ناگوار . تُخمه باشد، زینبی گوید:
از سخاء او ناگوار گرفت
خلق را یکسر و منم ناهار
مطلوب است شکل و نگارش واژه های پارسی باستان ناگوار و تخمه در این بیت؟
بیت مذکور از سرودههای لبیبی (شاعر سدهٔ پنجم) است که به عنوان شاهدی بر واژهٔ «ناگوار» (به معنی بیماریِ ناشی از پرخوری، سوءهاضمه، تخمه و امتلا) در فرهنگها و کتب لغت کهن از جمله لغت فرس اسدی طوسی نقل شده است.
صورت درست بیت با توجه به نسخ و منابع معتبر چنین است:
از سخای تو ناگوار گرفت / خلق را یکسر و منم ناهار
بررسی شکل لغوی، ساختاری و معنایی واژههای «ناگوار» و «تخمه» در این سیاق پژوهشی:
واژهٔ ناگوار:
شکل و ساختار: مرکب است از پیشوند نفی «نا + گوار» (از ریشهٔ گواردن / گواریدن به معنای هضم کردن). در زبان فارسی میانه و ادب کهن، «گوار» اسم فاعل یا صفت فاعلی مرکب مختص به هضم بوده است.
معنا در بیت: برخلاف معنای امروزی آن (ناخوشایند)، در اینجا به عنوان یک اصطلاح پزشکی-معیشتی کهن، به معنای «تخمه کردن»، «امتلا» (پُری معده از شدت خوردن) و «بیماریِ هضمنشدن غذا» آمده است. شاعر به طنز یا مبالغه میگوید بخشش و سخای تو چنان فراوان بوده که همهٔ مردم از شدت خوردنِ نعمت دچار سنگینی معده و ناگوار (تخمه) شدهاند و در این میان تنها من هستم که «ناهار» (گرسنه یا محروم) ماندهام.
واژهٔ تخمه:
ارتباط با بیت: واژهٔ «تخمه» در متن پرسش شما به عنوان یکی از معانی مترادف و توضیحیِ واژهٔ «ناگوار» در فرهنگنامهها ذکر شده است. یعنی در فرهنگهای لغت (مانند لغتنامه دهخدا به نقل از حواشی و متون قدیم)، «ناگوار» یکی از مترادفهای اصطلاحیِ «تخمه» و دلپیچهٔ ناشی از پُری معده دانسته شده است.
ریشهشناسی (پارسی باستان): واژهٔ «تخمه» در فارسی میانه و باستان ریشه در واار باستانی چیترا (čiθra-) اوستایی و پهلوی دارد که به معنای نطفه، اصل، تبار، تخم و مایه آمده است و در تحولات واژهشناختی گاه با مفهوم پریِ تن و بنیه نیز پیوند خورده است (همچون واژهٔ «تهم» به معنای قوی و تنومند که همخانوادهٔ همین حوزه معنای باستانی است). اما در بیت مورد بحث، «تخمه» نه به معنای نژاد و تبار، بلکه به معنای پزشکیِ کهنِ آن یعنی «تخمه کردنِ معده» به کار رفته است که با «ناگوار» همحوزه است.