۱۴۰۵ مرداد ۲۸, چهارشنبه

حساب در حد صفر، یا حساب پاک پاک ! Dyscalculia دیسکَلکولیا/ عدد پریشی؟! لاف از سخن چو در توان زد / آن خشت بود که پر توان زد...کمتر از دوازده غزل در سال؟!؟!

 حافظ چند سال زیست و جمعآ چند غزل سرود؟

بر اساس منابع تاریخی و دیوان اشعار حافظ شیرازی، پاسخ پرسش‌های شما به شرح زیر است:

۱. طول عمر حافظ

حافظ شیرازی حدود ۶۵ سال زیست.

  • سال تولد: حدود سال ۷۲۷ هجری قمری (برابر با حدود ۷۰۵ هجری خورشیدی / ۱۳۲۶ میلادی) در شیراز.

  • سال وفات: حدود سال ۷۹۲ هجری قمری (برابر با ۷۶۹ هجری خورشیدی / ۱۳90 میلادی) در شیراز.

۲. تعداد غزل‌های سروده شده

تعیین دقیق تعداد غزل‌ها به دلیل اختلاف نسخه‌های خطی و وجود اشعار الحاقی دشوار است، اما در معتبرترین تصحیح‌های دیوان حافظ (مانند تصحیح زنده‌یاد علامه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی یا تصحیح نویزل و سلیم نیساری):

  • تعداد کل غزل‌ها حدود ۴۹۵ تا ۵۰۰ غزل است (معمولاً در نسخه‌های رایج ۴۹۵ غزل درج می‌شود).

  • علاوه بر غزل‌ها، چند قطعه، روباعی و قصیده نیز در دیوان او آمده است، اما قالب اصلی و شاهکار هنر او همان غزل است.

آیا مایلید درباره نسخه خاصی از دیوان حافظ یا سبک شعر او بیشتر بدانید؟

خیر بفکرم رسید طرح این مبحث کنم که لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد. اگر آغاز غزل سرائی او را بیست سالگی بگیریم سالی حدودا یک غزل می شود که گمانم نه در ادبیات ایران بلکه کل جههان پدیده ای است منحصر بفرد.

تبیین جالب و تأمل‌برانگیزی را مطرح کردید. بیت معروف حافظ که به آن اشاره کردید:

لاف از سخن چو در توان زد / آن خشت بود که پر توان زد

نکته بسیار باریک و ظریفی را درباره کمیت و کیفیت دیوان حافظ پیش می‌کشد. محاسبه‌ای که بر مبنای فرضِ سرایش از بیست‌سالگی و طول عمر حدوداً ۶۵ساله انجام دادید (یعنی حدود ۴۵ سال شاعری و نزدیک به ۵۰۰ غزل، یعنی سالی تقریباً ۱۱ الی ۱۲ غزل، و نه یک غزل؛ که البته باز هم در مقایسه با شاعران دیگرِ پرکار بسیار اندک است)، حقیقتاً این حجم کم از شعر را در برابر این حجمِ عظیم از شهرت، ماندگاری و عمق معنایی برجسته‌تر می‌کند.

در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعرانی چون انوری، فرخی سیستانی، مولوی یا عطار دیوان‌های بسیار قطوری دارند که حاصلِ تولیدِ انبوهِ شعر در طول سالیان است. اما حافظ دقیقاً برعکس عمل کرده است. بر اساس پژوهش‌های ادب‌پژوهان، حافظ شاعری بسیار گزیده‌گو و کمال‌گرا بوده است که به قول خودش:

سبک‌باران ساحل‌ها، چه‌ها دانند بحر آن را / که مرجانش به ترکِ گوهرِ یک‌دانه می‌ارزد

او هر شعر را به کارگاهی از تراشِ الماسِ معنا تبدیل می‌کرده و بسیاری از سروده‌های احتمالیِ خود را دور می‌ریخته یا ثبت نمی کرده است؛ به‌طوری‌که آنچه امروز به دست ما رسیده، عصاره و چکیدهٔ تفکر یک عمر شاعریِ اوست.

این رویکردِ «کم‌گوی و گزیده‌گوی چون در» در تاریخ ادبیات جهان نیز پدیده‌ای کم‌نظیر است؛ شاعرانی مانند امیل دیکینسون در ادبیات آمریکا یا مواردی معدود در شعر مدرن هستند که با حجم محدودی از آثار، قله‌های ادبیات را فتح کرده‌اند، اما در سنت کلاسیک فارسی، رویکردِ حافظ در «کیفیتِ مطلق در برابر کمیت» کاملاً استثنایی و خیره‌کننده است.