۱۴۰۵ مرداد ۲۹, پنجشنبه

Sohrab Kavehe

1d 
عماد آبشناس :
فروپاشی ابر قدرتی ایالات متحده از ایران کلید می خورد؟
مقداری تاریخ را ورق بزنید تا متوجه شوید ابر قدرتها در تاریخ به چه دلیلی فرو پاشیدند.
اکثر ابر قدرت ها توسط دشمن نابود نشدند بلکه توسط سیاستمداران داخلی که به قدرت آن ابر قدرت غره شده بودند و به سمت سوء استفاده از آن قدرت رفتند نابود شدند.
اقتصاد همیشه پاشنه آشیل همه ابر قدرت ها بوده چرا که نگه داشتند قدرت نظامی ابر قدرت نیاز به هزینه های گزاف می باشد و این هزینه ها در نهایت کمر آن ابر قدرت را می شکند.
یک نکته جالب تر اینکه در تمام عرصه های تاریخ خاورمیانه قتلگاه ابر قدرت ها بوده و کلید فروپاشی ابر قدرت ها در خاورمیانه خورده.
به همین دلیل هم هست که منطقه خاورمیانه به مرکزیت ایران در تاریخ به عنوان هارت لند و یا قلب سرزمین معروف بوده.
قلب جهان در این منطقه می تپد و قلب ابر قدرها هم در این منطقه می تپد و تا تاریخ تاریخ بوده همه ابرقدرتها تلاش داشته اند این منطقه را کنترل کنند تا در نهایت بتوانند کنترل جهان را در اختیار بگیرند و در مقابل دیگر قدرتهای جهانی می دانند جایی که می توانند ابر قدرت را زمین بزنند همان هارت لند است.
حتی آنهایی که به ظاهر متحد آن ابر قدرت می باشند در شرایطی از بیش از حد قدرتمند شدن آن ابر قدرت هراس پیدا می کنند و در حین زمین خوردن آن ابر قدرت تلاش می کنند بیشتر زیر پایش را خالی کنند.
کافی است امروزه به شرایط ایالات متحده نگاهی کنید تا همان شرایط را مشاهده کنید.
رهبر چین در ملاقات با ترامپ وی را نصیحت کرد در دام توسیدید گیر نکند اما ترامپ که تاریخ سیاست را نخوانده در آن زمان متوجه صحبت های رهبر چین، که یک فیلسوف متبحر سیاسی نیز هست، نشد.
می توانید در اینترنت جستجو کنید تا ببینید منظور از دام توسیدید چیست اما خلاصه اش را بگویم وآن این است که زمانی که ابر قدرت ها نسبت به اقتدار خود غره می شوند متوجه نمی شوند که رقبا در حال رشد هستند و تصور می کنند با داشتن هیمنه نظامی می توانند جایگاه خود به عنوان ابر قدرت را حفظ کنند اما در نهایت همین ماجرا موجب فروپاشی آنها می شود.
امپراتوری انگلیس در دوران اوج قدرت خود حدود دو برابر امریکای امروز قدرت اقتصادی و نظامی داشت اما در نهایت به دلیل سیاست های برخی حکام انگلیس که مشابه سیاست های حکومت امروز آمریکا بود امپراتوری انگلیس فرو پاشید.
جالب اینکه کلید فروپاشی امپراتوری انگلیس از همین مناطق غربی ایران و شرقی عراق و همین خلیج همیشه فارس رقم خورد.
انگلیس برای حفظ سلطه خود بر تنگه های استراتژیک جهان نیروهای خود را به اقصی نقاط جهان اعزام کرده بود و در عراق کنونی با آلمان که یک اقتصاد رو به رشد سریع شد وارد چالش شد.
آلمان هم به انرژی خاورمیانه نیاز داشت و این انرژی و مسیر های آن توسط انگلیس کنترل می شد و انگلیسی ها با سوء استفاده از کنترل تنگه های برتر جهان از یک سو و بازی با ارزش پوند انگلیس که آن زمان ارز مبادله ای جهان به حساب می آمد تلاش داشت اقتصاد آلمان را عقب نگه دارد و در نهایت کار به جنگ جهانی اول و دوم کشید و همین دو جنگ باعث آن شد که انگلیس هر آنچه قدرت نظامی و اقتصادی داشت هزینه کند و امپراتوری بریطانیا که آفتاب از روی آن غروب نمی کرد فرو بپاشد.
امروزه آمریکا تلاش دارد با کنترل منابع انرژی جهان همان کاری را کند که انگلیس روزی انجام داد.
