۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

خواندنی از ایرانیان شرقی تر

چگونگی تحول تاريخ در خاور زمين

دکتر اکرم عثمان

بخش چهارم


بحثی در بارهء بود و نبود فیودالیزم در منطقهء ما

ـ 1ـ

طرح مسـأله:

ما هنوز جامعه ای زمین بسـته هسـتیم و زمین بسـتگی به درجات متفاوت با رگ و روان ما کار دارد. زمین و آب کماکان مهمترین مقولات زنده گی اجتماعی ما را تشـکیل میدهند و شـاید هیچ مسـألهء سـیاسی نباشـد که به گونه ای با این دو مهمتری مشـکل دیروز، امروز و فردای ما تماس نگیرد. مبرم ترین تناقض تاریخ کشـور های منطقهء ما را دو بی کرانگی تشـکیل میدهد، یکی وفور و بی کرانگی زمین و دیگری قلت ناکرانمند آب. ــ یک تقابل اقلیمی و طبعی که تاریخ اجتماعی و سـیاسی ما را دچار محدودیت کرده و بر جغرافیا و اقلیم ذهن ما تأثیری ژرف گذاشـته اسـت.

در منطقهء ما هر کشـوری به مقتضای شـرایطش به حل این دو مشـکل قیام کرده و به کرات تجاربی از گونهء شـورشـها، سـرکوبها و انقابات اجتماعی را پشـت سـر گذاشـته اسـت. در تاریخ معاصر ایران، انقلاب مشـروطه، رفورم ارضی محمد رضا شـاه و انقلاب سـال 57 به رهبری آیت الله خمینی بدون شـک بازتاب های مناسـباتی بوده اند که عمدتاً از همان سـرچشـمه ها آب می خوردند و هنوز هم اســقرار حاکمیت حاضر در ایران را عبرت دهقانان کم زمین و بی زمین و محرومیت روسـتائیان آواره ای تهدید می کند که حاشـیه نشـین شـهر ها هسـتند و افغانسـتان نیز که دو رفورم ارضی ناکام را پشـت سـر گذاشـته اسـت چنان در غرقاب معضل زمین و آب و پسـرفت اجتماعی دسـت و پا می زند که بود و نبودش را بخاطر نیم نان و نیم نفس در گرو گذاشـته اسـت. و کشـور های آسـیای میانه که از سکوی یک جامعهء فلاحتی با جسـتی بی هنگام به سـوسـیالیسـم پریدند و دو شـکل مالکیت دولتی ( کلخوزی ) و ( سـوخوزی ) را تجربه کردند. بعد از انهدام دولت شـوری بار دیگر در پله های نخسـتین سـالهای سـدهء حاضر قرار گرفته اند و شـاید بزرگترین بازندهء قرن همانها باشـند که از نو به اصلاح، به غلط خوانی های تاریخ شـان نشـسـته اند.

با این روال، طرح مسـأله مالکیت زمین و آب و حاکمیت های ناشی از آن، از دیر باز با اصطلاحاتی چون « نظام ارباب رعیتی »، « نظام ملوک الطوایفی » و « نظام فیودالی » قالب شـده اسـت که شـاید بحث انگیز ترین مضمون اجتماعی زمان ما در محدودهء منطقه باشـد و هر چه در باره اش به بحث بنشـینیم و سـخن برانیم باز هم کم گفته ایم.

تا جائیکه نگارنده خبر دارد در ایران صاحبنظرانی چون دکتر امیر حسـین آیانپور اسـتاد دانشـگاه تهران، احسـان طبری نظریه پرداز معروف، دکتر محمد علی خنجی، غلام رضا انصافپور، خسـرو خسـروی، دکتر محمد علی کاتوریان اسـتاد یار دانشـگاه کنت انگلسـتان و دیگران در گسـتره های وسـیع به این مسـأله پرداخته اند. در افغانسـتان دانشـمندای چون میر غلام محمد غبار در کتاب « افغانسـتان در مسـیر تاریخ » میر محمد صدیق فرهنگ در « تاریخ افغانسـتان در پنج قرن اخیر» دکتر جلال الدین صدیقی در کتاب « قبیله سـالاری » و دیگر آثارش در مواردی کار برد اصطلاح نظام فیودالی را برای تبیین مناسـبات ارضی در افغانسـتان مُرَجَّح [ برتری داده شـده] دانسـته اند و در تاجیکسـتان عمدتاً پروفسـور غفوراوف عضو اکادمی علوم اتحاد شـوروی در کتاب « تاریخ تاجیکان » بجای نظام زمینداری یا ملوک الطوایفی، فیودالیزم را بکار برده اسـت.

گفتی اسـت که اکثر محققان شـوروی بخصوص آنهایی که خود را ناگزیر به رعایت سـیاسـت رسـمی در عرصه های عملی می دیدند، حتاالمقدور کوشـیده اند تاریخ تکامل جوامع را در آیینهء همان پنج دورهء متعارف که فیودالیزم پلهء سـومش اسـت ببینند. و در اروپای غربی تمان دورهء قرون وسـطی با فرماسـیون فیودالیزم نشـانی شـده که واژه هایی چون « فئود »، « فی یف »، « بنه فیت »، « واسـال » و غیره برخاسـته از ادبیات سـیاسی و اقتصادی همین دورهء تاریخی اسـت و به تبع آن، در منطقهء ما شـمار کثیری از دانشـمندان بخصوص کسـانی که به گونه ای نظریهء فرماسـیون تاریخ را در مورد تمام جهان صادق یافته اند، آن مقولات و اصطلاحات را در تعمیمی بسـیار وسـیع، جهان شـمول دانسـته که ما در این بررسی عنداللزوم از خلاصهء نظریات و سـرخط های آنها در این باره بهره خواهیم برد.

شـایان ذکر اسـت که این قلم در پی اثبات یکی بودن و یکی نبودن فیودالیزم غربی با نظام زمینداری شـرق در سـده های میانه نیسـت؛ چه آن اسـتطاعت علمی را در خود سـراغ ندارد، بلکه می کوشـد مضمون درون جدل هایی را برجسـته سـازد که در این باب بین صاحبنظران گذشـته اسـت. همچنین به اقتضای مَـدِ حوادث سـیاسی که به احتمال طلایهء توفان دیگری اسـت. طرح چنین مطلبی ضرورت دارد، تا باشـد پیش بینی هایی فراهم آید و راهیان راه های آینده چون گذشـته، گام در تاریکی نگذارند.

 نگاهی  بر نظریات در این موضوع:

طوری که در بالا آوردیم به گمان نگارنده و به احتمال قوی از نخسـتین کسـانی که ویژه گی های تاریخ و فرهنگ منطقه را در بررسی های مسـتدل و جامعه شـناسـانه روشـن کرده اند یکی « مرتضی راوندی » در کتاب حجیم و ده جلدی « تاریخ اجتماعی ایران » اسـت و دیگری دکتر امیر حسـین آریانپور می باشـد که در آثاری چون « دینامیسـم تاریخ »، « جامعه شـناسی هنری» نشـر کرده، مجلهء سـخن در سی و پنج سـال قبل، « بن بسـت تاریخی علوم اجتماعی و نگاهی به سـیر جامعهء ایرانی در ادوار مختلف ( سِـری مقالاتی در ماهنامهء فردوسی سـالهای 1345 و 1346 ) و « زمینهء جامعه شـناسی » اقتباس و ترجمهء ایشـان این مهم را موشـکافانه فورمولبندی و تیوریزه کرده اسـت. ولی گفتنی اسـت که اسـاس نظریهء تمایز بین نظامهای زمینداری در آسـیا و اروپا را دوصد سـال پیش که هنوز دانش جامعه شـناسی و باسـتان شـناسی بدین پایه از پیشـرفت و ترقی نرسـیده بود دانشـمندانی چون « آدم سـمیت » و « جیمزمیل » عنوان کرده اند و سـپس دانشـمندای دیگر مثل « ریچارد جونز» و « جان سـتورات میل » همان نظریات را ( البته در حد همان تمایز در شـیوهء تولید ) تائید نموده اند.

