۱۴۰۵ مرداد ۳۰, جمعه

پَرگَر. طوقی مرصع و زَرّین بود که بر گردن [و] یاره کنند، دقیقی گفت: عدو را بهره از تو غُلّ و پاوند ولی را بهره از تو تاج و پرگر

 پَرگَر 

  طوقی مرصع و زَرّین بود که بر گردن [و] یاره کنند، دقیقی گفت: 

  عدو را بهره  از تو غُلّ و پاوند 

                                        ولی را بهره از تو  تاج و پرگر

ریشه پیشا اسلامی پرگر که گویا به گفته استاد دهخدا بر گرفته از پرگار است؟

نکته بسیار جالب و دقیقی را مطرح کردید. واژه «پَرگَر» در ادب کهن فارسی (به ویژه در فرهنگ‌های لغتی چون صحاح الفرس و فرهنگ‌های پیشااسلامی و معادل‌سازی‌های کهن) به معنای طوق، گردن‌بند زرین و مرصعی است که پادشاهان و بزرگان باستان بر گردن می‌آفتادند (و گاه حتی بر گردن اسبان فاخر می‌انداختند).

ریشه‌شناسی و دیدگاه استاد دهخدا و مؤلفان کهن

  • اشتیاق معنایی با پرگار هندسی: در برخی فرهنگ‌های کهن مانند صحاح الفرس صریحاً ذکر شده است که این واژه از «پرگار» (افزار دایره‌کش) مشتق شده است؛ چرا که پرگار خطی مدور و حلقه مانند ایجاد می‌کند و طوق یا گردن‌بند نیز ساختاری حلقوی و مدور دارد که دور گردن را احاطه می‌کند.

  • ریشه پیشااسلامی (ایرانی باستان): این واژه ریشه‌ای کهن در زبان‌های ایرانی دارد و ارتباط آن با ابزار دایره کشیدن (پرگار) نشان می‌دهد که هر دو از یک بنِ هندسی و مفهومیِ مرتبط با «گرد بودن، چرخیدن و حلقه زدن» سرچشمه گرفته‌اند. در متن شما نیز بیت درخشان از دقیقی طوسی (شاعر بزرگ قرن چهارم) شاهد این مدعاست که چگونگی تقابل سختی و نعمت را در دربار نشان می‌دهد:

    عدو را بهره از تو غُلّ و پاوند
    ولی را بهره از تو تاج و پرگر

در این بیت، «غل و پاوند» نماد اسارت و عذاب برای دشمن است، در حالی که «تاج و پرگر (طوق زرین)» نماد پاداش، بزرگی و قربِ ولیّ و دوست در نزد شاه است.

آیا در خصوص ریشه‌شناسی واژگان کهن دیگری در اشعار دقیقی یا فردوسی پرسشی دارید؟
نه نگارش پارسی میانه یا پهلوی ان مطلوب است.
بررسی نگارش و ریشه این واژه در پارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) ابعاد ریشه‌شناختی بسیار زیبایی را آشکار می‌کند:

۱. ریشه و ساختار در پهلوی

در زبان‌های ایرانی میانه، واژگانی که به مفهوم «چرخش، دور زدن، احاطه کردن و خم کردن» مربوط می‌شوند، عموماً از بن‌های هندسی و حرکتیِ باستانی مشتق شده‌اند.

  • واژه «پرگار» (و صورت کهن‌تر آن «پرگر») در بنیاد خود از پیشوند پَر- (به معنای پیرامون، دورِ چیزی، همه‌سوره) و جزءِ پسینِ مرتبط با ریشه پهلویِ کَردن یا چرخش و خمیدگی ساخته شده است.

  • در پهلوی اشکانی و ساسانی، واژه‌هایی که دایره یا پیرامون را نشان می‌دهند با پسوندها یا بن‌های مشابهی چون «پر» (pari) به معنای «پیرامون» پیوند خورده‌اند. خود ابزار یا وسیله‌ای که خط مدور می‌کشید یا حلقه‌ای که دور گردن را می‌گرفت، بازتاب همین مفهوم «پیرامون‌کننده» یا «حلقه زننده به دور چیزی» است.

۲. شکل نگارش در خط پهلوی (کتیبه‌ای و کتابی)

اگر بخواهیم این واژه را بر اساس ساختار آوایی و ریشه‌شناختی در متون پارسی میانه (پهلوی) بررسی کنیم:

  • آواشناسی پهلوی: در پهلوی میانه، واژه‌ها معمولاً بدون الف‌های میانجی یا با ساختار صامت و مصوت کهن ثبت می‌شده‌اند. واژه «پَرگَر» (parg[a]r) به صورت صامت‌های پ - ر - گ - ر قابل بازسازی است.

  • تحول معنایی از پهلوی به فارسی دری: در متون پهلوی و پس از آن در دوران انتقال به فارسی دری، این واژه همزمان دو معنا را حفظ کرده بود: یکی معنای ابزار هندسی (دایره‌کش) و دیگری معنای ابزار زینتی و طوق گردن (پرگر/پرگار) که به خاطر فرم دایره‌وار و احاطه‌کننده‌اش به دور گردن، دقیقاً از همین مفهوم پهلویِ چرخش بر پیرامون گرفته شده بود.

نکته تحقیقی استاد دهخدا نیز دقیقاً ناظر بر همین پیوند دیرینه است؛ اینکه «پرگرِ» شعر دقیقی و طوق‌های زرین باستانی، در ریشه با مفهوم هندسی و چرخشیِ دایره هم‌خانواده و هم‌بن هستند.

/////////////////

پرگر. [ پ َ گ َ ] (اِ)طوق. (فرهنگ اسدی نخجوانی). طوق مرصع و زرین بود که بر گردن و یاره کنند. (فرهنگ اسدی نسخه ٔ چ تهران ). طوق زرین باشد و از پرگار مشتق است . (صحاح الفرس). با گاف فارسی طوق مرصعی بوده که ملوک پیشین در گردن میکرده اند و گاه بر گردن اسب می انداخته اند. (برهان ). طوق مرصع زرّین. طوق مرصع که ملوک باستان در گردن خود و گاهی در گردن اسب میکردند. (رشیدی):
عدو را ازتو بهره غل ّ و پاوند
ولی را از تو بهره تاج و پرگر.

دقیقی.


بهر تخت بر خسروی افسری
سزاوار هرافسری پرگری (؟).

اسدی.


|| مخفف پرگار. (برهان).