازیان به ایران خشمگین است بیتی از خود به شاهنامه اضافه میکند و می نویسد :
چوبخت عرب بر عجم چیره گشت
همه روز ایرانیان تیره گشت
یا اینکه کاتبی دیگر بیتی سخیف در نکوهش زنان می نویسد و آنرا به شاهنامه الصاق میکند:
زن واژدها هر دودر خاک به
جهان پاک از این هر دوناپاک به
یا اینکه بیتی سخیف تر و توهین آمیز تر می سراید و بعنوان یکی از سروده های فردوسی به شاهنامه اضافه میکند :
زنان را ستایی سگان را ستای
که یک سگ به از صد زن پارسای
اگر اوحدی مراغه ای چنین بیت سخیفی را سروده بود هیچ جای تعجبی نبود اما فردوسی ؟ یعنی شاعری که هنگام توصیف زنان ، زبان خود را از هر گونه ابتذال و نگاه صرفا جنسیتی دور نگهمیدارد و شکیبایی و وفا داری و خرد ورزی و دلیری وجنگاوری و قدرت تصمیم گیری زنانی چون رودابه و تهمینه و گرد آفرید و منیژه و کتایون و فرنگیس را می ستاید
شاید بتوان گفت که فردوسی در همه این شخصیتها یک اصل مشترک را دنبال میکند: ارزش انسان به خرد و منش اوست، نه به زن یا مرد بودنش.
از همین روست که زنان شاهنامه را نمیتوان تنها در دوگانه «زن زیبا» و «زن عاشق» خلاصه کرد. سیندخت خردمند است، رودابه صاحب اراده است، تهمینه جسور است، گردآفرید جنگاور است، منیژه وفادار است و فرنگیس استوار و شکیبا.
البته نباید شاهنامه را با معیارهای اجتماعی و اخلاقی قرن بیستویکم سنجید. جهان فردوسی همچنان جهان پادشاهی، پهلوانی، خانواده و ساختارهای سنتی است. اما در همین جهان، فردوسی به زنان شخصیت و شأنی میدهد که فراتر از نقشهای کلیشهای است
زن در شاهنامه نه حاشیه تاریخ ایران، بلکه در بسیاری از لحظات حساس، یکی از سازندگان تاریخ است.
فردوسی زن را نه به سبب زن بودن میستاید و نه به سبب زیباییاش؛ او زمانی زن را بزرگ میکند که خرد، شجاعت، وفاداری و آزادگی او را میبیند.
همین است که پس از گذشت بیش از هزار سال، رودابه، سیندخت، تهمینه، گردآفرید، منیژه و فرنگیس هنوز زندهاند؛ نه فقط در صفحات شاهنامه، بلکه در حافظه جمعی ایرانیان
به نمونه دیگری اشاره کنم .
حافظ شعری دارد که میفرماید :
بجز صبا و شمالم نمی شناسد کس
غریب من که بجز باد نیست دمسازم
آن آقای کاتب با آن خط خرچنگ قورباغه ای اش « غریب » را کش داده طوری نوشته است که « عزیز » خوانده میشود !
حالا بیا ببین حضرات حافظ شناسان و حافظ پژوهان و حافظ بازان چه تعبیر و تفسیر هایی در باره عزیز بودن حافظ قلمی فرموده اند در حالیکه حافظ بیچاره از بی همزبانی و تنهایی و « غربت فرهنگی» مینالیده است
در یک دورانی هم که شاهنامه به هند میرسد کاتبان هندی داستان های شگفت انگیزی به شاهنامه می افزایند و اینجاست که اهمیت تصحیح و پیرایش متن مشخص میشود
با تاکید میگویم که در پیرایش متون ادبی ، تصحیح کننده باید دور از تعلقات دینی و ایدئولوژیک و بدون وابستگی ها و گرایش های قومی و نژادی در باره هر واژه و هر بیت تصمیم بگیرد و اینجاست که جلال خالقی مطلق وارد میدان میشود و بیش از پنجاه نسخه کهن دست نویس شاهنامه را واژه به واژه و سطر به سطر میخواند و بررسی و پیرایش میکند
آقای خالقی مطلق نسخه دست نویس شاهنامه را که در کتابخانه فلورانس نگهداری میشد و حدود دویست سال پس از مرگ حکیم توس نوشته شده و چنین پنداشته میشد که ترجمه فارسی قرآن است بعنوان متن پایه انتخاب و شروع به تصحیح انتقادی میکند و در یک بازه زمانی پنجاه ساله همه نسخه ها را بیت به بیت و واژه به واژه بررسی میکند و بر اساس کهن تر بودن ، دشوار تر بودن متن ، سازگاری با شیوه ساختاری زبان فردوسی ، هماهنگی وزن و قافیه و سازگاری با دیگر بخش ها و داستان های شاهنامه مورد پیرایش قرار میدهد و سرانجام یکی از معتبر ترین نسخه های شاهنامه توسط انتشارات سخن به چاپ میرسد در اختیار ادب دوستان قرار میگیرد
گفت کسی خواجه سنایی بمرد
مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد
کاه نبود او که به بادی پرید
آب نبود او که به سرما فسرد
شانه نبود او که به مویی شکست
دانه نبود او که زمینش فشرد
گنج زری بود در این خاکدان
کو دو جهان را به جویی میشمرد
یاد و نام جلال خالقی مطلق جاودانه و شاد