« آدم سـمیت » به نظام اسـتبداد شـرقی و تشـابهی که از نظر تأسـیسات عظیم اداری برای بهره از آب رود خانه ها در چین، هند، مصر قدیم وجود داشـته اسـت اشـاره می کند و نظامات اجتماعی و اقتصادی این جوامع را متمایز از نظام فیودالی غرب میداند (1) و اما به پنداشـت این قلم این مبحث در حلقات مارکسـیسـت و غیر مارکسـیسـت از وقتی بالا گرفت که مارکس و انگلس به مناسـبت پژوهش های شـان در راسـتای فعالیت های سـیاسی به این موضوع توجه کرده اند، ولی مشـخصاً قـُُدمَت این التفات به کسـانی چون « دکتر برنیه» (2) طبیب فرانسـوی اورنگ زیب ـ یکی از سـلاطین مغول هند و مورگان (3) دانشـمند امریکایی و « فیر» (4) میرسـند.

مهمترین مدرکی که ظاهراً در این موضوع جالب توجه مینماید نامهء 6 ژوئن  1853 « انگلس» به « مارکس» اسـت که از مانچسـتر گسـیل داشـته اسـت: عدم وجود مالکیت خصوصی بر زمین حقیقتاً کلید تمامی شـرق اسـت. راز تاریخ سـیاسی و مذهبی شـرق در همین مسـأله نهفته اسـت. ولی دلیل آن چیسـت که شـرقی ها حتا به فورم فیودالی مالکیت بر زمین دسـت نیافته اند؟ ـ من فکر می کنم که عمدتاً به دلیل آب و هوا و نوع خاک، مخصوصاً قطعات بزرگ کویر که مسـتقیماً از دشـت و صحرای افریقا تا سـراسـر عربسـتان، ایران، هندوسـتان و تاتار تا بلند ترین نقاط فلات ادامه دارند می باشـد. در اینجا آبیاری مصنوعی اولین شـرط کشـاورزی اسـت که مسـؤولیت آن هم به عهدهء کمونها، اسـتانها یا حکومت های مرکزی اسـت. یک حکومت شـرقی هرگز بیش از سه وزارتخانه نداشـته اسـت ـ مالیه یا دارایی ( غارت در داخل ) جنگ ( غارت در خارج ) و کارهای عمومی ( زمینه سـازی برای تجدید دولت ).

حکومت انگلسـتان در هند وزارتخانه های اول و دوم را به طریق تنگ نظرانه اداره کرده و شـمارهء سـوم را کاملاً رها کرده اسـت به طوری که کشـاورزی هندوسـتان در حال نابودی اسـت، در آنجا رقابت آزاد کاملاً از اعتبار افتاده اسـت.

در شـرق حاصلخیزی زمین به وسـایل مصنوعی تأمین می گردید. وقتی سـیسـتم آبیاری دچار تباهی می گردید این حاصلخیزی بلافاصله نابود می شـد... این اسـت توضیح این واقعیت که کافی بود یک جنگ ویرانگر رخ دهد برای آنکه کشـوری از سـکنه خالی شـود و تمدنش برای صد سـال نابود گردد. (5)

هرچند این نظر از جهاتی حایز اهمیت اسـت و می تواند مصادیق قسـمی و کلی آنرا در جغرافیا و تاریخ آسـیا سـراغ گرفت اما تحدید دیوانهای حکومات عهد باسـتان و عهد میانهء آسـیایی به سـه دیوان درسـت نیسـت چه دولتهای هسـتند آسـیایی از جمله ایران پیوسـته دارای سـازمانهای مشـبک و پر عضویتی بودند که نمایانگر خاص نهاد های اداری، سـیاسی و اقتصادی در آن کشـور ها بود. احسـان طبری در این باره می نویسـد: در واقع بغرنجی سـاختمان « دیوانها » طی قرون متمادی در ایرانِ پیش و پس از اسـلام و تقسـیم کار مفصلی که که در میان آنها شـده بود و سـیسـتم خراج ها که در دوران سـاسـانی بوسـیلهء « واسـتر پوشـان سـالار، و آمار کاران یا تحصیلداران او جمع آوری می شـد و گنجود گهبد ها ( متخصصیت حفظ مسـکوکات و تبدیل مالیات جنسی به نقدی ) آنها را نگاه میداشـته اند و سـپس برای مخارج دولتی، دربار و غیره مصرف میکردند، در اروپای باختری بدین طرز همانند ندارد و یکی از مختصات کامل جامعهء ماسـت. لذا به جای جسـتجوی اشکال یونانی ـ رومی برده گی در ایران، بجای یافتن اشـکال فرانسـوی ـ آلمانی فیودالیزم در ایران، بجای جسـتجوی شـکل انگلیسی ـ هالندی رشـد سـرمایه داری در کشـور ما، باید بدنبال یافتن اشـکالی رفت که در این کشـور پدید شـده و با آنکه از جهت سـرشـت خود، پدیده های جوامع دیگر بشـری را تکرار می کند، از بسـیار جهاتِ شـکل بروز خود، یکانه و ویژه اسـت. (6)

فهرسـت منابع:

1 ـ غلام رضا انصاف پور، تاریخ زندگی اقتصادی روسـتائیان و طبقات اجتماعی ایران، تهران 1353 ، ص 168 .

2 ـ « دکتر فرانسـوا برنیه » ( 1688 ـ 1625 ) طبیب مخصوص اورنگ زیب بود، در بازگشـت به اروپا حاصل تجاربی را که در دوازده سـال اقامت در دربار هند به دسـت آورده بود و نتیجهء سـفر ها و مطالعات خود را در مشـرق زمین در کتابی گرد آورد که به  « سـفر های برنیه » معروف اسـت و در نوع خود از لحاظ توجه به مسـایل اسـاسی زندگی اقتصادی و اجتماعی شـرقیان کم نظیر و شـاید بی نظیر اسـت. « مارکس » با خواندن این کتاب به مسـیر « مطالعات شـرقی » کشـانده شـد؛ مطالعاتی که او را سـر انجام به این نتیجه رسـاند که شـرق و غرب در تکامل تاریخی خود از دو راه جداگانه رفته اند و اشـکال و احکام کلی که از بررسی سـازمان حکومت ها و جوامع یونان و روم و اروپا و اروپای فیودالی به دسـت می آید، قابل تطبیق با تاریخ مشـرق زمین نیسـت. از 1853 به بعد، وی و دوسـت مشـهورش به کمک یکدیگر برای توضیح تکامل تاریخی شـرق به تدریج نظریه ای به وجود آوردند که به تیوری « وجه تولید آسـیایی » ( Mode de production Asiatique ) معروف اسـت. ( برگرفته از کتاب « رسـاله ای در بررسی تاریخ ماد و منشـاء نظریهء دیاکونوف » از دکتر محمدعلی خنجی، نشـر کتابخانهء طهوری، چاپ اول، فروردین ماه 1358 ، ص 12 )

به پنداشـت برخی از صاحبنظران: زیرسـاخت ایدیولوژیک کتاب معروف دکتر فرانسـوا برنیه ـ بیشـتر این بوده اسـت تا با تأکید روی اسـتبداد شـخصی امپراتوران مغول در هند، کولبر Colbert  وزیر اقتصاد لویی چهاردهم را وا دارد تا به شـاه تفهیم کند که اگر، ــ چنانچه انتظار میرف ــ فرانسـه را ملک شـخصی شـاهانه اعلام دارد سـرنوشـت فرانسـه نیز به امپراتوری مغول خواهند انجامید! اگر این نکته را بپذیریم، باید توصیف و تعریف دکتر برنیه از هند را زیر سـوال ببریم.

