پیاده همیشد بهبهر شکار / خشنسار بود اندر آن رودبار (فردوسی)از آن کردار کاو مردم رباید / عقاب تیز برباید خشنسار (دقیقی)
ریشهشناسی واژهٔ کهن «خشنسار»
فرهنگنویسان و پژوهشگران زبانهای ایرانی (مانند دکتر محمد معین در حاشیهٔ برهان قاطع و استاد کزازی) ساختار این واژه را در پهلوی و فارسی دری چنین تحلیل کردهاند:
بخش اول («خشن» / Xašin): در زبان پهلوی و پارسی میانه به معنای کبود، تیرهرنگ یا سیاهفام بوده است (همرده با واژههایی که دلالت بر رنگ تیره دارند).
بخش دوم («سار» / Sār): دگرگونشده یا همپایهٔ واژهٔ «سر» است.
بنابراین، از نظر ریشهشناختی، «خشنسار» به معنای تحتاللفظی «کبودسر» یا «دارندهٔ سر و تن تیره و سیاه» است که با ظاهری پرندهٔ چنگر (که پر و بالی سیاهرنگ دارد اما لکه و سپر سفیدرنگی بر پیشانی و سر دارد) کاملاً انطباق دارد.
معادل ترکی (قشقلداق / قشقلان)
در فرهنگ لغتهای قدیمی (مانند آنندراج و ناظمالاطباء) نیز صراحتاً ذکر شده است که ترکان این پرنده را «قشقلدان» یا «قاشقالداق» (Qašqaldaq) مینامند.
در واقع، نام پهلوی/فارسی کهن این پرنده (خشنسار) و نام ترکی آن (قشقلداق) هر دو از روشی مشابه یعنی توصیف ظاهری پرنده (تیرهتن بودن در کنار ویژگی سر/پیشانی) ساخته شدهاند.
