در کتاب لغت فرس اثر اسدی طوسی، واژهٔ «شیار» (و ترکیبهای وابسته به آن) در زمرهٔ واژگان کهن زبان فارسی است که ریشه و پیشینهٔ آن در متون و فرهنگهای کهنتر ایرانی (مانند پهلوی و اوستایی) ریشه دارد.
۱. ریشه و معنا در لغت فرس اسدی طوسی
۲. ریشهشناسی تاریخی و تطبیقی (Etymology)
- این واژه با ریشههای هندواروپاییِ مربوط به شکافتن، بریدن و شیار دادن پیوند دارد.
- در زبانهای ایرانی میانه (پهلوی ساسانی)، شکلهای مشابهی برای مفهوم خطکشی، خط افتادگی، و شکافتن زمین به کار میرفته است که به مرور در فارسی دری با پسوند یا ساختار «-ار» به صورت «شیار» تثبیت شده است.
- فعل «شیار کردن» نیز از همین ریشه برای شخم زدن و شیار انداختن در زمین کشاورزی در متون کهن به فراوانی استفاده شده است.
نگارش پهلوی واژهٔ شیار (در خط پهلوی کتابی یا شکسته) با توجه به ریشهها و معادلهای آن در زبان پهلوی (Middle Persian) معمولاً به صورتهای زیر تحلیل و نوشته میشود:
۱. نگارش پهلوی (کتابی)
در خط پهلوی کتابی (پازند / هزوارشنویسی یا واژهنویسی مستقیم)، واژهٔ مربوط به شیار، خط، شیار زمین یا شکاف به صورت زیر نگاشته میشود:
خط پهلوی کتابی: یا متناسب با ریشهٔ آن (بر اساس واژگان همخانواده در پهلوی نظیر šigār یا ریشههای مرتبط با شکاف و شیار).
حروف معادل لاتین/پازند:
یا به صورت آواشناسی پهلوی: šiyār / šigār.
۲. ریشه و معادل پهلوی
در فرهنگهای ریشهشناختی زبانهای ایرانی، واژهٔ «شیار» بازمانده یا دگرگونشدهٔ شکلهای میانه است که در پهلوی با پسوند نسبت یا اسمساز (-ār) و ریشهٔ دال بر شکافتن و خطکشی به کار میرفته است.
در برخی متون پهلوی، واژگان هممعنای آن برای شیار زمین یا خطافکندن با پسوندها یا واژههایی نظیر šigār (شِگار/شیار) و ریشههای مرتبط با šigāftan (شکافتن) سنجیده میشوند.