به پنداشـت نگاردنده با وصف تقارن زمانی بین دوره های سـلطنت اورنگ زیب و لویی چهاردهم در قرن هفدهم این هر دو جامعه سـیر تحول جداگانه ای را پیموده اند که نتایج سـیاسی حاصل از آن نمی تواند همانند باشـد. دیکاتوری آن شـاه فرانسـه که می گفت« L’etat C’est moi!  دولت منم! » با حاکمیت اسـتبداد « اورنگ زیب » ناشی از دسـپوتیسـم آسـیایی تفاوت ماهوی دارد. اگر « برنیه » حکومت لویی چهاردهم را معروض با همان علل زوال و انقراض میدید که امپراتوران مغولی هند با آن مواجه شـدند بدون شـک به راه صواب نرفته اسـت. چنانکه تاریخ نشـان داد، بدیل دولت های اسـتبدادی شـرق، کماکان دم و دسـتگاه اسـتبدادی دیگر بوده اسـت، در حالیکه پیامد سـقوط نظام سـلطنت در فرانسـه و دیگر کشـور های اروپایی که به رهبری طبقهء نو خاسـتهء بورژوازی صورت گرفت، اسـتقرار دموکراسی های غربی با فلسـفه و دکترین های سـیاسی مربوطش بود که تا حال از نظام سـترون چیزی معادل آن سـر بر نیاورده و جوانه نزده اسـت. ( از جهاتی تفصیل این مبحث را در نامهء آفتاب، چاپ ناوری شماره 17 سـال 1996 ، ص 31 به بررسی گرفته ام که توجه خوانندهء علاقمند را به آن جلب می کنم. )

3 ـ مورگان، لوئیس هنری 1818 ـ 1881 م ( Lewis Henry Morgan ) او محققی بود که با شـیفتگی به شـیوهء زنده گی کهن قبیله ای به کاری سـخت پرداخت و اهمیت مناسـبات خویشـاوندی را در سـاختار جامعهء بشـری روشـن سـاخت و گروه اجتماعی خویشـاوند ( clon ) را به عنوان سـلول سـازمان اجتماعی قبیله ای تبیین کرده و لذا دانش اجتماعی را به سـوی پهنهء جدید و بغرنج خویشـاندی سـوق داد... آثار او بر مارکس و انگلس تأثیر عمیق نهاد و الهام آنان در تنظیم تیوری کمون اولیه گردید. تحت این تأثیز بود که انگلس کتاب منشـاء خانواده، مالکیت خصوصی و دولت ( 1884 م ) را نگاشـت ولی او دید سـوسـیالیستی نداشـت. ( استنباط از شـناخت و سـنجش مارکسیسم، تالیف احسـان طبری، چاپخانهء سـپهر، تهران 1368 ، تلخیص صفحات 463 و 466 )

4 ـ به گفت مؤلفان کتاب « شـیوه های تولید آسـیایی و نظریاتی از مارکس و انگلس » مارکس در تنظیم نظریاتش پیرامون نظامهای زمینداری از کتابی بنام « روسـتای آریایی Arian villge » نوشـتهء B. Phear  نیز تأثیر پذیرفته اسـت.

5 ـ مارکس و انگلس « مکاتبات در بارهء ماتریالیسـم تاریخی » بنگاه چاپ ذکر نگردیده، تهران 1358، صفحات 21 ـ 22 .

6 ـ احسـان طبری، برخی بررسی ها در بارهء جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران » چاپگاه نا معلوم سـال 1348، ص
/////////////////

دوکـــتور  محـــمد اکـــرم عثمان
 داکتر محمد اکرم عثمان به سال 1316 خورشيدی در شهر هرات بدنيا آمده است.
در رشته حقوق و علوم سياسی تا درجه دکترا تحصيل کرده و دانشنامه دکتری رشته سياسی را به درجه بسيار خوب از دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران بدست آورده است. او سالها گوينده و نويسنده برخی از برنامه های ادبی و اجتماعی راديو ـ تلويزيون بوده و چند گاهی مسووليت اداره هنر و ادبيات آن موسسه را داشته است.
مدت زمانی در اکادمی علوم افغانستان به عنوان مسوول انستيتوت های تاريخ  و حقوق کار کرده. سپس آخرين ماموريت هايش در افغانستان کار در پست های مختلف وزارت خارجه بوده که از آنجمله او چندگاه به عنوان قونسل افغانستان در شهر دوشنبه پايتخت جمهوری تاجيکستان و کاردار سفارت افغانستان در تهران کار کرده و اکنون در سويدن زندگی می کند.
آثار داکتر محمد اکرم عثمان:
الف ـ آثار داستانی
ـ وقتی نی ها گل می کنند ( مجموعه داستان ) نشر کرده انجمن نويسندگان سال 1364.
ـ درز ديوار ( مجموعه داستان ) نشر کرده موسسه چاپ بيهقی سال 1366.
ـ کوچه ما ( رمان ) که عجالتا نشر آنرا دو هفته نامه های صرير چاپ هالند و زرنگار چاپ کانادا و همچنان مجله  فردا چاپ سويدن آغاز کرده است.
ـ قحط سالی (مجموعه داستان) نشر کردهء کلوب قلم افغانها، سويدن، اکتوبر سال 2003 .
ب ـ  آثار پژوهشی
ـ کتاب « شيوه تولید آسيايی و نظريه فرماسيونی تاریخ » نشر کرده اکادمی علوم افغانستان سال 1368.
ـ کتاب « روابط ديپلوماسی افغانستان و اتحاد شوروی » (پايان نامه دوره دکتری) چاپ گستتنر دانشکده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران،  سال تحصيل 1350 ـ 1351.
ـ کتاب « مقدمه ای بر چگونگی نهضت های مشروطه خواهی » نشر هفته نامه اميد سال 1367.
ـ کتاب « چگونگی تحول تاريخ در خاور زمين » نشر دو هفته نامه صرير چاپ هالند سال 1375 و هفته نامه اميد چاپ امريکا.
شماری از داستانهای کوتاه اکرم عثمان به زبانهای آلمانی، روسی، سوئدی، بلغاری و الفبای کريلی در تاجيکستان به نشر رسيده و از برخی از داستانهای وی فلم های سينمایی ساخته شده.
دکتر محمد اکرم عثمان اکنون سرپرستی کلوب قلم افغانهای سوئد را دارد که مجله « فــــــــــردا» را در استکهلم به نشر می رساند.

داکتر محمد اکرم عثمان ازدواج کرده، دو پسر و يک دختر دارد.

فراخ بینی: Latitudinarianism


عرصه سخن ، بس تنگ است !

