skip to main
|
skip to sidebar
🎥دروغهای نتانیاهو به ترامپ: #جنگ_پیشگیرانه_بر_اساس_تهدید_هستهای_جعلی، #اتاق_سیاه_نتانیاهو، #فروپاشی_اعتماد_اطلاعاتی و #تکرار_الگوی_عراق_۲۰۰۳ مصاحبهٔ قاضی اندرو ناپولیتانو با آلستر کروک ، دیپلمات سابق بریتانیاییو عضو سابق «ام آی ۶» ✅ ۱ – ادعاهای اصلی۱.۱ نتانیاهو و دیوید بارنی (رئیس وقت موساد که بعداً برکنار شد) در جلسهٔ اتاق وضعیت کاخ سفید (حدود ۱۱ ژوئیه ۲۰۲۶) به ترامپ دروغ صریح گفتند که ایران به «ساعت دوازدهم» ساخت سلاح هستهای رسیده، تهدیدی فوری و وجودی ایجاد کرده و «هولوکاست» در شرف وقوع است.۱.۲ اطلاعات نظامی اسرائیل (بخش تحقیقات نظامی ارتش) و ارزیابیهای رسمی ارتش اسرائیل کاملاً خلاف این ادعا بودند: هیچ مدرک مستقیمی دال بر «مسابقه به سمت سلاح هستهای» وجود نداشت و احتمال موفقیت عملیات چهارروزهٔ ادعایی بسیار پایین ارزیابی شده بود.۱.۳ نتانیاهو این ارزیابیها را نادیده گرفت و تصمیم را در آنچه «جعبه سیاه» او نامیده میشود (اصطلاحی که الف بن بهکار برده) پیش برد؛ فضایی که در آن هیچکس جرأت پرسش «اگر ایران فرو نپاشد چه؟» یا «اگر قویتر بیرون بیاید چه؟» را نداشت.۱.۴ مقامات آمریکایی (بهویژه در پنتاگون و اطلاعات نظامی) از اختلاف نظر داخلی اسرائیل مطلع بودهاند، اما یا سکوت کردهاند یا نتوانستهاند ترامپ را متوقف کنند. نتیجه: آمریکا وارد جنگی شد که توجیه اطلاعاتی معتبر نداشت.۱.۵ الگوی دروغگویی ادامه دارد: پیت هگسث دربارهٔ توان تسلیحاتی آمریکا برای جنگ طولانی، و اسکات بسنت دربارهٔ کوتاهمدت بودن بحران انرژی و توانایی کنترل قیمت نفت از طریق دستکاری بازار.✅ ۲ – استدلالها۲.۱ دکترین جنگ پیشگیرانهٔ اسرائیل مستلزم وجود «تهدید فوری، واقعی و وجودی» است. بدون چنین تهدیدی، هرگونه حملهٔ پیشگیرانه از نظر حقوقی تجاوز محسوب میشود. نتانیاهو با جعل این فوریت، هم چارچوب حقوقی داخلی اسرائیل و هم مبنای مشروعیت بینالمللی جنگ را نقض کرد.۲.۲ اطلاعات نظامی اسرائیل (برخلاف موساد که مستقیماً تحت کنترل نخستوزیر است) ارزیابی رسمی و مکتوب ارائه کرد که شامل دو نکتهٔ کلیدی بود: الف) هیچ شواهدی از حرکت ایران به سمت سلاح هستهای وجود ندارد؛ ب) احتمال موفقیت عملیات چهارروزه بسیار پایین است. این ارزیابی صراحتاً موضع رسمی آمریکا را نیز در بر میگرفت.۲.۳ تصمیمگیری در «جعبه سیاه» به معنای غیبت کامل سازوکارهای کنترل و تعادل است. در جلسهٔ تصمیمگیری هیچ پرسش ساختاری دربارهٔ سناریوهای شکست مطرح نشد. این غیبت پرسش، نشاندهندهٔ شکست نهادی نظارت اطلاعاتی است.۲.۴ آمریکاییها فقط با موساد ارتباط ندارند؛ آنها کانالهای مستقیم با اطلاعات نظامی اسرائیل دارند. بنابراین میدانستند که خود اسرائیلیها (حداقل شاخه نظامی) ادعای نتانیاهو را رد کردهاند. پذیرش دروغ یا سکوت در برابر آن، مسئولیت آمریکا را نیز سنگین میکند.۲.