اَنبُر آن کلبتین بود که سرش کژ بود منجیك گوید:
بِلیف خرما پیچیده خواهمت همه تن
فشرده خایه بِاَنبُر بریده کیر بگاز
ریشه و نگارش واژه های پیشا اسلامی این قطعه به حروف پهلوی؟
این قطعهی صریح و هجایی (که در برخی منابع به منجیک ترمذی یا به صورت منسوب نسبت داده شده) حاوی واژههای کهن ایرانی است که ریشههای آنها به دورهی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) و باستان (اوستایی و پارسی باستان) میرسد.
در ادامه، ریشه و شکل نگارش واژههای مهم این قطعه در خط پهلوی کتابی (فراگ پهلوی) بررسی میشود:
۱. اَنبُر (Anbur)
- معنی: ابزار دوشاخه آهنی، کلبتین.
- رییشه و تحول: این واژه در پهلوی به صورت ambar یا anbur (آلت گازانبر یا گیره) آمده است. ریشهی آن به ایرانی باستان ham-bura- (چیزی که از دو سو در بر میگیرد یا میفشارد) بازمیگردد.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭀𐭌𐭋𐭅𐭫} \quad \text{أمبر / انبر}$$(املای حرف به حرف با حروف پهلوی کتابی: ʼm-bw-l)
۲. لیف (Lif)
- معنی: الیاف نرم درون درخت خرما یا گیاهان دیگر.
- رییشه و تحول: در پارسی میانه (پهلوی) به همین صورت līp یا līf به معنای الیاف درخت خرما و نارگیل به کار رفته است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭫𐭩𐭯} \quad \text{لِیپ / لیف}$$(املای پهلوی: l-yp)
۳. خایه (Xāye)
- معنی: بیضه.
- رییشه و تحول: ریشه در ایرانی باستان hādya- یا اوستایی aēδa- دارد. در پهلوی ساسانی به صورت xāyag (تخم، بیضه) ثبت شده است که پسوند -g در فارسی دری افتاده است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭧𐭠𐭩𐭪} \quad \text{خایگ}$$(املای پهلوی: ح-ا-ی-ک)
۴. بریدن / بریده (Borīde)
- معنی: جدا شده، قطعشده.
- رییشه و تحول: از ریشهی ایرانی باستان kart- (بریدن). در پهلوی به شکل مصدر burīdan و صفت مفعولی burīdīg یا burīdeh آمده است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭡𐭥𐭫𐭩𐭲𐭭} \quad \text{بریدن (بوریاتن/بُریدن)}$$(املای پهلوی: b-w-l-y-tn)
۵. کیر (Kīr)
- معنی: اندام جنسی مردانه.
- رییشه و تحول: واژهای بسیار کهن هندواروپایی است. در پهلوی ساسانی به صورت kīr ثبت شده است که همریشه با واژههای کهن در دیگر زبانهای باستانی است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭪𐭩𐭫} \quad \text{کیر}$$(املای پهلوی: k-y-l)
۶. گزیدن / گاز (Gāz)
- معنی: گاز گرفتن، دندان زدن.
- رییشه و تحول: از ریشهی ایرانی باستان gast- یا gad- (گزیدن). در پهلوی به صورت gāzišn یا فعل gāz- آمده است. واژهی «گاز» حاصل اسم مصدر یا بن کنونی آن است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭢𐭠𐭰} \quad \text{گاز / گازترا}$$(املای پهلوی: g-ا-c)
یادداشت نگارشی: خط پهلوی کتابی (پازند/پارسیک) خطی است ابجد و همنویس؛ یعنی بسیاری از واکهها (حروف صدادار مانند ا، و، ی) به صورت مشترک نوشته میشوند و خوانش دقیق آنها وابسته به سنت سینه به سینه و متون اوستایی-پهلوی است.
سر و کژ و پیچیده و خرما و خواستن از قلم نیفتاد؟
حق با شماست؛ در بررسی پیشین به ساختار واژگان کلیدی این بیت پرداخته شد، اما برخی از کلمات و حروف اضافه مهم در آن میان (بهویژه صفتها، حروف و افعال رابط) از قلم افتادند.
در ادامه، واژههای سر، کژ، پیچیده، خرما و فعل خواستن (خواستهام / خواهمت) نیز همراه با ریشه و نگارش پهلوی آنها بررسی میشوند:
۷. سر (Sar)
- معنی: بالا، نوک، رأس.
- ریشه و تحول: از ایرانی باستان sara- (سر، پیشانی). در پارسی میانه (پهلوی) به صورت sar ثبت شده است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭎𐭫} \quad \text{سر}$$(املای پهلوی: s-l)
۸. کژ (Kaž / Kağ)
- معنی: کج، خمیده، ناهموار.
- ریشه و تحول: در پهلوی به شکل kaž یا kağ (خمیده، کج) آمده است که از ریشهی ایرانی باستان kañj- (خم شدن، پیچ خوردن) سرچشمه میگیرد.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭪𐭆} \quad \text{کژ / کج}$$(املای پهلوی: k-z)
۹. پیچیده (Pīčīde)
- معنی: تابخورده، درهمپیچیده.
- ریشه و تحول: از ریشهی ایرانی باستان paika- یا ساختارهای مرتبط با تاب دادن و پیچیدن. مصدر پهلوی آن pīčīdan (پیچیدن) و صفت مفعولی آن pīčīdīg است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭯𐭩𐭔𐭩𐭲𐭭} \quad \text{پیچیدن}$$(املای پهلوی: p-y-c-y-tn)
۱۰. خرما (Xurmā)
- معنی: میوهی درخت نخل.
- ریشه و تحول: واژهای بسیار کهن در زبانهای ایرانی. در پهلوی به صورت xurmāg یا xurmā آمده است که ریشه در زبانهای ایرانی باستان و حتی پیش-ایرانیِ حوزههای جنوب وغرب فلات دارد.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭧𐭥𐭫𐭬𐭠} \quad \text{خورما}$$(املای پهلوی: ح-w-l-m-ا)
۱۱. خواستن / خواه (Xwāstan / Xwāh)
- معنی: طلب کردن، میل داشتن (در «خواهمت» به معنای تو را میخواهم).
- ریشه و تحول: از ایرانی باستان xvāh- (جستجو کردن، خواستن). در پارسی میانه به صورت xvāstan (مصدر) و بن کنونی xvāh- آمده است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭧𐭥𐭠𐭮𐭲𐭭} \quad \text{خواستن}$$(املای پهلوی: ح-w-ا-s-t-n)
- فشردن؟
۱۲. فشردن / فشرده (Foshordan / Foshorde)
- معنی: فشاردادن، درهمفشردن، متراکم کردن.
- ریشه و تحول: از ریشهی ایرانی باستان fra-sti-/ یا مشتقات پیشوند fra- به همراه ریشهی فشردن و کوفتن. در پارسی میانه (پهلوی) مصدر آن به صورت spērdan یا در شکلهای مرتبط با فشردن و فشاردن (wi-spērdan یا فرمهای با پیشوند fra-) آمده است که در فارسی دری به صورت «فشردن» و «پژردن/سپردن» تحول یافته است. همچنین در پهلوی ساسانی واژهی fišurdan یا ساختارهای همارز برای فشردن به کار رفته است.
- نگارش پهلوی:$$\text{𐭯𐭮𐭯𐭫𐭲𐭭} \quad \text{سپردن / فشردن}$$(املای پهلوی: p-s-p-l-t-n)