عرصه معنی فراخ است !
از سخن ، پیشتر آ !
تا فراخی بینی و ،
عرصه بینی !
شمس تبریزی


Latitudinarian was initially a pejorative term applied to a group of 17th-century English theologians who believed in conforming to official Church of England practices but who felt that matters of doctrine, liturgical practice, and ecclesiastical organization were of relatively little importance. Good examples of the latitudinarian philosophy were found among the Cambridge Platonists and Sir Thomas Browne in his Religio Medici. Additionally, the term has been ascribed to ministers of the Scottish Episcopal Church in Scotland who were educated at the Episcopal sympathizing universities at Aberdeen and St Andrews and that broadly subscribed to their moderate Anglican English counterparts.
Currently, latitudinarianism should not be confused with ecumenical movements, which seek to draw all Christian churches together, rather than to de-emphasize practical doctrine. The term has taken on a more general meaning, indicating a personal philosophy which includes being widely tolerant of other views, particularly (but not necessarily) on religious matters.
In the Roman Catholic Church, latitudinarianism was condemned in the 19th century document Quanta cura, because Pope Pius IX felt that this attitude was undermining the Church, with its high emphasis on religious liberty and possibility to discard traditional Christian doctrines and dogmas. Latitudinarianism is still commonly criticized within the Catholic Church under the epithet of Cafeteria Catholic. It has been perceived as a disingenuous claim to be Roman Catholic while ignoring, being indifferent towards, or denying Catholic dogmata and praxis.

Wiki

۱۳۹۴ تیر ۱۳, شنبه

اسپینوزا و شناخت

نظریه شناخت اسپینوزا

نظریه شناخت اسپینوزا▪ نویسنده:جورج‌هنری‌ردکلیف‌پارکینسون
▪ مترجم:سیدمسعود سیف
▪ انتشارات:علمی‌وفرهنگی
کتاب فوق رساله دکترای نویسنده، در دانشگاه آکسفورد است. اصولا‌ نطریه شناخت اسپینوزا زیر سایه متافیزیک او محو شده است و نویسنده اعتقاد دارد متافیزیک انعکاس آرای او در باب ماهیت شناخت است; بدین‌نحو که وی از ملا‌حظه شناخت‌شناسی به ما بعدالطبیعه رهنمون گشت; چنانچه به نظر می‌رسد ما بعدالطبیعه و شناخت‌شناسی از همان آغاز در ذهن او به هم پیوسته بود. برای فهم تفکر یک فیلسوف باید بدانیم وی چه اغراضی داشته و چه مسائلی او را به کار و تحقیق واداشته است. مخصوصا در مورد اسپینوزا این امر ضروری است. زیرا شرح آرای وی به آسانی به صورت تمرینی بی‌حاصل در نوعی منطقه ناآشنا درخواهد آمد، یعنی این شرح عبارت می‌شود از استنتاج لوازم از بعضی تعاریف و اصول موضوعه که هیچ معنای روشنی نمی‌توان برای آنها قایل شد و به نظر می‌رسد هیچ‌کس ملزم به پذیرش آنها نیست. پس چه اغراضی در پس این اصطلا‌حات اسپینوزا که امروز ناآشنایند نهفته بود؟
پرواضح است که علا‌یق علمی اسپینوزا تاثیر شگرفی در دیدگاه‌های فلسفی او به جای گذاشت. او که شغل اصلی‌اش تراشیدن عدسی بود، راجع به اپتیک اطلا‌عات وسیعی داشت، اما اطلا‌عاتش محدود به این حیطه نبود. وی در باب شیمی نامه‌نگاری‌هایی جدی با شیمیدانان همزمان خود می‌کرد و آزمایش‌هایی درباره فشار انجام می‌داد.
اگر تاثیر علا‌یق علمی اسپینوزا بر فلسفه وی را بپذیریم، این فرض ما را قادر می‌سازد که از شناخت‌شناسی و نیز مابعدالطبیعه او شرح قابل فهمی ارائه دهیم. البته این سخن به آن معنا نیست که اسپینوزا فلسفه علم به معنای جدید است; بدین معنی که اساسا خود را وقف روشن نمودن اهداف و روش‌های علوم کرده است، بلکه اگرچه وی قصد داشت رساله‌ای در باب فیزیک بنویسد، در اصل یک عالم اخلا‌ق بود و عمدتا به امور بشری و تفسیر آنها بر حسب علم جدید مشغول بود. اخلا‌ق، رساله الهیات و سیاست و رساله سیاست گواه علا‌قه وی به امور بشری است.
مراد از نظریه شناخت اسپینوزا نظریه‌ای است که حاصل تفکر بالغ و کامل اسپینوزاست.
البته باید توجه داشت بسیاری از ارجاعات به اسپینوزا در حوزه نظریه معرفت، محصول کتاب‌ها و رسالا‌تی است که در صحت آنها تردید وجود دارد، رسالا‌تی همچون رساله مختصر در باب خداوند، انسان و سعادت رساله در اصلا‌ح فاهمه و اصول فلسفه دکارت که از ارزش کمتری برخوردارند. منابع بحث در باب نظریه شناخت دوران پختگی اسپینوزا بدین‌قرار است: منبع اصلی اخلا‌ق است; مخصوصا بخش دوم آن، نام‌های موثق اسپینوزا و بندهای معدودی از رساله الهیات و سیاست و حواشی آن نیز منابع معتبری هستند. رساله در اصلا‌ح فاهمه و اصول فلسفه دکارت و اندیشه‌های مابعدالطبیعی و سرانجام رساله مختصر از اعتبار کمتری برخوردارند. در واقع چون در مورد نظریه شناخت، شواهد زیادی در دسترس نیست، این منابع ثانوی باید دائما مورد استفاده قرار گیرند. در حقیقت رساله در اصلا‌ح فاهمه تنها منبع معتبر برای شناخت نظریات اسپینوزا در باب روشن‌شناسی است.
بنابراین اسپینوزا را باید به توصیف روشی بپردازد که به کمک آن بتوان ذهن را به سوی بنیادها هدایت کرد. در واقع همانطور که ابزار دستی، هدایت‌کننده فرد برای به انجام‌رساندن طرح‌های یدی‌اش می‌باشد‌ یعنی نجار صرفا با استفاده از ابزاری چون چکش و اره می‌تواند میز بسازد‌ ابزار فکری نیز هدایت‌گر ذهن برای رسیدن به هدف شناختی خود هستند. به تعبیر دیگر اسپینوزا ابزاری را که برای به امکان رسیدن روش لا‌زمند، ابزار فطری می‌نامد و معتقد است همانگونه که فرد در مراحل بدوی آفرینش خود، ابزارهای خامی‌چون سنگ و چوب را استفاده می‌کرد که ساخته دست او نبودند، ابزارهای فطری نیز بالطبع درست هستند و ذهن معرفت‌جوی آنها را تائید می‌نماید نه آنکه ساخته و پرداخته ذهن برای نیل به معرفتش باشند. این ابزار معیاری به دست می‌دهد که ذهن مطابق آن هدایت شود.
البته در اینجا اسپینوزا پارادوکس روش را مطرح می‌کند و آن اینکه فرد برای آنکه معیاری برای صحت روشش داشته باشد، باید روشی اتخاذ کند و برای صحت این روش نیز روش دیگری و قس علیهذا! اما او این پاردوکس را در جایی خنثی می‌کند و می‌گوید معرفت شکلی سلسله مراتبی دارد و برای نیل به مراتب بالا‌تر معرفت است که نیاز به اتخاذ روشی احساس می‌شود.
از این رو اینگونه نیست. روش قادر نیست شخصی را که جاهل مطلق است، به تحصیل شناخت قادر سازد; بلکه با فرض‌شناختی قبلی به شخص کمک می‌کند که چگونه شناخت بیشتری تحصیل کند؟ همانگونه که در زندگی عادی و جریان طبیعی علمی نیز این فرایند دیده می‌شود. در زندگی عادی، فرد برای آنکه میز بسازد، نیازمند چکش است; اما چکش که خود ابزاری است نیاز به ابزاری پیشینی برای ساخته شدن دارد و این امر تا آنجا پیش می‌رود که در سیر معکوس تاریخ به مواد خام می‌رسیم و سیر پیش روند تاریخ نیز مدنظر است. علم از ابزارهای ابتدایی و طبیعی برای نیل به معرفت استفاده می‌کند، اما همین علم با استفاده از قضایا و گزاره‌های تحقیق زمینه‌ای برای ساخته شدن ابزارهای پیچیده‌تر برای نیل به وقت بیشتر در مطالعه جهان را فراهم می‌نماید. گزاره‌های علمی روز به روز ابزارهای دقیق‌تر، ظریف‌تر و سریع‌تری را می‌سازند و همین ابزارها زمینه ساز تدقیق و اصلا‌ح گزاره‌های علمی هستند.
او در ادامه مباحث خود راجع به روش را پی می‌گیرد.
روش فرایند بالفعل استدلا‌ل برای فهم علل اشیا نیست، روش فهم بالفعل این علل هم نیست، بلکه روش عبارت از این است که با تمیز دادن تصور حقیقی از سایر ادراکات و تحقیق در ماهیت آن به فهم ماهیت تصور درست نایل آییم و از آنجا بتوانیم قوه فاهمه خویش را بشناسیم و ذهن خود را چنان هدایت کنیم که بتواند با ارجاع به این معیار هرچیز قابل فهمی را بفهمد. این کار را روش، با وضع قوانین خاصی جهت یاری ذهن و نیز با طرد قوانین بی‌فایده که باعث خستگی ذهن می‌شوند، انجام می‌دهد. یک روش، یقینا تصورات درستی را که مبنای آن روشن‌اند، مجددا طرح‌ریزی یا مرتب نمی‌کند بلکه روش با توجه به ویژگی‌های معینی که آنها مشترکا دارند و به شکل قاعده می‌توانند عرضه شوند، از آن تصورات قواعدی استخراج می‌نماید. در واقع قوانین منطق صوری سنتی و نیز روش شناسایی از جمله روش‌‌شناسی جان استوارت میل به همین طریق کشف شدند.
روش اساسا یک شناخت تاملی است اما می‌توان پرسید شناختی که باید درباره آن تامل شود چیست؟ جواب اسپینوزا آن است که روش باید به محقق کمک کند تا بر طبق معیار تصور حقیقی معلوم بتواند با نظم و ترتیب دقیق تصوراتی به دست آورد.
در نهایت باید گفت اسپینوزا که دیدگاه‌هایش امروزه به شدت سخت و غیرقابل فهم به نظر می‌رسند، به خصوص در حوزه متافیزیک در این کتاب تا حدی ساده و قابل فهم شده‌اند و از این رو این کتاب زمینه‌ای شده است برای نیل به درک مابعدالطبیعه اسپینوزا که از نظر نگارنده انعکاسی است از نظرات او راجع به نظریه شناخت.
امین فیروزگر 
منبع : روزنامه حیات نو