رئیس جمهوری قانونی منتخب ونزولا را می رباید تا نفت ونزولا را بدزدد و در خاورمیانه کنترل نفت کشورهای عربی را در دست دارد و از سوی دیگر با تهدید و ارعاب پاناما را وادار می کند تا کنترل کانال پاناما را در اختیار آمریکا قرار دهد و بعد سراغ کشورهای اروپایی می رود و شروع می کند اینها را تهدید کردن و به دنبال کنترل دیگر تنگه های استراتژیک می رود اما در خاورمیانه با سد کنترل تنگه هرمز مواجه می شود.
همه کشورهای جهان به خوبی می دانند اگر آمریکا موفق شود کنترل تنگه هرمز و ایران را به دست آورد دیگر کار همه شان تمام است.
برخی تصور می کنند هدف فقط این است که آمریکا مسیر چین به غرب و مسیر روسیه به جنوب را ببندد و کنترل کند و یا اینکه ارسال انرژی خاورمیانه به چین را در اختیار بگیرد تا اقتصاد چین گروگان آمریکا شود.
البته اینها درست است ولی بحث به اینجا ختم نمی شود و اگر آمریکا کنترل انرژی خاورمیانه را دست بگیرد آنوقت اروپا هم در خطر خواهد بود چرا که بلوک اتحادیه اروپا از نظر آمریکایی ها یک رقیب بالقوه اقتصادی برای آمریکا به حساب می آید و آمریکا فقط به خاطر منافع خودش به اروپایی ها می گوید متحد اما وقت اش که برسد آنها رقیب اقتصادی هستند و باید تضعیف شوند.
در صورتی که آمریکا بتواند تنگه هرمز را کنترل کند آنوقت گلوی اقتصاد کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز دست آمریکا خواهد افتاد و ماجرا حتی به کنترل گلوگاه اقتصاد هند و کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین نیز کشیده می شود.
پس عملا می بینیم که بحث کنترل تنگه هرمز توسط آمریکا یک تهدید بالقوه برای کل جهان به حساب می آید و گو اینکه روز گذشته ترامپ حرف خود درباره عوارض 20 درصدی از محموله های کشتی های عبوری از تنگه هرمز را به نوعی پس گرفت اما واقعیت امر این است که ترامپ مقداری زود تر از موعد لازم هدف آمریکایی ها را لو داد و اگر قطعا بتواند کنترل تنگه هرمز را در اختیار بگیرد قطعا آن 20 درصد را از همه مطالبه خواهد کرد.
کنترل تنگه هرمز توسط ایران که برای قرن ها هم بوده برای اکثر کشورهای جهان قابل هضم تر می باشد چرا که آنها تجربه تعامل با ایران در این زمینه را داشته و دارند و ایران مانند آمریکا اینقدر دندان گرد نیست که 20 درصد مطالبه کند و درنهایت به دریافت عوارض کمتری رضایت می دهد.
مضاف بر همه اینها ایالات متحده کشوری نیست که به قوانین و مقررات بین المللی پایبند باشد و یا اینکه زیر بار توافق ها و تفاهم های بین المللی برود و هر لحظه ممکن است که به دلایلی بخواهد کشوری را تحت فشار قرار دهد یا تحریم کند یا ... که این امر را در مقابله با روسیه و چین و حتی متحدین نزدیک اش مانند ترکیه و اسپانیا و ایتالیا و فرانسه و انگلیس و... بارها مشاهده کرده ایم و قطعا اگر کنترل تنگه هرمز در اختیارش باشد دیگر کسی را به بندگی قبول نخواهد کشد.
در چنین شرایطی می توان گفت امروزه همه جهان، چه آنهایی که بیان می کنند چه آنهایی که حاشا می کنند، چشم به ایران دوخته تا جلوی آمریکا بایستد و اجازه ندهد که کنترل تنگه هرمز از دست ایران خارج شود و می توان گفت امید بشریت و جهان امروزه به ایران است اما نکته مهم تر در این است که اگر آمریکا در این رویارویی در مقابل ایران شکست بخورد، که تا به حال خورده، در واقع کلید فروپاشی ابر قدرتی آمریکا نیز رقم خواهد خورد.
/////////////

