کَنُور کندوله بود یعنی
تنباك غله، رودکی گوید:
از تو دارم هر چه در خانه خنور
وز تو دارم آرد گندم در کنور ریشه ها و نگارش به حروف پهلوی واژه های کنور، کندوله، تنباک، غله، آرد و گندم؟
در بیت معروف رودکی:
«از تو دارم هر چه در خانه خنور / وز تو دارم آرد گندم در کنور»
واژههای «خنور» و «کنور» (که در لغتنامههای کهن مانند لغت فرس اسدی به معنای کندوله، یعنی ظرف بزرگ گلین برای انبار کردن غله و گندم ذکر شدهاند)، گویای بخش مهمی از فرهنگ کشاورزی و واژگان کهن ایرانی هستند.
در ادامه، ریشه، معنی و نگارش پهلوی واژههای ذکر شده بررسی میشود:
بررسی واژگان و ریشهشناسی
| واژه | ریشه و معنی در زبانهای ایرانی باستان / پهلوی | نگارش احتمالی به خط پهلوی (کتیبهای / پازند) |
| کنور / خنور | به معنای کندو، خمره بزرگ گلین برای انبار غله. ریشه در زبانهای ایرانی میانه دارد و با واژههای «کندو» و «کندوله» همخانواده است. | 𐭪𐭭𐭅𐭫 (K-N-W-L / Kanur) |
| کندوله | پسوند «ـوله» در اینجا پسوند تصغیر یا سازنده ظرف است؛ نام روستایی تاریخی در کرمانشاه نیز هست و در فرهنگها به همان انبار غله یا ظرف سفالی گفته میشود. | 𐭪𐭭𐭃𐭅𐭫𐭪 (K-N-D-W-L-K) |
| تنباک (غله) | در برخی نسخ کهنِ لغت فرس، «تنباک غله» آمده که به معنی انبار کردن و انباشتن غله است (نباید با تنباکوی امروزی که واژهای فرنگی و قاره آمریکایی است اشتباه گرفته شود؛ این واژه ریشه در فعل «تنبیدن» یا انباشتن دارد). | 𐭕𐭍𐭉𐭌𐭠 (T-N-Y-M-A) |
| غله | معرب واژه پهلوی یا همریشه با آن است که در فارسی میانه برای انواع دانههای خوراکی غلات به کار میرفته است. | 𐭂𐭫 (G-L / Galla) |
| آرد | ریشه در زبان ایرانی باستان ā-ṛta- و زبان پهلوی ārd دارد به همین معنای آرد حاصل از آسیاب کردن غلات. | 𐭠𐭫𐭃 (𐭠𐭫𐭕) (A-R-D) |
| گندم | از زبان پهلوی و پازند واژه گنتم (gantem)، و در اوستایی پیش از آن آمده است. | 𐭂𐭭𐭕𐭌 (G-N-T-M / Gantom) |
نکته تاریخی: واژه «تنباک» در بیت رودکی هیچ ارتباطی با گیاه تنباکو ندارد؛بلکه در متون کهن لغوی، «تنباک غله» به معنای جایگاه انباشت و انبار کردن غلات و حبوبات در خانه ثبت شده است.
این ویدیو اطلاعاتی پیرامون تاریخچه واژه و ورود تنباکو به دایره واژگان و فرهنگ اقتصادی ارائه میدهد.
https://www.youtube.com/watch?v=2HLL1lFsvjA