۱۳۹۴ تیر ۱۱, پنجشنبه

آیا شیطان وجود دارد


آیا شیطان وجود دارد




استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم.... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !


۱۳۹۴ تیر ۱۰, چهارشنبه

قطره‌هاي چشمي استروئيدي و آنتي بيوتيكي







قطره‌هاي چشمي استروئيدي و آنتي بيوتيكي
قطره‌هاي چشمي استروئيدي و آنتي بيوتيكي تركيبي از يك داروي شبه كورتيزون و يك آنتي بيوتيك است اين قطره‌ها براي كاهش قرمزي,‌درد و ناراحتي ناشي از مشكلات چشمي ويژه و جلوگيري از عفونت به هنگام درمان,‌استفاده مي‌شوند. از اين داروها فقط به نحوي كه پزشك براي شما تجويز كرده است استفاده كنيد.
پيش از استفاده از اين دارو حتماً به پزشكتان اطلاع دهيد كه شما:
  • نسبت به هر گونه دارويي حساسيت داريد؛
  • قبلاً عفونت, آسيب يا هرگونه وضعيت ديگر چشمي داشتيد؛
  • داروهاي نسخه شده يا نسخه نشده ديگري را مصرف مي‌كنيد يا داراي مشكلات پزشكي ديگري هستيد.

استفاده درست از اين داروها:
دوز دارويي
براي بهبودي كامل عفونت چشمي,‌بايد در تمام مدت درمان از اين داروها استفاده كنيد حتي در صورت ناپديد شدن علائم، از عدم مصرف يك دوز دارويي هم غفلت نكنيد.
در صورت فراموش كردن مصرف يك دوز دارويي هر چه زودتر آن دوز را مصرف كنيد. اما اگر تقريباً همزمان با دوز دارويي بعدي به ياد دوز فراموش شده افتاديد, از آن دوز صرف نظر كرده و طبق برنامه منظم داويي خود عمل نماييد.

احتياطات لازم به هنگام استفاده از اين داروها
اگر علائم چشمي پس از گذشت چند روز بهبود نيافت و يا اگر وخيم‌تر شد با پزشك خود مشورت كنيد.
اگر از دارو براي مدت زمان طولاني (مثلاً بيش از 6 هفته) استفاده مي‌كنيد,‌پزشكتان مايل خواهد بود تا به طور مرتب چشم شما را معاينه نمايد.
درد يا سوزش گهگاه پس از مصرف اين دارو در چشم دور از انتظار نيست.
داروي باقيمانده را هرگز بدون مشورت با پزشك براي درمان مشكلات چشمي بعدي به كار نبريد. از اين دارو نبايد براي درمان انواع ويژه عفونت‌هاي چشمي يا مشكلات چشمي ديگر استفاده كرد.

آثار جانبي اين داروها
آثار جانبي كه پزشك بايد از آنها اطلاع يابد:
خارش, دانه‌هاي قرمز,‌تورم اطراف چشم يا علائمي از عفونت كه پيش از شروع مصرف دارو وجود نداشته باشند.
اطلاعات موجود در اين دستور دارويي ويژه بيماران كاملاً انتخابي است و كليه استفاده‌ها, كاربردها,‌احتياطات, آثار جانبي يا تداخلات احتمالي را در بر نمي‌گيرد.

 

چگونه مي‌توان از قطره يا پماد چشمي استفاده كرد؟
همواره از قطره به هنگام روز و از پماد به هنگام شب استفاده مي‌شود چراكه پماد مدت زمان بيشتري در تماس با چش قرار مي‌گيرد. پزشك در نسخه دارويي ميزان پماد و يا تعداد قطرات (معمولاً يك يا دو قطره) را تعيين مي‌كند.