دامِ توسیدید یا تلهٔ توسیدید (انگلیسی: Thucydides Trap) اصطلاحی است که گراهام تی آلیسون، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، برای توصیف گرایش آشکار به جنگ؛ هنگامی که یک قدرت نوظهور، یک قدرت بزرگ را به عنوان یک هژمونی منطقه‌ای یا بین‌المللی تهدید می‌کند، رواج داد.[۱] این نام در درجه اول برای توصیف درگیری بالقوه بین ایالات متحده و جمهوری خلق چین ساخته شد و هنوز استفاده می‌شود.[۲]

این اصطلاح بر اساس نقل بیانی از توسیدید مورخ و ژنرال نظامی آتن باستان است که می‌گوید: جنگ پلوپونز بین آتن و اسپارت به دلیل ترسی که اسپارت‌ها از رشد قدرت آتن می‌داشته‌اند اجتناب ناپذیر بوده است.[۳][۴]

گراهام آلیسون با حمایت از این تز، مطالعه‌ای را در مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفر دانشگاه هاروارد انجام داد که نشان داد از میان ۱۶ نمونه تاریخی یک قدرت نوظهور رقیب قدرت حاکم، ۱۲ مورد به جنگ ختم شده است. با این حال، این بررسی مورد انتقادهای قابل توجهی قرار گرفته است و نظرهای دانشمندانه در مورد صحت تله توسیدید - به‌ویژه در رابطه با یک درگیری نظامی احتمالی ایالات متحده و چین - اختلاف است.

منشأ

این اصطلاح توسط دانشمند سیاسی آمریکایی گراهام آلیسون در مقاله‌ای در سال ۲۰۱۲ برای فایننشال تایمز مطرح شد.[۲] براساس نقل قول توسیدید، مورخ آتنی و ژنرال نظامی آتن باستان در متن خود با عنوان «تاریخ جنگ پلوپونز» اظهار داشت که «ظهور آتن و ترس ناشی از این امر در اسپارت بود که جنگ را اجتناب ناپذیر می‌کرد»،[۵][۶][۷] هنگامی که یک قدرت در حال رشد (مانند آتن) جایگاه یک قدرت برتر مسلط را به چالش می‌کشد (مانند اسپارت) این اصطلاح را به کار می‌برد. آلیسون در کتاب «Destined for War» (در مسیر برخورد) در سال ۲۰۱۷ به‌طور قابل توجهی این اصطلاح را گسترش داد. او بر این اساس استدلال می‌کند که «چین و ایالات متحده در حال حاضر برای جنگ در مسیر برخورد قرار دارند».[۲][۸]

تعریف

این اصطلاح این تئوری را توصیف می‌کند که وقتی موقعیت قدرت بزرگ به عنوان هژمون توسط یک قدرت نوظهور تهدید می‌شود، احتمال قابل توجهی برای جنگ بین این دو قدرت وجود دارد[۱][۲] یا به قول گراهام آلیسون:

دام توسیدید به عدم تحرک طبیعی و اجتناب ناپذیری اشاره دارد که وقتی یک قدرت در حال افزایش تهدید به جابجایی یک قدرت حاکم می‌کند … [و] هنگامی که یک قدرت در حال رشد تهدیدی برای جابجایی یک قدرت حاکم است، این همان قدرت ساختاری ناشی از آن به‌هم‌ریختگی است که یک برخورد شدید را می‌سازد، یک اتفاق نیست.[۹]

برای پیشبرد بیشتر پایان‌نامهٔ خود، آلیسون یک مطالعه موردی را توسط مرکز علوم و امور بین‌الملل بلفر دانشگاه هاروارد انجام داد که در آن نشان داد از بین ۱۶ مورد تاریخی در رقابت یک قدرت نوظهور با یک قدرت حاکم، ۱۲ مورد آن به جنگ ختم شده است.[۳][۱۰]