۵ الگوی تاریخی تکرار شده است: نتانیاهو همان ترفند ۲۰۰۳ (سلاحهای کشتارجمعی عراق و ویال پودر سفید کولین پاول) را دوباره بهکار برد، اینبار با زبان احساسیتر («خنجر بر گلو»، «ساعت دوازدهم»، «هولوکاست در راه») و با هدف کشاندن آمریکا به فاز دوم جنگ.✅ ۳ – شواهد کلیدی۳.۱ گزارشهای متعدد روزنامهنگاران عبریزبان (از جمله رونن برگمن و دیگران) که منابع مستقیم در موساد و اطلاعات نظامی دارند و بهطور جمعی به این نتیجه رسیدهاند که نتانیاهو به ترامپ دروغ گفته است.۳.۲ ارائهٔ رسمی بخش تحقیقات نظامی اسرائیل به نتانیاهو پیش از تصمیم جنگ: «هیچ مدرکی از مسابقه به سلاح هستهای وجود ندارد» و «احتمال موفقیت عملیات چهارروزه بسیار پایین است».۳.۳ ظهور زبان یکسان و غیرمعمول در میان مقامات دفاعی و امنیتی اسرائیل در هفتههای اخیر؛ همگی تقریباً با یک فرمول واحد میگویند «نتانیاهو دروغ گفت تا فاز دوم جنگ را بگیرد». این هماهنگی زبانی غیرعادی است و نشاندهندهٔ اجماع داخلی علیه روایت رسمی است.۳.۴ مقایسهٔ مستقیم با صحنهٔ کولین پاول در سازمان ملل که اکنون حتی در mainstream رسانههای عبریزبان نیز مطرح میشود.۳.۵ اظهارات اسکات بسنت مبنی بر عبور ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز در یک روز با ترانسپوندر خاموش از «کریدور آمریکایی» — ادعایی که با واقعیت فیزیکی تنگه (تنها ۲۱ کیلومتر عرض) و وجود رادار و پهپادهای ایران ناسازگار است و صرفاً برای ایجاد تصویر خوشبینانه ساخته شده.✅ ۴ – نتیجهگیری۴.۱ جنگ جاری بر پایهٔ دروغ آشکار اطلاعاتی بنا شده است: تهدید هستهای فوری وجود نداشت، ارزیابی نظامی اسرائیل خلاف آن بود، و نتانیاهو با نادیده گرفتن آن، آمریکا را وارد جنگی کرد که نه توجیه اولیه دارد و نه منابع کافی برای تداوم آن.۴.۲ این رویداد نشاندهندهٔ فروپاشی مکانیزمهای کنترل و تعادل اطلاعاتی در هر دو سوی اقیانوس اطلس است: «جعبه سیاه» نتانیاهو در اسرائیل و ناتوانی یا بیمیلی مقامات آمریکایی برای گفتن حقیقت تلخ به ترامپ.۴.۳ پیامد عملی این است که آمریکا اکنون درگیر جنگی است که هم مبنای مشروعیت آن فرو ریخته و هم توان تداوم آن (مهمات، انرژی، اراده سیاسی) بهشدت زیر سؤال است. کمبود مهمات برای جنگ طولانی و بحران واقعی در عرضهٔ میانیتقطیرها (دیزل و نفت سفید) از هماکنون خود را نشان میدهد.۴.۴ الگوی تاریخی تکرار شده: جعل تهدید وجودی → جنگ پیشگیرانه → کشف دروغ → هزینههای انسانی و استراتژیک سنگین. تفاوت این بار آن است که حتی در خود اسرائیل، mainstream عبریزبان اکنون این دروغ را علنی میپذیرد و از نتانیاهو خشمگین است.۴.۵ پرسش بنیادین و هنوز بیپاسخ باقی میماند: آیا ترامپ، هگسث، روبیو و اطرافیانش اکنون میدانند که بر اساس دروغ وارد جنگ شدهاند؟ و اگر میدانند، چرا همچنان آن را ادامه میدهند؟ پاسخ این پرسش، معیار نهایی صداقت و مسئولیتپذیری دولت فعلی آمریکا خواهد بود. تا زمانی که این پرسش بیپاسخ بماند، اعتماد به فرآیند تصمیمگیری جنگی در واشنگتن بهطور بنیادین مخدوش باقی خواهد ماند.