طرز استفاده صحيح از قطره‌ها:
1-    دستان خود را به طور كامل با آب و صابون بشوييد.
2-    از آينه يا شخص ديگري براي ريختن قطره كمك بگيريد.
3-    اطمينان حاصل كنيد كه تركي يا شكستگي در قطره چكان وجود نداشته باشد و قطره‌هاي چشمي شفاف هستند.
4-    از تماس سر قطره چكان با چشم يا هر شيء ديگري جلوگيري كنيد.
5-    سر قطره چكان را همواره به پايين بگيريد تا از برگشت قطره به داخل بطري و آلودن كردن مابقي قطره جلوگيري نماييد.
6-    سر خود را به عقب برگردانيد.
7-    بطري را مابين انگشت شست و سبابه نگهداريد قطره چكان را نزديك پلك اما به نحوي كه با آن هيچ گونه تماسي حاصل نكند بگيريد.
8-    مابقي انگشت‌هاي خود را روي گونه يا بيني قرار دهيد.
9-    با انگشت سبابه دست ديگر خود پلك پايين چشم را به سمت پايين بكشيد تا حفره‌اي ايجاد شود.
10-  تعداد قطره تجويز شده را درون حفره به دست آمده از پايي و چشم بريزيد. با ريختن قطره روي سطح چشم ممكن است احساس سوزش نماييد.
11-  چشم خود را به مدت دو تا سه دقيقه ببنديد تا دارو در چشمتان باقي بماند.
12-  در قطره را محكم ببنديد از شستن يا خشك كردن در آن بپرهيزيد.
13-  هر گونه مايع اضافي را از روي گونه‌هايتان با دستمال كاغذي تميزي خشك كنيد دست‌هاي خود را مجدداً بشوييد.

طرز استفاده صحيح از پمادها:
1-    دستان خود را به صور كامل با آب و صابون بشوييد.
2-    از آينه با شخص ديگر جهت گذاشتن پماد كمك بگيريد.
3-    از تماس سر پماد با چشم يا هر چيز ديگري جلوگيري كنيد پماد بايد هميشه تميز نگه داشته شود.
4-    سر خود را به عقب برگردانيد.
5-    پماد را مابين انگشت شست و سبابه نگهداريد و آن را نزديك پلك اما به نحوي كه با آن هيچ گونه تماسي حاصل نكند بگيريد.
6-    مابقي انگشتان خود را روي گونه يا بيني قرار دهيد.
7-    با انگشت سبابه دست ديگر خود پلك پاييني چشم را به سمت پايين بكشيد تا حفره‌اي ايجاد شود.
8-    مقدار كمي از پماد را درون حفره به دست آمده از پلك پاييني و چشم بريزيد.
9-    به آرامي پلك بزنيد.
10-  سر پماد را محكم ببنديد.
11-  هر گونه پماد اضافي را از روي پلك و مژه‌ها با دستمال كاغذي تميزي پاك كنيد دستمال خود را مجدداً بشوييد.

به هنگام استفاده از قطره يا پمادها چه دستور ويژه‌اي را بايد اجرا كرد؟
هرگز به سر قطره‌چكان يا پماد دست نزنيد و از تماس آن‌ها با چشم آلوده جلوگيري كنيد.
اگر عفونت طي دو تا سه روز بهبود نيافت يا اگر بدتر شد با پزشك خود تماس حاصل كنيد.

در صورت فراموش كردن يك دوز دارويي چه كار بايد كرد؟
دوز فراموش شده را مصرف كنيد و هر گونه دوز باقي مانده آن روز را در فواصل مساوي مصرف نماييد. اما اگر همزمان با دوز دارويي بعدي دوز فراموش شده را به خاطر آوريد هرگز هر دو دوز را با هم مصرف نكنيد بلكه فقط دوز آن ساعت را مصرف كنيد و سپس برنامه دارويي خود را دنبال نماييد.

شرايط نگهداري قطره يا پمادها كدامند؟
در قطره يا پماد را محكم ببنديد و آن را دور از دسترس كودكان قرار دهيد. اين داروها را در درجه حرارت اتاق و دور از گرما نگهداريد و از انجماد آن جلوگيري كنيد.
جنتامايسين چشمي
علت تجويز جنتامايسين چيست؟
جنتامايسين باكتري‌هايي كه باعث عفونت‌هاي چشمي ويژه‌اي هستند را از بين مي‌برد.

اثرات جانبي جنتامايسين كدامند؟ چه اقدامي مي‌توان انجام داد؟
سوزش، تحريك,‌تير كشيدن چشم از اثرات جانبي اين دارو هستند اگر اين اثرات پس از مصرف دارو به وجود آمده و با فاصله كمي از بين بروند, زيان آور نخواهند بود. اما اگر برطرف نشوند مصرف دارو را متوقف كنيد و با پزشك خود تماس حاصل نماييد.

احتياطات ديگر به هنگام استفاده از جنتامايسين كدامند؟
اگر تاكنون نسبت به قطره و يا پماد توبرامايسين واكنش بدي نشان داده‌ايد پيش از استفاده از جنتامايسين پزشك خود را از اين واكنش باخبر سازيد.

داروي تجويزي باقي مانده را به دور بريزيد و هرگز از آن براي درمان عفونت ديگر استفاده نكنيد به هيچ فرد ديگري اجازه استفاده از اين دارو را ندهيد چراكه در صورت آلودگي تصادفي دارو, عفونت ممكن است به شخص دوم انتقال يابد.


توبرامايسين چشمي(‌توبركس)
علت تجويز توبرامايسين چيست؟
توبرامايسين باكتري‌هايي كه باعث ايجاد عفونت‌هاي چشمي ويژه‌اي مي‌شوند را از بين مي‌برد.

در صورت استفاده از داروي چشمي ديگري به همراه توبرامايسين, حداقل 15 دقيقه پيش از استفاده از توبرامايسين آن دارو را مصرف كنيد.

اثرات جانبي توبرامايسين كدامند؟ چه اقدامي مي‌توان انجام داد؟
تاري ديد موقت (ناشي از پماد),‌اگر چنين مشكلي برطرف نشد با پزشك خود تماس بگيريد.
در صورت اشك ريزش, خارش و تورم پلك و نيز قرمزي چشم‌ها با پزشك خود مشورت كنيد.

احتياطات ديگر به هنگام استفاده از توبرامايسين كدامند؟
اگر تاكنون نسبت به قطره يا پماد جنتامايسين واكنش بدي نشان داده‌ايد پيش از استفاده از توبرامايسين پزشك خود را از اين واكنش باخبر سازيد.
داروي تجويزي باقي مانده را دور بريزيد و هرگز از آن براي درمان عفونت ديگري استفاده نكنيد به هيچ فرد ديگري اجازه استفاده از اين دارو را ندهيد چراكه در صورت آلودگي تصادفي دارو, عفونت ممكن است به شخص دوم انتقال يابد.

كورتن چشمي (پردنيزولون - دگزامتازون):

علت تجويز كورتن چيست؟
كورتن باعث كاهش تحريك، قرمزي، سوزش و تورم التهاب چشمي ناشي از مواد شيميايي، حرارت، تشعشع، آلرژي يا اشياي خارجي در چشم مي‌شود. گاهي از پردنيزولون پس از جراحي نيز استفاده مي‌شود.

چه هنگام بايد از كورتن استفاده كرد؟
بايد با دقت دستور آمده در نسخه را اجرا نمود و در صورت اشكال با پزشك يا داروساز خود مشورت كرد.

اثرات جانبي پردنيزولون كدامند؟ چه اقدامي مي‌توان انجام داد؟
سوزش يا تير كشيدن موقت چشم و نيز تاري ديد موقت در صورت ادامه اين اثرات با پزشك خود تماس حاصل كنيد. در صورت ايجاد فشار و درد چشمي فوراً با پزشك خود تماس بگيريد.

احتياطات ديگر به هنگام استفاده از كورتن كدامند؟
پيش از استفاده از كورتن چشمي پزشك را از ابتلا به ديابت (بيماري قند), گلوكوم (آب سياه) و يا بارداري, قصد بارداري و يا شيردهي با خبر سازيد.
پزشك را از داروهاي مصرفي نسخه شده و غير نسخه شده خود آگاه كنيد.
قسمت باقي‌مانده دارو را دور بريزيد.
به فرد ديگري اجازه استفاده از اين دارو را ندهيد.