تأثیر

این اصطلاح و استدلال‌های پیرامون آن در رسانه‌های بین‌المللی از جمله رسانه‌های دولتی چین[۱۱] و در میان سیاستمداران آمریکایی و چینی تأثیر داشته است.[۲] مطالعهٔ موردی این اصطلاح توسط آلن گریلی میسنهایمر که توسط انستیتوی مطالعات استراتژیک ملی، بازوی تحقیقات نظامی دانشگاه دفاع ملی منتشر شده، اظهار می‌دارد که «از زمان ورود به واژه‌نامه روابط بین‌الملل مورد توجه جهانی قرار گرفته است».[۱۲] به‌علاوه، جاناتان مارکوس، خبرنگار دیپلماسی بی‌بی‌سی اظهارنظر کرد که کتاب گراهام آلیسون در دام توسیدید، Destined For War، «برای بسیاری از سیاست گذاران، دانشگاهیان و روزنامه نگاران به مطالعهٔ مورد نیاز تبدیل شده است.»[۱۳]

روابط چین و ایالات متحده

این اصطلاح در اصل در رابطه با درگیری نظامی بالقوه بین ایالات متحده و جمهوری خلق چین استفاده شد.[۲] شی جین پینگ، رهبر برجسته چین، خود این اصطلاح را ذکر کرده و هشدار داده است که «همهٔ ما باید برای جلوگیری از افتادن به دام توسیدید با هم همکاری کنیم».[۱۴] این اصطلاح در سال ۲۰۱۸ به دلیل افزایش تنش‌های ایالات متحده و چین پس از اعمال تعرفه‌های رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ بر نیمی از صادرات چین به آمریکا، که منجر به مجموعه‌ای از تشدید تلافی‌های اقتصادی شد، نفوذ بیشتری پیدا کرد.[۲][۱۵] دانشمندان غربی متذکر شده‌اند که تعدادی از مسائل فوری که دو ملت با هم اختلاف دارند وجود دارد که احتمال سقوط این دو قدرت در دام توسیدید را افزایش می‌دهد، از جمله استقلال دفاکتوی تایوان، پلیس دیجیتال چین و استفاده از جاسوسی سایبری، سیاست‌های متفاوت در قبال کره شمالی، افزایش حضور دریایی چین در اقیانوس آرام و ادعاهای آن در مورد دریای جنوبی چین و حقوق بشر در سین کیانگ، تبت و هنگ کنگ.[۱][۱۳][۱۵][۱۶] برخی نیز به ادغام قدرت توسط شی جین پینگ، اختلافات ظاهراً آشتی ناپذیر در ارزش‌ها و کسری تجارت به عنوان شواهد دیگری اشاره می‌کنند که ممکن است کشورها در دام توسیدید در حال سقوط باشند.[۱۵][۱۷]

انتقاد

روابط چین و ایالات متحده

تعدادی از محققان از کاربرد دام توسیدید در روابط ایالات متحده و چین انتقاد کرده‌اند.[۱۸] به عنوان مثال، ریچارد هانانیا، یکی از محققان دانشگاه کلمبیا، اظهار داشت که هیچ دام توسیدید بین ایالات متحده و چین وجود ندارد، زیرا جاه‌طلبی‌های چین عمدتاً به مبارزه با مسائل داخلی محدود می‌شود، این بدان معنی است که چین تهدید قابل توجهی برای منافع ایالات متحده نیست.[۱۹] هو بو، استاد انستیتوی تحقیقات اقیانوس دانشگاه پکن و یکی از برجسته‌ترین استراتژیست‌های نیروی دریایی چین، به همین ترتیب گفته است که او اعتقاد ندارد توازن قدرت فعلی بین ایالات متحده و چین از فرضیه توسیدید پشتیبانی می‌کند.[۱۳] محققان دیگری مانند مورخ آرتور والدرون ادعا کرده‌اند که چین هنوز برای چنین درگیری بسیار ضعیف است، به ویژه به «آسیب‌پذیری‌های اقتصادی» چین و مهاجرت مردم چین به خارج از چین اشاره می‌کنند.[۲۰]