 

اثرات جانبي دگزامتازون كدامند؟ چه اقدامي مي‌توان انجام داد؟
در صورت ايجاد تغييرات بينايي (مانند تاري ديد و ديدن هاله‌هايي در اطراف نور) فشار و درد چشمي,‌افتادگي پلك با پزشك خود تماس بگيريد.

آتروپين سولفات چشمي

علت تجويز آتروپين سولفات چيست؟
براي گشاد كردن (باز كردن) مردمك (دايره سياه كوچك چشم كه ديدن از راه آن امكانپذير مي‌شود) از آتروپين پيش از انجام معاينات چشمي استفاده مي‌شود. از اين دارو نيز براي كاهش درد ناشي از تورم چشم و درمان انواع ويژه‌اي از گلوكوم (آب سياه) كه يك بيماري چشمي است استفاده مي‌شود.

چه هنگام بايد از آتروپين سولفات استفاده كرد؟
بايد با دقت دستور دارويي آمده در نسخه را اجرا نمود و در صورت اشكال با پزشك يا داروساز خود مشورت كرد.

چگونه مي‌توان از آتروپين سولفات استفاده كرد؟
آتروپين سولفات به صورت قطره و پماد چشمي در دسترس است.

 

اثرات جانبي آتروپين سولفات كدامند؟ چه اقدامي مي‌توان انجام داد؟
حساسيت به نور درخشان از اثرات جانبي اين دارو است. از عينك‌هاي تاريك استفاده كنيد و از رانندگي يا كار با دستگاه‌هاي خطرناك اجتناب كنيد.
در صورت بروز خشكي دهان,‌خشكي يا قرمزي پوست,‌تب, ضربان سريع,‌تپش قلبي,‌گيجي ذهن  اشكال در ادرار كردن با پزشك خود تماس بگيريد.
تاري ديد نيز چند روز پس از قطع دارو از بين مي‌رود,‌در غير اين صورت با پزشك خود مشورت نماييد.
ناراحتي و قرمزي چشم و نيز تورم پلك زيان آور نيستند.

احتياطات ديگر به هنگام استفاده از آتروپين سولفات كدامند؟
پزشك خود را از ابتلاي احتمالي خود به گلوكوم (آب سياه) با خبر سازيد. آتروپين سولفات مي‌تواند بر راه پاسخ بدن به داروهاي ديگر تأثير بگذارد. پيش از استفاده از آتروپين سولفات پزشك خود را از داروهاي مصرفي خود با خبر سازيد به هنگام استفاده از آتروپين سولفات بدون مشورت با پزشك از هيچ گونه داروي ديگري استفاده نكنيد هنگامي كه پزشك دارويتان را قطع كرد, باقي‌مانده آن را دور بريزيد و اجازه ندهيد شخص ديگري از اين دارو استفاده كند.

داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي
ايندومتاسين- ديكلوفناك- ناپروكسن- تولمتين- بروفن

كاربردهاي اين داروها
داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي براي كاهش برخي علائم ناشي از آرتريت مانند التهاب,‌تورم,‌سختي حركت و درد مفاصل استفاده مي‌شوند. اين داروها آرتريت را درمان نمي‌كنند و تنها تا زماني كه از آنها استفاده مي‌شود علائم فوق را كاهش مي‌دهند. برخي از اين داروها جهت نقرس, پيچ خوردگي,‌رگ به رگ شدن,‌التهاب شاندون (زردپي) يا التهاب بورس (كيسه‌هاي مابين الياف ماهيچه‌اي)‌استفاده مي‌شوند. داروهاي ضد التهاب غير استروئيدي ممكن است براي وضعيت‌هاي ديگري نيز به كار برده شوند از جمله كرامپ‌هاي ناشي از قاعدگي كه مي‌توان براي كاهش آن‌ها با تجويز پزشك از اين گونه داروها استفاده نمود.
پيش از استفاده از اين دارو حتماً به پزشكتان اطلاع دهيد كه شما:
  • نسبت به چه دارويي حساسيت داريد,‌به ويژه نسبت به آسپرين يا تارترازين (ماده رنگي #5)؛
  • به هنگام استفاده از اين دارو باردار هستند يا قصد بارداري داريد؛
  • شيرده هستيد؛
  • داروهاي نسخه شده يا غير نسخه شده ديگري را مصرف مي‌كنيد؛
  • مبتلا به مشكلات پزشكي ديگري مانند زخم يا اختلالات خوني هستيد.

استفاده مناسب از اين داروها
به هنگام استفاده طولاني مدت از اين دارو مثلاً در درمان آرتريت و ‌براي كاهش ناراحتي معده پزشك ممكن است از شما بخواهد تا دارو را با غذا يا آنتي اسيد مصرف كنيد.
از اين داروها به طور مرتب و همانگونه كه توسط پزشكتان تجويز شده است استفاده كنيد. در مورد آرتريت ممكن است يك هفته يا بيشتر طول بكشد تا احساس بهبودي نماييد,‌همچنين ممكن است چند هفته بگذرد تا تأثير كامل داروها را دريابيد.
اگر به طور مرتب از اين داروها استفاده مي‌كنيد (مثلاً روزانه) و يك دوز را فراموش كرديد هر چه زودتر آن دوز را مصرف كنيد. سپس برنامه منظم دارويي خود را ادامه دهيد اما اگر تقريباً همزمان با دوز دارويي بعدي به ياد دوز فراموش شده افتاديد,‌از آن دوز صرف نظر كرده و طبق برنامه منظم دارويي خود عمل كنيد.

احتياطات لازم به هنگام استفاده از اين داروها:
اگر به هنگام درمان با اين داروها از مشروبات الكلي يا به طور منظم از آسپرين استفاده مي‌كنيد ممكن است دچار ناراحتي معده شويد. بنابراين به هنگام مصرف اين داروها هرگز از آسپرين يا داروهايي كه حاوي آسپرين هستند و نيز از مشروبات الكلي استفاده نكنيد مگر با تجويز پزشك.

اثرات جانبي اين داروها:
اثرات جانبي كه پزشك بايد از آنها اطلاع يابد.
ميزان بروز اثرات جانبي زير متفاوت است و اين ميزان به نوع داروي ضد التهاب غير استروئيدي مصرفي شما بستگي دارد. در اغلب موارد اين اثرات نادر هستند.
  • مدفوع خوني يا سياه قيرگون؛
  • ادرار خوني يا تيره,‌سختي يا درد به هنگام ادرار كردن,‌تكرار ادرار,‌كاهش ناگهاني در ميزان ادرار؛
  • تاري ديد يا هرگونه تغيير در بينايي؛
  • مشكلات تنفسي؛
  • كاهش شنوايي يا وزوز يا ايجاد صدا در گوش؛
  • كهير, خارش پوستي و دانه‌هاي قرمز پوستي؛
  • اختلال ذهني يا افسردگي ؛
  • ضعف عضلاني ؛
  • زخم گلو و تب, وجود زخم يا نقاط سفيد در دهان؛
  • خونريزي غير عادي,‌كبودي,‌خستگي يا ضعف؛
  • تورم قدم يا ساق پا يا اضافه وزن غير طبيعي؛
  • زردي چشم يا پوست؛

آثار جانبي كه نياز به اطلاع پزشك از آنها نيست:
اين اثار جانبي احتمالي ممكن است به هنگام درمان از بين روند اما در صورت ادامه با پزشك خود مشورت كنيد.
-         احساس نفخ, گاز, سوزش قلب يا درد يا ناراحتي معده؛
-         يبوست, اسهال,‌حالت تهوع و استفراغ,‌كاهش اشتها؛
-         سرگيجه,‌خستگي,‌خواب آلودگي يا سردرد؛
-         عصبانيت, اشكال در خواب يا ضربان قلب سريع غير طبيعي.
گاهي براي يووئيت‌هاي مقاوم به درمان با قطره‌هاي كورتن‌دار و يا تزريق موضعي كورتن و يا حتي كورتن‌هاي خوراكي از داروهاي شيمي درماني كه سركوب كننده سيستم ايمني بدن هستند استفاده مي‌شود استفاده از اين داروها به منزله اين نيست كه بيمار دچار سرطان مي‌باشد. بعضي از داروهاي شيمي درماني كه براي درمان يووئيت به كار مي‌روند عبارتند از متوتركسات- سيكلوسبورين- آزامتوپرين- سيكلوفسفاميد و كلرامبوسيل.

متوتركسات (براي وضعيت‌هاي غير كانسري- خوراكي/ تزريقي)- استفاده پوستي
متوتركسات دارويي است كه درمان سورياسيس (بيماري كه باعث قرمزي, پوست پوست شدن و خارش پوست مي‌شود) به كار مي‌رود.
متوتركسات ممكن است جهت درمان آرتريت پسورياتيك (نوعي آرتريت كه با سوريازيس همراه است) و نيز درماتوميوزيت (التهاب پوستي ناشي از بيماري عضلات اسكلتي)‌مصرف شود. تجربه به دست آمده از مصرف اين دارو نشانگر آن است كه ممكن است بتوان از آن در درمان مشكلات پزشكي ديگري استفاده كرد.
متوتركسات را مي‌توان در برخي وضعيت‌هاي ديگر و با تجويز پزشك مصرف نمود.
اگر با خواندن اين جزوه با نگراني ويژه‌اي روبرو شديد يا مايل باشيد اطلاعات بيشتري را درباره آن به دست آوريد با پزشك خود مشورت كنيد اين دارو و داروهاي ديگر را دور از دسترس كودكان قرار دهيد.
پيش از استفاده از اين دارو از پزشك خود درباره اثرات جانبي احتمالي دارو سؤال كنيد. ممكن است برخي از آن‌ها شديد و يا دراز مدت باشند.
به پزشك، پرستار و داروساز خود اطلاع دهيد كه شما:
  • به هرگونه دارويي حساسيت داريد (داروهاي نسخه شده يا نسخه نشده)؛
  • باردار يا قصد بارداري داريد؛
  • شيرده هستيد؛
  • دريافت كننده داروي نسخه شده يا غير نسخه شده ديگري هستيد؛
  • دچار مشكلات پزشكي ديگري هستيد به ويژه آبله مرغان (حتي اگر اخيراً مبتلا شده باشيد), مصرف كننده الكل (يا تاريخچه‌اي از آن داريد),‌مبتلا به كوليت, بيماري سيستم ايمني بدن, ‌هرپس زوستر (شنگلز)‌عفونت,‌بيماري كليوي, بيماري كبدي,‌التهاب‌ها يا زخم‌هاي دهاني, يا زخم معده هستيد.
  • تا به حال با اشعه يا داروهاي كانسري درمان شده‌ايد.

استفاده مناسب از اين دارو
از اين دارو فقط به نحوي كه توسط پزشك مشخص شده است استفاده كنيد، پيش از آنچه تجويز شده است و كمتر از آن را مصرف نكنيد.
متوتركيست ممكن است باعث ايجاد حالت تهوع شود. حتي اگر احساس ناراحتي نموديد، هرگز پيش از مشورت با پزشك خود مصرف دارو را قطع نكنيد. براي كاهش اين اثر از پزشك، پرستار يا داروساز خود توضيح بخواهيد. اگر بلافاصله پس از مصرف دارو دچار حالت تهوع شديد با پزشك خود مشورت نماييد.
اگر يك دوز دارويي را فراموش كرديد,‌آن را ديگر مصرف نكنيد و يا دوز بعدي را دوبرابر نكنيد,‌بلكه طبق برنامه منظم دارويي خود عمل كنيد.

احتياطات به هنگام استفاده از دارو:
اينكه پزشك پيشرفت بهبودي شما را با معاينه‌هاي منظم كنترل كند, از اهميت ويژه‌اي برخوردار است.
به هنگام مصرف اين دارو هرگز از مشروبات الكلي استفاده نكنيد به هنگام شروع مصرف متوتركسات از ماندن در معرض آفتاب به مدت طولاني اجتناب كنيد و از لامپ‌هاي ماوراء بنفش استفاده نكنيد چراكه ممكن است پوستتان نسبت به گذشته حساس‌تر شده باشد. در صورت سوختگي شديد با پزشك خود مشورت كنيد. در صورتي كه از اين دارو جهت بهبودي سوريازيس استفاده مي‌كنيد,‌اين موضوع اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند چراكه نور ماوراء‌ بنفش مي‌تواند سوريازيس را وخيم‌تر نمايد.
هرگز از آسپرين يا داروي ديگر براي برطرف كردن التهاب يا درد بدون مشورت اوليه با پزشك خود استفاده نكنيد.
به هنگام استفاده از متوتركسات و حتي پس از چند هفته از پايان درمان,‌بدون موافقت پزشك خود هيچ گونه و اكسيناسيون انجام ندهيد.

اثرات جانبي احتمالي اين دارو:
اثرات جانبي كه بايد فوراً پزشك از آنها اطلاع پيدا كند:
اثرات با شيوع كمتر:‌اسهال، قرمزي پوست, زخم در دهان و لب‌ها,‌درد معده
اثرات با شيوع نادر: مدفوع قيري و سياه,‌وجود خون در مدفوع و ادرار,‌تاري ديد, تشنج,‌سرفه يا خس خس كردن,‌تب يا لرز؛ درد پهلو يا پايين پشت اشكال يا دردناكي ادرار,‌وجود نقاط قرمز مشخص روي پوست,‌كوتاهي نفس‌ها خونريزي يا كبودي غير طبيعي.
اثرات جانبي ديگر كه بايد پزشك از آنها اطلاع يابد:
اثرات نادر: درد پشت، ادرار تيره,‌گيجي, خواب آلودگي,‌سردرد,‌خستگي يا ضعف غير طبيعي,‌زردي پوست يا چشم‌ها.
اثرات جانبي كه معمولاً نيازي به اطلاع پزشك از آنها نيست:
اين اثرات جانبي احتمالي ممكن است به هنگام درمان ناپديد شوند؛ اما در صورت ادامه و يا ايجاد ناراحتي حتماً با پزشك,‌پرستار و داروساز خود مشورت كنيد.
اثرات با شيوع كمتر يا نادر:‌آكنه, تاول, كاهش اشتها,‌حالت تهوع يا استفراغ,‌رنگ پريدگي,‌وجود دانه‌هاي قرمز يا خارش پوستي
اين دارو ممكن است باعث كاهش موقت مو در برخي افراد مي‌شود پس از اتمام درمان با متوتركسات, رشد طبيعي مو بايد برگردد. اثرات جانبي ديگري نيز ممكن است در برخي از بيماران رخ دهد,‌در صورت بروز آن‌ها با پزشك,‌پرستار يا داروساز خود مشورت كنيد.