دیگران دام توسیدید را به عنوان قطعه‌ای عجیب و غریب از تاریخ باستان مورد تمسخر قرار داده‌اند که به ویژه آن را در دوران معاصر قابل استفاده نمی‌دانند. جیمز پالمر، معاون ویراستار امور خارجه در سیاست خارجی، در مقالهٔ ای خدا، دیگر جنگ پلوپونزی نیست دربارهٔ تله توسیدید نوشت: درگیری‌های بین شهرهای شهر در یک پرتگاه اوراسیا در آب‌های خیز پس از ۲۰۰۰ سال پیش یک راهنمای غیرقابل اعتماد برای دنیای مدرن است. ژئوپلیتیک - و آنها از گسترهٔ وسیعی از تاریخ جهان غافل می‌شود که می‌تواند بسیار مهم‌تر باشد.[۲۱] وی بعداً با تمسخر خاطر نشان کرد که توسیدید نباید «همان تسلط بر محققان روابط بین‌المللی را داشته باشد که هری پاتر برای خوانندگان هزار ساله انجام می‌دهد».

در مقابل عکس‌العمل آلیسون، جوزف اس. نای، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه هاروارد، استدلال کرده است که نگرانی اصلی این است که خیزش چین منجر به یک دام توسیدید نشود، بلکه مسائل داخلی در داخل چین است که منجر به تضعیف چین در آنچه وی می‌نامد، می‌شود. «دام کیندلبرگر».[۱۶][۲۲]

سرانجام، برخی متذکر شده‌اند که رسانه‌های تبلیغاتی دولت چین به منظور ترویج مجموعه ای از روابط قدرت که به نفع چین است، به دام توسیدید پرداخته‌اند.[۲۳]

انتقادهای روش شناختی

از تحقیقات گراهام آلیسون در حمایت از دام توسیدید نیز انتقاد شده است. جوزف اس. نای، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه هاروارد، این ادعا را مطرح کرد که ۱۲ مورد از ۱۶ مورد تاریخی افزایش قدرت رقابت با یک قدرت حاکم به جنگ انجامیده است، زیرا آلیسون درباره شناسایی موارد اشتباه کرده است.[۲۲] برای نمونه او به پرونده جنگ جهانی اول اشاره می‌کند، که آلیسون آن را نمونه‌ای از آلمان در حال ظهور می‌داند که با بریتانیای جاافتاده رقابت می‌کند و می‌گوید که آلیسون عوامل جنگ جهانی اول را به درستی شناسایی نمی‌کند. مورخ آرتور والدرون همانند این ادعا را کرده که آلیسون چندین درگیری اشتباه توصیف کرده است.[۲۰] برای نمونه او درباره درگیری ژاپن و روسیه آلیسون می‌گوید: ژاپن در حال افزایش قدرت در سال ۱۹۰۴ بود، در حالی که روسیه مدت‌ها بود بنیان گذاشته شده بود. آیا روسیه به دنبال پیش زدن از ژاپن بود؟ نه ناوگان تزار.

دیگران برداشت آلیسون از توسیدید را زیر سؤال برده‌اند. در یک مطالعه موردی برای انستیتوی مطالعات استراتژیک ملی، بازوی تحقیقات نظامی دانشگاه دفاع ملی، آلن گریلی میسنهایمر می‌گوید که متن توسیدید از ادعای هنجاری آلیسون در مورد نتیجه اجتناب ناپذیر برخورد بین افزایش پشتیبانی نمی‌کند و این در حالی است که توجه توسیدید را به خود جلب می‌کند و به دام رقابت‌های قدرت بزرگ می‌کشاند اما به عنوان یک ابزار ابتکاری یا یک ابزار پیش‌بینی در تجزیه و تحلیل وقایع معاصر از کار می‌افتد.[۱۲]

جنگ پلوپونز

جوزف اس. نای، دانشمند علوم سیاسی دانشگاه هاروارد، استدلال کرد که گراهام آلیسون جنگ پلوونسی را سوءتفاهم نمی‌کند، با این استدلال که این جنگ در حقیقت نتیجه افزایش آتن نبوده است که اسپارتا را به چالش می‌کشد.[۲۲] مورخ آرتور والدرون استدلال کرد که دونالد کاگان از دانشگاه ییل و ارنست بادیان از دانشگاه هاروارد مدتها پیش ثابت کرده‌اند که هیچ چیزی به نام دام توسیدید در مورد جنگ پلوپونز وجود ندارد.[۲۰]

جستارهای وابسته

منابع

  1.  Mohammed, Farah (5 November 2018). "Can the U.S. and China Avoid the Thucydides Trap?". JSTOR Daily. Archived from the original on 1 January 2020. Retrieved 8 July 2020.
  2.  Rachman, Gideon (18 December 2018). "Year in a Word: Thucydides's trap". Financial Times. Retrieved 8 July 2020.
  3.  Allison, Graham (24 September 2015). "The Thucydides Trap: Are the U.S. and China Headed for War?". The Atlantic. Retrieved 8 July 2020.
  4. Allison, Graham (9 June 2017). "The Thucydides Trap". Foreign Policy. Retrieved 8 July 2020.
  5. Allison, Graham (21 August 2012). "Thucydides's trap has been sprung in the Pacific". Financial Times. Retrieved 8 July 2020.
  6. Thucydides. "The History of the Peloponnesian War". The Internet Classics Archive. Massachusetts Institute of Technology. Archived from the original on 7 April 2020. Retrieved 8 July 2020.
  7. ««تله توسیدید» چیست و چرا رئیس‌جمهور چین در حضور ترامپ به آن اشاره کرد؟». BBC News فارسی. ۲۰۲۶-۰۵-۱۶. دریافت‌شده در ۲۰۲۶-۰۵-۱۷.
  8. Allison, Graham (2017). Destined for War: Can America and China Escape Thucydides's Trap?. New York: Houghton Mifflin Harcourt. ISBN 978-1-328-91538-2.
  9. Allison, Graham (2017). Destined for War: Can America and China Escape Thucydides's Trap?. New York: Houghton Mifflin Harcourt. pp. xv–xvi. ISBN 978-1-328-91538-2.
  10. "Thucydides's Trap". Belfer Center for Science and International Affairs. Harvard Kennedy School. Archived from the original on 5 July 2020. Retrieved 8 July 2020.
  11. Yongding, Yu; Gallagher, Kevin P. (11 May 2020). "Virus offers a way out of Thucydides trap". China Daily. Archived from the original on 25 May 2020. Retrieved 8 July 2020.
  12.  Misenheimer, Alan Greeley (4 June 2019). "Thucydides' Other "Traps": The United States, China, and the Prospect of "Inevitable" War". Institute for National Strategic Studies. National Defense University. Archived from the original on 9 سپتامبر 2021. Retrieved 8 July 2020.
  13.  Marcus, Jonathan (25 March 2019). "Could an ancient Greek have predicted a US-China conflict?". BBC. Retrieved 8 July 2020.
  14. Valencia, Mark J. (7 February 2014). "China needs patience to achieve a peaceful rise". South China Morning Post. Retrieved 8 July 2020.
  15.  Kant, Ravi (26 February 2020). "The 21st-century Thucydides trap". Asia Times. Retrieved 8 July 2020.
  16.  Funabashi, Yoichi (10 October 2017). "Can we avoid the 'Thucydides Trap'?". Japan Times. Retrieved 8 July 2020.
  17. Yu, David; Yap, Wy-En (21 February 2020). "Can U.S. And China Escape The Thucydides Trap?". Forbes. Retrieved 8 July 2020.
  18. The Traps of Antiquity. بایگانی‌شده در ۱۴ آوریل ۲۰۲۱ توسط Wayback Machine Centre for Aerospace and Security Studies (CASS). Accessed 20 February 2021.
  19. Hanania, Richard (8 June 2020). "There Is No Thucydides Trap Between the U.S. and China". Real Clear Defense. Retrieved 8 July 2020.
  20.  Waldron, Arthur (12 June 2017). "There is no Thucydides Trap". SupChina. Archived from the original on 18 سپتامبر 2019. Retrieved 8 July 2020.
  21. Palmer, James (28 July 2020). "Oh God, Not the Peloponnesian War Again". Foreign Policy. Archived from the original on 29 July 2020. Retrieved 29 July 2020.
  22.  Nye, Joseph S. (9 January 2017). "The Kindleberger Trap". Belfer Center of Science and International Affairs. Harvard Kennedy School. Archived from the original on 14 April 2020. Retrieved 8 July 2020.
  23. Cole, J. Michael; Hsu, Szu-Chien (2020-07-30). Insidious Power: How China Undermines Global Democracy (in English). Eastbridge Books. p. 47. ISBN 978-1-78869-214-4.
Ricardo Portomor invited you to join this group.

IRANICA